شکست سنگین دشمن در نبرد تنگه هرمز، کاخ سفید را از فاز «تغییر رژیم» به حقارت «محاصره دریایی» و پروژه «آزادی» کشاند. امروز رسانههای غربی نیز اعتراف میکنند که انسجام پولادین ایران، معادلات در تنگه هرمز را به نفع ایران اسلامی تغییر داده است و «پروژه آزادی پلاس» ترامپ هم با قدرت اتحاد و اقتدار نظامی ایران به زبالهدان تاریخ خواهد پیوست.
در حالی که بوقهای تبلیغاتی جبهه استکبار و شخص ترامپ با فرار به جلو، سخن از پروژه موهوم «آزادی پلاس» به میان میآورند، واقعیتهای صحنه نبرد در روز هفتاد و دوم، حکایت از حقیقتی معکوس دارد. تحلیلهای اخیر رسانههای معتبر غربی نیز پرده به استیصال راهبردی واشنگتن در برابر اراده پولادین ملت و نیروهای مسلح ایران اعتراف دارد.
امروز دشمن پس از شکست مفتضحانه در جبهه نظامی، از فاز تغییر رژیم عقبنشینی کرده و به تاکتیک ناکارآمد محاصره دریایی، پروژه آزادی و پروژه آزادی پلاس روی آورده است اما اعتراف صریح رسانههایی همچون فایننشالتایمز نشان میدهد که حتی در دریا نیز، هیمنه آمریکا توسط قایقهای تندروی سپاه زمینگیر شده است. این روزنامه اذعان میکند که قدرت واقعی تهران در جنگ نامتقارن و زرادخانهای از پهپادها و موشکهاست که ارتش کلاسیک آمریکا را در بنبستی مرگبار گرفتار کرده است.
همزمان، شبکه خبری سیبیاس با رد توهمات کاخنشینان واشنگتن، تاکید دارد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران برخلاف ادعاهای ترامپ، در اوج انسجام و اقتدار قرار دارد. این اعترافات در کنار هشدار تحلیلگران گاردین مبنی بر فرسایش قدرت جهانی آمریکا در صورت ادامه تنش با ایران، نشان میدهد که پروژه «آزادی پلاس» نیز پیش از تولد، به سرنوشت دیگر پروژههای شکستخورده استکبار دچار میشود.
حقیقت غیرقابل انکار این است که موازنه قدرت در منطقه و به ویژه در تنگه هرمز، به نفع جبهه مقاومت تغییر کرده و بازگشت به قبل، رؤیایی است که هرگز تعبیر نخواهد شد. مقاومت جانانه نیروهای مسلح به پشتوانه ملت ایران، دشمن را از فاز تهاجمی به فاز انفعال و استیصال کشانده است.
ترامپ دیروز گفت: «من نگفتم عملیات نظامی علیه ایران پایان یافته است، اما گفتم آنها شکست خوردهاند. ایران از نظر نظامی شکست خورده است و شاید خودشان هم متوجه نباشند، اما فکر میکنم متوجه شده باشند.» اما میدان روایت دیگری داشت.
روزنامه فایننشالتایمز به نقش فزاینده قایقهای تندرو ایران بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ پرداخت و نوشت: قدرت واقعی تهران در نیروی دریایی سپاه پاسداران و در زرادخانه موشکها، پهپادها و قایقهای تندرو نهفته است و ایران اساساً به ابزارهای جنگ نامتقارن متکی است و از ورود به جنگ کلاسیک خودداری میکند.
در ادامه اعترافات منابع غربی و آمریکایی به بنبست دریایی واشنگتن مقابل ایران، روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی به بررسی بخشی از توان نیروی دریایی کشورمان بهویژه در سطح قایقهای تندرو پرداخته نوشت: صدها قایق تندروی ایرانی در غارها و تونلهای کوچک در امتداد سواحل جنوبی ایران پنهان شدهاند و آمادهاند تا بهمحض صدور دستورات بهسمت تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی برای انتقال نفت و گاز در جهان، حرکت کنند.
به نوشته این رسانه انگلیسی در حالی که برخی از این قایقها، ابتدائی و با تسلیحات سبک بهنظر میرسند، برخی دیگر مجهز به موشکهای کوتاهبرد و فناوریهای پیشرفتهتر هستند که به آنها اجازه میدهد با حرکت گروهی بر تردد کشتیها و ناوبری بینالمللی در منطقه کنترل داشته باشند.
بر اساس این گزارش، قایقهای کوچک تجسم دکترین ایران در «جنگ نامتقارن» است، که بر استفاده از ابزارهای ارزان و با حرکت سریع برای مقابله با یک نیروی نظامی برتر مانند نیروی دریایی آمریکا متمرکز شده است.
با وجود اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً مدعی شده بود که نیروی دریایی ایران کاملاً از بین رفته است، اما روزنامه فایننشالتایمز تأکید میکند که تهدید واقعی ایران هرگز در ناوگان سنتی و قدیمی آن، متشکل از کشتیهای قدیمی آمریکایی و زیردریاییهای فرسوده روسی متعلق به دوران شاه، نبوده است.
بهگفته تحلیلگران بینالمللی، قدرت واقعی تهران در نیروی دریایی سپاه پاسداران و در زرادخانه موشکها، پهپادها و قایقهای تندرو نهفته است و ایران اساساً به ابزارهای جنگ نامتقارن متکی است و از ورود به جنگ کلاسیک خودداری میکند.
این گزارش تخمین میزند که سپاه پاسداران بین 500 تا 1000 قایق تهاجمی سریع و بیش از یکهزار قایق بدون سرنشین قادر به پرتاب موشک یا اژدر در اختیار دارد. برخی از این قایقها ساده و سبک هستند و بهراحتی قابل جایگزینی هستند، در حالی که برخی دیگر پیشرفته هستند، مانند قایق «سراجـ1» که بر اساس قایق مسابقهای بریتانیایی بلیدرانر51 طراحی شده است.
این گزارش تأکید میکند که این قایقها بهتنهائی قادر به شکست نیروی دریایی آمریکا نیستند، اما زمانی که با موشکها و پهپادها ترکیب میشوند، خطرناکتر میشوند، زیرا ایجاد حالت ترس و عدم اطمینان کافی است تا شرکتهای کشتیرانی را وادار به اجتناب از عبور از تنگه هرمز یا افزایش سرسامآور هزینههای بیمه کند.
تاکتیکها و مزیت جغرافیایی
برایان کلارک، کارشناس نظامی، معتقد است که آمریکا با تشدید فشارهای نظامی خود، ایران را تحریک میکند و به آن، بهانه فعال کردن تاکتیکهای خود در تنگه هرمز را میدهد.
فایننشال تایمز افزود که بار استراتژیک بیشتر بر دوش واشنگتن است، زیرا در حالی که ایران تنها به تهدید چند قایق کوچک برای ایجاد وحشت در بازارهای بینالمللی نیاز دارد، نیروی دریایی آمریکا باید تقریباً تمام کشتیهای عبوری از تنگه را محافظت کند.
به گزارش تسنیم، با وجود اعلام ارتش آمریکا مبنی بر انهدام تعدادی از قایقهای ایرانی در عملیاتهای نظامی اخیر، تهران همچنان نفوذ واقعی خود را در حرکت ناوبری در تنگه حفظ کرده است و از توانایی خود در پنهان کردن قایقها در مکانهای ساحلی مستحکم و پرتاب سریع آنها و یا بازگرداندن آنها استفاده میکند.
سیبیاس: ایران برخلاف ادعای ترامپ همچنان ساختاری منسجم دارد
خبر دیگرآنکه شبکه خبری سیبیاس در گزارشی تاکید کرد ادعای ترامپ مبنی بر اینکه نظام ایران در حال «فروپاشی» است، با ارزیابی کارشناسان و تحلیلگران همخوانی ندارد و همچنان ساختار منسجمی دارد.
ترامپ در روزهای اخیر بارها گفته نظام ایران در وضعیت «فروپاشی» قرار دارد؛ با این حال، در گزارش سیبیاس آمده کارشناسان مسائل ایران معتقدند آنچه در ساختار سیاسی ایران مشاهده میشود، فروپاشی یا شکاف نیست، بلکه نوعی تحول و تطبیق درونسیستمی است.
به گفته تحلیلگران، ساختار سیاسی ایران همچنان بهصورت منسجم عمل میکند و هیچ نشانه روشنی از فروپاشی داخلی یا از دست رفتن کنترل وجود ندارد.
به گزارش تسنیم، با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی، ساختار حاکم در ایران همچنان توانایی تصمیمگیری و انسجام عملی خود را حفظ کرده و برخلاف ادعای دولت ترامپ، نشانهای از فروپاشی در آن دیده نمیشود.
گاردین: قدرت نظامی، آمریکا را در برابر ایران به هیچ جایی نرساند
در همین شرایط عضو ارشد بنیاد کارنگی با اشاره به بنبست در مذاکرات میان ایران و آمریکا خواستار اتخاذ موضعی واقعبینانه توسط واشنگتن شد. وی هشدار داد که ادامه تنشها به فرسایش قدرت جهانی آمریکا و تهدید اقتصاد بینالملل میانجامد و دیپلماسی واقعی تنها راه خروج از این بنبست راهبردی است.
پس از ماهها درگیری، آمریکا همچنان به شدت تقلا میکند تا ایران را به بازگشایی تنگه هرمز وادارد، چه برسد به آنکه خواستههای دیگر خود، یعنی کنار گذاشتن برنامه هستهای، قدرت موشکی و منطقهای را به کرسی بنشاند. «کریستوفر چیویس»، عضو ارشد بنیاد کارنگی، روز جمعه(18 اردیبهشت) در یادداشتی در گاردین یادآور شد که تحت تأثیر این جنگ، رفتوآمد در تنگه هرمز مختل شده، محبوبیت داخلی ترامپ کاهش یافته و اقتصاد جهانی در معرض خطر قرار گرفته است.
این تحلیلگر میگوید مشکل اصلی این است که در حالی که ترامپ مدعی مذاکره است، در عمل تقریباً به طور انحصاری بر فشار نظامی و اقتصادی تکیه کرده است؛ اما یک رویکرد عملیتر میتواند تضمینها و مشوقهایی را به تهران ارائه دهد که به اندازه کافی چشمگیر باشند تا ریسک امضای توافق با واشنگتن را بپذیرد؛ رویکردی که به خطوط قرمز ایران احترام بگذارد. هرچه واشنگتن فشار نظامی را تشدید کند، تهران بیشتر به این نتیجه میرسد که قابلیتهای بازدارندگیِ قویتر، از جمله حفظ کنترل نسبی بر تنگه، برایش ضروری است. در ضمن، خروج ترامپ از توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۸، برای تهران این نکته را برجسته میکند که واشنگتن ممکن است هر امتیازی را بگیرد و سپس بار دیگر درگیریها را آغاز کند.
به گفته این کارشناس، ایران امروز ظرفیت بیشتری برای تابآوری در برابر فشارها دارد. پهپادها، موشکها، ابزارهای سایبری و عملیات اطلاعاتی به آن ابزاری میدهد تا به داراییهای منطقهای آمریکا، متحدانش و کشتیرانی تجاری جهانی خسارت وارد کند. بنابراین، شکستن بنبست کنونی به معنای اتخاذ موضع واقعبینانهتر از سوی واشنگتن در مذاکرات است که بپذیرد حداقل خواسته آمریکا نمیتواند خلع سلاح ایران باشد. همانطور که مذاکرهکنندگان پیشین اروپایی اشاره کردهاند، هر توافق جدی در مورد مسائل اصلی، احتمالاً به لغو تحریمها در کوتاهمدت نیاز دارد که به اندازه کافی قابلتوجه باشد تا ریسکهای سیاسیِ امتیازدهی را برای تهران ارزشمند کند.
در نهایت، ایران به تضمینی نیاز دارد که واشنگتن به توافقی که امضا میکند احترام بگذارد. مشارکت طرف ثالث، مانند چین، اروپا و احتمالاً کشورهای حاشیه خلیجفارس، به تحقق این امر کمک خواهد کرد. از سوی دیگر، ایجاد انعطافپذیری بیشتر در موضع آمریکا دشوار خواهد بود؛ بهویژه به این دلیل که متحدان آمریکا در منطقه در برابر لغو تحریمها مقاومت خواهند کرد، مگر اینکه امتیازاتِ عمده ایران در مسائل هستهای و موشکی را در پی داشته باشد.
اما در غیر این صورت، راه جایگزین همان ادامه بنبست در مذاکرات است که در آن روسیه سود میبرد، قدرت چین افزایش مییابد، متحدان واشنگتن در منطقه «هند-آرام» شاهد تخلیه منابع آمریکا در جنگی دیگر در خاورمیانه خواهند بود و اقتصاد جهانی در معرض خطر رکود قرار میگیرد. به گفته تحلیلگر، اگر ثابت شود که مذاکره در مورد مسائل اصلی غیرممکن است، راهکار واقعبینانه حداقلی، مذاکره برای بازگشت به آزادی دریانوردی در سطح پیش از جنگ در تنگه هرمز و توقف هرگونه تشدید نظامی بیشتر است.
بر اساس گزارشهای اخیر رسانهای، ممکن است این جهتی باشد که دولت آمریکا در پیش گرفته است. ترامپ میتواند تلاش کند آسیب وارد شده به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران را به عنوان یک پیروزی برای منافع آمریکا اعلام کند. البته به ادعای کریستوفر چیویس، در واقعیت این یک موفقیت نخواهد بود؛ اما جلوی فرسایش قدرت آمریکا را خواهد گرفت؛ فرسایشی که تحت تأثیر این جنگ ایجاد شده است.
به گزارش فارس، به نوشته تحلیلگر اندیشکده کارنگی، مشکل ترامپ در قبال ایران، نتیجه قابل پیشبینی این خودبزرگبینی است که قدرت عظیم نظامی و اقتصادی میتواند جایگزین تمایل به مصالحه شود. از عراق گرفته تا اوکراین، این خودبزرگبینی در دوران پس از جنگ سرد بارها باعث ناامیدی راهبردی برای قدرتهای بزرگ شده و بار دیگر ثابت میکند که قدرت نظامی جایگزین دیپلماسی واقعی نیست.
خبرنگار آمریکایی: ایران در یک کار مهارت تاریخی دارد؛ تحقیر ترامپ
در همین فضا، یک خبرنگار آمریکایی تاکید کرد که ایران در یک کار مهارت تاریخی دارد و آن تحقیر رئیسجمهور آمریکاست.
خبرنگار وبسایت اماسناو روز یکشنبه در فضای مجازی به طعنه خطاب به ترامپ، رئیس دولت تروریست آمریکا نوشت: چگونه جنگی را پایان میدهید وقتی حریفتان قدمی عقب نمینشیند؟
به گزارش تسنیم، وی تاکید کرد: در حالی که ترامپ با عجله به دنبال راه فراری میگردد، ایران به نظر مصمم است کاری را به انجام برساند که از نظر تاریخی در آن مهارت داشته است و آن تحقیر رئیسجمهور (دولت تروریست) آمریکاست.