روز پنجاهم جنگ، دیروز در حالی سپری شد که رژیم آمریکا، نه در میدان نظامی و نه در پای میز مذاکره نتوانسته کمترین دستاورد راهبردی داشته باشد اما خسارتها راهبردی غیرقابل جبرانی را متحمل شده است.
نشریه فرانسوی لوپوئن دیروز در آغاز هفته هشتم جنگ خاطرنشان کرد «آمریکا در ایران، در دامی گرفتار شد که خودش پهن کرده بود». دیروز در پنجاه روزه جنگ، روز منحصربهفردی هم بود و آمریکا برای دومینبار، ضرب شست مهمی را در تنگه هرمز دریافت کرد تا وزن طرفین میدان نبرد و موازنه موجود بار دیگر آشکار شود.
ضرب شست ایران
در حالی که ده روز است آتشبسی شکننده برقرار شده، اما دشمن شرور، در این مدت هر جا که توانست، آتشبس را زیر پا گذاشت؛ چه با جنایت در لبنان، و چه در زمینه اعلام محاصره دریایی علیه ایران.
ایران دیروز اعلام کرد: «با توجه به بدعهدیهای مکرر آمریکاییها و راهزنی و دزدی دریایی تحت عنوان محاصره، کنترل تنگه هرمز به حالت قبل برگشت و بسته خواهد ماند». این اقدام، پاسخی به یاوهگویی و بدمستی روز جمعه ترامپ بود که به جای قدردانی از توئیت وزیر امور خارجه کشورمان درباره بازگشایی مجدد تنگه هرمز، نوشته بود: «تنگه هرمز کاملاً باز است و برای کسبوکار و عبور بدون مانع آماده میباشد، اما محاصره دریایی در رابطه با ایران، تا زمانی که معامله ما با ایران ۱۰۰درصد کامل شود، به قوت خود باقی خواهد ماند».
ایران با بستن دوباره تنگه هرمز، فقط به یک گستاخی پاسخ نداد. بلکه دست برتر خود را در میدان نشان داد. ایران، در فاصله جمعه تا شنبه، هم حسننیت خود را به جهان ثابت کرد و هم، اقتدار خویش در برابر شرارت آمریکا را به نمایش گذاشت.
طبیعتاً ترامپ پنجاه روز قبل، جنگ را (با تحریک نتانیاهو) آغاز نکرده بود که تنگه هرمز بسته و آمریکا تحقیر شود. بلکه نتانیاهوی فریبکار و برخی اطرافیان، با اطلاعات دروغ به او باورانده بودند که کار ایران ظرف سه روز تمام است و میتواند نفت و منابع و معادن ایران را هم مثل ونزوئلا غارت کند. اما در میدان واقعیت، ارتش آمریکا، با بیسابقهترین و تحقیرآمیزترین شکست پس از جنگ جهانی دستبهگریبان شد تا خیلیها- مانند نیویورکتایمز و فارنافرز- اذعان کنند که جنگ با ایران، رونمایی از «نظم پساآمریکایی در جهان»، و رونمایی از «چهارمین ابرقدرت جهان» است.
از اخراج ۲۱ ژنرال تا فرار ناوها از تنگه هرمز
خبرها حاکی از این است که ستاد نظامی و سیاسی دولت ترامپ بههم ریخته است به نحوی که قادر به مدیریت نظامی و دیپلماتیک درست نیست. نشریه اکونومیست خبر داد: پیتهگست وزیر جنگ آمریکا از زمانی که به قدرت رسیده، ۲۱ ژنرال را برکنار کرده است. یکی از مقامهای سابق نظامی میگوید «او مثل یک پسر ۱۲ساله است که یکسری آدمکهای اسباببازی نظامی دارد و دوست دارد جنگبازی کند.»
درباره توانمندی تحلیل رفته آمریکا، روزنامه نیویورکتایمز خاطرنشان کرد: حتی قدرتمندترین ناو آمریکا هم نمیتواند به تنگه هرمز نزدیک شود. از زمانی که ترامپ محاصره دریایی بنادر ایران را اعمال کرد، حتی قدرتمندترین کشتیهای جنگی آمریکا نیز از گشتزنی در نزدیکی تنگه باریک هرمز اجتناب میکنند. در آن منطقه فضای مانور بسیار کم است و زمان هشدار برای مقابله با پهپاد یا موشک شلیکشده از فواصل نزدیک، تقریباً صفر است.
عربده میکشد اما شدیداً نیازمند توافق است
در همین حال، روزنامه گاردین، ابعادی از درماندگی آمریکا را اینگونه روایت کرد: ترامپ عربده میکشد اما شدیداً نیازمند توافق با ایران است. او میداند که ادامه جنگ، گودالی را که را با قبول وعدههای نتانیاهو کَنده، عمیقتر خواهد کرد. تورم در حال افزایش است، آمار حمایت در نظرسنجیها در حال سقوط، و انتخابات کنگره در پیش است. ایران در مقابل یک حمله سهمگین، مقاومت نشان داده است. برای پایان دادن به جنگ، این واشنگتن است که باید امتیاز بدهد.
نشریه تخصصی فارینپالیسی هم از «هفته جهنمی ترامپ» خبر داده و مینویسد: او در حال گشودن جبهههای نبرد و دعوا در تمامی جبهههاست و حامیان کلیدی و متحدان خود را طرد میکند. ترامپ، تنهاتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد. او در حالی که با ماشین جنگی فرسوده و اقتصاد لرزان دستوپنجه نرم میکند، پلهای پشتسر خود را با متحدان و حامیانش تخریب کرده است.
همه چی عالیه؛ اما ترامپ رو به موته!
بیل کریستول، نظریهپرداز نومحافظهکار درباره ناکامی دنبالهدار ترامپ اذعان کرد: «ترامپ از موضع تسلیم بیقید و شرط ایران، به عقبنشینی رسیده است.
ترامپ شش هفته پیش: من خواستار تسلیم بیقید و شرط هستم.
ترامپ امروز: من اساساً در مورد تغییر رژیم، برچیدن دائمی برنامهی هستهای، موشکها، نیروهای نیابتی، تحریمها و باجدادن به رژیم ایران، تسلیم شدهام.
اما دستورکار برای هوادارانم: بیایید وانمود کنیم که همه چیز عالی است!»
نشریه آمریکایی آلترنت نیز با اذعان به این مطلب که «ترامپ در برابر چشمان ما رو به موت است»، افزود: فشارهای ناشی از جنگ با ایران، بهویژه پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن، جایگاه ترامپ را بهطور جدی تضعیف و نشانههایی از افول او را آشکار کرده است. نارضایتی عمومی از جنگ افزایش یافته و نظرسنجیها کاهش حمایت از او را نشان میدهند. حتی در میان جمهوریخواهان نیز نگرانیهایی درباره تبعات ادامه جنگ و تأثیر آن بر انتخابات کنگره شکل گرفته است.
ترامپ، نمونه تبدیل رویاهای متوهمانه به کمدی تراژدیک است. به نوشته روزنامه تلگراف «در کمتر از یک هفته، دونالد ترامپ تهدید به نابودی تمدن ایرانی کرد، با پاپ درگیر شد و تصویری از خود منتشر کرد که در آن مانند عیسی مسیح بیماران را شفا میدهد. اکنون متحدان سابق علیه او برانگیخته شدهاند و ادعا میکنند که رئیسجمهور دیوانه شده است».
چرا آمریکا نمیتواند جنگ را به نفع خود تمام کند؟
فارنافرز، دیگر نشریه تخصصی سیاست خارجی در آمریکاست که دیروز پرسید «چرا راهبرد نظامی آمریکا در عصر جنگهای ابدی به پیروزی منجر نمیشود؟». تحلیلگر این نشریه پاسخ میدهد: با وجود برتری عظیم تکنولوژیک آمریکا، واشنگتن نمیتواند بحران ایران را به نفع خود تمام کند. استراتژی نظامی تنها میتواند زمان بخرد یا خسارت بزند، اما قادر به حل ریشهای اختلافات سیاسی نیست. هرچه آمریکا بیشتر بر طبل پیروزی نظامی بکوبد، بیشتر در باتلاق جنگهای همیشگی فرو خواهد رفت؛ چرا که دشمنان در عصر جدید یاد گرفتهاند که چگونه با زنده ماندن و مقاومت مستمر، پیروزی را از چنگ ابرقدرتها بربایند.
همچنین روزنامه نیویورکتایمز درباره «شکاف میان روایت پیروزی ترامپ و واقعیت قدرتگیری ایران» خاطرنشان کرد: ترامپ تلاش میکند جنگ با ایران را موفقیتی کامل جلوه دهد، اما تحلیلگران معتقدند ۴۰ روز بمباران نهتنها ایران را تضعیف نکرد، بلکه این کشور با اعتمادبهنفس بیشتری در تجارت جهانی اختلال ایجاد کرده و قیمت بنزین در آمریکا را افزایش داده است. ناوگان قایقهای موتوری ایران، تهدیدی قدرتمند در تنگه هرمز محسوب میشوند. دریادار «گری راگهِد»، فرمانده بازنشسته عملیات دریایی میگوید: «ناوگان قایقهای تندروی ایرانی یک نیروی برهمزننده قدرت در خلیجفارس است. شما هیچوقت دقیقاً نمیدانید آنها مشغول چه کاری هستند یا چه قصدی دارند.» این قایقها اغلب کوچکتر از آن هستند که در تصاویر ماهوارهای دیده شوند. آنها آمادهاند تا ظرف چند دقیقه وارد عملیات شوند.
فرسایش قدرت آمریکا به خاطر مقاومت ایران
شبکه RT روسیه معتقد است که «آمریکا بهای دستکم گرفتن ایران را میپرازد» و اضافه میکند «هزینه واقعی جنگ با ایران برای آمریکا بسیار فراتر از برآوردهای رسمی است و میتواند در بلندمدت به تریلیونها دلار برسد. برآورد اولیه ۱۲ میلیارد دلاری دولت آمریکا، تنها بخش کوچکی از مخارج را در نظر گرفته و حتی یک جنگ چندهفتهای میتواند بین ۶۰ تا ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد».
ویل شرایور، مورخ و تحلیلگر آمریکایی در ارزیابی جنگ در پایان هفتمین هفته تاکید کرد: هر آنچه ترامپ ادعا کرد، دروغ بود. ایران همچنان نگهبان تنگه هرمز باقی مانده و دوباره دستور بسته شدن آن را صادر کرده است. تمام کشتیهای نیروی دریایی آمریکا از دریای عمان رانده شدهاند. ایران اورانیوم با غنای بالای خود را واگذار نخواهد کرد و غنیسازی اورانیوم را نیز متوقف نخواهد کرد.
این ناکامی فاحش موجب شد تا پولیتیکو دیروز گزارش بدهد: در حالی که ترامپ همچنان ادعای پیروزی میکند، تنها ۱۵٪ از آمریکاییها میگویند ترامپ اهداف جنگ با ایران را محقق کرده است. در نظرسنجیها حدود ۲۵٪ فکر میکنند او بعداً به این اهداف خواهد رسید. ۴۰٪ میگویند او به این اهداف نرسیده، نخواهد رسید یا اهدافش نامشخص یا در حال تغییر است. فقط ۳۸٪ از جنگ با ایران حمایت میکنند.
پولیتیکو در ارزیابی دیگری یادآور شد: مجموعهای از تحولات اخیر نشان داده که چگونه بازیگران بینالمللی، روزبهروز بیشتر حاضرند در برابر ایالاتمتحده بایستند. ترامپ گاهی در برابر واکنشهای شدید عقبنشینی کرده است. تحلیلگران هشدار میدهند که الگوی تکرارشونده «مطالبات تشدیدشده و سپس مقاومت»، موجب فرسایش نفوذ آمریکا میشود.
صادرات نفت ایران بیاعتنا به ادعای محاصره
در حالی که آمریکا طی هفتته گذشته از محاصره دریایی گسترده علیه ایران خبر داده بود، تصاویر ماهوارهای و دادههای رهگیری نشان میدهد جریان نفت ایران نهتنها متوقف نشده، بلکه نفتکشها در حال بارگیری و جابهجایی محمولهها هستند. روزنامه واشنگتنپست ضمن انتشار این نوشت: در روزهای اخیر دستکم پنج نفتکش خالی وارد بنادر ایران در خلیجفارس شده و بارگیری میلیونها بشکه نفت را آغاز کردهاند. همزمان، پنج نفتکش دیگر که در نزدیکی چابهار مستقر بودند و در مجموع حدود ۹ میلیون بشکه نفت حمل میکردند، از منطقه خارج شدهاند.
استیو هانکه اقتصاددان برجسته هم با تاکید بر این مطلب که محاصره ترامپ محکوم به شکست است، در شبکه ایکس نوشت: ایران بیش از ۱۶۰ میلیون بشکه نفت شناور روی آب خارج از تنگه هرمز ذخیره کرده. به همین دلیل، ایران تا ماه ژوئیه (تیر/مرداد) میتواند نفت خود را با قیمتهای بالا به خریداران مانند چین بفروشد. محاصره دریایی ترامپ احتمالاً تا ژوئیه دوام نمیآورد و در نهایت شکست خواهد خورد.
نگرانی کودی سناتورهای آمریکایی
در مقابل ثبات وضعیت ایران، صندوق بینالمللی پول درباره پیامدهای بلندمدت جنگ علیه ایران برای اقتصاد جهانی هشدار داد و پیشبینی کرد: حتی اگر جنگ فوراً پایان یابد، قیمت بالای بنزین همچنان ادامه یابد. حتی اگر جنگ اکنون به پایان برسد، آسیبهای از قبل وارد شده آثار بلندمدتی خواهد داشت و پیامدهای ناشی از آن بهزودی برطرف نخواهد شد.
در همین حال، چند سناتور جمهوریخواه از ترامپ خواستند هرچه سریعتر راهبرد خروج از جنگ ایران را مشخص کند، چرا که ادامه درگیریها باعث افزایش قیمت نفت، گاز و کودهای شیمیایی شده است. گزارش سیانان به نقل از آمارهای رسمی میگوید ۷۰درصد کشاورزان آمریکایی اعلام کردهاند که دیگر توان مالی برای خرید کود موردنیاز مزارع خود را ندارند. قیمت کود از زمان آغاز جنگ با ایران بیش از ۵۰درصد افزایش یافته است.
دیروز در حالی که قیمت نفت پس از ادعای دروغ ترامپ درباره بازگشایی بیقیدوشرط و کامل تنگه هرمز به محدوده ۸۰ دلار کاهش یافته بود، پس از تکذیب این ادعا از سوی ایران، و اعلام ۴ شرط برای نظم جدید تنگه هرمز، قیمت نفت برنت مجدداً به بالای ۹۰ دلار بازگشت.
آژانس بینالمللی انرژی هم اعلام کرد: جبران کاهش تولید انرژی در خاورمیانه حدود ۲ سال زمان میبرد و خسارات گسترده به زیرساختهای انرژی و اختلال در صادرات، موجب شده حتی در صورت پایان جنگ نیز روند احیای کامل برای عرضه زمانبر باشد.
گزارش رویترز در اینباره حاکی است که جنگ علیه ایران ۵۰۰ میلیون بشکه نفت را از بازار جهانی حذف کرده و خسارت ۵۰ میلیارد دلاری به دنبال داشته است. طبق دادههای شرکت تحلیلی کپلر، حذف۵۰۰ میلیون بشکه نفت خام از عرضه جهانی، بزرگترین اختلال عرضه انرژی در تاریخ مدرن است. این میزان معادل پنج روز مصرف کل نفت در جهان؛ یک ماه تقاضای نفت در ایالاتمتحده و بیش از یک ماه مصرف نفت در کل اروپاست.
واقعیت غیرقابل تغییر: کلید تنگه دست ایران است
«دنی سیترینوویچ» رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل در ارزیابی تحولات پنجاه روز جنگ نوشت: ایران، کلید تنگه را در دست دارد و به نظر نمیرسد که این واقعیت بهزودی تغییر کند. تحولات ۲۴ساعت گذشته تنها این واقعیت را تقویت و عمیقتر کرده است. وقتی شعارها کنار گذاشته شوند، یک واقعیت ساده باقی میماند: تهران از هیچیک از خطوط قرمز خود عقبنشینی نکرده. نه در مورد غنیسازی، نه برنامه موشکی، نه در مورد نیروهای نیابتی منطقهایاش (حتی آتشبس در لبنان نیز از منظر ایران میتواند به عنوان شاهدی بر توانایی آن برای تحمیل کاهش تنش گستردهتر به نفع شرکای خود تفسیر شود)، و نه در تنگه هرمز. اتاق مانور ایران برای مصالحه ذاتاً محدود است. وقتی با انتخاب بین تسلیم و تشدید تنش مواجه شود، ترجیح آن قابل پیشبینی است. محاصره دریایی یا کارزار فشار مستمر علیه ایران به احتمال زیاد منجر به انسجام داخلی میشود نه شکاف، بهویژه در غیاب توافق دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن.
تشدید تنش به نفع آمریکا نیست
سیترونوویچ میافزاید: ایران اساساً با دشمنانی که ایالاتمتحده در گذشته با آنها روبهرو بوده متفاوت است. این امر، ارزیابی مجدد محاسبه هزینه- فایده هر اقدام را ضروری میسازد. در حال حاضر، بههیچوجه روشن نیست که تشدید تنش به نفع آمریکاست، با توجه به هم ریسکهای موجود و هم کارایی محدود آن در دستیابی به اهداف راهبردی اصلی.
یک توافق مذاکرهشده ممکن است تهران را تثبیت کند، اما توانایی آن را برای پیشرفت به سمت سلاح هستهای محدود میسازد. برعکس، رویارویی نظامی ممکن است در کوتاهمدت تهران را تضعیف کند، اما احتمالاً عزم آن را برای دستیابی به بمب تقویت خواهد کرد. وقتی کشوری مایل است هزینههای قابلتوجهی را برای حفظ هویت انقلابی خود متحمل شود، حتی عملیات نظامی در مقیاس بزرگ نیز بعید است که مسیر راهبردی آن را به طور بنیادی تغییر دهد.