خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۰/۱۳

سرخوردگی صهیونیستها از آشوب:چرا آرامش در ایران برقرار است؟!
همزمان با ناکامی پروژه اغتشاش در ایران، برخی وزرای دولت صهیونیستی از اغتشاشگران حمایت کردند.
بنگویر وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی که از متهمان سرکوب ملت فلسطین و از حامیان نسلکشی در غزه است، ضمن حمایت از اغتشاشگران در ایران گفت که اسرائیل در کنار آنها ایستاده است. او در توئیتر مدعی شده «مردم ایران شایسته زندگی آزاد و رها هستند» و در ادامه افزوده «ما در کنار شما هستیم».
همچنین گیلا گملیئل وزیر نوآوری، علم و فناوری رژیم صهیونیستی که با برخی گروهکهای ضدایرانی مرتبط است، از آشوبگران در ایران حمایت کرد و در شبکه X نوشت: «اعتراضهای شما کاملاً بهحق است. شما حق دارید آیندهای بهتر داشته باشید. قوی بمانید. اسرائیل به هر شکل ممکن از شما حمایت میکند.»
حمایت علنی مقامات منفور صهیونیست از اغتشاشگران در حالی که صهیونیستها مورد انزجار ملت ایران هستند، رسوایی بزرگی است و نفرت مردم از آشوبگران اجارهای را دوچندان میکند. شاید به همین علت هم هست که «سیما شاین»، مدیر بخش ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل گفت: داریم خودمان را لو میدهیم و این روایت که شورشها در ایران کار موساد و CIA آمریکاست را تأیید کردیم!
وی افزود: اصلاً برای من روشن نیست چرا بعضی محافل در اسرائیل از همین حالا در توئیتر و جاهای دیگر بیرون آمدهاند و نوشتهاند: «ما مردم ایران را تشویق میکنیم، ادامه بدهید». اولاً شما چه کسی هستید که مردم ایران را تشویق میکنید؟ آیا واقعاً میدانید چطور به آنها کمک کنید؟ آیا توان حمایت مؤثر و جدی از آنها را دارید؟ من فکر میکنم این کار دقیقاً بازی در زمین حکومت است، چون حکومت همیشه تا امروز میگفت که سیا و موساد عامل تحریک از داخل هستند و این اعتراضات واقعی نیست، و حالا ما خودمان هم داریم همین روایت را تقویت میکنیم.
این واکنش در حالی است که زوی یحزکلی خبرنگار صهیونیست در شبکه عبری آی24 گفت: وقتی رفتار معترضان در ایران را میبینم و مطالب منتشر شده به نظر خوب تولید شده میآید، این یعنی احتمالاً راهنمایی (از موساد) دریافت کردهاند. هیچ راهی نیست که همه اینها طبیعی باشد.
گزارشگر شبکه عبری آی24 هم گفت: در دستگاه امنیتی تحولات ایران را با بیشترین حساسیت زیر نظر دارند. هیچ مقام اسرائیلی نباید اظهارنظر کند و نباید وارد ماجرای آنچه در ایران میگذرد شود. همانقدر که ترامپ صحبت میکند کافی است؛ ما باید ساکت باشیم.
از طرف دیگر، مردخای کیدار افسر اطلاعاتی اسرائیل گفت: هدف [آشوب در ایران] فقط سقوط حکومت نیست، بسیاری از کسانی که در خیابانها هستند، میخواهند خودِ ایران را تجزیه کنند، زیرا اینها اساساً واحدهای قومی غیرفارس هستند. چون چیزی به نام «ملت واحد ایرانی» وجود ندارد.
اما کانال 12 عبری با پرهیز دادن نسبت به خیالپردازی گفته است: هنوز فاصله زیادی داریم تا بتوان گفت که این تحولات به مرحله تغییر رژیم رسیده است. اسرائیل با حساسیت بسیار بالا تحولات ایران را دنبال میکند، مقامهای ارشد دستگاه امنیتی این سخنان را در واکنش به اظهارات غیرمسئولانه برخی وزیران مطرح میکنند. وضعیت همین حالا هم به اندازه کافی متشنج است و به همین دلیل هر اظهارنظر از سوی هر وزیر یا سیاستمدار اسرائیلی درباره ایران، خسارت بزرگی وارد میکند. در چنین شرایطی باید سکوت کرد و از هرگونه حرف اضافی پرهیز نمود. وقتی به کلیت صحنه نگاه میکنیم، نمیتوان با قطعیت گفت این روند به کجا خواهد انجامید. ما قبلاً دیدهایم که حکومت هر زمان بخواهد میتواند اعتراضها را بهشدت سرکوب کند.
رز زیمت (کارشناس امور ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل) در گفتوگو با تحلیلگر دیگری به نام دنی سیترینوویچ که قبلاً رئیس میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل بوده، نسبت به حمایت ترامپ از اغتشاشگران در ایران ابراز خوشحالی کرد اما سیترینوویچ در پاسخ گفت: شاید... اما باید به یاد داشته باشیم که در سال ۲۰۰۹ میلیونها نفر در خیابانها بودند و یک رهبر برای مخالفان (موسوی) بود. امروز هیچ رهبری وجود ندارد، در بهترین حالت هزاران نفر هستند. ممکن است ترامپ کار درستی انجام داده باشد، اما مشخص نیست که در عمل به نفع مخالفان باشد.
رز زیمت در ارزیابی اغتشاش صورتگرفته گفت: چه داریم؟ اعتراضها در چند ده نقطه در سراسر ایران، عمدتاً در ساعات شب. کانون اعتراض از بازاریان به خیابانها منتقل شده است. مقیاس اعتراضها: از چند ده تا چند صد نفر در هر کانون، در مجموع چند هزار معترض. چه نداریم؟ از نظر کمّی توده گستردهای از معترضان شکل نگرفته، حتی در مقایسه با موجهای قبلی اعتراضات (۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۲). تعداد کشتهها نسبتاً پایین است (همانطور که در مقایسه با موجهای قبلی نیز پایینتر است. گزارشهایی از کندشدن اینترنت و مانند آن وجود دارد، اما انسداد فراگیر برقرار نشده است. ادامه روال عادی فعالیتها؛ در تهران مسابقه فوتبال با حضور
دهها هزار تماشاگر در لیگ برتر برگزار شد؛ همچنین مراسمها و رویدادها ادامه داشتند (برای نمونه مراسم سالگرد ترور قاسم سلیمانی). تهران آرام است. ائتلاف سازمانیافته فراگیر شکل نگرفته است. استفاده از تمام ظرفیتهای سرکوب صورت نگرفته است. طبق دکترین عملیاتی ایران ابتدا پلیس، سپس نیروهای ویژه ضدشورش و بسیج، و در موارد شدیدتر سپاه پاسداران و یگانهای ویژه بهکار گرفته میشوند. در حال حاضر عمدتاً از حلقه اول و دوم (نیروهای انتظامی و در برخی موارد بسیج) استفاده شده است. نشانهای از فرسایش نیروهای انتظامی و سرکوب مشاهده نمیشود.
عصبانیت روزنامه غربگرا از دعوت به همدلی دولت و بخش خصوصی!
در حالی که مدعیان اصلاحات سال گذشته، به خاطر انتصاب معاون اول دولت خاتمی به معاون اولی آقای پزشکیان فخرفروشی میکردند، روزنامه متعلق به کرباسچی به آقای عارف به خاطر تاکید بر «حمایت از بخش خصوصی» و «مخالفت با آزادسازی بیرویه قیمتها» حمله کرد!
روزنامه هممیهن در مطلبی که انگار از سوی خزانهداری آمریکا تهیه شده و از همدلی دولت و بخش خصوصی برای حل مشکلات عصبانی است، نوشت: دولت به ریاست مسعود پزشکیان در یک شتاب کمسابقه و شاید با توصیههای پنهان، محمدرضا عارف را بهعنوان معاون اول انتخاب کرد. این انتخاب در آن روزهای پر از شادی در اردوی برخی طیفهای سیاسی غیراصولگرا با اقبال روبهرو نشد. در گام بعدی، اما رخداد دیگری در کابینه اتفاق افتاد و آن دادن اختیارات بخش اقتصادی به محمدرضا عارف بود. حالا بیش از 17ماه است تصمیمهای اقتصادی دولت در هر بخشی بهویژه اقتصاد سیاسی با مهر و اثر انگشت معاون اول پزشکیان به دور بعدی یعنی اجرا میرسد.
معاون اول رئیسجمهور در این 17ماه نشان داده با همان اندیشههای از بازار خارجشده قیمتگذاری دولتی کالاها و اصرار بر اجرای آن، قصد هدایت اقتصاد را داشته و دارد. رئیس اقتصادی دولت چهاردهم در این روزهای پر از تلاطم اقتصادی نشستهایی برگزار میکند و در این نشستها با اراده خود یا از سر فراموشی برخی هدفهای خود و شاید در همبستگی با گروهها و نهادهای خاص در بیرون از دولت را بر زبان میآورد و نشانهها و آدرسها را میدهد.
تازهترین حرفهای عجیب و بودار معاون اول درباره مشارکت بخش خصوصی در اداره اقتصاد زیر نظر وی و یا دولت است. کسانی که با ادبیات اقتصاد سیاسی در جمهوری اسلامی آشنا هستند، تفاوت واژهها و عبارات را در حرفهای مدیران نیک میفهمند.
آگاهان به اقتصاد سیاسی ایران از سخنان عارف در نزد همتایان خود در قوهقضائیه و مقننه بوی خوشی و سازگاری با بخش خصوصی را نمیشنوند و احتمال میدهند این حرفها برآیند دیدگاههایی است که در جاهایی پخته شده و برای اجرا آماده شده است.
معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه نظام و دولت چهاردهم در شرایط کنونی و خروج از تنگناهای اقتصادی بر روی بخش خصوصی حساب ویژهای باز کرده است، گفت: «حاکمیت، راهبرد مشارکت و مسئولیتپذیری بخش خصوصی را در دستور کار قرار داده است... باید روشها و راهکارهای لازم برای در اختیار گرفتن منابع بخش خصوصی در خدمت کشور بررسی شود تا در چارچوب راهبرد اصلی نظام برای رفع مشکلات معیشتی حرکت کنیم... معتقدیم بخش خصوصی باید فعال و سرمایهگذاری آنان سودده باشد اما در عینحال، مسئولیت اجتماعی و ملی خود را فراموش نکند.»
باید مشخص شود این حرفهای عجیب تنها و تنها از سوی معاون اول تایید شده یا اینکه رئیس دولت و برآیند کابینه چنین نظری دارند. اگر کابینه و نیز رئیس دولت نیز همینگونه میاندیشند، باید مقوله یاد شده را جدی فرض کرد. آقای عارف باید به مردم و بخش خصوصی توضیح دهد نظام و دولت چه حساب ویژهای بر روی بخش خصوصی باز کرده است؟
آقای عارف و همپیوندانش در بیرون از دولت باید به بخش خصوصی روشن و آشکار بگویند منظور از «در اختیار گرفتن منابع بخش خصوصی در خدمت کشور» چیست؟ بخش خصوصی منابع خود را برای کسب منافع خودش آماده کرده و نمیتواند آن را در اختیار دولت قرار دهد. معاون اول رئیسجمهور باید به بخش خصوصی به صورت آشکار بگوید منظورش از اینکه بخش خصوصی باید مسئولیت ملی و اجتماعی خود را فراموش نکند چیست.
نویسنده روزنامه کرباسچی توضیح نداده که چرا از دعوت معاون اول رئیسجمهور برای همدلی و تعامل بیشتر دولت و بخش خصوصی برای حل مشکلات اقتصادی عصبانی است؟! این روزنامه غربگرا قبلا هم ادعا کرده بود اصلاحات اقتصادی و ترمیم کابینه فایدهای ندارد و باید اصلاحات سیاسی در کشور انجام شود!
روزنامه آمریکایی: از اغتشاش در ایران برای تشدید فشار اقتصادی استفاده کنید(!)
در حالی که اکونومیست تاکید میکرد اغتشاشات در ایران فاقد عقبه جمعیتی و حمایت مردمی است، روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، اغتشاش را بهانه و فرصت مناسبی برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران دانست.
نشریه انگلیسی اکونومیست در تحلیلی نوشت: اعتراضات در ایران در بستر یک بحران عمیق اقتصادی، زیستمحیطی و سیاسی شکل گرفته اما به اتفاقات ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱ نمیرسد. اعتراضات (اغتشاشات) فاقد سه عنصر کلیدی موفقیت است: مقیاس قابل توجه جمعیتی، رهبری مشخص و فقدان شکاف در درون حاکمیت. همین عوامل، احتمال سرکوب یا فروکشکردن تدریجی را افزایش میدهد. اپوزیسیون ضعیف است و نشانهای از شکاف در درون حاکمیت هم دیده نمیشود. در این میان باید به دو عامل توجه کرد که نتیجه آن غیر قابل پیشبینی است. نخست، نقش بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، که به دنبال حمله علیه برنامه موشکی ایران است و دومین عامل سخنان ترامپ.
در همین حال، روزنامه وال استریت ژورنال مدعی شد: اعتراضها در ایران فرصتی برای فشار بیشتر اقتصادی و سیاسی بر این کشور است.
این روزنامه نوشت: دونالد ترامپ باید برای تشدید فشار اقتصادی اقدام کند. اعتراض ابتدا از میان بازار تهران و در واکنش به جهش تورم شروع شده، اما به مناطق دیگر سرایت کرد. برخی معترضان فریاد زدند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.»
اعتراضها در ایران فرصتی برای سیاست آمریکاست و واشنگتن باید نشان بدهد در کنار معترضان (اغتشاشگران) ایستاده است. اگر جمهوری اسلامی واقعا خواهان توافق هستهای بود، پس از جنگ، میتوانست به میز مذاکره بازگردد، اما همچنان بر غنیسازی و بازسازی سریع زرادخانه موشکی تاکید دارد؛ موشکهایی که میتوانند به اسرائیل و پایگاههای آمریکا برسند.
پیامهای وزارت خارجه آمریکا کافی نیست و معترضان شایسته حمایت معنادارتر هستند. حفظ و تشدید فشار اقتصادی، اهمیت کلیدی دارد. مهمترین اهرم، اجرای جدی تحریمهای نفتی است. واشنگتن علیه صادرات نفت ایران بسیار کماثر عمل کرده است. ایران با وجود تحریمها توانسته صادرات نفت خود را به حدود دو میلیون بشکه در روز برساند؛ رقمی که ۲۰ برابر هدف اعلامشده آمریکا و تمسخر کمپین فشار حداکثری است.
از سوی دیگر روزنامه انگلیسی گاردین هم در تحلیلی نوشت: بحران اقتصادی و تورم بالا، نقش اصلی را در اعتراضات در ایران داشته است. با وجود آنکه اعتراضات کنونی فاقد چهرهای محوری مانند مهسا امینی است و پراکندگی مطالبات در آن دیده میشود، معترضان به گاردین گفتهاند که اکنون را بهترین زمان برای «فشار حداکثری» میدانند. برخی نیز خواستار حمایتهای غرب شدهاند.