در هفته دهم جنگ، هذیانگوییهای ترامپ رو به تزاید است و به همان میزان، وضعیت مقبولیت او در جامعه آمریکا در حال سقوط آزاد است. حتی رأیدهندگان به او هم از جنگی بیدستاورد و پر هزینه عصبانی هستند.
ترامپ متوهم، در روز شصت و پنجم جنگ در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) نوشت: من به زودی طرحی را که ایران تازه برای ما فرستاده بررسی خواهم کرد، اما نمیتوانم تصور کنم که قابل قبول باشد، زیرا آنها هنوز بهای کافی برای آنچه در ۴۷ سال گذشته با بشریت و جهان کردهاند، نپرداختهاند.
این در حالی است که قاطبه تحلیلگران، از وضعیت بحرانی او در داخل و خارج آمریکا خبر میدهند. تنگه هرمز بعد از دو ماه، در اثر خبط ترامپ کاملاً مسدود شده است. بلومبرگ گزارش داد: ترافیک کشتیها در تنگه هرمز بار دیگر تقریباً متوقف شده است. همچنین نمودار بلومبرگ از میزان صادرات نفت ایران در ده سال گذشته نشان میدهد که سیاست فشار حداکثری به تغییر رفتار ایران منجر نخواهد شد.
تانکر تراکرز هم خبر داد: صادرات نفت خام کویت درآوریل ۲۰۲۶، برای اولین بار از پایان جنگ اول خلیجفارس، به صفر رسید.
راهبرد ترامپ، پاشنه آشیل آمریکا شده است
روزنامه والاستریت ژورنال در ارزیابی مواجه دریایی ایران و آمریکا نوشت: راهبرد آمریکا برای محاصره بنادر ایران، به پاشنه آشیل واشنگتن تبدیل میشود و با نقاط ضعف جدی روبهروست؛ بهگونهای که میتواند به عاملی فرسایشی برای نیروی دریایی ایالات متحده تبدیل شود و در مقابل، این امکان را برای تهران فراهم کند تا زمان و نحوه خروج آمریکا از این تقابل را تا حدی مدیریت کند. بازارهای جهانی (از نفت تا سهام) بر اولویت بازگشایی تنگه هرمز شرطبندی کردهاند؛ موضوعی که این هدف را از یک ابزار فشار آمریکایی، به اهرمی برای افزایش نفوذ ایران تبدیل کرده است.
از سوی دیگر روزنامه فایننشال تایمز خبر داد: آمریکا در بین کشورهای گروه هفت، شدیدترین شوک نفتی را بابت جنگ ترامپ علیه ایران دریافت کرده است. قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا سریعتر از سایر اقتصادها مانند انگلیس و کانادا در حال افزایش است. وابستگی ساختاری بازار سوخت آمریکا و سرعت انتقال افزایش قیمتها به مصرفکنندگان، باعث شده این کشور بیش از سایر اعضای گروه هفت در برابر پیامدهای اقتصادی جنگ با ایران آسیبپذیر باشد.
روزنامه واشنگتن تایمز هم گزارش داد: افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ بر همه چیز، از پمپ بنزین تا کالاهای مصرفی، فشار وارد میکند قیمت بنزین، گازوییل و سوخت هواپیما بهطور چشمگیری افزایش یافته و هزینه حملونقل و سفر را بالا برده است.
بیکاری 17 هزار کارمند آمریکایی
شبکه سیانان با بیان اینکه خطوط هوائی اسپیریت ورشکست شد، افزود: این شرکت هواپیمایی اعلام کرد فرآیند تعطیلی عملیات خود را آغاز کرده است. همچنین تمام پروازهای آینده خود را لغو کرده است. ۱۷ هزار کارمند بیکار، تاوان مستقیم جنگافروزی آمریکا بر جهش قیمت سوخت و تعطیلی ایرلاینهاست.
گزارشها میگوید بدهی ملی آمریکا از مرز
صد درصد تولید ناخالص داخلی گذشته است؛ عددی که نمادی آشکار از فشارهای مالی انباشتهشدهای است که دهههاست بر اقتصاد ایالات متحده سنگینی میکند. این روند در حال شکستن رکوردی است که آخرین بار در دوران پس از جنگ جهانی دوم ثبت شده بود. تا تاریخ ۳۱ مارس بدهی عمومی آمریکا به ۳۱.۲۶۵ تریلیون دلار رسید که بیش از تولید ناخالص داخلی است. پیشبینی میشود این رقم در آینده میانمدت همچنان افزایش یابد؛ چرا که دولت با کسری بودجههای سالانه تاریخی (نزدیک به ۶ درصد تولید ناخالص داخلی) روبهرو است که مستقیماً به حجم بدهیها میافزاید.
جنگی خود خواسته را باختیم و پشیمان خواهیم بود
در اثر اوضاع آشفته اقتصادی، روزنامه هیل متعلق به کنگره خبر داد: بر اساس نظرسنجی مشترک واشینگتنپست، ایبیسی نیوز و ایپسوس، ۶۱ درصد از آمریکاییها معتقدند که استفاده از نیروی نظامی علیه ایران اشتباه بوده است. این نتایج نشاندهنده سطح بالایی از نارضایتی عمومی است که با اوج مخالفتها در دوران جنگ ویتنام و عراق قابل مقایسه است. افزایش هزینههای اقتصادی، بالا رفتن قیمت سوخت و نگرانیها درباره امنیت و آینده جنگ، نقش مهمی در کاهش حمایت عمومی از این درگیری داشته است.
دیروز اعلام شد که پس از افزایش قیمت سوخت هواپیما، شرکت هواپیمایی آمریکایی اسپریت ورشکست شد.
شاید با ملاحظه همین ابعاد جنگ است که دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکامی گوید: جهانی که در ۲۷ فوریه وجود داشت، دیگر وجود نخواهد داشت. ما جنگی را که خودمان شروع کردیم، باختهایم و احتمالاً تا مدتها از آن پشیمان خواهیم بود. دنیا به خاطر تصمیمهای بدی که گرفتیم، فقیرتر خواهد شد.
ایران پیروز شده
و درباره ماندن آمریکا تصمیم میگیرد
در همین حال، پل کرگ رابرتس، معاون پیشین وزارت خزانهداری آمریکا گفت: ایران تا به امروز پیروز حمله اسرائیل و آمریکا بوده است و برای ماندن آمریکا در خاورمیانه تصمیم میگیرد. ادامه ضد حملات ایران، با تسلیم شدن اسرائیل و بیرون رانده شدن آمریکا از خاورمیانه همراه است. ترامپ با غرور آمریکا را به عنوان دولت دزد دریایی معرفی میکند. تحقیر آمریکا تاکنون از مردم پنهان مانده است. واشنگتن ربع قرن از پول و جان نظامیان خود به نفع آرمان صهیونیستی اسرائیل بزرگ استفاده کرده است. ماندن یا رفتن آمریکا از خاورمیانه به تصمیم ایران بستگی دارد.
کیم اشمیتز، کارآفرین و فعال سیاسی آلمانی هم تصریح کرد: غرورِ ترامپ، بزرگترین مانع در برابر خواست جهانی برای حل بحران ایران است. هیچ راه خروجی وجود ندارد، مگر با یک شکست سنگین برای آمریکا و اسرائیل. آیا ترامپ تحقیرِ ناشی از حماقتش را میپذیرد، یا بر سر لجاجتش بیشتر پافشاری میکند؟
تریتا پارسی، معاون اندیشکده کوئینسی نیز گفت: هزینه اقتصادی محاصره بنادر ایران فراتر از چیزی بوده که کاخ سفید پیشبینی میکرد و آسیب راهبردی گستردهتر به آمریکا احتمالاً چشمگیرتر است!
لری جانسون تحلیلگر سابق سیا هم معتقد است: مردم باید بفهمند که این یک دروغ است؛ آمریکا درباره محاصره دروغ میگوید آمریکا حتی کشتی کافی برای متوقف کردن کشتیهای ایرانی را ندارد. این بیشتر یک نمایش است. ما کنترل ۳ یا ۴ کشتی را گرفتهایم در حالی که بیش از ۱۵۰ کشتی فقط در مسیر خروجی حرکت کردهاند اما در عین حال، این روایت القا میشود که هر کشتیای که خارج میشود متوقف شده و مجبور به بازگشت است، که واقعیت ندارد.
یادآور میشود وزارت بازرگانی چین اعلام کرد تحریمهای آمریکا علیه پنج شرکت پتروشیمی و پالایشگاهی این کشور به اتهام خرید نفت ایران را رد میکند و دولت پکن تحریمهای یکجانبه آمریکا را به رسمیت نمیشناسد.
ونس و روبیو هم معتقدند ایران، دست برتر را دارد
جان مرشایمر، نظریهپرداز روابط بینالملل در همین زمینه معتقد است: با نگاهی به وقایع جنگ علیه ایران، درمییابیم که این یک شکست تمامعیار برای ایالات متحده است. این واقعه در کتب تاریخ به عنوان بزرگترین اشتباه فاحش در سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد. مارکو روبیو و جیدی ونس به دلیل محاسبات انتخاباتی از ورود به مذاکرات مرتبط با ایران فاصله گرفتهاند. هر دو به دنبال سال ۲۰۲۸ هستند و نمیخواهند هزینه تصمیمهای سخت درباره ایران را بپردازند. این دو معتقدند ایران در موقعیت برتر قرار دارد و آمریکا عملاً جنگ را باخته است.
شبکه MS NOW در گزارشی خاطرنشان کرد: برای توصیف رویکرد ترامپ و هگست درباره جنگ علیه ایران فقط یک کلمه وجود دارد؛ بیکفایتی! تصمیمگیریهای ناهماهنگ، ادعاهای اغراقآمیز درباره موفقیتها و نبود یک راهبرد روشن توسط ترامپ و وزیر جنگش باعث شده که تصویر روشنی از اهداف و نتایج این جنگ وجود نداشته باشد. برخی مقامات حتی این رویکرد را «بیکفایتی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که نبود استراتژی مشخص، هزینههای سنگین مالی و سیاسی به همراه داشته و میتواند موقعیت آمریکا را در سطح جهانی تضعیف کند.
ترامپ از جنگ با ایران پشیمان میشود
نشریه فارنپالیسی با طرح این پرسش که چرا ترامپ ممکن است از جنگ با ایران پشیمان شود، نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد سومین ماه شده و نشانهای از پایان سریع آن دیده نمیشود. نه فشار اقتصادی و نه تشدید نظامی تاکنون به موفقیت تعیینکنندهای منجر نشده و درگیری ممکن است به دور تازهای از رویارویی طولانیمدت تبدیل شود. ایران با بستن تنگه هرمز اهرم فشار تازهای ایجاد کرده و در مقابل، آمریکا همچنان با گزینههای دشوار نظامی و سیاسی روبهروست. تعریف پیروزی تهران، حفظ اهرم فشار در هرمز است؛ هدفی که دستیابی به آن برای ایران آسانتر از تحقق اهداف آمریکا ارزیابی میشود. جنگ با ایران یک زلزله ژئوپلیتیک است که پیامدهای استراتژیک آن برای سالهای آینده توسط آمریکا و جهان احساس خواهد شد.
نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا
روزنامه نیویورک تایمز در یادداشتی از «زوال امپراطوری آمریکا» خبر داده و نوشت: حمله آمریکا و اسرائیل به ایران چیزی بیش از یک ایده بد بود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. سیستمهای امپراتوری، تنها تا زمانی دوام میآورند که ابزارهای آنها برای اهدافشان کافی باشد، اما با جنگ ایران، به طرز خطرناکی همخوانی نداشتن اهداف و واقعیتها را نشان میدهد. مشکلات داخلی و تجارب شکست در عراق و افغانستان اکنون به جنگ ایران سرایت کرده و آمریکا را وارد بحرانی بزرگ کرده که نتیجهای جز انحطاط برای آمریکا در پی نخواهد داشت.
پاسخ تحلیلگر صهیونیست به یاوهگوییهای ترامپ
دنی سیترینوویچ مدیر سابق امور ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل در یادداشتی تأکید کرد: همانطور که حوثیها قبلاً نشان دادهاند، برای بستن آبراههای استراتژیک مثل بابالمندب نیازی به کنترل فیزیکی نیست. قابلیتهای موشکی پیشرفته و پهپادها به تنهائی برای مختل کردن و حتی مسدود کردن مؤثر گلوگاههای کلیدی دریایی کافی است. ایران نه تنها مجموعهای پیچیده از این قابلیتها را در اختیار دارد، بلکه سیستمهای فرماندهی و کنترل مورد نیاز برای بهرهبرداری مؤثر از آنها را نیز داراست. جغرافیا، به ویژه در یک گلوگاه پیچیده و باریک مانند تنگه هرمز، چیزی نیست که بتوانید به سادگی بر آن غلبه کنید. دکترین نظامی ایران مدتهاست که بر اساس جنگ نامتقارن ساخته شده است. هنگامی که رهبر جدید، تنگه هرمز را به عنوان یک منفعت ملی اصلی ایران شناسایی کرد، با همان اولویت برنامه موشکی یا بلندپروازی هستهای ایران، از آن دفاع خواهد شد. در حال حاضر، هیچ راه برگشت واقعی وجود ندارد. این چیزی است که وضعیت را بسیار مشکلساز میکند، به خصوص با توجه به این شناخت فزاینده که هرگونه راهحل نظامی فوقالعاده پیچیده خواهد بود. شعارهایی که فاقد معنای عملیاتی واقعی هستند. «کار را تمام کنید»، «ضربهای قاطع وارد کنید»، «آنقدر محکم به آنها بزنید که در میز مذاکره تسلیم شوند»، عباراتی توخالی هستند. درگیریهای اخیر نشان دادهاند که هیچ توانایی عملی برای تبدیل آنها به واقعیت وجود ندارد. ایران قرار نیست تسلیم شود. هیچ «ضربه قاطعی» علیه ایران وجود ندارد. حملات شدید علیه رژیم کار را تمام نمیکند اما تقریباً مطمئناً پاسخ بسیار شدیدتری از سوی ایران را برمیانگیزد. تمایل به سادهسازی اوضاع قابل درک است. اما با واقعیتی که ما در میدان نبرد در جنگ فعلی تجربه کردهایم، همسو نیست. از همه مهمتر، این امر انتظاراتی را ایجاد میکند که ناگزیر به ناامیدی عمیق منجر میشود.
آتلانتیک: ایران قاطع است
چون دست برتر را دارد
توماس رایت تحلیلگر ارشد نشریه آتلانتیک هم معتقد است: اگر ترامپ قصد نداشته باشد محاصره را تا پاییز ادامه دهد، ناچار است میان چند گزینه دشوار انتخاب کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیار مقاومتر از آن چیزی ظاهر شده که واشنگتن یا اورشلیم پیشبینی کرده بودند. حاکمیت ایران بیش از هر چیز این را میبیند که هدف جنگ، سرنگونی نظام بود. ایران همچنین توانایی خود را برای ضربه زدن در خلیجفارس به آمریکا و اسرائیل نشان داده و در کنترل تنگه هرمز موفق عمل کرده است. در جریان مذاکرات اسلامآباد، تیم مذاکرهکننده آمریکا دریافت که ایران در برابر خواستههای واشنگتن درباره برنامه هستهای کاملاًً انعطافناپذیر است. تهران سالهاست در برابر خواستههای آمریکا برای توقف غنیسازی اورانیوم و محدود کردن برنامه موشکی مقاومت کرده است. ایران ترجیح داده وارد جنگ شود تا اینکه امتیازهای بنیادین بدهد. از همین رو، بعید است پشت میز مذاکره چیزی را واگذار کند که باور دارد آمریکا نتوانسته در جنگ به دست آورد.
دولت ترامپ ظاهراً انتظار داشت که محاصره دریایی، صنعت نفت ایران را ظرف چند هفته از پا درآورد و تهران را ناچار به عقبنشینی کند. اما این ارزیابی، بیش از حد سادهانگارانه بود. ایرانیها دههها تحریم، محدودیت صادرات، فشار مالی و اختلال در فروش نفت را تجربه کردهاند و در همین مدت، صنعت نفت خود را بارها با کاهش تقاضا، محدودیت حملونقل و نیاز به ذخیرهسازی سازگار کردهاند. علاوهبر این، ایران در آغاز درگیری از یک سود مالی غیرمنتظره نیز بهرهمند شد؛ زمانی که آمریکا تحریم علیه صادرات نفت ایران را لغو کرد.
ایران آماده بستن تنگه بابالمندب است
آتلانتیک میافزاید: تهران محاسبه میکند که میتواند در تحمل فشار، بیشتر از آمریکا دوام بیاورد. ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای با فشار فزاینده افکار عمومی، نگرانی از قیمت سوخت و هراس از رکود اقتصادی روبهرو خواهد شد. هرچه بحران طولانیتر شود، هزینه آن برای کاخ سفید بیشتر میشود. اگر تهران به این نتیجه برسد که واشنگتن برای یک رویارویی طولانیمدت آماده شده است، ممکن است دامنه فشار را گسترش دهد و دیگر گلوگاههای حیاتی تجارت را هدف قرار دهد. یکی از گزینهها، مسدود کردن تنگه بابالمندب است؛ آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و برای تردد از مسیر کانال سوئز اهمیتی حیاتی دارد.
اگر ترامپ قصد نداشته باشد محاصره را تا پاییز ادامه دهد، ناچار است میان چند گزینه دشوار انتخاب کند. گزینه نخست آن است که با ایران توافقی درباره بازگشایی تنگه هرمز امضا کند که شامل کاهش تحریمها باشد. اما چنین توافقی، برنامه هستهای ایران را بهطور کامل از میان نخواهد برد و مسئله موشکهای ایران را نیز حل نخواهد کرد. گزینه دوم: تنگه هرمز باز میشود، اما هیچ مسئله دیگری بهطور بنیادین حلوفصل نمیشود. تهران اهرم فشاری بیسابقه بر بازارهای جهانی انرژی و خلیجفارس در اختیار دارد. موجی از حملات محدود نمیتواند این واقعیت را معکوس کند وگره را باز نخواهد کرد.