به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 8,028
بازدید دیروز: 1,814
بازدید هفته: 12,457
بازدید ماه: 13,075
بازدید کل: 28,559,833
افراد آنلاین: 18
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
چهارشنبه ، ۰۶ خرداد ۱٤۰۵
Wednesday , 27 May 2026
الأربعاء ، ۱۰ ذو الحجة ۱٤٤۷
خرداد 1405
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
1716 - افسر بازنشسته آمریکایی: آمریکا از مذاکره به عنوان پوشش برای فریبکاری در میدان رزم استفاده می‌کند ۱۴۰۵/۰۲/۰۲
افسر بازنشسته آمریکایی:
 آمریکا از مذاکره به عنوان پوشش برای فریبکاری
در میدان رزم استفاده می‌کند
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

cdnThumbnail

داگلاس مک‌گرگور، افسر بازنشسته و مشاور سابق پنتاگون در گفت‌وگویی مفصل مکرر تأکید می‌کند که مذاکرات اساساً یکی دیگر از ابزارهای جنگی آمریکاست و واشنگتن هرگز از دیپلماسی برای رفع اختلافات و رسیدن به مصالحه استفاده نمی‌کند بلکه از آن پوششی برای فریبکاری در میدان رزم می‌سازد. 
داگلاس مک‌گرگور، افسر بازنشسته و مشاور سابق پنتاگون طی گفت‌وگویی مفصل تأکید می‌کند که در جعبه‌ ابزار حکمرانی آمریکایی، مذاکره و دیپلماسی هرگز به مثابه مسیری برای رسیدن به مصالحه و رفع اختلافات نبوده و در دولت ترامپ این اصل، به شکلی ملموس در برابر افکار عمومی آشکار شده است.
وی اصرار دارد که اظهار امیدواری ترامپ به مذاکرات، در واقع فریبی برای افکار عمومی و تلاشی برای پنهان‌کردن نیات واقعی اوست. این افسر آمریکایی همچنین پیشنهاد می‌کند که دولت آمریکا به جای ادامه این مسیر خطرناک، تسلط ایران را بر تنگه هرمز بپذیرد و از تلاش برای سلطه بر این منطقه، دست بکشد. 
مذاکرات برای آمریکا یک ابزار جنگی دیگر است و نه راهی برای حل و فصل اختلافات
مک‌گرگور بر این باور است که واشنگتن هیچ‌گاه مذاکرات را به‌عنوان مسیری واقعی برای رسیدن به یک توافق متقابل و پایدار دنبال نکرده، بلکه از ایده «مذاکره» صرفاً به‌عنوان یک ابزار تاکتیکی استفاده می‌کند. به تعبیر او، گفت‌وگوهای اسلام‌آباد بیشتر شبیه به یک داستان است و از ابتدا یک پوشش سیاسی برای خرید زمان، آرام‌کردن بازارها و ایجاد یک فضای تنفسی برای آمریکا و اسرائیل بود تا بتوانند خود را برای دور بعدی درگیری آماده کنند.
مک‌گرگور با اشاره به این نکته که ایران در دور قبلی با هیئتی بزرگ، نقشه‌ها و مواد کارشناسی وارد شدند، می‌گوید این نشان می‌داد تهران دست‌کم از منظر شکلی با تصور یک مذاکره واقعی پای میز آمده بود؛ اما رفتار طرف آمریکایی، از جمله وابستگی مستقیم روند گفت‌وگو به تماس‌ها و ملاحظات اسرائیل، نشان داد که از ابتدا اراده‌ای برای رسیدن به یک راه‌حل مرضی‌الطرفین وجود نداشت. بنابراین اظهارات ترامپ درباره نزدیک بودن پایان جنگ یا اشتیاق ایران به مذاکره، بخشی از یک عملیات فریب است و دو کارکرد دارد: 
نخست، مهار شوک افکار عمومی و بازارهای مالی. 
 دوم، فراهم‌کردن فرصت لازم برای تجدید قوا، بازپر کردن ذخایر، بازآماد پلتفرم‌های هوائی و دریایی و آماده‌سازی حمله‌ای شدیدتر. 
به همین دلیل او تأکید می‌کند که آمریکا از مسیر مذاکره در پی «توافق» نبوده و نیست، بلکه به دنبال وقفه‌ای موقت بود تا از فشار سنگین میدان نبرد خارج شود و مقدمات حملات مرحله بعدی را فراهم کند. 
الگوی کلان جنگ‌ها به نفع بازیگران مدافع، تغییر کرده است
این کارشناس نظامی استدلال می‌کند که برتری ایران در میدان حاصل هم‌پوشانی «جغرافیا + دکترین دفاعی + تحول ماهیت جنگ» است. از یک‌سو، ایران به‌عنوان یک قدرت ذاتاً دفاعی در عمق سرزمینی خود می‌جنگد با خطوط تدارکاتی کوتاه، زیرساخت‌های حیاتی پراکنده و عمدتاً زیرزمینی و بدون وابستگی به انعکاس قدرت در فواصل دور؛ در حالی که آمریکا ناچار است از هزاران مایل دورتر، با زنجیره‌های تأمین طولانی، آسیب‌پذیر و پرهزینه عملیات انجام دهد. مک‌گرگور در سطح کلان‌تر معتقد است که تحول در الگوی کلان جنگ، معادله را به نفع بازیگران دفاعی تغییر داده است؛ به‌گونه‌ای که هرگونه تجمع، جابه‌جایی یا آماده‌سازی نیروهای مهاجم به‌سرعت شناسایی و از فواصل دور هدف قرار می‌گیرد. نتیجه این هم‌افزایی آن است که برتری سنتی قدرت‌های دریایی- هوایی در فرافکنی نیرو تضعیف می‌شود و یک قدرت منطقه‌ای با منابع کمتر می‌تواند هزینه‌های نامتقارن و فرسایشی سنگینی بر مهاجم تحمیل کند، بدون آنکه نیاز به برتری کلاسیک در نیروی هوائی یا دریایی داشته باشد.
آمریکا باید تسلط ایران را بر تنگه هرمز بپذیرد
مهم‌ترین نکته این گفت‌وگوی مک‌گرگور حول پیشنهادی مطرح می‌شود که خود او آن را عاقلانه توصیف می‌کند. او معتقد است که دولت آمریکا به‌جای تداوم یک رقابت پرهزینه و کم‌نتیجه برای کنترل تنگه هرمز، واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه را بپذیرد و نقش محوری ایران در این گذرگاه حیاتی را به رسمیت بشناسد. 
به گزارش فارس، از نگاه او، همان‌گونه که در گذشته با ایجاد یک رژیم حقوقی بین‌المللی برای داردانل، مدیریت این تنگه به ترکیه واگذار شد و ثبات نسبی ایجاد گردید، می‌توان یک سازوکار مشابه برای هرمز طراحی کرد که در آن ایران به‌عنوان بازیگر اصلی، مسئولیت تضمین امنیت عبور و مرور را بر عهده داشته باشد. 
این رویکرد به‌زعم او چند مزیت دارد: کاهش تنش‌های نظامی، جلوگیری از تخریب زیرساخت‌های حیاتی انرژی، و فراهم‌کردن بستر همکاری چندجانبه به‌جای تقابل مستقیم. در این چارچوب، توصیه او به واشنگتن این است که به‌جای تلاش برای حفظ برتری قهری در منطقه‌ای دور از حوزه جغرافیایی خود، به سمت یک نظم توافقی حرکت کند که در آن بازیگران بومی نقش تعیین‌کننده دارند و آمریکا به صورت کامل از تلاش برای تسلط بر این منطقه، عقب‌نشینی کند.