خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۱/۲۵
اصرار نکنید! اپوزیسیون کسی جز همین درپیتها را ندارد!
یکی از فعالان درپیت اپوزیسیون میگوید اپوزیسیون نه نیچه و هایدیگر، مارکس و پوپر و کانت دارد و نه بیسمارک و نه لینکلن و آیزنهاور و ژنرال دوگل، بنابراین باید با همین سرکردههای فعلی اپوزیسیون ساخت و اعتراضی هم نکرد.
در شرایطی که دلقکبازیهای سران گروهکهای سلطنتطلب و سازمانهای تروریستی مثل منافقین و پژاک و...، حیثیتی برای اپوزیسیون نمایان جمهوری اسلامی نگذاشته، «ح- ی» میگوید که داشتههای اپوزیسیون همینهاست!
او که سوابق سرگردانی میان لیبرالیسم و سوسیالیسم و چپ و راست غربی را دارد، به مظفرالدین شاه قجری استناد میکند و مینویسد: «برخی از مردم میگویند این فعال سیاسی بده، آن خوبه و روی هر مبارز دموکراسیخواه ایرانی یک عیب و ایرادی میگذارند! گفتم این دیالوگ فیلم کمالالملک ساخته علی حاتمی را یکبار با هم بخوانیم: اتابک با عصبانیت نزد مظفرالدین شاه آمد تا از کمالالملک گلایه کند و خواستار برکناری او شود! مظفرالدین شاه در پاسخ به او چنین گفت: «اکثر عمر ما در دوران ولیعهدی گذشت و رسم پادشاهی را خوب نمیدانیم. کار جهان به اعتدال راست میشود، همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم که نقاشباشی آنطوری داشته باشیم.»
واقعیت اینکه همانطور که ما ماشین بنز و فراری نداریم، نیچه، هایدیگر، مارکس، پوپر، هگل، کانت و دکارت نداریم، همانطور که ما انیشتین و ماری کوری نداریم و... مبارزان و فعالان حسابی که باب میل شما عالیجنابان هم که همه ما را به ساحل امن برسانند هم نداریم. کل داشته این ملت همینها هستند. هزینه میدهند، مبارزه میکنند و تمام عمر خود را از بین میبرند تا شما ملت را به یک دموکراسی برسانند. اما خوب زور و ظرفیت فرزندانتان که چکیده خود شما هم هستند همین است. ما باید بدانیم این مملکت بیسمارک، اوباما، واشنگتن، لینکلن، آیزنهاور، ترومن و ژنرال دوگل ندارد. باید با همین داشتههایمان بسازیم و داشتهها هم باید خواست ملت را دنبال کنند و آنقدر نظرات خودشان را به این ملت تحمیل نکنند و در تعامل با هم باشند.»
از شیدایی نویسنده متن نسبت به جنایتکاران غربی که بگذریم، حکایت امثال وی، حکایت همان مورچهای است که وسط نعلبکی سرخورده بود و میگفت سیل و طوفان همه جا را گرفته است. بله در اینکه اپوزیسیون به خاطر بیغیرتی و وطنفروشی و خیانت به ملت خود، حتی یک آدم به دردبهخور ندارد که سرش به تنش بیارزد، هیچ شکی نیست. اما این حقارت، مختص اپوزیسیون خودفروخته و بیوطن است وگرنه، ملت ایران، ملت بزرگی است که از سیاست و فرهنگ و تاریخ تا تولید قدرت و نوآوری در حوزههای علمی و فنی و دفاعی جهان، انسانهای سرآمد بسیاری را به عرصه آورده است، انسانهای با کفایت و نامآوری که در دنیا زبانزد علوم و فنون مختلف و سیاست و فرهنگ هستند.
شکست آمریکا مقابل ایران مهیبتر از شکست مقابل یمن است
یک تحلیلگر آمریکایی تاکید کرد آمریکا نمیتواند ایران را شکست دهد چرا که چند ماه قبل، از عهده جنگ با یمنیها برنیامد و ناچار به عقبنشینی شد.
ویل شرایور در تحلیل خود در شبکه ایکس نوشت: چقدر زود فراموش کردهاند که در طول سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، آمریکا دستکم پنج گروه ضربتی ناو هواپیمابر (بههمراه حجم زیادی از توان هوائی نیروی هوائی آمریکا) را برای خلع سلاح نیروهای یمنی و باز کردن مسیر دریای سرخ که بهصورت گزینشی مسدود شده بود، اعزام کرد اما شکست خوردند؛ آن هم به شکلی مفتضحانه.
در وهله نخست، در سال ۲۰۲۴ ناوهای «یواساس بریو سِر رابین»، «یواساس تدی بیر» و «یواساس فریدی اِیب» وارد عمل شدند، اما در نهایت دمشان را روی کولشان گذاشتند و عقبنشینی کردند. ناو بریو سر رابین حتی یک فروند جنگنده اف/ای-۱۸ را هم در کف دریا گذاشت.
پس از آنها، «یواساس ترمبلینگ پاپی» و «یواساس تیمید وینی» به میدان آمدند. اما آنها هم وضع بهتری نداشتند و ترمبلینگ پاپی طی مأموریت پراضطراب خود در شمال دریای سرخ، دو فروند دیگر از جنگندههای اف/ای-۱۸ را از دست داد. در همین حال، یمنیها شمار پهپادهای امکیو-۹ ریپر سرنگونشده را به ۲۳ فروند رساندند.
افسران ناو بریو سر رابین پس از بازگشت از «نبرد دریای سرخ» گزارش دادند که به گفته خودشان «دچار آسیب روانی» شدهاند و آن را شدیدترین آتش و قدرت رزمیای توصیف کردند که نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با آن روبهرو شده است.
یادمان باشد: یمن در پایینترین پله نردبان دشمنان جدی و توانمند قرار دارد. هر کسی که واقعاً باور دارد نیروی دریایی آمریکا میتواند در آبهای ایران عملیات مؤثر انجام دهد، بهسادگی دچار توهم است.
همانطور که بارها استدلال کردهام: حتی اگر هیچ کشتیای آسیب نمیدید یا غرق نمیشد، باز هم آنها ظرف یکی دو هفته- یا حتی کمتر- مهماتشان تمام میشد. و مطمئن باشید که قرار نیست بتوانند در بحرین دوباره تسلیحات خود را بارگیری کنند. کسانی که محاسبات خود درباره یک جنگ میان آمریکا و ایران را بر پایه برتری هوائی آمریکا بنا کردهاند، خیلی زود خواهند دید که پارامترهای معادلاتشان بهکلی تغییر کرده است.
در نظر داشته باشید: آمریکا از نظر لجستیکی قادر نیست بیش از دو تا سه هفته یک کارزار هواییِ بسیار پرشدت را حفظ کند. و اگر حتی فقط حدود یک دوجین هواپیمای سرنشیندار آمریکایی سرنگون شوند و چند فروند کشتی هم بهشدت آسیب ببینند... خب، چنین چیزی چنان موجی از نگرانی و آشفتگی در واشنگتن ایجاد خواهد کرد که حتی ممکن است به یک کودتا- یا چیزی بسیار نزدیک به آن- منجر شود.
شرق: نتیجه همکاری با FATF تحریم بیشتر بود(!)
برخلاف وعدههای مرکز اطلاعات مالی برای بزککاری و تصویب الحاق به دو کنوانسیون پالرمو و CFT، مافیای حاکم بر FATF باز هم شروط ایران را رد کرد
طبق بیانیه مرکز اطلاعات مالی، در نشست عمومی FATF در مکزیک، ۵ شرط از ۱۰ حق شرط ایران بر کنوانسیونهای پالرمو و CFT پذیرفته نشد.
در این زمینه روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «دور جدید تقابل FATF علیه ایران»، نوشت: پرونده ایران در FATF به در بسته خورد. براساس بیانیه رسمی که مرکز اطلاعات مالی در پاسخ به پیگیریهای «شرق» ارائه داده، پرونده ایران در FATF پس از نشست 23 بهمن در مکزیکوسیتی وارد مرحلهای جدید شده است. از یکسو پیشرفتهای فنی و حقوقی موجب پذیرش بخشی از برنامه اقدام شده، ولی از سوی دیگر مسائل سیاسی و تحریمی پرونده ایران را از موضوعی صرفا بانکی و فنی به یک هزارتوی امنیتی تبدیل کرده و باعث شده است حتی چهار محدودیت جدید علیه ایران تصویب شود. مرکز اطلاعات مالی ایران ضمن گلایه از نبود همکاری برخی بخشهای داخلی، هشدار داده که در صورت ادامه تعلل در داخل وضعیت برای کشور بغرنجتر هم خواهد شد.
پیگیریهای «شرق» نشان میدهد با وجود پیشرفتهای فنی ایران در گفتوگوها، اقدامات تقابلی جدیدی علیه ایران به کشورهای عضو ابلاغ شده است. طبق بیانیهای که مرکز اطلاعات مالی در پاسخ به پیگیریهای «شرق» ارائه کرده، پس از تصویب کنوانسیونهای پالرمو و سیافتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اصلاح آییننامههای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم در هیئت وزیران ایران، امکان ارائه گزارش پیشرفت درباره سه بند از ۲۴ بند باقیمانده برنامه اقدام فراهم شده بوده است.
چرا با وجود تلاشها، فشار بیشتر شد؟ با این حال ظاهرا در همین بزنگاه با استناد به قطعنامههای مرتبط با سازوکار «مکانیسم ماشه» در سازمان ملل، برخی کشورها خواستار استفاده از ظرفیت FATF برای اجرای تحریمها علیه ایران شدند. در نتیجه، با وجود حمایت ۱۱ عضو از ۳۹ عضو FATF از اقدامات ایران، اجماع کامل علیه کشور شکسته شد اما اکثریت اعضا (۲۸ عضو) متن بیانیه عمومی را تغییر دادند و در نهایت اقدامات تقابلی جدیدی علیه ایران
تصویب شد.
به گزارش شرق، مرکز اطلاعات مالی هشدار داد تداوم تأخیر و تعلل در تصمیمگیریهای خرد و گاهی سطحی مورد نیاز میتواند اتخاذ تصمیمات بزرگ در این حوزه مثل تصویب کنوانسیونهای پالرمو و سیافتی در مجمع و تصویب نسخ اصلاحی آییننامههای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را در ادامه مدیریت پرونده کشور با FATF بیاثر کرده و منجر به افزایش اقدامات تقابلی علیه ایران باشد.
شرق میافزاید: با شدتگرفتن تحریمها علیه ایران، به نظر میرسد پرونده مالی ایران برای غرب دیگر امنیتی تلقی میشود و نه صرفا مالی. منتقدان بینالمللی، بهویژه در اروپا و آمریکا، استدلال میکنند که شبکههای مالی مرتبط با گروههای مقاومت مانند حزبالله و حماس در چارچوب نگرانیهای FATF قرار میگیرند. درحالیکه لایحه مربوط به تأمین مالی تروریسم در ایران هنوز برای جهان محل بحث است، ایالات متحده نیز بارها اعلام کرده یکی از شروط کاهش تنش با ایران، محدود شدن حمایت از گروههای مقاومت است. برای نمونه، در مواضع رسمی U.S. Department of State طی سالهای اخیر، موضوع «حمایت ایران از گروههای مسلح منطقهای» بهعنوان مانع عادیسازی روابط ذکر شده. این همان نقطهای است که پرونده FATF از یک موضوع فنی- بانکی به پرونده پیچیده سیاسی- امنیتی تبدیل میشود.
گزارش شرق، دقیقا اثبات میکند که وعدهها و فضاسازیهای مرکز اطلاعات مالی در توجیه الحاق به دو کنوانسیون و امکان گذاشتن حق شرط برخلاف منویات طرف غربی، خلاف واقع و دادن آدرس گمراهکننده به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است.
در همین حال مسعود براتی از کارشناسان ارشد موضوع تحریم و FATF خطاب به رئیس مرکز اطلاعات مالی تاکید کرد: خیلی رو میخواهد که با ادعای غلط، به کشور هزینه تحمیل کنید و زمانی که صدایش درآمد، بیانیه بدهید و روایت پیروزی بکنید! حداقل استعفا بدهید.
ایران میتواند آسیبی سنگینتر از جنگ 12 روزه به اسرائیل بزند
درسهای جنگی که در آن اسرائیل آسیب سنگینی دید، در ایران این برداشت را تقویت کرد که اسرائیل در برابر حملات فرسایشی آسیبپذیر است.
این تحلیل را روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر کرده و مینویسد: در حالی که کانال دیپلماتیک میان ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد، در اسرائیل برای جنگ آماده میشوند. خطوط قرمز تلآویو حتی به خطوط قرمز تهران هم نزدیک نمیشود؛ تهرانی که حاضر نیست حتی درباره محدود کردن برنامه موشکیاش چیزی بشنود؛ همان موشکهایی که اینجا در طول جنگ ۱۲ روزه ویرانی به بار آوردند.
برای ایران، برنامه موشکهای بالستیک فقط یک ابزار جنگی نیست، بلکه یک هدف راهبردی برتر است که ممکن است حتی از پروژه هستهای هم مهمتر باشد؛ بهدلیل توان اثباتشدهاش برای فلج کردن پشتجبهه اسرائیل و ایجاد آسیب قابلتوجه حتی در برابر سامانههای دفاعی پیشرفته.
درسهای جنگی که در آن اسرائیل مجبور شد در برابر صدها شلیک «اقتصاد تسلیحاتی» را مدیریت کند، بیشترِ آنها را رهگیری کرد و با این حال همچنان آسیب سنگینی دید، در تهران این برداشت را تقویت کرد که اسرائیل در برابر حملات فرسایشی آسیبپذیر است؛ حملاتی که ذخیره رهگیرهایش را خالی میکند.
با توجه به اینکه ایران سامانه موشکی را ابزار بازدارندگی و تعیینکننده درجه اول میبیند، ارزیابیهای اطلاعاتی میگویند که حتی زیر فشار آمریکا در مذاکره هم از آن دست نخواهد کشید. این موضع سخت، منطقه را در مسیر برخوردی اجتنابناپذیر قرار میدهد: یا امضای توافقی که اسرائیل را در برابر یک تهدید مهم آسیبپذیر میگذارد، یا لغزش به سوی یک جنگ تمامعیار.
تال اینبار، پژوهشگر ارشد در MDAA، توضیح میدهد: «توان شلیک بسیار بسیار گسترده ندیدیم؛ نه صدها یا هزاران بهطور همزمان. اما اگر جنگی باشد که ایران احساس خطر کند، هرچه دارند شلیک میکنند.»
آتلانتیک: ترامپ تهدید میکند اگر مقاومت دید، عقب مینشیند
دونالد ترامپ الگویی دارد که اصرار میکند یک وضعیت آنقدر جدی است که نیاز به اقدام بیسابقه دارد و سپس وقتی با واکنش منفی روبهرو میشود، عقبنشینی میکند.
نشریه آمریکایی آتلانتیک با ارزیابی شخصیت دونالد ترامپ نوشت: ترامپ الگوی برداشتن گامهای رادیکال برای مقابله با مشکلات جدی دارد و سپس وقتی با مخالفت مواجه میشود، کنار میرود.
پس از آنکه دولت، اوایل امسال گسترش افزایش نیروهای انتظامی خود در «مینه سوتا» را اعلام کرد و آن را «بزرگترین عملیات وزارت امنیت داخلی تاکنون» نامید، دونالد ترامپ مجموعهای از انتقادات تند را به ایالت مطرح کرد که به گفته او «والی ناکارآمد»، مشکل بزرگ تقلب در رفاه، جرم و جنایت بالا و سیستم رأیگیری فاسد دارد. «چه جای زیبایی، اما در حال تخریب است».
امروز، «تزار مرزی» کاخ سفید، «تام هومن»، پایان مؤثر مأموریت را اعلام کرد و وعده داد که در هفته آینده «کاهش قابل توجه» خواهد داشت. هومن گفت: «من پیشنهاد دادهام و رئیسجمهور ترامپ موافقت کرده است که این عملیات افزایش نیرو به پایان برسد.» با این اعلامیه باید با شک و تردید برخورد شود. زمانی که ترامپ ماه گذشته فرمانده گشت مرزی، «گرگ بووینو» را برکنار کرد، دولت لحن خود را نرمتر کرد؛ اما حضور گسترده و پرقدرت خود را در مینیاپولیس حفظ کرد. اما ترامپ دلایل خوبی برای عقبنشینی دارد: این عملیات یک فاجعه سیاسی و اخلاقی بوده است. افسران دو شهروند آمریکایی را به ضرب گلوله کشتند و افکار عمومی علیه آن تغییر کرده است.
به سختی میتوان گفت این مأموریت بر اساس شرایط ترامپ موفق بوده است. «تیم والز» همچنان فرماندار است، اگرچه برای انتخاب مجدد نامزد نشده است. ایالت از تحویل فهرست رأیدهندگانی که وزارت دادگستری به عنوان شرط خروج تلاش کرده بود، خودداری کرده است.
مینیاپولیس در سالهای اخیر شاهد کاهش قابل توجهی در جرم بوده است، اما میتوان گفت این افزایش، در این زمینه بیشتر ضرر داشته تا فایده؛ همانطور که سناتور «ایمی کلوبوچار» ماه گذشته اشاره کرد، دو مورد از سه قتل ژانویه شهر توسط مأموران فدرال انجام شده است. در همین حال، دادستان فدرالی که بر تحقیقات کلاهبرداری رفاهی نظارت داشت، در اعتراض به تصمیمات دولت ترامپ استعفا داد (و اکنون نماینده خبرنگاری است که دولت او را به جرایم مشکوک متهم کرده است).
وزارت کشور فرانسه میگوید اقدامات ضد اسلامی در فرانسه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۸درصد افزایش یافته است که بیشترین میزان افزایش در میان تمام جوامع مذهبی را نشان میدهد.
در کشوری که از زمان انقلاب ۱۷۸۹ و نهادینهسازی اصل لائیسیته، جدایی دین از دولت را به عنوان ستون هویت جمهوری خود معرفی کرده است، نسبت میان آزادیهای مذهبی و سیاستهای به اصطلاح سکولار همواره محل مناقشه بوده است؛ از قانون منع نمادهای مذهبی در مدارس در سال ۲۰۰۴ تا محدودیتهای سالهای اخیر بر پوشش اسلامی و تصویب «قانون مقابله با جداییطلبی» در دوران ریاستجمهوری «امانوئل ماکرون»، سیاستهایی که به گفته دولت برای دفاع از ارزشهای جمهوری طراحی شدهاند، از سوی منتقدان به عنوان اقداماتی تبعیضآمیز علیه مسلمانان فرانسه تعبیر شدهاند. اکنون در حالی که وزارت کشور فرانسه از افزایش ۸۸درصدی اقدامات ضد اسلامی در سال ۲۰۲۵ خبر میدهد و دولت بر تشدید تدابیر امنیتی و حمایت از اماکن مذهبی تأکید میکند، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا بخشی از این موج رو به رشد اسلامهراسی، محصول مستقیم فضای سیاسیای نیست که خودِ حاکمیت طی سالهای اخیر با سختگیریهای هویتی و امنیتی نسبت به جامعه مسلمانان دامن زده است؟ در واقع اینکه دولتمردان فرانسوی میگویند مخالف استفاده از نمادهای مذهبی هستند- جدا از این که خود این هم محل مناقشه است- یعنی مخالف استفاده از نمادهای اسلامی و فقط اسلامی هستند!
افزایش بیسابقه اسلامهراسی
براساس آمار منتشر شده توسط وزارت کشور فرانسه، اقدامات ضد اسلامی در فرانسه در سال ۲۰۲۵، ۸۸درصد افزایش یافت که بیشترین میزان افزایش در میان تمام جوامع مذهبی را نشان میدهد. به گزارش «ایسنا»، این وزارتخانه در گزارش روندهای سالانه خود اعلام کرد که در مجموع، در سال ۲۰۲۵ کمی کمتر از ۲۵۰۰ اقدام ضد مذهبی در سراسر کشور ثبت شد که مشابه سال ۲۰۲۴ است. اما ۳۲۶ اقدام ضد اسلامی در سال گذشته ثبت شد که ۱۳درصد از کل حوادث ضد مذهبی در فرانسه را تشکیل میدهد. این وزارتخانه همچنین اعلام کرد که اکثریت، یا به عبارتی ۶۴درصد شامل حملات فیزیکی یا کلامی و نفرتپراکنی آنلاین بوده است. وزارت کشور فرانسه همچنین تأکید کرد که این ارقام منعکسکننده حوادث ثبتشده هستند و آمار رسمی را تشکیل نمیدهند، اما یک روند کلی را ارائه میدهند. نیروهای امنیتی تحت نظارت فرمانداران محلی همچنان بسیج هستند و گشتزنی و بازرسیهای ثابتی را در اطراف اماکن حساس، بهویژه در طول مراسم مذهبی و تعطیلات مهم انجام میدهند. این وزارتخانه همچنین بر حمایت مالی برای ایمنسازی اماکن مذهبی تأکید و خاطرنشان کرد که در دهه گذشته نزدیک به ۴۸ میلیون یورو برای اقداماتی مانند سیستمهای نظارت تصویری، تقویت درها و قفلها اختصاص داده شده است. امانوئل ماکرون در ابتدای سال جاری میلادی از راهاندازی انجمنهای ملی و منطقهای در ماههای آتی برای تقویت تلاشها برای پیشگیری و مجازات اقدامات ضد مذهبی خبر داد و وزارت کشور وظیفه هماهنگی این ابتکار عمل را برعهده گرفته است.
فقط اسلامستیزی!
گفتنی است، در طول سالها، دولتها و نهادهای قانونگذاری فرانسه مجموعهای از مقررات و سیاستها را به بهانه لائیسیته ارائه کردهاند که اسلام و جامعه مسلمان کشور را هدف قرار دادهاند: از قانون ممنوعیت نمادهای مذهبی در مدارس که به طور خاص پوشش اسلامی را نشانه میگرفت و برای دختران مسلمان محدودیت ایجاد کرد تا قانون ممنوعیت پوشش صورت مثل برقع در اماکن عمومی در سال ۲۰۱۰ که عملاً استفاده از برخی حجابها را جرمانگاری کرد و جریمه مالی برای آن تعیین کرد. در سالهای اخیر هم پیشنهادات و طرحهایی برای ممنوعیت حجاب در همه ورزشها و حتی ممنوعیت روسری برای دختران زیر سن مشخص مطرح شدهاند که با واکنش گسترده حقوقدانان و سازمانهای حقوق بشر روبهرو شدهاند. افزون بر این، ریتوریک برخی مقامات فرانسوی در دهههای اخیر بارها با تکیه بر «تهدید سکولاریسم» یا «اسلامگرایی» مورد انتقاد قرار گرفته است، از گزارشهای دولتی که اسلامگرایی را خطر اجتماعی معرفی کردهاند گرفته تا موضعگیریهایی که نمادهای دینی مسلمانان را با اختلال در نظم عمومی و جداییطلبی مرتبط میدانند؛ جملههایی که خود به تقویت فضای خصمآمیز علیه مسلمانان در فرانسه کمک کردهاند.
این روند در فرانسه از نگاه بسیاری از ناظران با یک تناقض بنیادین همراه است: دولتی که به نام دفاع از برابری شهروندان، بر مبارزه با دینستیزی تأکید میکند، در عمل مجموعهای از قوانین و محدودیتها را وضع کرده که دامنه اثر آنها تقریباً به طور انحصاری جامعه مسلمانان را دربرگرفته است؛ در حالی که هیچ قانون مشابهی برای محدودسازی نمادهای آشکار دیگر ادیان در عرصه عمومی با همان شدت و گستره تصویب نشده و ریتوریک رسمی نیز کمتر مسیحیت یا یهودیت را به «جداییطلبی» یا «تهدید ارزشهای جمهوری» پیوند زده است. این ناهمگونی در سیاستگذاری و ادبیات سیاسی سبب شده است که منتقدان استدلال کنند مسئله صرفاً بیطرفی مذهبی نیست، بلکه نوعی تمرکز امنیتی و هویتی بر اسلام شکل گرفته که ناخواسته یا خواسته (تشخیص این که کدام است با مخاطب است!)، مسلمانان را به عنوان «مسئله» جمهوری بازنمایی میکند و همین امر خود میتواند به تشدید فضای بیاعتمادی و افزایش رفتارهای اسلامهراسانه در جامعه دامن بزند.
کانادا در اقدامی خصمانه، تحریمهای جدید علیه ایران وضع کرد
وزیر امور خارجه کانادا در اقدامی خصمانه، از اعمال تحریمهای جدید علیه ۷ فرد ایرانی خبر داد.
وزیر امور خارجه کانادا شنبه 25 بهمنماه در اظهاراتی خصمانه علیه ایران اعلام کرد که کانادا تحت مقررات موسوم به اقدامات ویژه اقتصادی، تحریمهای جدیدی را علیه 7 ایرانی اعمال میکند.
طبق اعلامیه وزارت امور خارجه کانادا، افرادی که امروز مورد هدف قرار گرفتند با ادعای سرکوب معترضان تحریم شدهاند. کانادا همچنین مدعی شد که به اقداماتش برای مقابله با فعالیتهای ایران، رعایت قوانین بینالمللی و ایستادن در کنار مردم ایران ادامه خواهد داد. با این اقدامات اخیر، کانادا اکنون 222 فرد و 256 نهاد ایرانی را تحریم کرده است.
این اقدام اوتاوا در حالی صورت میگیرد که کانادا عملاً به «بهشت امن» مفسدان و غارتگران اقتصادی تبدیل شده است؛ دولتی که از یکسو با ابزار تحریم بر معیشت مردم ایران فشار میآورد و از سوی دیگر، با سر باز زدن از استرداد مجرمان اقتصادی، آغوش خود را برای سرمایههای بادآورده اختلاسگران باز نگه داشته است.
همچنین این کشور در اقدامی دیگر در آذرماه امسال، قطعنامهای را به بهانههای واهی حقوق بشری در مجمع عمومی سازمان ملل (UNGA) ارائه کرد.
کانادا این اقدامها را بخشی از تعهد خود به حقوق بشر جهانی توصیف میکند، اما کارشناسان آنها را سیاسی، غیرعادلانه و مبتنی بر اطلاعات غلط میداند و بهطور معمول به سابقه حقوق بشر کانادا اشاره میکند.
وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده در حال تلاش برای دستیابی به توافقی با ایران است.
«مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا، مدعی شد که ایالات متحده در حال تلاش برای دستیابی به توافقی با ایران است و دیدارهای پیشِ رو نشان خواهد داد که آیا پیشرفتی در این مسیر ممکن است یا نه.
پیشتر خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که هیئتی از آمریکا از جمله استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه در ژنو با طرف ایرانی دیدار خواهند کرد.
روبیو در گفتوگو با شبکه بلومبرگ گفت «رئیسجمهور (آمریکا، دونالد ترامپ) گفته است که ترجیح میدهد با ایران به یک توافق برسد. انجام این کار بسیار دشوار است اما او قصد دارد تلاش کند و ما هم اکنون دقیقاً در همین مسیر حرکت میکنیم».
وی ادامه داد «استیو ویتکاف و جرد (کوشنر) در آینده نزدیک چندین دیدار برنامهریزیشده دارند و خواهیم دید که آیا میتوانیم به نوعی پیشرفت دست پیدا کنیم یا نه».
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین در جریان سخنرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ بار دیگر تلاش کرد آمریکا را بهعنوان قدرت برتر جهان در حل معضلات بینالمللی جلوه دهد و گفت که دولت دونالد ترامپ درصدد است تا رهبری «بازسازی نظم جهانی» را برعهده بگیرد و مدعی شد که تضعیف برنامه هستهای ایران بدون مشارکت واشنگتن امکانپذیر نیست.
وی همچنین با انتقاد از عملکرد سازمان ملل گفت این نهاد در حل منازعات جهانی در عمل نقشی ندارد و نتوانسته به بحرانهای بینالمللی پاسخ مؤثر دهد.
او همچنین بدون اشاره به تعرفهها سنگینی که ترامپ علیه اروپا وضع کرده گفت که آمریکا خواهان اروپایی قوی است و نمیخواهد شریکانش ضعیف باشند.
روبیو تاکید کرد آمریکاییها همواره «فرزندان اروپا» باقی خواهند ماند.
آمریکا؛ از حمایت آشوبگران تا عقبنشینی
حمایت ترامپ از اغتشاشگران و ارسال پیام «کمکها در راه است» به ناکامی و شکست انجامید؛ شکست این سیاست موجب شد تا «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا در بدو ورود به فرودگاه باکو، ضمن پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره تمایل واشنگتن به براندازی نظام در ایران گفت: «اگر مردم در ایران بخواهند نظام را سرنگون کنند، این موضوع به خودشان مربوط است نه ما؛ آن چیزی که ما بر روی آن تمرکز داریم جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است».
به نظر میرسد عقبنشینی آمریکا از سیاست پیشین مبنی بر سرنگونی و براندازی ناشی از ناکامیهای پیدرپی است؛ هرچند که سابقه نشان میدهد که دشمن همیشه آمادگی به آشوب کشیدن مطالبات به حق را دارد و از خواستههای مردم سوءاستفاده میکند اما با اراده ملتی که پشت نظام اسلامی هستند ناکام میماند.
به گفته روزنامهنگار صهیونیست بر خلاف انتظارات نتانیاهو، جنگ ۱۲ روزه با ایران نهتنها اهداف مشخص شده نظامی را محقق نکرد، بلکه برای وی در داخل اسرائیل نیز حمایت سیاسی را در پی نداشت.
«باراک سری»، روزنامهنگار صهیونیست طی گزارشی در وبسایت هاآرتص با اشاره به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، به این مسئله اذعان میکند که اگر چه در ابتدا تصور شد که نتیجه آن یک «پیروزی مطلق» است؛ اما بنیامین نتانیاهو پس از این جنگ دچار یک ناامیدی بزرگ شد؛ چرا که برخلاف انتظار او، این عملیات نظامی نه به جهش انتخاباتی برای وی به همراه داشت و نه منجر به از بین رفتن برنامه هستهای و موشکی ایران شد.
مقابله با برنامه هستهای ایران «مأموریت زندگی» نتانیاهو است
این روزنامهنگار صهیونیست در آغاز گزارش خود، با اشاره به دههها شعارهای نتانیاهو علیه برنامه هستهای ایران، از خلأ اطلاعاتی و برنامهریزی در پرونده ایران هنگام انتقال قدرت به نفتالی بنت در سال ۲۰۲۱ پرده برداشته و مینویسد:
اگر نتانیاهو تا به حال از چیزی ناامید شده باشد، بیتردید آن لحظه پایان جنگ ۱۲ روزه علیه ایران بوده است. دههها بود که نتانیاهو مبارزه با برنامه هستهای ایران را «مأموریت زندگی» خود تعریف کرده بود؛ مهمترین هدف برای رفع تهدید وجودی از اسرائیل. اما هنگامی که نفتالی بنت در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۱ دفتر نخستوزیری را تحویل گرفت، با صحنهای حیرتانگیز روبهرو شد: پروندههای ایران تقریباً خالی بود. هیچ کار ستادی، هیچ برنامه عملیاتی و هیچ آمادگی جدی وجود نداشت.
بنت در نوامبر همان سال در کنفرانس دانشگاه رایشمن فاش کرد: «از شکاف بین شعار و عمل در مورد ایران شگفتزده شدم. فاصله نگرانکنندهای بین گفتههای نتانیاهو از قبیل «هرگز اجازه نخواهیم داد ایران هستهای شود» و آنچه در عمل تحویل گرفتم، وجود داشت. ایران در وضعیت بسیار پیشرفتهای از برنامه هستهای خود قرار دارد، در حالی که ماشین غنیسازی آن پیچیدهتر و گستردهتر از همیشه است. اشتباه ما پس از توافق ۲۰۱۵ این بود که امضای توافق ما را به خواب برد و غافلگیر شدیم».
به نوشته سری، بنت پس از این کشف، دست به کار شد و برنامههای اسرائیل برای مقابله با ایران را از صفر آغاز کرد:
پس از آن بنت شروع به اقدام و برنامهریزی کرد. برنامههای اسرائیل برای حمله به ایران وارد عمل شد، از جمله عملیاتهای مقدماتی فراوان در همه زمینهها. نتانیاهو که در آغاز سال ۲۰۲۳ به دفتر نخستوزیری بازگشت، همان اقدامات مقدماتی عملیاتی و اطلاعاتی، تلاشها برای آمادهسازی برای حمله نظامی را ادامه داد که در نهایت منجر به حمله ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ شد.
ترامپ که در اواخر این حمله با بمباران تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان عملا وارد جنگ شد، پس از حمله به ایران اعلام کرد: «تأسیسات هستهای را نابود کردیم» و نتانیاهو اعلام کرد: «برنامه هستهای ایران را بیش از ده سال به عقب بازگرداندیم».
در توصیف خسارت واردشده به تأسیسات هستهای ایران اغراق زیادی شده بود
باراک سری با اشاره به انتشار تصاویر جدید نیویورک تایمز، ادعای نتانیاهو درباره عقباندازی برنامه هستهای ایران را زیر سؤال برده و مینویسد:
اما وقتی امروز تهدیدها علیه ایران و لزوم جلوگیری از رشد برنامه هستهای را میشنویم، میفهمیم که در آن زمان در توصیف خسارت وارد شده به تأسیسات هستهای ایران اغراق زیادی شده بود. بر اساس عکسهای نیویورک تایمز در این هفته، نیمی از خسارات وارد شده به تأسیسات هستهای ایران ترمیم شده است. این یعنی «پیروزی مطلق» نتانیاهو چندان هم مطلق نبوده است.
این روزنامهنگار صهیونیست، نتانیاهو را «سیاستمدار ماهر و کارکشته» توصیف کرده و به محاسبات اشتباه او برای بهرهبرداری سیاسی از جنگ با ایران اشاره میکند:
نتانیاهو متقاعد شده بود پیروزی در جنگ با ایران و رفع تهدیدی که از ۱۹۷۹ همراه با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران بر فراز اسرائیل سایه افکنده بود، موجی از حمایت عمومی داخلی را به همراه خواهد داشت و لیکود و ائتلاف او را با جهش چند کرسیای در کنست مواجه خواهد کرد. اما این اتفاق نیفتاد؛ تعداد کرسیها تقریباً تکان نخورد و بلوکهای سیاسی به همان شکل باقی ماندند. ناامیدی نتانیاهو از این بیتأثیری سیاسی، شاید بزرگترین سرخوردگی او در این ماجرا بود و پس از آن، آشکار شدن عدم متوقف شدن برنامه هستهای و موشکی ایران.
به گزارش مشرق، باراک سری در پایان گزارش خود با اشاره به اولویتهای کنونی نتانیاهو، به تناقض رفتاری او پرداخته و مینویسد:
در شرایطی که همه چشم به ایران و واشنگتن دوختهاند و معلوم نیست حمله آمریکا یا توافقی جدید شامل برنامه هستهای و موشکی ایران در راه باشد، نتانیاهو همچنان ترجیح میدهد به مسئله ایران بپردازد، نه غزه. چرا که غزه تنها برای او سردرد ایجاد میکند. او اکنون گرفتار باتلاق غزه شده و برای فرار از آن، باز هم به شعارهای تکراری علیه ایران پناه برده است.