به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 8,494
بازدید دیروز: 1,814
بازدید هفته: 12,923
بازدید ماه: 13,541
بازدید کل: 28,560,299
افراد آنلاین: 14
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
چهارشنبه ، ۰۶ خرداد ۱٤۰۵
Wednesday , 27 May 2026
الأربعاء ، ۱۰ ذو الحجة ۱٤٤۷
خرداد 1405
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
1712 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۵/۰۱/۳۰

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....

 ۱۴۰۵/۰۱/۳۰

‫خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۴/۱۰/۱۰‬‎

سازمان ملل پست‌ترین و فاسدترین ارتش روی زمین را معرفی کرد: ارتش اسرائیل

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر فلسطین اعلام کرد ارتش رژیم صهیونیستی «فاسدترین» و «منحط‌ترین» ارتش جهان است.
«فرانچسکا آلبانیز» در طول جنگ غزه به چهره‌ای برجسته تبدیل شد. او به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های فلسطینی اشغال شده از سال 1967 بارها در سخنرانی‌ها و گزارش‌های رسمی خود رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن به خصوص آمریکا را به نسل‌کشی متهم کرد. وی هزینه این ایستادگی و آزادگی خود را نیز داده است. طی دو سال گذشته وی زیر شدیدترین فشارها و تحریم‌ها از سوی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی قرار گرفته است. وی در اظهارات جدیدی بار دیگر به رژیم صهیونیستی حمله کرد. آلبانیز گفت: زندگی او آسان نیست، اما در مقایسه با زندگی فلسطینی‌های تحت رژیم آپارتاید اسرائیل که همچنان با نسل‌کشی و شکنجه رو‌به‌رو هستند، رنگ می‌بازد. به گزارش ایسنا، «فرانچسکا آلبانیز» اعلام کرد چه تحریم‌ها علیه او اعمال شوند و چه نشوند، او از ایستادگی برای عدالت دست برنخواهد داشت. وی ارتش اسرائیل را «فاسدترین و منحط‌ترین ارتش روی زمین» توصیف کرد و اظهار داشت که اقدامات آن از تمام خطوط قرمز عبور کرده و قوانین بین‌المللی را نقض کرده است. به گفته وی جنایات رژیم صهیونیستی به حدی بوده است که با اطمینان می‌توان گفت که ارتش اسرائیل منحط‌ترین ارتش دنیا است. این اظهارات آلبانیز در واکنش به ویدئویی منتشر شد که سوءاستفاده وحشیانه سربازان اسرائیلی از یک کودک فلسطینی را مستند می‌کرد. او در حساب رسمی خود نوشت: «من به اندازه کافی دیده‌ام که با اطمینان کامل بگویم: ارتش اسرائیل فاسدترین ارتش است» آلبانیز همچنین در مصاحبه اخیر خود با روزنامه بریتانیایی گاردین فاش کرد که اکنون زندگی‌اش در خطر است. 
آلبانیز چند روز پیش هم فاش کرد که در نتیجه اظهارات ضدصهیونیستی خود مورد تهدید قرار گرفته است. وی افزود که این تهدیدات از زمانی آغاز شده که گزارش خود را منتشر کرد که در آن رژیم صهیونیستی را به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم کرده بود. وی در مصاحبه‌ای با روزنامه گاردین گفت که پس از متهم کردن رژیم صهیونیستی به ارتکاب نسل‌کشی، با تهدید به مرگ و احساس دائمی خطر مواجه شده است. 
افزایش احساسات ضدیهودی
از سوی دیگر همزمان با افزایش انتقادهای جهانی نسبت به نسل‌کشی مردم فلسطین در غزه، جنوب لبنان و حمله اخیر به خاک ایران، نتایج یک نظرسنجی تازه نشان می‌دهد، واکنش‌های منفی نسبت به یهودیان و سیاست‌های مرتبط با اسرائیل در سراسر جهان رو به افزایش است. به گزارش ایرنا تازه‌ترین گزارش جامع «آژانس یهود» در سال ۲۰۲۶ که دیروز در شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل منتشر شد، حاکی از تصویری نگران‌کننده برای اسرائیلی‌ها از افزایش یهودستیزی و کاهش محسوس احساس امنیت در میان جوامع یهودی سراسر جهان است. این گزارش که بر پایه نظرسنجی مؤسسه بین‌المللی ایپسوس و با مشارکت ۱۴۲۸ پاسخ‌دهنده یهودی بزرگسال از نقاط مختلف جهان تهیه شده، نشان می‌دهد یهودستیزی در اروپا بیش از سایر مناطق، نمود داشته است. طبق داده‌های این نظرسنجی، ۴۳درصد از یهودیان اروپایی گفته‌اند خود یا اعضای خانواده‌شان در سال گذشته با واکنش‌های تند ضدیهودی رو‌به‌رو شده‌اند؛ رقمی که در آمریکای‌جنوبی و استرالیا ۳۵درصد، در آمریکای‌شمالی ۲۵درصد و در میان سایر اسرائیلی‌های دیاسپورا (خارج از اراضی اشغالی) بوده‌اند ۹درصد گزارش شده است. در همین حال، آلمان و اتریش بالاترین میزان مواجهه با یهودستیزی را ثبت کرده‌اند؛ به‌ طوری که ۵۹درصد از یهودیان مستقر در این دو کشور اروپایی گفته‌اند در سال گذشته با چنین مواردی برخورد داشته‌اند.

 

استقرار ایست‌های بازرسی صهیونیست‌ها این‌بار در جنوب سوریه

رژیم صهیونیستی، که مرزی برای خود نمی‌شناسد، پس از نفوذ چندباره به حومه شمالی قنیطره در جنوب سوریه، در آنجا نیز مثل مناطق دیگر این کشور ایست و بازرسی ایجاد کرد.
«محمد ابوحشیش»، فعال رسانه‌ای به «العربی الجدید» گفت ارتش رژیم صهیونیستی با خودروهای نظامی شنبه وارد حومه شمالی قنیطره شدند و ایست موقتی را در مسیر طرنجه- مزارع الامل ایجاد کردند. پیش از این نیز نیروی دیگری وارد حومه جنوبی قنیطره شد. یک بولدوزر و سه کامیون نیز وارد منطقه تل‌الاحمر شرقی شدند. به گزارش «ایسنا»، این اقدام نگرانی ساکنان را ایجاد کرد مبنی بر این‌که هدف نهائی ایجاد یک ایست نظامی جدید در این منطقه باشد. ارتش رژیم صهیونیستی در دوره اخیر در منطقه تل‌‌‌الاحمر شرقی حضور نظامی خود را از طریق گشت‌ها و حملات توپخانه‌ای به طور مکرر افزایش داده است. گشت‌های ارتش رژیم وارد روستای الصمدانیه شدند و ایستی را در مسیر اصلیه ایجاد کردند.

 

با اشاره به اهمیت تنگه هرمز
 
نشریه آتلانتیک: ایران پس از سال‌ها از سلاح آخرالزمانی خود رونمایی کرده است

کنترل موثر ایران بر تنگه هرمز همچنان سرخط خبر رسانه‌های جهان است. نشریه معتبر آمریکایی آتلانتیک با اشاره به اهمیت این تنگه نوشته ایران پس از سال‌ها از سلاح آخرالزمانی خود رونمایی کرده است.
هنگامی که نهم اسفند ترامپ جنگ نتانیاهو را علیه ایران تحمیل کرد، شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که این جنگ خیلی زود سلاحی را به جهان معرفی کند که کم از بمب اتم نیست. زمانی که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تنگه هرمز به دلیل شرارت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی بر روی کشتی‌های تجاری، نفتکش‌ها و ناوهای جنگی دشمن بسته است چنان لرزه‌ای به جان اقتصاد جهانی افتاد که بسیاری از تحلیلگران هشدار دادند که حتی اگر تنگه باز هم شود پس‌لرزه‌های آن تا مدت‌ها گلوی اقتصاد جهانی را رها نخواهد کرد. 
«آدام هنیه»، پژوهشگر برجسته توسعه و مدیر مؤسسه خاورمیانه در دانشگاه سواسِ لندن اخیراً در مصاحبه‌ای گفته بود: ایران با بستن تنگه هرمز نظام سرمایه‌داری جهانی را تا مرز فروپاشی برد. «جیسون بوردوف» مدیر مرکز سیاست جهانی انرژی و استاد دانشگاه کلمبیا هم در «فارن‌افرز» نوشته است: «بحران کنونی تنگه هرمز و کنترل مؤثر ایران بر این تنگه، نشان داد که با وجود گسترش قابل‌توجه انرژی‌های پاک، آسیب‌پذیری در حوزه سوخت‌های فسیلی همچنان وجود دارد؛ زیرا این سوخت‌ها بیش از ۸۰درصد انرژی جهان را تأمین می‌کنند.» به گفته وی «بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران بزرگ‌ترین اختلال در جریان‌های انرژی جهانی در تاریخ را رقم زد.» 
وابستگی شدید اقتصاد جهانی به باز بودن تنگه هرمز بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه رسانده است نظم آینده منطقه و جهان به‌شدت به کنترل این تنگه وابسته است و هر کشوری که کنترل آن را در دست داشته باشد طی سال‌های آینده بازیگر تعیین‌کننده معادلات در منطقه و جهان خواهد بود. با تشدید بحران جهانی انرژی ناشی از بسته بودن تنگه هرمز، ترامپ طی هفته‌های گذشته به هر حربه‌ای برای باز کردن آن متوسل شده از تهدید ایران تا تهدید کشورهای ناتو. کشورهای عضو ناتو جرأت نکردند برای باز کردن تنگه پا پیش بگذارند و در مورد تهدید ایران هم رسانه‌ها و مقامات خود آمریکا نوشتند که ایران کشوری نیست که تحت فشار و تهدید تسلیم شود. 
تنگه در کنترل کامل ایران
اهمیت تنگه هرمز و نقش ایران به عنوان نگهبان بی‌بدیل آن دیگر برای کسی پوشیده نیست. بسیاری از رسانه‌ها طی روزهای گذشته بارها به این موضوع اشاره کرده و نوشته‌اند تنگه هرمز به مهم‌ترین سلاح ایران در جنگ تبدیل شده است. 
میدل‌ایست‌آی نوشته است: «ایران دریافته است که تنگه هرمز از هر سلاح هسته‌ای احتمالی قدرتمندتر است؛ چرا که بمب تهدید به ویرانی می‌کند، اما تنگه هرمز اساس نظام را تهدید می‌کند.» 
کنترل موثر ایران به این تنگه همچنان سرتیتر رسانه‌های جهان است. علی‌رغم لفاظی‌های ترامپ درباره باز بودن تنگه، «فاکس‌نیوز» نوشته است: «تنگه هرمز تحت کنترل کامل سپاه پاسداران است و در حال حاضر عملاً بسته شده است.» سی‌ان‌ان از قول یک مقام ایرانی گزارش داد که «ایران اولویت عبور از تنگه را به کشتی‌هایی می‌دهد که عوارض پرداخت کنند». سی‌ان‌ان در گزارش دیگری از توقف کامل رفت‌وآمد در تنگه هرمز به دستور ایران خبر داده و نوشته است: «ترافیک در تنگه هرمز بار دیگر پس از حمله به دو کشتی در روز شنبه، متوقف شد». سی‌ان‌ان می‌افزاید: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اعلام کرده است که تنگه را مسدود خواهد کرد و نزدیک شدن به تنگه هرمز، همکاری با دشمن تلقی خواهد شد و هر کشتی متجاوز، هدف قرار خواهد گرفت.»
سلاح آخرالزمانی 
نشریه معتبر آمریکایی «آتلانتیک» هم در گزارشی به قلم «آلن ایر» سخنگوی پیشین وزارت خارجه آمریکا به اهمیت راهبردی این تنگه پرداخته و نوشته است: «ایران سلاح آخرالزمانی خود را کشف کرده و آن تسلط بر تنگه هرمز است؛ زیرا یک بازدارنده استراتژیک به حساب می‌آید.» در این گزارش آمده است: «دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا گفته بود که به جنگ رفته تا از دستیابی ایران به بمب هسته‌ای جلوگیری کند، اما جنگی که او آغاز کرد، به ایران این امکان را داد که متوجه شود که در حقیقت سلاح آخرالزمانی خود را از پیش در اختیار داشته است؛ سلاحی که قادر است معادل اقتصادی «نابودی متقابل تضمین‌شده» ایجاد کند». آلن ایر می‌افزاید: «تنگه هرمز همواره یک نقطه آسیب‌پذیر بوده است؛ آمریکا همیشه می‌دانسته که ایران ممکن است در صورت حمله، تلاش کند آن را ببندد، اما نه واشنگتن و نه تهران هیچ‌کدام تصور نمی‌کردند که ایران به این راحتی بتواند تنگه را ببندد و باز کردن آن برای آمریکا به چه میزان دشوار باشد.» به گزارش تسنیم، آتلانتیک با بیان اینکه سوخت‌های فسیلی برای تمدن صنعتی مدرن همانند هوای تازه برای ریه‌ها هستند، نوشت: حدود 80درصد از اقتصاد جهانی به نفت، زغال‌سنگ و گاز طبیعی وابسته است. بخش زیادی از این منابع از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تأمین می‌شود: عربستان سعودی، عراق، ایران، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین. حدود 25درصد از تجارت جهانی نفت خام و 20درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور می‌کند. آلن ایر با بیان اینکه ایران در ابتدای عملیات نظامی آمریکا تنگه هرمز را بست و انجام این کار چندان سخت نبود، نوشت: حتی بدون توان دریایی زیادی، ایران می‌توانست با تهدید کشتی‌های عبوری با مین‌ها، موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمت شاهد136، شرایط امنیتی به وجود آورد که باعث می‌شد بازارهای بیمه دریایی جهانی به دلیل طبیعت ریسک‌پذیر خود، از پوشش دادن کشتی‌ها خودداری کنند یا نرخ‌های غیرقابل قبولی را ارائه دهند.
این گزارش می‌افزاید: بنابراین، معلوم شد که بستن تنگه هرمز آسان است، اما بازگشایی آن و باز نگه داشتن آن، سخت است؛ حتی اگر آمریکا زمان و منابع لازم را برای این کار اختصاص دهد، احتمالاً این تلاش منجر به تلفات جانی فراوان خواهد شد، تلفات بیشتری که ترامپ احتمالاً تمایلی به آن ندارد. ایران ممکن است نه‌تنها علیه نیروهای آمریکایی، بلکه علیه زیرساخت‌های انرژی حیاتی در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز انتقام بگیرد.
آلن ایر در آتلانتیک ادامه می‌دهد: واقعیت تلخ این است که بازگرداندن ترافیک دریایی به سطح پیش از جنگ (حدود 130 کشتی در روز) و حفظ آن، برای اقتصاد جهانی حیاتی است و این کار قطعاً بدون همکاری ایران امکان‌پذیر نخواهد بود. تحریم‌های آمریکا علیه بنادر ایران ممکن است به ایران آسیب اقتصادی وارد کند، اما این واقعیت را تغییر نخواهد داد. در پایان این گزارش آمده است: در نهایت، حتی اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا آسیب‌های اقتصادی کاهش یابد و جریان کشتی‌ها از سر گرفته شود. صندوق بین‌المللی پول در 14 آوریل(25 فروردین) هشدار داد که دامنه شوک اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه، شامل تورم و کاهش رشد، «بستگی به مدت و مقیاس جنگ دارد و اینکه چقدر سریع تولید و ارسال انرژی پس از پایان درگیری‌ها به حالت عادی بازگردد.».
بازدارنده و دائمی
نیویورک‌تایمز هم در گزارشی اذعان کرده است جمهوری اسلامی ایران حتی با هرگونه محدودیت در برنامه هسته‌ای خود با در کنترل داشتن تنگه هرمز یک عامل بازدارنده قطعی و قدرتمند دارد. به گزارش ایسنا، نیویورک‌تایمز نوشته است که برای جمهوری اسلامی ایران نه سلاح هسته‌ای بلکه قدرت ذاتی «موقعیت جغرافیایی ایران» به عنوان یک اهرم فشار غیرقابل انکار و یک بازدارنده موثر عمل می‌کند. به نوشته این روزنامه آمریکایی اکنون تحلیلگران نظامی و راهبردی غربی به این نتیجه رسیده‌اند که ایران «هم‌اکنون نیز بازدارندگی خود را از طریق تسلط بر تنگه هرمز محقق ساخته است»؛ آبراهه‌ای حیاتی که به تنهایی شاهراه عبور ۲۰درصد از نفت خام جهان است.
نیویورک‌تایمز در این تحلیل با استناد به اظهارات مقامات سابق اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تاکید می‌کند هرگونه درگیری آتی بلافاصله با اهرم تنگه هرمز از سوی ایران مواجه خواهد شد. «دنی سیترینوویچ»، رئیس سابق بخش ایران در اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی به صراحت می‌گوید: «اکنون همه می‌دانند که در صورت بروز درگیری، بستن تنگه اولین گزینه در کتاب راهنمای ایران خواهد بود. شما نمی‌توانید بر جغرافیا غلبه کنید». 
این اعتراف در حالی صورت می‌گیرد که براساس این گزارش قدرت‌های غربی دریافته‌اند تخریب ساختارهای فیزیکی و ناوگان دریایی ایران لزوماً به معنای سلب کنترل تهران بر این آبراه نیست. 
به نوشته نیویورک‌تایمز تحلیلگران اندیشکده «مطالعات جنگ» (ISW) نیز تأکید دارند که ایران در میز مذاکره، از اهرم تنگه هرمز برای کسب امتیازات حداکثری در موضوعاتی مانند رفع انسداد دارایی‌های بلوکه‌شده و تضمین توقف دائمی حملات استفاده می‌کند.

 

وال‌استریت ‌ژورنال:
ترامپ ترسیده و به ‌شدت نگران نتیجه جنگ با ایران است

روزنامه اقتصادی- سیاسی پرنفوذ در آمریکا طی گزارشی از قول منابع نزدیک به ترامپ نوشته است که او به‌شدت در استرس و اضطراب درخصوص آینده جنگ با ایران به‌سر می‌برد.
وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی با تیتر «پشت لاف‌زنی‌های ترامپ در مورد جنگ، او با ترس‌های خودش دست و پنجه نرم می‌کند» به‌نقل از منابع آگاه در کاخ‌سفید نوشت که ترامپ در عرصه عمومی با لحنی تهاجمی و تهدیدآمیز ظاهر می‌شود، اما در محافل خصوصی با نگرانی‌هایی جدی درباره پیامدهای جنگ، به‌ویژه تلفات انسانی و تبعات سیاسی آن، روبه‌رو بوده است. به‌نوشته این گزارش، او از تکرار تجربه‌های ناموفق تاریخی آمریکا، از جمله بحران‌های گذشته، هراس داشته است. براساس این گزارش، ترامپ در تصمیم‌گیری‌های خود دچار نوعی دوگانگی بوده و «میان تشدید درگیری و حرکت به‌سوی مذاکره در نوسان» قرار داشته است.
به گزارش تسنیم وال‌استریت‌ژورنال می‌نویسد: با وجود لحن تند در اظهارات علنی، او در عمل از اعزام نیروهای زمینی به‌دلیل احتمال تلفات بالا خودداری کرده و به‌دنبال راهی برای پایان دادن به درگیری بوده است. این روزنامه همچنین می‌افزاید سبک مدیریتی ترامپ در این بحران «شخصی و تا حدی غیرمنسجم» بوده است؛ به‌گونه‌ای که گاه بدون هماهنگی با تیم امنیت ملی، مواضع تند اتخاذ می‌کرد. در بخش دیگری از این گزارش آمده است که ترامپ تصور می‌کرد پیروزی در جنگ با ایران می‌تواند «فرصتی برای بازطراحی نظم جهانی» در اختیار او قرار دهد. با این حال، وال‌استریت‌ژورنال به‌نقل از منابع خود تأکید می‌کند که او در عمل با چالش‌های جدی روبه‌رو شد؛ از جمله کاهش حمایت متحدان غربی، افزایش فشارهای اقتصادی و رشد نارضایتی داخلی.
وال‌استریت‌ژورنال در گزارش خود با اشاره به کنار گذاشته شدن ترامپ از تصمیمات مهم نوشته است: در اوج تنش‌های نظامی میان آمریکا و ایران، برخی دستیاران ارشد کاخ‌سفید برای جلوگیری از تصمیمات شتاب‌زده، دونالد ترامپ را از جلسات حساس «اتاق جنگ» کنار گذاشته‌اند.
به گزارش ایرنا به نقل از وال‌استریت‌ژورنال، در یکی از حساس‌ترین مقاطع جنگ، زمانی که یک جنگنده آمریکایی در ایران سرنگون شد و عملیات نجات خلبانان در جریان بود دستیاران ارشد تصمیم گرفتند رئیس‌جمهور را از جلسات لحظه‌به‌لحظه در اتاق جنگ دور نگه دارند. دلیل این تصمیم، نگرانی از بی‌صبری و واکنش‌های هیجانی ترامپ عنوان شده است؛ ویژگی‌هایی که به باور برخی مقامات، می‌توانست روند تصمیم‌گیری نظامی را مختل کند. در عوض، اطلاعات به‌صورت گزینشی و در لحظات کلیدی به ترامپ منتقل می‌شد. یکی دیگر از نکات مهم گزارش، اشاره به مقایسه ذهنی ترامپ با بحران گروگان‌گیری ایران در سال ۱۹۷۹ است؛ بحرانی که به شکست سیاسی جیمی کارتر انجامید. به گفته منابع، این تجربه تاریخی در ذهن ترامپ نقش پررنگی داشته و ترس از تکرار آن، بر تصمیمات او سایه انداخته است.

دروغ‌های شاخدار اینترنشنال

برای تطهیر حمله به پژوهشگاه فضائی ایران

  ۱۴۰۵/۰۱/۳۰

cdnThumbnail

شبکه صهیونیستی اینترنشنال با جعل هویت ماهواره‌های خصوصی، حمله به مرکز علمی طرشت را سفیدشویی کرد.
بامداد جمعه 22 اسفند، خیابان طرشت هدف حملات هوائی قرار گرفت. تصاویری که لحظاتی پس از این حادثه منتشر شد، برخورد چندین موشک به ساختمان «پژوهشگاه فضائی ایران» را تأیید می‌کرد؛ مرکزی غیرنظامی که در قلب یک منطقه شهری واقع شده است.
پژوهشگاه فضائی ایران؛ جایی بود که پژوهشگران ایرانی در حوزه فناوری صلح‌آمیز فضائی فعالیت می‌کردند، اما کمتر از 24 ساعت بعد، شبکه اسرائیلی اینترنشنال در یک گزارش ویدئویی مدعی شد که این مرکز به‌دلیل ارتباط با برنامه موشکی ایران هدف قرار گرفته است!
سؤال اینجاست: اساساً این شبکه چگونه می‌تواند چنین ادعایی را بدون کوچک‌ترین تحقیق میدانی مطرح کند؟ پاسخ در خود گزارش نهفته است؛ گزارشی که حتی در ساده‌ترین مصداق‌ها هم اشتباه می‌کند، مثلاً این شبکه، ماهواره‌های خصوصی «کوثر» و «هدهد» را که متعلق به شرکت خصوصی و دانش‌بنیان «امید فضا» هستند و هیچ ربطی به پژوهشگاه ندارند، به نام این مرکز تمام می‌کند.
اشتباهی که هر خبرنگار تازه‌کاری با یک جست‌وجوی ساده آن را تکذیب می‌کند. در این گزارش نشان می‌دهیم که چگونه این تحلیل نه‌تنها از منظر راهبردی غلط است، بلکه حتی در ذکر مصادیق اولیه (مانند مالکیت ماهواره‌ها) دچار اشتباهات ابتدائی و غیرحرفه‌ای شده است.
اشتباه فاحش در مصداق: ماهواره‌های خصوصی کوثر و هدهد
این رسانه در گزارش خود صراحتاً مدعی شده است: «پژوهشگاه فضائی ایران نقش مهمی در توسعه دو ماهواره مهم جمهوری اسلامی داشته: ماهواره‌های هدهد و کوثر» و این‌گونه القا کرده است که این پروژه‌ها توسط این پژوهشگاه و با اهداف نظامی هدایت می‌شده است.
این جمله نشان می‌دهد که تهیه‌کننده این گزارش حتی زحمت یک جست‌وجوی ساده گوگلی را هم به خود نداده است! ماهواره‌های کوثر و هدهد متعلق به بخش خصوصی ایران و شرکت «امید فضا» هستند.
این ماهواره‌ها در کلاس کیوب‌ست (CubeSat) یا ماهواره‌های مکعبی کوچک هستند. ابعاد بسیار کوچک و توان محدود این ماهواره‌ها که برای کاربردهای کشاورزی و اینترنت اشیاء (IoT) طراحی شده‌اند، اساساً با استانداردهای محموله‌های نظامی یا هدایت آتش که نیازمند اپتیک‌های بسیار بزرگ و سنگین هستند، هیچ سنخیتی ندارد.
این دو ماهواره توسط موشک سایوز روسیه به فضا پرتاب شدند و محصول اولین دستاورد مهم بخش غیردولتی فضائی ایران هستند.
نسبت دادن این ماهواره‌ها به پژوهشگاه فضائی یا استفاده از آن به‌عنوان مستندی بر «نظامی بودن» فعالیت‌های این پژوهشگاه، یا ناشی از جهل کامل تهیه‌کننده گزارش است و یا تحریف عمدی اطلاعات.
پرتابگر سیمرغ و نقش پژوهشگاه فضائی
در این گزارش، این شبکه مدعی شده است که پژوهشگاه فضائی ایران در ساخت و توسعه ماهواره‌بر سیمرغ نقش داشته است! این ادعا کاملاً نادرست است، ماهواره‌بر سیمرغ یک ماهواره‌بر سوخت‌مایع دومرحله‌ای است که توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ساخته شده است.
جالب اینجاست که یکی از خبرگزاری‌های داخلی در گزارشی از پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره‌بر سیمرغ، به‌درستی اشاره کرده است که ماهواره تحقیقاتی «مهدا» در پژوهشگاه فضائی ایران طراحی و ساخته شده است، اما در همان گزارش تأکید شده است که خود ماهواره‌بر سیمرغ توسط وزارت دفاع ساخته شده است و اساساً ماهواره‌برها و پرتابگرهای ایران در وزارت دفاع ساخته می‌شوند.
هدف ‌قراردادن پژوهشگاه و کاهش توان موشکی ایران
این رسانه اسرائیلی مدعی شده است که هدف قرار دادن پژوهشگاه فضائی ایران می‌تواند توان موشکی ایران را کاهش دهد و برنامه‌های توسعه موشک‌های دوربرد را عقب بیندازد!
این ادعا نیز به‌شدت نادرست و غیرواقعی است، به چند دلیل:برنامه موشکی بالستیک ایران عمدتاً زیر نظر نیروهای مسلح ایران و نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام می‌شود. پژوهشگاه فضائی ایران که وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است، نقشی در زنجیره تولید یا توسعه موشک‌های بالستیک ندارد. 
برنامه موشکی ایران یک شبکه گسترده و پیچیده از مراکز تحقیقاتی، تولیدی و پرتابی است که در نقاط مختلف کشور پراکنده شده‌اند. تصور اینکه هدف قرار دادن یک مرکز تحقیقاتی غیرنظامی همچون پژوهشگاه فضائی ایران بتواند «توان موشکی» یک کشور را کاهش دهد، از ساده‌لوحی و ناآگاهی تحلیلگران این رسانه حکایت دارد. 
تجربه جهانی نشان داده است که حملات محدود به مراکز تحقیقاتی، هرگز نتوانسته است توان موشکی یا فضائی یک کشور را به‌طور چشمگیری کاهش دهد. برنامه‌های موشکی و فضائی ماهیتاً انباشتی و قابل بازیابی هستند. تخریب یک ساختمان، دانش و تجربه انباشته‌شده در ذهن محققان و مهندسان را از بین نمی‌برد. 
صنعت فضائی یک کشور و صنعت موشک‌های بالستیک در سطح راهبرد کلان و نقشه راه (Roadmap) از هم جدا هستند؛ صرف داشتن دانش مشترک در موتور و سوخت، به‌معنای یکی بودن هدف‌گذاری‌ها نیست. صنعت فضائی در جهان هم دارای بخش صلح‌آمیز (سنجش از دور، مخابرات) و هم بخش نظامی است و راهبرد این دو بخش با یکدیگر تفاوت بنیادین دارد.
برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به ساختار قدرت‌های فضائی جهان بیندازیم. در نیروی هوائی و فضائی آمریکا، مدیریت ماهواره‌ها و موشک‌های بالستیک در یک ساختار واحد به‌نام مرکز فضائی و موشکی (Space and Missile Systems Center – SMC) انجام می‌شود. 
این مرکز مسئول کنترل موشک‌های بالستیک در سطح کره زمین و ناوبری نظامی است یعنی اگر موشکی در هر جای جهان بلند شود، سیستم‌های ماهواره‌ای این مرکز زنگ هشدار را به صدا درمی‌آورند و آن را رهگیری می‌کنند.
اگر منطق اینترنشنال درست بود، پس باید آمریکا نیز سال‌ها پیش باید مرکز SMC خود را تعطیل می‌کرد! در حالی که دقیقاً این مرکز، فرماندهی مقابله با موشک‌های ایران را به‌عهده‌ دارد! اما پژوهشگاه فضائی ایران چنین نقشی در راستای موشکی ندارد. وظیفه پژوهشگاه، طراحی و توسعه ماهواره‌های تحقیقاتی و علمی بوده و هست.
آمریکا با مرکز SMC خود آشکارا به‌دنبال مقابله با توان دفاعی ایران است، اما پژوهشگاه فضائی ایران یک مرکز علمی صلح‌آمیز است که هیچ نقشی در برنامه موشکی ندارد، این یعنی دومعیاری غرب در اوج خود.
وقتی یک گزارش با اولین اشتباه خود فرو می‌ریزد
این شبکه وابسته به موساد در همان گام اول، در یک مصداق کاملاً ابتدائی و غیرقابل‌بخشش مرتکب اشتباه شده است. این شبکه با قاطعیت تمام اعلام کرده است که پژوهشگاه فضائی ایران در توسعه ماهواره‌های «هدهد» و «کوثر» نقش داشته، در حالی که این دو ماهواره مربوط به بخش خصوصی و شرکت «امید فضا» هستند و کوچک‌ترین ارتباطی با پژوهشگاه ندارند.
این خطا آن‌قدر فاحش است که هر روزنامه‌نگار تازه‌کاری با یک جست‌وجوی ساده در گوگل یا مراجعه به اخبار معتبر بین‌المللی (مانند رویترز یا فرانس پرس) می‌توانست آن را اصلاح کند، حال سؤال اینجاست: اگر یک رسانه مدعی تحلیل راهبردی، نتواند حتی مالکیت دو ماهواره شاخص را به‌درستی تشخیص دهد، چگونه می‌توان به سایر ادعاهای پیچیده‌تر آن درباره «ارتباط فضائی با موشکی» اعتماد کرد؟ این اشتباه به‌تنهائی نشان می‌دهد که گزارش مذکور نه بر اساس تحقیق، که بر اساس پیش‌داوری و روایت‌پردازی خام تهیه شده است.
اما فراتر از این اشتباه رسواکننده، شبکه اینترنشنال دچار یک سردرگمی راهبردی عمیق نیز هست. این رسانه همپوشانی ساده فناوری را (که در تمام دنیا میان صنایع هوافضا وجود دارد) با «همسانی راهبردی» و «نقشه راه یکسان» خلط کرده است. واقعیت این است که در هیچ کشوری، از آمریکا و روسیه گرفته تا چین و هند، توسعه ماهواره‌های علمی و مخابراتی صرفاً به‌بهانه پیشرفت موشکی انجام نمی‌شود.
در پایان، روایت این شبکه اسرائیلی چیزی جز تلاشی مذبوحانه برای تخریب چهره علمی ایران و القای ترس از پیشرفت‌های فناورانه آن نیست. حمایت از پژوهشگاه فضائی نه به‌دلیل مسائل نظامی، بلکه به‌دلیل حق حاکمیت ایران برای توسعه فناوری صلح‌آمیز فضائی (امری که در جهان کاملاً مرسوم و قانونی است) ضروری است.
گزارشی که ابتدا با یک دروغ درباره دو ماهواره خصوصی آغاز می‌شود و با یک قیاس غلط راهبردی ادامه می‌یابد، شایسته هیچ عنوان «تحلیلی» نیست و نشان می‌دهد که تهیه‌کنندگان آن حتی به‌اندازه سرسوزنی، از اصول اولیه این صنعت آگاهی ندارند و این گزارش ویدئویی به‌سفارش کارفرمایش یعنی اسرائیل و موساد تهیه شده است.
ایران اینترنشنال؛ صدای صهیون
برخی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان مثل «اسرائیل اینترنشنال»، فقط خبررسان نیستند؛ بلکه سلاح پنهان جنگ شناختی- روانی و جنگ روایت‌ها بر ضد ایران عزیز و امید، روحیه و انسجام جامعه ایرانی‌اند. در جنگ شناختی- روانی، هدف فقط اطلاع‌رسانی نیست، بلکه شکل دادن به ادراک، احساس و قضاوت جامعه است؛ به عنوان مثال تقویت خشم، ناامیدی یا دو قطبی شدید. برای همین، انتخاب سوژه‌ها، نوع تیترها و لحن گزارش‌ها طوری چیده می‌شود که ذهن مخاطب را به یک نتیجه سیاسی مشخص برساند، حتی اگر همه چیز ظاهر خبری داشته باشد.
یکی از تکنیک‌های رایج این شبکه، بزرگ‌نمایی و تکرار گزینشی است؛ یعنی تمرکز افراطی بر خبرها و تصاویر منفی از داخل ایران (فقر، سرکوب، شکست، فساد، جنگ، شکست و...) و در مقابل، نادیده گرفتن یا کوچک‌نمایی هر نشانه‌ای از موفقیت، پیروزی و اصلاح.
تکنیک دیگر این ضد رسانه‌ سعودی-صهیونی، تیترهای احساسی با چاشنی قطبی‌سازی است؛ استفاده از واژه‌هایی مثل «فاجعه»، «ویرانی کامل»، «خشم بی‌سابقه»، «مردم علیه...» حتی وقتی داده‌های دقیق و مستند کافی وجود ندارد. این کار، هم اعتماد عمومی به هر نوع خبر داخلی را کاهش می‌دهد، هم مخاطب را در حالت خشم و اضطراب دائمی نگه می‌دارد که برای قضاوت عقلانی مناسب نیست.
تکنیک مهم دیگر شخصی‌سازی و سلبریتی‌سازی سیاست است. چهره‌سازی از برخی فعالان سیاسی یا هنری تبعیدی به‌عنوان صدای مردم ایران و همزمان نادیده‌گرفتن طیف متنوع و متضاد صداهای داخل کشور، باعث می‌شود پیچیدگی واقعی جامعه به یک تصویر ساده و دوقطبی تقلیل پیدا کند. همچنین، ترکیب شو، سرگرمی، موسیقی و خبر در یک قاب واحد، مرز بین تحلیل جدی و سرگرمی را مبهم می‌کند؛ مخاطب گاهی در حال خندیدن است، اما همزمان یک بسته خبری القایی درباره تنها راه‌حل سیاسی آینده ایران دریافت می‌کند.
برای مقابله با هجویات و دروغ‌پردازی‌های این شبکه، مهم‌ترین سلاح در شرایط کنونی اقناع مخاطب با ارتقا سواد رسانه‌ای است. یعنی از مخاطب بخواهیم هر بار با دیدن این شبکه‌ها با تفکر انتقادی از خودش بپرسد: ۱) چه خبرهایی درباره ایران هیچ‌وقت این‌جا دیده نمی‌شود؟ ۲) این روایت، چه احساسی را در من تقویت می‌کند و به نفع کدام پروژه سیاسی است؟ ۳) آیا منبع مستقل دیگری (با گرایش متفاوت) این خبر را تأیید کرده است؟ ۴) آیا آمار و سند روشن ارائه شده یا فقط کلی‌گویی و داستان احساسی است؟ با این عینک انتقادی، حتی اگر با محتوای دروغ این شبکه رو‌به‌رو شویم، اسیر جنگ روانی آن نخواهیم شد.