خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۱/۱۹
همان نقش همیشگی: قاتل خونخواه مقتول!
دبیرکل سابق حزب کارگزاران گفت: مذاکرات، وعده انتخاباتی رئیسجمهور بود و با تاخیر و خسارتهای زیاد در حال انجام است. کرباسچی همچنین گفت: مردم از این همه تنش خستهاند.
غلامحسین کرباسچی درباره مذاکرات اخیر، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: دستور رئیسجمهور برای مذاکره و اینکه انشاءالله روابط کشور با اروپا و آمریکا از این وضعیت خارج شود و اگر نرمال هم نمیشود، حداقل از حالت تنشآلود فاصله بگیرد، اقدام خوبی است البته این مسئله جزو وعدههای انتخاباتی رئیسجمهور بود و با تاخیر و خسارتهای زیاد در حال انجام است. زمانی که آقای پزشکیان میخواست برای اجلاس سازمان ملل برود من و بسیاری از دلسوزان دیگر به ایشان پیغام دادیم که اگر بتوانید هماهنگی ایجاد کنید تا مناقشات روابط بینالمللی و بهطور خاص مسائل میان ایران و آمریکا با رعایت شروط عزت، حکمت، مصلحت به سرانجام برسد، خوب است.
وی با بیان اینکه مردم از این همه تنش خستهاند و کشور سالهای سال است که درگیر تنش شده، تصریح کرد: مسئولین هر روز دم از مذاکرات میزنند، یک روز میگویند خوب شد و روز دیگر خبر میدهند که بد شده است. و به همین دلیل آن زمان به رئیسجمهور گفتیم حالا که به نیویورک میروید فضا بهگونهای باشد که این سفر برای مردم فایده داشته باشد و گفتوگوهایی را شکل دهید که به نتیجه برسد. حالا با خود میگویم اگر احیاناً آن زمان رئیسجمهور میتوانست کار را به جایی برساند تا بخشی از تنشها کاسته شود، آیا زیانهای اخیر از جمله تلفات جانی و آسیبهایی که به مردم، آبروی کشور و انقلاب در پی فاجعه اخیر وارد شد، قابل پیشگیری نبود و این همه جانهای عزیز در کشورمان از دست نمیرفت؟
مدیر روزنامه توقیفشده هممیهن، با بیان اینکه متاسفانه در کشور باگ تصمیمگیری داریم، اظهار داشت: چالش تاخیر در تصمیمها به قدری خسارت به مردم و کشور وارد کرده است که اگر روزی بخواهیم حساب و کتاب کنیم، چه پاسخی برای مردم خواهیم داشت؟ اصلاً وقتی تصمیمگیری مسئولین بموقع نیست و دیر اتخاذ میشود، آیا توجه دارند که چه زیانهایی به کشور وارد میشود؟
کرباسچی همچنین گفته است: «هر روز خبری درباره مذاکرات بر بازارهای مالی و وضعیت اقتصادی جامعه تاثیر میگذارد و مردم خواهان عبور از این وضعیت هستند. بنابراین خوب بود رئیسجمهور در دستور اخیرشان به قولی که به مردم در زمان انتخابات داده بودند هم اشاره میکردند و میگفتند براساس مصالح کشور میخواهند از این شرایط تنشزا بکاهند».
دقت در اظهارات کرباسچی، حکایت از این میکند که امثال وی، بخشی از ابزار عملیات روانی دشمنان ملت ایران هستند وگرنه، پذیرفتنی نیست که یک فعال سیاسی دچار آلزایمر حاد و فراموشی سرنوشت آخرین دور مذاکرات در اوایل امسال باشد.
مذاکرات با آمریکا در حالی از اواخر سال گذشته و ابتدای امسال احیا شد که ترامپ، پیش از این با زیر پا گذاشتن برجام و برخی توافقات بینالمللی دیگر، بیتعهدی خود به تعهدات دولت آمریکا را نشان داده بود. با این حال، مذاکراتی که دورنمای آن از قبل آشکار بود، به درخواست دولت پزشکیان، احیا شد و درست در زمانی که ترامپ وانمود میکرد توافقات خوبی به دست آمده، میز مذاکرات توسط وی و نتانیاهو بمباران شد و بعدها هر دو عنصر خبیث اذعان کردند که نقشه حمله به ایران از چند ماه قبل تدارک شده بود و مذاکرات در این میان نقش پوشش و عملیات فریب را داشت.
با وجود این واقعیت روشن، طبیعی است که عناصر غربگرا باید پاسخگوی اصرار خود در زمینه اعتماد به ترامپ باشند نه اینکه مانند آدمهای خالیالذهن و فاقد حافظه، بگویند وعده انتخاباتی درباره مذاکره به کجا رسید؟(!)
نکته قابل تامل دیگر این است که بخش غربگرا در میان مدعیان اعتدال و اصلاحات، تا همین اواخر مدعی بودند روزگار آینده روزگار مذاکره است نه موشک و باید برنامه دفاعی و موشکی را (به بهانه توسعه اقتصادی) کنار گذاشت. این هم بخشی از عملیات فریب آمریکا در مقابل اقتدار دفاعی بازدارنده ایران بود و عناصر غربگرا یا آلوده به نفوذ دشمن، در اینجا نیز همانگونه رفتار و تحلیل میکردند که دشمن برای ایجاد خطای محاسباتی و تضعیف ایران در دستورکار داشت.
نکته سوم اینکه دو ماه قبل از خیانت ترامپ به مذاکرات، حسین مرعشی (جانشین کرباسچی در دبیرکلی حزب کارگزاران) به همراه الیاس حضرتی و فیاض زاهد، وانمود میکردن توافق با ترامپ نزدیک است و هزار تا دو هزار میلیارد دلار سرمایه جذب کشور میشود.
تمام این وارونهگوییها در متن آمادهشدن دشمن برای حمله غافلگیرانه به ایران، عناصری مانند کرباسچی و همطیفانش را در موضع اتهام قرار میدهد. و احتمالاً به همین علت هم هست که او بدون پاسخ درباره سرنوشت مذاکرات کذایی، توپ را زمین طرف ایرانی میاندازد؛ یعنی همان برنامه طرف آمریکایی، برای ایجاد دودستگی در افکار عمومی ایران است.
نکته آخر اینکه مدعیان اعتدال و اصلاحات با بیعملی و بدعملی اقتصادی ظرف یکسالونیم گذشته، نقش مهمی در آسیب به اقتصاد و معیشت مردم داشتهاند اما در اینباره نیز، نقش «قاتل خونخواه مقتول» را ایفا میکنند! اینها همان کسانی هستند که هم به معیشت مردم آسیب زدند و هم اغتشاشگران مسلح و تروریست را معترض اقتصادی جا زدند و پابهپای خط ترور و جنایت، به ارائه روایتهای تحریفشده پرداختند. بدین معنا، امثال کرباسچی شریک جرم جنایتکاران اجارهای سیا و موساد هستند.
نتانیاهو با پرونده اپستین از ترامپ و غرب اخاذی میکند
افسر سابق موساد و ارتش اسرائیل اذعان کرد جفری اپستین، عامل موساد بود که با هماهنگی و اطلاع سرویس جاسوسی انگلیس (MI6) فعالیت میکرد و نتانیاهو با فیلمها و اسنادی که در دست دارد، از غرب بهویژه ترامپ در موضوع ایران اخاذی میکند.
آری بن مناشه در گذشته در اطلاعات ارتش اسرائیل و همچنین موساد فعالیت میکرد و اکنون ساکن مونترال کانادا است و به عنوان تحلیلگر رسانهای فعالیت میکند. وی در گفتوگو با برنامه going underground و در پاسخ به این سؤال که «آیا اسرائیل اطلاعات حساسی را درباره ترامپ برای تهدید وی نگهداری میکند؟»، گفت: واقعیت این است که اسرائیل اطلاعات حساسی دارد که اگر ترامپ تهدید کند، ممکن است منتشر بشود. جفری اپستین سابقه کار به عنوان عامل موساد داشت، دقیقاً برای جمعآوری مواد بلکمیل روی سیاستمداران غربی. من فکر میکنم MI6 هم با اسرائیل همکاری نزدیکی دارد، به خصوص بعد از افشای پیتر مندلسون در فایلهای اپستین. رسانههای غربی الان دارند ادعا میکنند اپستین عامل روس بوده، اما این فقط یه پوشش هست. اسرائیل پشت این پوشش قرار دارد. فایلهای اپستین شامل اسامی خیلی مهمی میشود- از جمله نخستوزیر سابق قطر، ایهود باراک و خیلیهای دیگر.
وی در ادامه گفت: اکثر مردم اسرائیل علیه نتانیاهو هستند. نظرسنجیها نشان میدهند که اکثریت قاطع اسرائیلیها میخواهند نتانیاهو برود. اما برکناری نتانیاهو کار سادهای نیست. ساختار قدرت در اسرائیل خیلی پیچیده است، او ریشههای عمیقی در سیستم امنیتی، نظامی و سیاسی دارد، و به راحتی نمیشود کنارش زد.
مناشه همچنین گفت: اسرائیل ابزارهای زیادی دارد. بلکمیل از طریق فایلهای اپستین، فشارهای لابی در واشنگتن، و نفوذ در رسانهها و سیاستمداران آمریکایی. اینها همه باعث میشود که ترامپ هم نتواند به راحتی نتانیاهو را کنار بزند.
مجری در ادامه پرسید: تاریخ نشون داده اسرائیل در نابود کردن دشمنانش یا حداقل به هرجومرج کشوندنشون خیلی موفق بوده: عراق، سوریه، لیبی... قذافی رو کشتن، کشورش رو به هرجومرج کشوندن. حالا ایران چطور؟ آیا اسرائیل میتونه همین کار رو با ایران بکند؟
آری بن مناشه در پاسخ گفت: ایران با همه آن کشورهایی که نام بردید، فرق اساسی دارد. اول اینکه ایران یک ارتش منظم، قوی و متحد دارد. دوم، ایران موشکهای هایپرسونیک پیشرفتهای دارد که میتوانند اسرائیل را در عرض چند دقیقه بزنند و سیستم دفاع موشکی اسرائیل (مثل گنبد آهنین یا ارو) جلویشان کارایی زیادی ندارد. سوم، ایران متحدان منطقهای قویای دارد، از حزبالله تا حوثیها و گروههای مقاومت در عراق و سوریه. اگر اسرائیل حمله اساسی بکند، نهتنها خودش نابود میشود، بلکه کل منطقه وارد یک جنگ تمامعیار میشود که آمریکا هم نمیتواند از آن خارج شود. این دقیقاً همان چیزی است که به آن میگویند گزینه سامسون، اما اینبار سامسون ممکن است خودش را زودتر از دشمن نابود کند.
مناشه ادامه داد: نتانیاهو ابزارهای زیادی دارد تا ترامپ را مهار بکند: فشار لابی اسرائیل در کنگره و سنا، بلکمیل از طریق فایلهای اپستین که هنوز کامل منتشر نشده، و حمایت بخشی از رسانههای آمریکایی و غربی.
مجری در پایان پرسید: پرنس اندرو در بریتانیا یکی از چهرههای کلیدی پرونده اپستین بود. خیلیها میگویند او نقش «احمق مفید» را برای اپستین بازی میکرد. آیا فکر میکنی عدالت واقعی برای قربانیان اپستین و کسانی که مورد سوءاستفاده قرار گرفتند، اجرا خواهد شد؟
آری بن مناشه پاسخ داد: نه، متأسفانه عدالت واقعی اجرا نمیشود. اپستین بخشی از یک سیستم بزرگتر بود- سیستمی که برای جمعآوری بلکمیل روی افراد قدرتمند طراحی شده بود. هدف اصلی، ایجاد آشوب و کنترل نبود؛ هدف کنترل سیاستمداران و تصمیمگیران بود. فایلها و نوارها هنوز در دسترس افراد خاصی هستند و تا وقتی که قدرت واقعی دست این افراد باشد، هیچ عدالت کاملی در کار نخواهد بود. الان رسانههای غربی سعی میکنند اپستین را فقط به عنوان عامل روس جا بزنن؛ این یک پوشش واضح است. واقعیت این است که اپستین برای موساد کار میکرد و MI6 هم در جریان بود. تا وقتی این ساختارها وجود دارند، قربانیان عدالت واقعی نخواهند دید.
امریکنتینکر: موشکها، قدرت گسترده ایران در جنگ و مذاکره هستند
نشریه امریکنتینکر تاکید کرد: موشکها، موضوعی مقدس برای ایرانیان و غیرقابل مذاکره هستند؛ چراکه در جنگ 12روزه، ضربه دردناکی به اسرائیل و آمریکا زدند و همین ضربات، طرف مقابل را درباره آغاز دوباره جنگ به تردید انداخته است. موشکها، قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در میز مذاکره به ایران دادهاند.
این نشریه در تحلیلی به قلم مضر عدنان زهران (دستیار سابق سفارت آمریکا در اردن) نوشت: ایران، مذاکره درباره چه موضوعی را که حتی مقدستر از برنامه هستهای است، نمیپذیرد؟ پاسخ، برنامه موشکهای بالستیک است.
اخیراً آمریکا در کشور عمان با ایران مذاکره کرد. ساعاتی قبل از مذاکره، دولت ترامپ لغو مذاکرات را بهخاطر اصرار ایران بر محدودماندن مذاکرات به برنامه هستهای اعلام کرده بود. توانایی موشکی ایران، نوع بسیار متفاوتی از چالش استراتژیک را ارائه میدهد و خطری را ایجاد میکند که حتی فراتر از خاورمیانه امتداد مییابد، زیرا ایران دارای ذخایر بزرگی از موشکهای بالستیک است. این موشکها پس از پرتاب، از جو فراتر رفته و سپس با سرعت بسیار بالا به سمت اهداف حرکت میکنند. این مشخصات پرواز، رهگیری را حتی برای سیستمهای دفاعی پیشرفته دشوار میکند.
تنها سیستمی که به رهگیری و انهدام موشکهای بالستیک قادر است، سامانه تاد (دفاع منطقهای ارتفاع بالا) ایالاتمتحده است. با این حال، ایران سعی کرده است با پرتاب همزمان تعداد زیادی موشک در جنگ ۱۲روزه، این مزیت را خنثی کند. با وجود اینکه ایالاتمتحده سامانه تاد را در اسرائیل مستقر کرده بود و توسط سیستمهای دفاع موشکی اسرائیل پشتیبانی میشد، برخی از موشکهای ایرانی از آن عبور کردند. این آسیب، به اندازه کافی دردناک بود که بر محاسبات واشنگتن و اسرائیل در مورد اقدام بعدی علیه ایران تأثیر بگذارد.
ایالاتمتحده، موشکهای بالستیک را بسیار جدی میگیرد. ایران هم موشکهای بالستیک کوتاهبرد و هم میانبرد دارد. اگر ایران به سطح موشکهای بالستیک دوربرد، احتمالاً با فناوریهای چینی یا کرهشمالی، حرکت کند، این بدان معناست که به عنوان مثال، لندن میتواند به راحتی در تیررس موشکهای ایران قرار گیرد. در حالی که هیچ تأییدی در مورد تعداد موشکهای ایران وجود ندارد، تخمین زده میشود که چندین هزار موشک بالستیک در اختیار ایران باشد.
در عین حال، برنامه موشکهای بالستیک ایران تنها نگرانی واشنگتن نیست. فراتر از موشکها، ایالاتمتحده همچنان برای اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران تلاش میکند.
توقع دیگر آمریکا، پایاندادن به نفوذ ایران در عراق و منطقه کردستان است. نفوذ سیاسی، مالی و امنیتی تهران در عراق از سال ۲۰۰۳، عنصر آشکار مذاکرات است. در این مورد، ایرانیها همچنان سرکش هستند، زیرا از نوری المالکی، نخستوزیر سابق عراق، برای شرکت دوباره در انتخابات به عنوان نخستوزیر حمایت کردهاند؛ چالشی مستقیم برای ترامپ. رئیسجمهوری آمریکا با تهدید به پایاندادن به حمایت ایالاتمتحده از عراق در صورت بازگشت مالکی، پاسخ داده است. با این وجود، بلوکهای سیاسی شیعه عراقی مورد حمایت ایران، مجددا حمایت خود را از مالکی تأیید کردهاند. خواسته دولت ترامپ این است که ایران، حمایت از گروههای مسلح بنیادگرای شیعهای که در داخل عراق کنترل میکند، بهویژه حشدالشعبی را متوقف کند.
در حالی که نگرانیهای هستهای همچنان مهم هستند، موشکهای بالستیک ممکن است نگرانی فوریتری باشند. توانایی هستهای نشاندهنده تشدید احتمالی تنش در آینده است. در مقابل، موشکهای بالستیک را نمیتوان به عنوان سلاح کشتارجمعی طبقهبندی کرد، اما به ایران قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در مذاکره دادهاند.
دولت ترامپ مایل به کوتاهکردن بالهای ایران است. این واقعیت که آمریکا بر موشکهای بالستیک تمرکز دارد، نشان میدهد که ترامپ بر مهار قابلتوجه قدرت ایران متمرکز است، قدرتی که توسط چندین دولت ایالاتمتحده بدون هیچ تردیدی گسترش یافته است.
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت گزارشی درباره شبکه جاسوسی ایران در اسرائیل منتشر کرده است و نوشت: در یک مورد، متهم، یکی از سربازان شاغل در بخش پدافند هوائی ارتش بوده که ماموریت داشته تا اطلاعات و تصاویری از یکی از سامانههای گنبدآهنین را برای ایران مخابره کند.
روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی به قلم «گیلعاد کوهن» تحلیلگر حوزه قضائی این روزنامه به موضوع گسترش شبکه جاسوسی ایران در داخل سرزمینهای اشغالی، پرداخته است؛ شبکهای که ماموریت اعضای آن -به گفته این تحلیلگر- تنها به عملیات روانی، جمعآوری اطلاعات از مراکز، تاسیسات، سامانههای نظامی و شخصیتهای اسرائیلی محدود نبوده و آرام آرام به سمت اقدامات خرابکارانه، آسیب زدن به تاسیسات و افراد، تصویربرداری از مراکز حساس و شخصیتهای برجسته و... سوق پیدا کرده است.
جمهوری اسلامی ایران معمولاً درخصوص این موضوع اطلاعات چندانی بروز نمیدهد و اظهارات در حد کلیاتی که برخی افراد گفتهاند یا میگویند و یا اخباری که جسته وگریخته منتشر میشود، باقی مانده اما به نظر میرسد آنطور که این روزنامه اسرائیلی نوشته، طی 2 سال گذشته شبکهای گسترده از جاسوسان و همکاران امنیتی ایران در سرزمینهای اشغالی شکل گرفته که تنها شامل یک تیپ خاص از افراد هم نمیشود. یعنی طیفی گسترده از سلایق و اقشار جامعه اسرائیلی را میتوان در این شبکه یافت.
تحلیلگر اسرائیلی از اصطلاح «فیشینگ» در این گزارش استفاده کرده است که به معنای تحتاللفظی «ماهیگیری» است و در ادبیات امنیتی به عملی اطلاق میشود که پیمانکار (در اینجا ایران) در آن ابتدا ارتباطی عادی و بدون حساسیت با هدف برقرار کرده و سپس آرام آرام فرآیند جذب و صحت سنجی را ادامه داده و عامل خود را برای انجام اقدامات بزرگتر بعدی آماده میکند.
نویسنده گزارش در توضیح این روش تأکید میکند که فیشینگی که ایران بهکار گرفته، با فیشینگهای کلاسیک تفاوت دارد. در مدل معمول، جذب نیرو بیشتر بهصورت هدفمند و با «قلاب» انجام میشود؛ روشی دقیقتر که زمان بیشتری میطلبد و تعداد محدودی از افراد را درگیر میکند اما بهنوشته کوهن، ایران بهجای قلاب از «تور» استفاده کرده است؛ به این معنا که دامنه ارتباطگیری بسیار وسیع است و پیامها و پیشنهادها بهصورت گسترده و بدون تمرکز بر یک هدف مشخص ارسال میشوند.
در این روش، از میان تعداد زیادی از افرادی که به این ارتباطها پاسخ میدهند، نفرات مستعد برای ادامه همکاری انتخاب میشوند؛ رویکردی که اگرچه شاید دقت کمتری داشته باشد، اما امکان گسترش سریع شبکه جاسوسی را فراهم میکند و نشاندهنده تمرکز ایران بر افزایش کمّی نیروها در مرحله نخست است.
این روش نشان میدهد که ایران در حال گسترش سریع شبکه خودش است و این یک خطر بزرگ برای دولت صهیونیستی است که این روزها با اعتراضات و ناآرامیهای مختلف هم دست و پنجه نرم میکند.
به اذعان این گزارش، نباید فریب اقدامات معمولی نظیر آویزان کردن تراکت از دیوار یا شعارنویسی توسط جاسوسان ایرانی را خورد، بلکه اینها تنها اقداماتی اولیه برای سنجش میزان مهارت نفرات است و رفته رفته اقدامات جدیتر میشوند.
نویسنده این گزارش میگوید تاکنون 60 متهم دستگیر شدهاند و 35 کیفرخواست نیز در دادگاه صادر شده اما میزان افراد بیشتر از این حرفهاست (کوهن میگوید برخی کیفرخواستها برای گروههای 7 نفره یا بیشتر صادر شده است).
«ارتباط با عوامل خارجی» اصلیترین جرمی است که در این کیفرخواستها وجود دارد و جالب اینجاست که متهمین تنها از میان مردم عادی نیستند بلکه شامل طیف گستردهای از اقشار جامعه اسرائیلی - از یک طلبه علوم دینی در بیت شمش (شهری مذهبی در اسرائیل) تا مهاجران تازه وارد (به ادعای نویسنده از آذربایجان) و حتی سربازان و افسران ارتش- میشود.
برای مثال در یک مورد، متهم، یکی از سربازان شاغل در بخش پدافند هوائی ارتش بوده که ماموریت داشته تا اطلاعات و تصاویری از یکی از سامانههای گنبدآهنین را برای ایران مخابره کند.
نویسنده البته معتقد است که دستگاههای ضدجاسوسی اسرائیل تمام تلاش خودشان را برای جلوگیری از گسترش این شبکه میکنند اما تشخیص تیپ خاصی از جامعه اسرائیلی که با ایران همکاری میکنند بسیار سخت است.
آنطور که کوهن نوشته، همه این جاسوسها پول دریافت کردهاند که اغلب از طریق صرافها یا ارزهای دیجیتال بوده و در یک مورد، متهم، جوانی ساکن در بلندیهای جولان بوده که خودش ارتباط با ایران را برقرار کرده است.
تحلیلگر یدیعوت آحارونوت میگوید اهداف ایران از بهکارگیری جاسوسان در داخل اسرائیل محدود به یک یا دو هدف خاص نیست بلکه زنجیرهای از اقدامات -از ایجاد آشوب (که نویسنده معتقد است اصلیترین هدف ایران است) تا انجام عملیاتهای تروریستی- را شامل میشود.
وی به یک نمونه هم اشاره کرده و گفته است: ماموریت برخی از متهمین، آسیبزدن به نخستوزیر و یا دانشمندان هستهای شاغل در مؤسسه «وایزمن» بوده است. (تسنیم: مؤسسه وایزمن همان مرکزی است که در جریان جنگ 12 روزه هدف سنگین موشکهای بالستیک ایران قرار گرفت).
به گزارش تسنیم، نویسنده در بخش پایانی گزارش خود میگوید: «ما حتی انتخاباتهایمان را حول موضوع ایران برگزار میکنیم، اما در نهایت میبینیم حتی سربازان یا خاخامهایی که در اسرائیل هستند، حاضرند در خدمت آن (ایران) عمل کنند».
یک رسانه اسرائیلی در تحلیلی تأکید کرد که واشنگتن در شرایط فعلی از توان کافی برای اجرای یک اقدام نظامی گسترده و مؤثر علیه ایران برخوردار نیست.
وبگاه «اسرائیل دیفنس» نوشت: با وجود فشارهای سیاسی در واشنگتن برای دستیابی به یک پیروزی سریع علیه ایران، واقعیتهای میدانی و نظامی نشان میدهد که توان عملیاتی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بهطور قابلتوجهی محدودتر از مقاطع پیشین است؛ موضوعی که هرگونه تلاش برای تغییر نظام در ایران را به گزینهای پرهزینه و دشوار تبدیل میکند.
بر اساس این گزارش، اگر دولت آمریکا تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران بگیرد، با محدودیتهایی ناشی از مقیاس کوچکتر آرایش نیروهای خود در منطقه مواجه خواهد شد؛ محدودیتهایی که به نحوه استقرار، ترکیب نیروها و قابلیت بهکارگیری آنها مربوط میشود.
این رسانه اسرائیلی تأکید کرده است که تغییر نظام در ایران بهویژه در بازه زمانی کوتاه در عمل با موانع جدی روبهرو است.
به گزارش فارس، این تحلیل با مقایسه وضعیت کنونی با جنگهای پیشین آمریکا مینویسد: در سال ۲۰۰۱، آمریکا برای سرنگونی طالبان دو ناو هواپیمابر در منطقه مستقر کرده بود و در سال ۲۰۰۳ نیز همزمان با حمله به عراق و سقوط صدام حسین، پنج ناو هواپیمابر در خاورمیانه حضور داشتند. در مقابل، در ژوئن ۲۰۲۵ تنها دو ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه فعال بودند و در شرایط کنونی، این تعداد به یک ناو کاهش یافته است.
اسرائیل دیفنس همچنین به وضعیت نیروی دریایی آمریکا اشاره کرده و نوشته است: از مجموع حدود ۸۰ ناوشکن نیروی دریایی ایالات متحده، در حال حاضر تنها حدود ۱۰ درصد آنها در غرب آسیا مستقر هستند.
در حوزه نیروی هوائی نیز، اگرچه چند اسکادران جنگنده از جمله F15E در منطقه حضور دارند، اما این تعداد در مقایسه با کل توان هوائی آمریکا محدود ارزیابی میشود. در ادامه این تحلیل آمده است که توان تهاجمی ناو هواپیمابر لینکلن عمدتاً بر چند ده فروند جنگنده- بمبافکن FA18 متکی است؛ هواپیماهایی که باید از یک پایگاه هوائی واحد در دریا به پرواز درآیند. این موضوع ایجاد موجهای پروازی متوالی برای اجرای بمباران سنگین را با محدودیت روبهرو میکند.
بر اساس این گزارش، آمریکا در حال حاضر تنها یک اسکادران F16 در غرب آسیا دارد که حتی در صورت اختصاص کامل به عملیات تهاجمی، نقش تعیینکنندهای در سناریوی تغییر نظام در ایران نخواهد داشت.
اسرائیل دیفنس در بخش دیگری از این تحلیل مینویسد که کشورهای همسایه ایران از جمله عربستان اجازه میزبانی بمبافکنهای آمریکا در منطقه غرب آسیا برای استفاده علیه جمهوری اسلامی ایران را نخواهد داد.
این رسانه اسرائیلی همچنین به چالشهای هماهنگی میان نیروی دریایی و نیروی هوائی آمریکا اشاره کرده و نوشته است که تفاوت در فرهنگ عملیاتی، فناوریها، سامانههای ارتباطی و تبادل اطلاعات، اجرای عملیات مشترک گسترده را با پیچیدگیهای بیشتری همراه میکند. در جمعبندی این گزارش آمده است: از نگاه محافل نظامی آمریکا، عواملی همچون محدودیت تعداد و نوع هواگردهای مستقر در منطقه غرب آسیا، ضرورت حفظ مهمات برای احتمال درگیری در جبههای دیگر، نیاز به دفاع از پایگاهها و منافع متعدد آمریکا در منطقه، شرایط آبوهوایی و سایر ملاحظات عملیاتی، همگی نشان میدهد که توان ایالات متحده برای اجرای یک تهاجم فراگیر علیه ایران در شرایط فعلی محدود است.
اسرائیل دیفنس در پایان تأکید میکند: حتی اگر دولت آمریکا بهدنبال یک پیروزی سریع باشد، مجموعهای از محدودیتهای میدانی و عملیاتی، دامنه و اثرگذاری هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را کاهش میدهد و چنین اقدامی، در بهترین حالت، نتایجی محدود و پرریسک به همراه خواهد داشت.
والاستریتژورنال: توان موشکی ایران، معادلات را تغییر داد
بر اساس گزارش یک رسانه آمریکایی، ایران با تکیه بر توان موشکی بالستیک خود، معادلات تقابل با واشنگتن را تغییر داده و نقش بازدارنده این زرادخانه باعث شده تصمیمات دولت ترامپ، با محدودیت و تردید مواجه شود.
بر اساس گزارش روزنامه والاستریت ژورنال، تهران تهدید کرده است که در صورت صدور دستور حمله از سوی واشنگتن، موشکهای خود را به سوی طیف گستردهای از اهداف در منطقه شلیک خواهد کرد. این تهدیدها فشار بر کاخ سفید را افزایش داده و آمریکا را بر آن داشته است تا نسبت به توان ایران برای هدف قرار دادن رژیم صهیونیستی، نیروهای آمریکایی و کشورهای همپیمان خود در خلیجفارس و غرب آسیا، نگران باشد و محتاطانه عمل کند.
طبق آنچه در این گزارش آمده است، ایران همچنان دارای حدود ۲ هزار فروند موشک بالستیک میانبرد و ذخایر قابل توجه موشکهای کوتاهبرد است که قادر به هدفگیری پایگاههای آمریکا، ناوها در تنگه هرمز و شهرهای منطقه هستند و ایران همچنین موشکهای کروز ضدکشتی در اختیار دارد. مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها در اینباره میگوید «موشکهای بالستیک اکنون ستون فقرات بازدارندگی ایران را تشکیل میدهند. این موشکها مانند یک چاقوی چندکاره برای ایران عمل میکنند؛ هم ابزار فشار و تهدید، هم دفاع و هم تنبیه». بر اساس این گزارش، فرماندهان نظامی آمریکا تهدیدات موشکی ایران را جدی گرفتهاند. ترامپ پیشتر برنامه حمله اواسط ژانویه به ایران را در آخرین لحظه متوقف کرد چرا که معتقد بود نیروهای کافی در منطقه برای اجرای یک حمله قاطع و مدیریت پاسخ ایران در اختیار ندارد.
والاستریت ژورنال در بخشی از گزارش خود نوشت که تاریخچه توان موشکی ایران نشان میدهد که این برنامه از اوایل دهه ۸۰ خورشیدی در سپاه پاسداران و با الگوبرداری از طرحهای روسی، کره شمالی و موشکهای آمریکایی غنیمتی آغاز شد و به تدریج تحت هدایت سرتیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امیرعلی حاجیزاده به نقطهای رسید که موشکهای ایران قادر به اصابت دقیق به اهداف در فاصله هزار مایل هستند و اسرائیل نیز در تیررس آنها قرار دارد. توسعه این زرادخانه در طول سالها، آن را به ابزار مؤثر بازدارنده ایران تبدیل کرده است.
کارشناسان نظامی میگویند ایران از توان موشکی خود بهعنوان ستون اصلی استراتژی دفاعی استفاده میکند و تهدیدات و ظرفیتهای آن باعث شده تا حتی جریانهای تندرو در آمریکا نیز نسبت به ورود به یک تقابل نظامی مستقیم با تهران محتاطانه برخورد کنند.
این روزنامه آمریکایی درخصوص توان موشکی جمهوری اسلامی نوشت که ایران خردادماه گذشته حدود ۵۰۰ فروند موشک بهسوی اهداف نظامی و غیرنظامی در رژیم صهیونیستی شلیک کرد که حامل پیام سیاسی و امنیتی مهمی بود و گرچه در جریان جنگ ۱۲ روزه همان ماه، رژیم صهیونیستی انبارهای موشکی ایران را هدف قرار داد، اما جمهوری اسلامی با وجود آسیبها، بخش قابل توجهی از زرادخانه موشکی خود را حفظ کرد.
نکته مهمتر آن است که ایران در جریان این درگیریها آموخت چگونه تعداد بیشتری از موشکهای خود را از سد سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا عبور دهد.
بر اساس این گزارش، پیش از آغاز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که روز جمعه در عمان آغاز شد، آمریکا خواستار آن شده بود که ایران در چارچوب یک توافق، برنامه موشکی خود را محدود کند؛ توافقی که همچنین موضوع غنیسازی هستهای و حمایت ایران از گروههای منطقهای مانند حزبالله و حماس را دربر میگرفت. با این حال، مقامهای ایرانی از گفتوگو درباره هرگونه محدودیت در ذخایر موشکی کشور خودداری کردهاند.
به نوشته این گزارش، توسعه زرادخانه موشکی ایران حاصل سالها تلاش امیرعلی حاجیزاده بود؛ شخصیتی که بهقدری برای ایران اهمیت داشت که اسرائیل او را در حمله هوائی غافلگیرانه خود در خردادماه گذشته به شهادت رساند.
در سال ۲۰۰۹، حاجیزاده فرماندهی نیروی هوافضای تازهتأسیس سپاه را برعهده گرفت و برنامه موشکی ایران را وارد مرحلهای جدید کرد. تا آن زمان، زرادخانه ایران عمدتاً شامل راکتهای کوتاهبرد و کمدقت بود، اما تحت هدایت او، موشکهایی با قابلیت اصابت دقیق به اهدافی در فاصلهای تا حدود هزار مایل توسعه یافت؛ بردی که اسرائیل را نیز در تیررس قرار میداد.
به گزارش فارس، «افشون استوار»، استاد دانشگاه نیروی دریایی آمریکا در مونتری کالیفرنیا، میگوید: «او بیشترین نقش را در شکلدهی به راهبرد ایران و نحوه جنگیدن این کشور داشت».
امریکنتینکر: موشکها، قدرت گسترده ایران در جنگ و مذاکره هستند
نشریه امریکنتینکر تاکید کرد: موشکها، موضوعی مقدس برای ایرانیان و غیرقابل مذاکره هستند؛ چراکه در جنگ 12روزه، ضربه دردناکی به اسرائیل و آمریکا زدند و همین ضربات، طرف مقابل را درباره آغاز دوباره جنگ به تردید انداخته است. موشکها، قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در میز مذاکره به ایران دادهاند.
این نشریه در تحلیلی به قلم مضر عدنان زهران (دستیار سابق سفارت آمریکا در اردن) نوشت: ایران، مذاکره درباره چه موضوعی را که حتی مقدستر از برنامه هستهای است، نمیپذیرد؟ پاسخ، برنامه موشکهای بالستیک است.
اخیراً آمریکا در کشور عمان با ایران مذاکره کرد. ساعاتی قبل از مذاکره، دولت ترامپ لغو مذاکرات را بهخاطر اصرار ایران بر محدودماندن مذاکرات به برنامه هستهای اعلام کرده بود. توانایی موشکی ایران، نوع بسیار متفاوتی از چالش استراتژیک را ارائه میدهد و خطری را ایجاد میکند که حتی فراتر از خاورمیانه امتداد مییابد، زیرا ایران دارای ذخایر بزرگی از موشکهای بالستیک است. این موشکها پس از پرتاب، از جو فراتر رفته و سپس با سرعت بسیار بالا به سمت اهداف حرکت میکنند. این مشخصات پرواز، رهگیری را حتی برای سیستمهای دفاعی پیشرفته دشوار
میکند.
تنها سیستمی که به رهگیری و انهدام موشکهای بالستیک قادر است، سامانه تاد (دفاع منطقهای ارتفاع بالا) ایالاتمتحده است. با این حال، ایران سعی کرده است با پرتاب همزمان تعداد زیادی موشک در جنگ ۱۲روزه، این مزیت را خنثی کند. با وجود اینکه ایالاتمتحده سامانه تاد را در اسرائیل مستقر کرده بود و توسط سیستمهای دفاع موشکی اسرائیل پشتیبانی میشد، برخی از موشکهای ایرانی از آن عبور کردند. این آسیب، به اندازه کافی دردناک بود که بر محاسبات واشنگتن و اسرائیل در مورد اقدام بعدی علیه ایران تأثیر بگذارد.
ایالاتمتحده، موشکهای بالستیک را بسیار جدی میگیرد. ایران هم موشکهای بالستیک کوتاهبرد و هم میانبرد دارد. اگر ایران به سطح موشکهای بالستیک دوربرد، احتمالاً با فناوریهای چینی یا کرهشمالی، حرکت کند، این بدان معناست که به عنوان مثال، لندن میتواند به راحتی در تیررس موشکهای ایران قرار گیرد. در حالی که هیچ تأییدی در مورد تعداد موشکهای ایران وجود ندارد، تخمین زده میشود که چندین هزار موشک بالستیک در اختیار ایران باشد.
در عین حال، برنامه موشکهای بالستیک ایران تنها نگرانی واشنگتن نیست. فراتر از موشکها، ایالاتمتحده همچنان برای اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران تلاش میکند.
توقع دیگر آمریکا، پایاندادن به نفوذ ایران در عراق و منطقه کردستان است. نفوذ سیاسی، مالی و امنیتی تهران در عراق از سال ۲۰۰۳، عنصر آشکار مذاکرات است. در این مورد، ایرانیها همچنان سرکش هستند، زیرا از نوری المالکی، نخستوزیر سابق عراق، برای شرکت دوباره در انتخابات به عنوان نخستوزیر حمایت کردهاند؛ چالشی مستقیم برای ترامپ. رئیسجمهوری آمریکا با تهدید به پایاندادن به حمایت ایالاتمتحده از عراق در صورت بازگشت مالکی، پاسخ داده است. با این وجود، بلوکهای سیاسی شیعه عراقی مورد حمایت ایران، مجددا حمایت خود را از مالکی تأیید کردهاند. خواسته دولت ترامپ این است که ایران، حمایت از گروههای مسلح بنیادگرای شیعهای که در داخل عراق کنترل میکند، بهویژه حشدالشعبی را متوقف کند.
در حالی که نگرانیهای هستهای همچنان مهم هستند، موشکهای بالستیک ممکن است نگرانی فوریتری باشند. توانایی هستهای نشاندهنده تشدید احتمالی تنش در آینده است. در مقابل، موشکهای بالستیک را نمیتوان به عنوان سلاح کشتارجمعی طبقهبندی کرد، اما به ایران قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در مذاکره دادهاند.
دولت ترامپ مایل به کوتاهکردن بالهای ایران است. این واقعیت که آمریکا بر موشکهای بالستیک تمرکز دارد، نشان میدهد که ترامپ بر مهار قابلتوجه قدرت ایران متمرکز است، قدرتی که توسط چندین دولت ایالاتمتحده بدون هیچ تردیدی گسترش یافته است.