جنگ دیروز به روز پنجاه و یکم رسید. ترامپ همان تهدیدی را که روز چهلم کرده و هیچ نتیجهای نگرفته بود، دیروز تکرار کرد.
او بدون اشاره به نقض آتشبس و محاصره دریایی ایران توئیت زد: «ایران دیروز تصمیم گرفت در تنگه هرمز گلوله شلیک کند؛ نقض کامل توافق آتشبس. نمایندگان من فردا شب برای مذاکره در پاکستان خواهند بود. ما یک معامله بسیار منصفانه ارائه میدهیم و امیدوارم که آنها بپذیرند زیرا اگر این کار را نکنند، ایالات متحده تکتک نیروگاهها و تکتک پلهای ایران را از بین خواهد برد. دیگر خبری از آقای خوب نیست. وقت آن است که ماشین کشتار ایران از کار بیفتد!».
پنجاه و یک روز تقلای پر هزینه و بدون دستاورد
آتش بس دو هفتهای، روز چهارشنبه پایان مییابد، اما ترامپ با وجود تحمل هزینههای هنگفت و محاسبه نشده، نتوانسته نه در میدان و نه در مذاکرات، دستاورد قابل عرضهای کسب کند. ترامپ از این جهت شدیداً تحت فشار است. اگر جنگ را همین جا متوقف کند، شدیداً سرزنش خواهد شد. بنابراین تصور میکند باید کاری بکند. در عین حال، بهشدت نگران عواقب بدتر و غیر قابل تحملتر از سرگیری جنگ نظامی است.
همزمان، دو موضوع متناقض او و تیمش را درگیر کرده است. اینکه فشار بیاورد و امتیاز بگیرد؛ و اینکه فشار او، به ضربه متقابل و بزرگتری از سوی ایران بینجامد. کانون محاسبه ترامپ و تیم او این است که چگونه میتواند فشار بیاورد/ ضربه بزند و امتیاز بگیرد، بیآنکه ضربه جدیدی بخورد و هزینه تازهای بپردازد؟
مسیر رفت و برگشتی و ترکیبی «فشار/تهدید/ مذاکره»، شگرد همیشگی او در مقابل کشورها بوده است. گاهی جواب داده و گاهی نتیجه عکس گرفته؛ و هرجا نتیجه بر خلاف محاسبه شده، ترامپ پا پس کشیده است. بنابراین، نباید در مذاکرات، اِدراک و ارزیابی نادرستی به ترامپ منتقل شود؛ مبنی بر اینکه: طرف ایرانی، برای نیازهایش و از سر ضعف و نگرانی، مذاکره و چانهزنی میکند؛ پس میشود او را تحت فشار گذاشت، و حتی تهدید را به نقطه عملیات رساند و زهرچشم گرفت. به نظر میرسد با وجود برخی خطاها، مجموعاً پیام قدرتمندی در روند تبادل پیام در این ده روز به دشمن منتقل شده است.
از طرف دیگر، باید پیشاپیش، تهدیدهای معتبر عملیاتی را در مقابل تهدید دشمن روی میز گذاشت. ترامپ و دولتش (و سیاستمداران آمریکا/ شرکای منطقهای واشنگتن) باید یقین کنند که ایران و متحدانش، گزینههای عملیاتی دردناکتری را آماده دارند که مثلاً میتواند انسداد بابالمندب را به تنگه هرمز علاوه کند، یا ترانزیت نفت و انرژی و کالا را فلج کند.
وضعیت تنگه هرمز هرگز به قبل از جنگ برنمیگردد
گزارش رسانهها حاکی از این است که پس از نقض آتشبس توسط ترامپ و واکنش متقابل ایران در قالب اعلام ممنوعیت مجدد تردد، تردد کشتیها در تنگه هرمز کاملاً متوقف شده است. به گزارش بلومبرگ «هیچ کشتی روز یکشنبه از تنگه هرمز عبور نکرد».
دیروز سیانان گزارش داد: در کمتر از یک روز، وضعیت تنگه هرمز از بازگشایی کامل به انسداد تغییر کرد. ترامپ روز جمعه از اعلام تهران درباره باز شدن تنگه استقبال کرد؛ خبری که باعث افت ۱۰ درصدی قیمت نفت شد. اما ترامپ تأکید کرد محاصره بنادر ایران ادامه دارد، و ساعاتی بعد، سپاه پاسداران از مسدود شدن دوباره تنگه خبر داد. ژنرال وسلی کلارک، فرمانده سابق ناتو درباره روند تحولات میگوید: اوضاع هرگز به حالت قبل برنمیگردد؛ چون ایران از سلاح بستن تنگه استفاده کرده است. آنها دیدند که این سلاح چقدر قدرتمند است. ایران در اینجا یک نمایش واقعی از قدرت استراتژیک خود به راه انداخت و چالشهای احتمالی فراوانی پیش روی ماست.
ارتقای توانمندی موشکی ایران در مقطع آتشبس
در حوزه برآوردهای نظامی از توانمندیهای ایران، روزنامه نیویورک تایمز به نقل از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داد: ایران احتمالاً همچنان به ۷۰ درصد از ذخایر موشکهای بالستیک پیش از جنگ و ۶۰ درصد از پرتابگرهای موشکی خود دسترسی دارد. در زمان اجرای آتشبس دو هفتهای، تهران تنها به حدود نیمی از پرتابگرهای موشکی دسترسی داشت. ایران از آن زمان حدود ۱۰۰ پرتابگر دیگر را از زیرزمین خارج کرده و شمار پرتابگرهای عملیاتی خود را افزایش داده است. ایران در تلاش است ذخایر موشکی مدفون زیر آوار حملات را بازیابی کند.
این روزنامه اضافه کرد: فقط در شش روز اول جنگ، آمریکا 3/11 میلیارد دلار صرف جنگ با ایران کرد و تخمین کلی هزینه جنگ بین ۲۵ تا ۳۵ میلیارد دلار است. یکی از بزرگترین درسهای جنگ با ایران این است که ایران خود را به عنوان یک دشمن توانمند و غافلگیرکننده در برابر ایالات متحده ثابت کرده است. پهپادهای ارزان ایران توانستهاند از شکاف سرمایهگذاریهای دفاعی آمریکا که بر راهحلهای دقیق اما گران تمرکز داشته، بهرهبرداری کنند. ترس اصلی کارشناسان دفاعی تمام شدن ذخایر رهگیرها قبل از امکان جایگزینی آنهاست.
ایران از نظر استراتژیک، قویتر از گذشته است
اِعمال حکمرانی ایران بر تنگه هرمز، بحرانی است که ترامپ با حماقت خود در تکرار خیانت به مذاکره و ارتکاب جنگ متجاوزانه انجام داد و حالا نمیداند چگونه آن را حل کند. در اینباره دیوید پترائوس فرمانده سابق سنتکام گفت: اگر نتوانیم مسئله هستهای ایران و تنگه هرمز را حل کنیم، ایران از نظر استراتژیک قویتر از گذشته خواهد شد.
شان بل تحلیلگر نظامی شبکه اسکای نیوز هم خاطر نشان کرد: زمان به نفع ایران است تا آمریکا. ایران الان اهرم فشار بیشتری، برگ برنده بیشتری نسبت به همیشه دارد. احتمالاً حتی دست برتر را در اختیار دارد، ترامپ نیاز به خروج دارد ایران هنوز پابرجاست و کنترل تنگه را در دست دارد.
در همین زمینه آلن ایر (سخنگوی پیشین وزارت خارجه آمریکا) ضمن تحلیلی در نشریه آتلانتیک مینویسد: کنترل یک آبراه حیاتی، به تهران قدرت بازدارندگیای را میدهد که همیشه دنبالش بوده است. واشنگتن تصورش را هم نمیکرد که بستن تنگه هرمز برای ایران تا این حد آسان باشد، یا بازگشایی آن برای آمریکا تا این اندازه دشوار، یا اینکه پیامدهای اقتصادی آن تا چه حد گسترده و سریع در جهان پخش شود. علت اشتیاق ایران برای بسته نگه داشتن تنگه، در بازدارندگی راهبردی آن است. ایران بهدنبال شکل قدرتمندتری از بازدارندگی رفته و در مقایسه با ترامپ میتواند درد بیشتری را تحمل کند. بعید است ایران کنترل تنگه را بهطور کامل رها کند و بسته خواهد ماند تا ایران به خواستهاش برسد.
جنگ، نقطه ضعف دوم ترامپ را آشکار کرد
دونالد ترامپ دیروز گفت: «مشاورانی داشتیم که میگفتند قربان، با حمله به ایران، قیمت نفت به بشکهای ۳۰۰ دلار خواهد رسید. اما من گفتم فکر نمیکنم اینطور شود، ما همیشه یک راهی پیدا میکنیم. ما تازه عدد ۸۹ [دلار] را داشتیم که در واقع الان خیلی پایینتر از آن است. فکر میکنم در هفته آینده خیلی تحت تأثیر قرار خواهید گرفت و اگر اینطور شد، در انتخابات میاندورهای به جمهوریخواهان رأی بدهید، قبول؟».
اما همزمان با این اظهارنظر برای عادینمایی وضعیت بحرانی، خبرگزاری رویترز فاش کرد: جنگ ایران نقطه ضعف ترامپ را آشکار کرده؛ اقتصاد! اختلال گسترده در بازارهای انرژی و زنجیره تأمین نشان داده که نقطه حساس ترامپ نه فقط سیاست خارجی، بلکه وضعیت اقتصادی آمریکا و جهان است. افزایش قیمت نفت و تورمِ ناشی از اختلال در تنگه باعث شده نگرانیها میان رأیدهندگان برجسته شود و حمایت از رویکرد پرتنش او در قبال ایران کاهش یابد.
مدیر اجرائی بندر لسآنجلس هم گفت: جنگ با ایران قیمت سوخت کشتیها را ۲ برابر کرده و خطر قفلشدن زنجیره تأمین جهانی آمریکا وجود دارد. این افزایش هزینه ابتدا به شبکههای واردات و صادرات تحمیل میشود و در نهایت به شکل گرانی کالا، مستقیماً از جیب مصرفکنندگان آمریکایی پرداخت خواهد شد. اگر همین فردا تنگه هرمز باز شود، ۴.۵ ماه طول میکشد تا تا اوضاع به چیزی شبیه به وضعیت عادی بازگردد.
جاشوا لندیس مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه اوکلاهما نیز در گفتوگو با بیبیسی تأکید کرد: بازگشت دوباره ترامپ به جنگ، بهای سنگینی برای آمریکا دارد. او در تلاش است راهی برای خروج از جنگ پیدا کند؛ زیرا این درگیری نه برای آمریکا و نه برای جامعه جهانی مفید نبوده است. افزایش قیمت بنزین، رشد تورم و کاهش تحرک اقتصادی، فشار زیادی بر جامعه آمریکا وارد کرده و میتواند بر انتخابات میاندورهای نیز اثر بگذارد؛ همچنین اگر ترامپ دوباره به جنگ بازگردد، پیامدهای اقتصادی آن بسیار چشمگیر خواهد شد.
دروغهایی که ساعتی شده است!
حجم بالای خالیبندیها و وعدههای بیسرانجام ترامپ موجب شد تا جان آساف، سناتور آمریکایی به طعنه بنویسد: شاهد دروغگوییهای روزانه و ساعتی درباره جنگ با ایران هستیم. در دهمین روز جنگ، ترامپ گفت،«جنگ کاملاًً تمام شده است.» سپس در روز یازدهم گفت: «خیلی زود تمام میشود.» روز دوازدهم گفت: «پیروز شدیم.» روز بیستویکم گفت: «به پیروزی خیلی نزدیک شدهایم.» روز سیودوم گفت: «بهزودی آنجا را ترک میکنیم.» روز چهلم گفت: «به پیروزی کامل و تمامعیار رسیدیم.» روز چهلونهم، ترامپ گفت که «ایران تنگه را باز کرده است» درحالیکه امروز صبح تنگه بسته بود و به نظر میرسد به یک کشتی باری حمله شده است.
وسوسه توقیف کشتی و کابوس تلفات سنگین
روزنامه وال استریت ژورنال از یکسو ادعا کرد: «آمریکا در حال آماده شدن برای توقیف نفتکشهای مرتبط با ایران در آبهای بینالمللی است». اما از طرف دیگر نوشت: ترامپ در خفا با خطر اعزام سربازان به منطقه خطرناک (جنوب ایران) دستوپنجه نرم میکند چرا که میداند برخی از آنها باز نخواهند گشت؛ او در برابر طرحهای تصرف جزیره خارک مقاومت کرده؛ زیرا نگران است که منجر به تلفات سنگین آمریکاییها شود. منابع نزدیک به ترامپ گفتند او به شدت در استرس و اضطراب درخصوص آینده جنگ به سر میبرد. منابع آگاه میگویند ترامپ در عرصه عمومی با لحنی تهاجمی و تهدیدآمیز ظاهر میشود، اما در محافل خصوصی با نگرانیهای جدی درباره پیامدهای جنگ، بهویژه تلفات انسانی و تبعات سیاسی آن روبهرو است. او تهدیدهای تند، فحشدار و غیرمنتظره منتشر میکند تا ایرانیها را پای میز مذاکره بکشاند. ترامپ از ترس اینکه نظامیان آمریکایی در خارک هدف قرار گیرند، از طرح تصرف این جزیره عقبنشینی کرد. آنچه ترامپ واقعاً میخواست، ترساندن ایرانیها و پایان دادن به مناقشه بود.
این روزنامه همچنین خبر داد: ترامپ با سرنگونی یک جت جنگنده F-15E توسط ایران عصبانی شد. ترامپ ساعتها سر دستیارانش فریاد زد. او میترسید خلبانان اسیر شوند و بحران سال 1979 (طبس) تکرار شود.
دست برتر ایران در میدان نظامی و دیپلماسی
پاتریک وینتور دبیر سیاست خارجی گاردین معتقد است: سلسله پستهای سوءمدیریتشده ترامپ، پیشرفت به سوی صلح را متوقف میکند؛ ناامیدی ترامپ برای پایان جنگ، وی را ناچار به تلاش برای سرعت بخشیدن به روندی کرده است که بهطور کامل کنترلی بر آن ندارد و نیاز به توافق تهران دارد. این در حالی است که ایران بر این باور است که تنگه هرمز همچنان، کارت برنده آن است و زمان به نفع آن میگذرد. بنابراین هیچ عجلهای برای بازگشت به مذاکرات ندارد؛ بیصبری ترامپ باعث شد که وی بیش از حد فرضیهپردازی و اظهارنظر کند، از جمله اصرار مداوم بر ادامه محاصره بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا.
برایان کلارک، کارشناس امنیت ملی آمریکا نیز با ادبیاتی مشابه نوشت: فشارهای آمریکا بر ایران بیاثر است و واشنگتن باید به مطالبات ایران گردن نهد. گزینههای دیپلماتیک آمریکا محدود شده و ایران در میدان، دست بالاتری دارد. در صورت تمایل واشنگتن به راهحل دیپلماتیک، آمریکا باید به تقاضاهای ایران گردن نهد. تهدید به محاصره دریایی یا حمله زمینی علیه ایران مؤثر نیست و فشارهای فعلی آمریکا نتیجهای بر ایران ندارد.
روزنامه تلگراف نیز در گزارشی به نقل از فیلیپ هاموند وزیر خارجه سابق انگلیس نوشت: ایران قدرتمند است و در مذاکرات دست برتر را دارد ایرانیها اکنون در موضع بالاتری در مذاکرات نسبت به گذشته ظاهر شدهاند. نظام ایران قدرت خود را در کنترل تنگه هرمز نشان داده و در برابر حملات مشترک آمریکا و تلآویو ایستادگی به خرج داده است. ایران طی ۴۰ سال تحت تحریم قرار داشته و قدرتمندترین ارتش جهان نتوانسته نظام این کشور را حتی متوقف کند.
زنجیرهای از بحرانها، معلول انسداد تنگه هرمز
اندیشکده «شورای آتلانتیک» با تأکید بر اینکه «بسته شدن تنگه هرمز، موجب فراگیری زنجیرهای از بحرانها در دنیا میشود»، تصریح کرد: بستن تنگه هرمز یکی از بزرگترین شوکهای عرضه در تاریخ اقتصاد جهانی را بهوجود آورده است. این بحران که ابتدا به نظر میرسید محدود به انرژی باشد، اکنون به اختلالی چندوجهی تبدیل شده که صنایع، کشاورزی، حملونقل و فناوری پیشرفته را تحت تأثیر قرار داده است. پیش از بحران، تنگه هرمز تأمینکننده ۲۰ درصد سوخت جت دریایی، ۱۰ درصد دیزل، ۲۳ درصد آمونیاک، ۳۳ درصد هلیوم، ۵۰ درصد گوگرد و ۹ درصد آلومینیوم جهانی بود؛ اما اکنون توقف تردد کشتیها در این گذرگاه باعث جهش ۳۸ درصدی قیمت دیزل، ۲۰ درصدی آمونیاک و ۳۰ درصدی گوگرد شده است. کمبود سوخت جت موجب کاهش ۸ هزار پرواز روزانه، و افزایش قیمت دیزل هزینه حملونقل زمینی را بالا برده که فشار اقتصادی را به مصرفکنندگان منتقل کرده است. همچنین اختلال در تأمین آمونیاک و گوگرد میتواند به کاهش ۲ تا ۲۴ درصدی عملکرد محصولات کشاورزی منجر شود.
در همین حال، لری جانسون، افسر سابق سیا با تمرکز بر نقش آیتالله سید مجتبی خامنهای گفت: رهبری جدید ایران با رویکردی سختگیرانهتر و مبتنی بر تجربه، معادله تقابل با آمریکا را به نفع تهران تغییر داده است؛ جایی که مقاومت دیگر یک شعار نیست، بلکه به اهرمی واقعی برای گرفتن امتیاز و تثبیت موقعیت برتر ایران در منطقه تبدیل شده، آن هم در شرایطی که واشنگتن همچنان میان فشار و مذاکره سرگردان است.
توهم پیروزی آسان موجب پیدایش ابرقدرتی جدید شد
نهایتاً باید این تحلیل نشریه دیلی بیست را مورد توجه قرار داد که در ارزیابی پنجاه و یک روز جنگ مینویسد: ترامپ بهدنبال یک پیروزی آسان بود؛ اما در عوض ایران را به یک ابرقدرت جدید تبدیل کرد. تهران در اولین موج حمله تسلیم نشد و از کنترل تنگه هرمز دست نکشیده؛ چون دههها برای دفاع در چنین حملهای برنامهریزی کرده است. اما آمریکا حالا در گوشه رینگ گیر افتاده، ناچار به دادن امتیاز و عبور از این وضعیت است؛ احتمالاً چون برای چنین حملهای برنامهریزی نکرده بود. این رئیسجمهور (ترامپ) مدام به ما میگوید که رؤسایجمهور پیشین آمریکا به حمله او به ایران حسادت میکنند. مزخرف است! آنها از این کار پرهیز کردند، چون میدانستند چه فاجعهای به بار میآورد. ایران، برخلاف انتظار، ناگهان همه برگهای برنده را در دست گرفته است.