خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

پارسال که طفره رفت امسال پاسخگو هست؟!
رئیس بانک مرکزی میگوید: روال بازار ارز تجاری، طبیعی است.
عبدالناصر همتی در نشست رئیسجمهور با وزرای اقتصادی و استانداران استانهای مرزی، گزارشی از آخرین اقدامات کارگروه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم ارائه کرد و گفت: براساس آمارهای موجود، تاکنون 77میلیون نفر کالابرگ خود را خریداری کردهاند. با اجرای این طرح، یکپارچگی در بازار ارز ایجاد شده، حجم معاملات ارزی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و بیش از 2میلیارد و 250میلیون دلار ارز در بازار تجاری کشور معامله شده است که از نظر ما رقمی قابلقبول و قابلتوجه است.
او گفت: همچنین مبلغ 74.6هزار میلیارد تومان اعتبار برای اجرای این طرح واریز شده است و امیدواریم با تداوم این روند، جذابیت بیشتری برای صادرکنندگان ارز در رفع تعهدات ارزی ایجاد شود تا بتوان نیازهای بخش صنعت و تأمین کالاهای اساسی کشور را بهصورت پایدار مرتفع ساخت.
سخن آقای همتی مبنی بر اینکه «روال بازار ارز تجاری، طبیعی است»، از یکطرف در تعارض با التهابات قیمت در بازار ارز است و از سوی دیگر با وعده یک ماه قبل رئیس بانک مرکزی تناقض دارد.
همتی سال گذشته هنگام تصدی وزارت اقتصاد از حذف ارز نیمایی به عنوان مقدمه تکنرخی کردن ارز دفاع کرد اما آن رویکرد موجب استارت خوردن جهش قیمتی بود، بیآنکه ثبات قیمتی رقم بخورد. امسال هم دو هفته پس از ریاست همتی در بانک مرکزی (و مقارن با اغتشاشاتی که بهانه آن مشکلات اقتصادی بود)، حذف ارز ترجیحی با وعده تکنرخی کردن به اجرا درآمد که موجب جهش قیمت کالاها شد اما در عین حال، تا به امروز، وعده داده شده و ثبات قیمت ارز محقق نشده است.
یادآور میشود رئیس جدید بانک مرکزی یک ماه قبل هنگام شروع به کار و در جمع خبرنگاران، اینگونه وعده داد و تعهد کرد:
«به مردم قول میدهم ثبات اقتصادی را فراهم کنیم، کنترل تورم وظیفه ماست.
- معیشت مردم برای ما در اولویت است. در برنامه داریم رانت ارز چندنرخی را به تدریج جمع کنیم. به مردم قول میدهم بازار ارز به ثبات میرسد.
- حتماً فساد و رانت ناشی از چندنرخی بودن ارز را جمع خواهیم کرد. یکی از دلایل اصلی التهابات در بازار ارز، چندنرخی بودن، رانت، فساد و سفتهبازی است.
- درباره نرخ ارز صحبت نمیکنم؛ مسئول نرخگذاری نباید بانک مرکزی باشد و بانک مرکزی باید از نوسانات نرخ ارز جلوگیری کند. کانال یا دالانی برای نرخ ارز تعیین میشود که در این دالان براساس روند اقتصاد کشور حرکت و براساس آن روند، ثبات به نرخ ارز داده شود.
- ارز ترجیحی باعث از بین رفتن ذخایر و بالابردن قیمتهای دستوری ارز شد و مردم قیمت کالاها را با وجود تفاوت قیمت آزاد با ترجیحی، بهروز میگیرند. نباید بگذاریم فاصلههای قیمتی، موجب نوسانات روزانه ارز و تورم کالاها شود.
- با بررسی شرایط، ضوابط و موقعیت کالاها، موقعیت ذخایر برای ارز ترجیحی تصمیم خواهیم گرفت. مطمئناً تصمیمی اتخاذ نمیکنیم که به بیثباتی یا التهاب قیمتها منجر شود.»
یک ماه پس از این سخنان، وعده مهار تورم و ثبات اقتصادی و ثبات بازار ارز، همچنان عملی نشده است. قیمت برخی کالاها نیز به ثبات نرسیده است.
مرور سخنان رئیس بانک مرکزی و تعهدات وی، از چند جهت مهم است. نخست اینکه اکنون عملاً تیم اقتصادی دولت را اداره میکند. ثانیاً آقای همتی دهم بهمن سال گذشته هنگامی که هنوز وزیر اقتصاد بود، به خبرنگاران گفت: «قیمت دلار به من مربوط نیست، از فرزین (رئیس وقت بانک مرکزی) بپرسید». حالا آقای همتی، در کنار موضوع تورم، مسئول قیمت ارز هم هست، بهویژه اینکه از حامیان حذف ارزهای دیگر و تکنرخی کردن ارز بوده و این نرخ واحد باید با تدبیر وی و دیگر اعضای تیم اقتصادی دولت، معین شود و به ثبات برسد.
اکنون سؤال این است که نرخ ارز قرار است کجا قیمتگذاری شود که هم تکنرخی و هم باثبات باشد تا فعالان اقتصادی تکلیف خود را بدانند و کالاهای اساسی موردنیاز مردم بهدرستی تأمین شود؟ وعده یک ماه ایشان مبنی بر اینکه «کانال یا دالانی برای نرخ ارز تعیین میشود»، به کجا رسیده است؟
نکته اساسی این است که آیا دولت، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد (تیم اقتصادی دولت) برای خود، نقش حاکمیتی درباره تعیین و تثبیت قیمت ارز قائل هستند، یا در اثر مشورتهای غلط خیال میکنند که در اینباره مسئولیتی ندارند و باید بازار را به دست دلالان و رسانههای مجهولالهویه قیمتساز و اخلالگران مرتبط با جنگ اقتصادی دشمن بسپارند؟!
نهایتاً اینکه تدبیر بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت برای مهار تورم ناشی از تکنرخی کردن ارز چیست؟
اعتماد: ترامپ دروغگو، فریبکار و غیرقابل اعتماد است
روزنامه اعتماد پس از یک سال آزمون و خطا درباره ترویج اعتماد به ترامپ نوشت: او فردي دروغگو، فریبکار و غیرقابل اعتماد است.
این روزنامه یکی از رسانههای بزککننده مذاکره و توافق با ترامپ بود و حتی وعده جذب دو هزار میلیارد دلار سرمایه از این طریق را میداد. اما حالا در یادداشتی با عنوان «اعتماد به ترامپ» مینویسد:
روزنامه گاردين انگليس 1404 مقالهاي تحت عنوان «او اميدوار بود كمك ترامپ برسد؟!»، داستان جواني را تعريف ميكند كه به اميد رسيدن كمك از سوي رئيسجمهور آمریکا وارد آشوبهاي خياباني ديماه شده و كشته ميشود. اين روزنامه همچنين در تيتر خود بيان ميكند كه معترضان ايراني احساس ميكنند به آنها خيانت شده است.
اين مطلب روزنامه گاردين واقعيت تلخي را بيان ميكند و آن اعتماد برخي افراد به سخنان رييسجمهور آمریکا براي رسيدن كمكهاي خارجي و آن هم از سوي دونالد ترامپ بوده است. اين در حالي است كه آنها نميدانند يا نميخواهند بدانند:
1- ترامپ فردي دروغگو و اغراقكننده است. استفن گروژ، روانكاو در فايننشال تايمز نوشته: همه ما دروغ ميگوييم، اما مانند ترامپ دروغ نميگوييم. او دست و دلبازترين و خستگيناپذيرترين دروغگوي عصر ماست. به گفته واشنگتنپست، ترامپ طي دو سال اول رياستجمهوري دور اول خود ۷۶۰۰ بار دروغ گفته است.
2- ترامپ شخصيتي متظاهر و فريبكار دارد. دكتر «مك آدامز» كه شخصيت ترامپ را به دقت بررسي كرده، معتقد است او در طول عمرش صفتهايي را به نمايش گذاشته است كه شما از رييسجمهوري آمریکا انتظار نداريد؛ برونگرايي بسيار بالا كه با توافقپذيري بسيار پايين تركيب شده است.
3- ترامپ به دنبال منافع شخصي خود است و نه مردم. جان بولتن، مشاور امنيت ملي سابق دولت ترامپ (كه 17 ماه با او كار كرده) معتقد است ترامپ به منافع ملي فكر نميكند و فقط روي منافع خود تمركز دارد. او فلسفه سياسي ندارد و در چارچوب سياسي فكر نميكند.
بسياري از تحليلگران معتقدند سياستورزي او نه از منافع ملي، بلكه از ويژگيهاي رواني و تمايلات فردياش سرچشمه ميگيرد. پس از آنكه در انتخابات 2020، ترامپ نتيجه راي مردم را نپذيرفت، باراك اوباما، رييسجمهور اسبق بيان داشت: «ترامپ منافع شخصي را به منافع ملي اولويت داده و از اجراي پروسه گذار اجتناب كرده است.»
4- ترامپ با دموكراسي و آزادي مردم كاري ندارد. «عمروهاشم ربيع»، معاون انديشكده استراتژي «الاهرام» در گزارشي به «شبكه الجزيره» گفته بود: «اگرچه سياستهاي ويرانگر ترامپ در درجه اول متوجه خارج از مرزهاي آمریکاست، اما در داخل اين كشور هم از آسيب در امان نمانده است. سركوب، يكهتازي و رفتارهاي اقتدارگرايانه در داخل به شكل تلاش براي حذف مخالفان، خاموش كردن صداي معترضان و حتي برنامهريزي براي تقلب انتخاباتي، خود را نشان داده است. نمونه آشكار آن، حمله به ساختمان كنگره بود؛ جايي كه زماني نماد دموكراسي و تفكيك قوا به شمار ميرفت. در تاريخ ۶ ژانويه ۲۰۲۱، هواداران دونالد ترامپ كه قصد داشتند نتايج انتخابات ۲۰۲۰ را برهم بزنند، به كنگره يورش بردند.».
در هر صورت، ترامپ شخصيت متعادل و قابل اعتمادي نيست كه بتوان بر اساس آن سرنوشت يك كشور را تعيين كرد. وعدههايي كه وي درخصوص مسائل بينالمللي مانند جنگ اوكراين، غزه و... داده و همچنين در داخل آمریکا، برخورد وي با مشكلات مردم اين كشور از قبيل جايگزيني براي «اوباما كر»، رفع مشكلات مالي و... نشان ميدهد كه او را نميتوان ناجي و متعهد به حرفهايش دانست. متاسفانه تبليغات و بزرگنمايي برخي رسانههاي خارجي و فضاي مجازي، عدهاي را به اين توهم واداشته كه ترامپ ميتواند عامل دموكراسي و آزادي باشد در حالي كه ميدانيم او فقط به نفت ما چشم دوخته و مطمئنا ايراني قدرتمند را براي آينده منطقه نميخواهد».
فارین پالیسی: آمریکا در دعوت به آشوب فریبکار است
نشریه آمریکایی میگوید تاریخچه طولانی از خیانت آمریکا به کسانی وجود دارد که اول آنها را دعوت به شورش میکند ولی بعد رهایشان میسازد.
مجله فارین پالیسی با اشاره به حمایت دولت آمریکا از آشوب و اغتشاش در ایران نوشت: سیاست خارجی آمریکا در دو مسیر حرکت میکند که به ندرت به هم میرسند: مسیر لفاظی و مسیر استراتژیک که دومی بر اساس منافع سیاسی، محاسبات ریسک و محدودیتهای سخت قدرت عمل میکند.
رؤسای جمهور آمریکا در مسیر اول صحبت میکنند ولی در مسیر دوم عمل میکنند. افرادی که لفاظیهای دولت آمریکا را جدی میگیرند (گاهی اوقات جدیتر از خود آمریکاییها) در دام این شکاف میافتند.
تشویق به مخالفت در بقیه کشورها ارزان است: هزینه کمی دارد و هیچ خونی از آمریکاییها به زمین ریخته نمیشود. اما هزینه مداخله بالاست. به خاطر همین است که رؤسای جمهور آمریکا در این شرایط همواره حرفهای بزرگ میزنند ولی اقداماتشان کوچک باقی میماند. کسانی که وعدههای آمریکا را میشنوند، باید نسبت به آنچه در عمل انجام میشود، عمیقاً با دیده تردید بنگرند.
عقده گشایی نیابتی آن هم از سر سفره دولت و بیتالمال!
«[...]» روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی - با بررسی دوقطبی موجود در فضای رسانهای، بر ضرورت شکلگیری یک «روایت سوم» که بازتابدهنده دغدغههای واقعی جامعه باشد، تأکید کرد. او عملکرد ایراناینترنشنال را اتاق تبلیغات جنگ خواند و صداوسیما را نیز رسانهای ایدئولوژیک دانست که هر دو در یک قطببندی نادرست قرار گرفتهاند.»
تصور میکنید این سیاه بازی تحلیلی، متعلق به چه کسی و کدام رسانه است؟! متن بالا در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، خبرگزاریای که با حمایت مالی دولت و زیر نظر «جهاد دانشگاهی» فعالیت میکند.
فردی را هم که ایسنا به عنوان «روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی» نام برده، آقای ماشاءالله شمسالواعظین است که ایسنا نه رویش شده بگوید «عضو شورای اطلاعرسانی دولت» است و نه رویش شده یادآوری کند که وی، سردبیر برخی روزنامههای رادیکال و توقیف شده در دوره موسوم به اصلاحات بود و تندروی را به جایی رساند که بازداشت شد و مهاجرانی وزیر دولت خاتمی(حامی این نشریات) ناچار شد بگوید زندان، کفاره مستیهای بیحساب آقای شمسالواعظین است(!)
ایسنا از قول شمسالواعظین نوشت: ایراناینترنشنال اتاق تبلیغات جنگ است و ویژگیهای یک رسانه حرفهای را ندارد، یک کشور، ایراناینترنشنال را اجاره کرده که با ایران جنگ دارد و میخواهد این رسانه کارهای تبلیغاتی و پروپاگاندایی را به اجرا بگذارد که به نحو احسنت اجرا میکند.
به نوشته ایسنا، شمسالواعظین در مقابل به صداوسیما پرداخت و گفت: از سویی دیگر رسانهای به اسم صداوسیما را داریم که یک رسانه ایدئولوژیک است، طرف خودش را نظام جمهوری اسلامی میداند و باید در جهت حفظ حکومت حرکت و تلاش کند. رسانه نه مسئول سرنگونی یک حکومت است که ایراناینترنشنال این کار را میکند و نه مسئول حفظ یک حکومت است که صداوسیما این کار را میکند. رسانه باید از دل مردم بیرون بیاید، حرفهای مردم را بزند و انتقاد و بحث کند، خود نظام حفظ میشود وقتی این اتفاق بیفتد. اصلاً نیازی نیست صداوسیما برای حفظ نظام کار ایدئولوژیک کند. عوامل حفظ یک نظام تبلیغات نیست بلکه عملکرد است، رفتار و سلوک است و نظامها با تبلیغات رسانهها جا نمیافتند.
البته رسانهها میتوانند در جهت تقویت ثبات سیاسی یک کشور عمل کنند منتهی به صورت کاملاًً غیرمستقیم از طریق انتخاب سوژه و قابسازی و روایتسازی همه تأثیرگذارند، منتها نه به صورت مستقیم. در حال حاضر ایراناینترنشنال به صورت مستقیم خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است و این طرف هم صداوسیما خواهان سرنگونی مخالفان است و این راه به جایی نخواهد برد.
شمسالواعظین گفت: «برای اینکه بین رسانههای موجود موازنه ایجاد کنیم و مانع دوقطبی رسانهای شویم، باید یک روایت سومی میداشتیم که محل رجوع افکار عمومی داخل و خارج، سفارتخانهها و دولتهای خارجی و بیگانه باشد که لحظه به لحظه گزارش میدهند، فلان رسانه قابل اعتماد است. ما الان فاقد آن رسانه هستیم. رسانهای که آمار واقعی بدهد، گزارش میدانی بدهد و با منافع ملی کار داشته باشد و نه منافع گروهی خاص.»
به نظر میرسد عضو شورای اطلاعرسانی دولت (سردبیر نشریات متخلف و توقیف شده) رویش نشده که بیمحابا علیه صداوسیمای کشورمان عقدهگشایی کند و این کار (به نیابت از رسانههای معاند) را در پوشش مقایسه و همساننمایی رسانه ملی با رسانه صهیونیستی اینترنشنال انجام داده که دست بر قضا، سردبیر امروز آن، معاون وزیر ارشاد در دولت خاتمی و سردبیر روزنامه زنجیرهای آفتاب امروز بوده است.
اینکه یک مقام دولتی، خط مقدم دفاع و تهاجم رسانهای کشور را با رسانه بدنام صهیونیستها مقایسه کند (رسانهای که توسط همکار و هم طیف سابق وی اداره میشود)، معنایی جز رذالت ندارد و مثل این میماند که یک ایرانی (جز امثال منافقین) در موضوع جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف ظالم و مظلوم را به یک چوب براند و به گونهای ادای بیطرفی دربیاورد که در واقع، محکوم کردن طرف ایرانی است.
یا این مثال که کسی در جنگ میان جبهه امیر مؤمنان(ع) و معاویه، و جنگ امام حسین(ع) با یزید و ابن زیاد، وانمود کند که طرف سوم است و هر دو طرف را به یک اندازه، نقد و محکوم میکند!
ایسنا و عضو شورای اطلاعرسانی دولت باید توضیح بدهند که با این قاببندی تحریفآمیز، خود ایسنا یا ایرنا و روزنامه ایران، معتبر محسوب میشوند یا نامعتبر؟!
این نکته هم گفتنی است که تقسیم کار محافل معارض برای زدن انقلاب و نظام و نهادهای وابسته، شگرد لو رفته است چنان که سازمان منافقین و نهضت آزادی و دیگر گروهکها انجام میدادند و گاه نقد فرمالیته نسبت به یکدیگر هم انجام میدادند تا در این پوشش بتوانند از چند جبهه، تخطئه و تخریب و شبههافکنی کنند.