به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 3,994
بازدید دیروز: 3,694
بازدید هفته: 7,688
بازدید ماه: 17,996
بازدید کل: 28,512,014
افراد آنلاین: 6
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۰۳ اسفند ۱٤۰٤
Sunday , 22 February 2026
الأحد ، ۵ رمضان ۱٤٤۷
اسفند 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
آخرین اخبار
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ‫‬‎ ۱۴۰۴/۱۲/۰۲

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

    ‫‬‎     ۱۴۰۴/۱۲/۰۲

‫خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۴/۱۰/۱۰‬‎

 

جان۴۰ هزار نظامی آمریکا در گرو خطای ترامپ است
محافل سیاسی و رسانه‌های آمریکایی می‌گویند تهدید متقابل ایران در مقابل تهدیدات ترامپ، ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز آمریکایی مستقر در ۱۳ پایگاه نظامی در سراسر خاورمیانه را در معرض خطر قرار می‌دهد.
خبرگزاری آسوشيتدپرس درباره تهدیدات اخیر نوشت: ایران اکنون به این نتیجه رسیده است که تنها راهی که می‌تواند این چرخه جنگ را متوقف کند، ریختن خون و وارد کردن آسیب قابل توجه به آمریکا و اسرائیل است، حتی اگر این کار هزینه بسیار بالایی برای خودشان داشته باشد.
برای دولت ترامپ این بار بسیار سخت خواهد بود که حمله‌ای یک‌باره و تمام‌کننده به ایران انجام دهد، زیرا ایرانی‌ها به گونه‌ای پاسخ خواهند داد که منجر به درگیری تمام‌عیار خواهد شد و راه فراری از آن نیست.
استیو ‌هانکه، استاد تمام اقتصاد دانشگاه جانز ‌هاپکینز هم تأکید کرد: آمریکا در قبال ایران بازیگر مستقل نیست؛ اسرائیل به ما دیکته می‌کند و نتانیاهو به دنبال تسلیم کامل ایران است، نه توافق.
وی افزود: در صورت بسته شدن تنگه هرمز، قیمت هر بشکه نفت ۱۲۰ دلار می‌شود. آمریکا در بیش از صد عملیات تغییر رژیم دخیل بوده و بیشترشان به فاجعه ختم شده‌اند، حمله به ایران هم فاجعه‌ای کامل خواهد بود.
ایرانِ باستان مدت خیلی زیادی وجود داشته و تسلیم هم نخواهد شد. ما می‌دانیم ظرفیت ناوگانمان چیست، اما باید ضدحمله ایران را هم در نظر داشته باشید. این ناوگان با رادارهای جدید چینی چقدر مؤثر خواهد بود؟ ممکن است آن‌قدرها که نابغه‌های پنتاگون فکر می‌کنند مؤثر نباشد.
از سوی دیگر، به گفته منابع آمریکایی و کارشناسان خاورمیانه که با نیویورک تایمز صحبت کردند، ابهام درباره اهداف می‌تواند بسیار خطرناک باشد؛ زیرا ممکن است ایران حمله علیه خود را تهدیدی وجودی تلقی کند. در نتیجه، ممکن است درگیری را تشدید کرده و به شیوه‌هایی متفاوت از ماه ژوئن گذشته یا پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اقدام کند.
ولی نصر، کارشناس دانشگاه جانز‌ هاپکینز، گفت ممکن است ایران به این نتیجه برسد که واکنش محدودش به اقدامات نظامی آمریکا در گذشته فقط به تهدیدهای بیشتر منجر شده و باید هزینه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد.
در نامه‌ای که نماینده ایران در سازمان ملل چند روز پیش برای دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش ارسال کرد، تهدید کرد که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد «تمام پایگاه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های نیروی متخاصم در منطقه اهداف مشروع خواهند بود» و آمریکا «مسئول کامل و مستقیم تمام پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل کنترل» خواهد بود.
این تهدید، ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز آمریکایی مستقر در ۱۳ پایگاه نظامی در سراسر خاورمیانه را در معرض خطر قرار می‌دهد. پنتاگون سامانه‌های دفاع هوائی بیشتری برای حفاظت از پایگاه‌ها به منطقه منتقل کرده است.
نیویورک تایمز می‌افزاید: در ماه ژوئن گذشته ایران پس از هشدار قبلی به واشینگتن و دوحه، موشک‌هایی به سمت پایگاه آمریکایی در قطر شلیک کرد. اما یک مقام ارشد پنتاگون این هفته اذعان کرد که این بار ممکن است شرایط متفاوت باشد. به گفته او، اگر آمریکا آغازگر حملات باشد، نیروهای آمریکایی ممکن است در خطر بزرگ‌تری قرار گیرند.
از سوی دیگر، نشریه انگلیسی میدل ایست آی تأکید کرده است: ایران ونزوئلا نیست. ایران کارت‌های زیادی برای بازی کردن دارد و این کارت‌ها بسیار ویرانگر هستند. ایران علاوه‌بر آنکه می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در تمامی کشورهای خلیج‌فارس را هدف قرار دهد، تنگه هرمز را مسدود کرده و حملات موشکی شدیدتری علیه اسرائیل انجام دهد.


نقشه لو رفته اسرائیل درباره معتبر‌نمایی گزینه جنگ
هشت ماه پس از توقف جنگ 12 روزه، هفته‌ای نیست که برخی رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی، به شایعه حمله قریب‌الوقوع حمله آمریکا به ایران دامن نزنند.
اگر شایعات برخی کانال‌های عبری و رسانه‌های غربی مانند رویترز، آسوشیتدپرس، وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، اکسیوس (باراک راوید) و... را جمع‌آوری کنیم، آمریکا در این هشت ماه، بالغ بر پنجاه بار به ایران حمله کرده است! و حال آنکه نوع این شایعات و خبرسازی‌ها، دروغ بوده است.
تولیدات مسموم و جهت‌دار رسانه‌های مرتبط با سیا و موساد، بلافاصله و عیناً از سوی کانال‌های زنجیره‌ای فارسی زبان در فضای مجازی بازنشر می‌شود تا به التهاب و بی‌ثباتی ذهنی نزد مخاطبان ایرانی دامن بزند. همزمان، کانال‌های دیگری هم هستند که با بهانه کردن همین فضاسازی‌ها، بازار ارز و کالا را تحت تاثیر قرار می‌دهند و به قیمت‌سازی کاذب به بهانه سایه جنگ می‌پردازند.
این عملیات روانی چند لایه در حالی است که اسرائیل بر خلاف هیجان اولیه، ضربات سنگینی از ایران در جنگ 12 روزه دریافت کرد و بازدارندگی‌اش با وجود هفت لایه پدافندی، در مقابل موشک‌های نقطه زن ایران در هم شکست. بدین ترتیب، شکستی سنگین و راهبردی نصیب اسرائیل شد و این رژیم را واداشت تا از طریق واسطه‌ها درخواست آتش‌بس کند. با این وجود، حس حقارت و ناتوانی برای اسرائیل باقی ماند.
چند ماه قبل، منوشه امیر تحلیلگر قدیمی صهیونیست به شبکه اینترنشنال گفت: «موضوع، بسیار بسیار بغرنج است؛ ایران غزه نیست و ۸۰ برابر اسرائیل مساحت دارد، اسرائیل اگر ضربه‌ای به ایران بزند، با واکنش متقابل رو‌به‌رو خواهد شد که برای اسرائیل، فرسایشی و بسیار خطرناک است.»
همچنین برخلاف ‌هارت‌وهورت‌های دولت دروغگوی نتانیاهو، دکتر شموئل‌هارلاپ تحلیلگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی (INSS)، اخیراً در تحلیلی با عنوان «اردک‌ها در گالری تیراندازی: در نبود یک استراتژی ملی» نوشت: «اسرائیلی‌ها در مقابل موشک‌های ایران، مانند اردک‌هایی در گالری تیراندازی هستند. ایران می‌تواند زیرساخت‌ها و مراکز جمعیتی اسرائیل را با موشک‌های بالستیک هدف قرار دهد و اسرائیل توانایی جلوگیری از پرتاب آنها را ندارد».
یادآور می‌شود در روزهای میانی جنگ 12 روزه، یک فایل صوتی از «مردخای کیدار» افسر سابق موساد منتشر شد که می‌گفت: «من نمی‌خواهم نگران‌تان کنم ولی اسرائیل نمی‌تواند بر ایران پیروز شود. پیروزی اسرائیل در مقابل ایران ممکن نیست و من به این خاطر از ایجاد آشوب در ایران حمایت می‌کنم. سؤال می‌کنند که چرا من اصرار دارم که مردم را در ایران به خیابان بکشانیم؟ و انتقاد می‌کنند که چرا تمرکز خود را بر جنگ نظامی نمی‌گذارم؟ پاسخ به این‌ها روشن است، از خودتان سؤال کنید آیا ما می‌توانیم به تنهائی در مقابل ایران پیروز بشویم؟ نمی‌خواهم نگرانتان کنم اما این کار غیر ممکن است. خیلی خب‌، منتظرم باشیم آمریکا به کمک ما بیاید؟ آمریکا نتوانست جنگ با یمن را بیشتر از یک ماه ادامه بدهد و این انتظار، بیجا است. پس اگر این‌طور پیش برود ایران هر روز با حملاتش، زیرساخت‌های ما را می‌زند و ما به یک شکست بزرگ نزدیک می‌شویم. تنها موضوعی که می‌تواند ما را از شکست نجات دهد و جلوی فاجعه‌های بزرگ را بگیرد این است که افراد در ایران را علیه حکومت ساماندهی کنیم و آنها اقدام کنند. باید واقع بین باشیم، ایران، غزه نیست، حزب‌الله هم نیست، ایران، یک حکومت با 50 سال قدمت است و وسعت و زیرساخت‌های قوی دارد. من این اصرارم برای این است که فاجعه در اسرائیل رخ ندهد، این تأکید نخست‌وزیر نتانیاهو هم هست».
بنابر آنچه گفته شد، باید پرسید هدف و مأموریت «باراک راوید»‌های صهیونیست و همکاران آمریکایی و انگلیسی (و پادوهای فارسی زبان‌شان) از پمپاژ فضای جنگی علیه ایران در رسانه‌ها چیست؟ پاسخ این سؤال را می‌توان در تحلیلی که «رز زیمت» (پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل)، آذر ماه گذشته برای این مؤسسه نوشته، پیدا کرد.
او در تحلیلی با عنوان «جنگ تحمیلی دوم: جنگ اسرائیل و ایران»، هشدار می‌دهد که «انسجام ملی در ایران، بزرگ‌ترین تهدید علیه اسرائیل است». او می‌نویسد:
«اسرائیل باید گزینه نظامی علیه ایران را نه به‌عنوان یک احتمال دور، بلکه به‌عنوان یک واقعیت دائماً حاضر در محاسبات تهران حفظ و تقویت کند.
تجربه جنگ نشان داده که ایران، ظرفیت بازسازی توان راهبردی هسته‌ای، موشکی و پدافندی دارد. تهدید نظامی اسرائیل باید همچنان فعال، باقی بماند. هدف، جلوگیری از تثبیت این تصور است که مرحله تقابل نظامی پشت سر گذاشته شده است. آسیب‌های فعلی قابل ترمیم هستند و ایران همچنان از دانش فنی، نیروی انسانی و انگیزه لازم برای بازسازی برخوردار است. اسرائیل باید به‌صورت مستمر، چندلایه و ترکیبی فرآیند بازسازی هسته‌ای را مختل کند و تهران را در وضعیتی از ابهام، فرسایش و عدم قطعیت راهبردی فرو برد. 
موضوع سوم، همکاری نزدیک‌تر با آمریکا به عنوان شرط موفقیت راهبرد مهار ایران است و اسرائیل نباید اجازه دهد جنگ اخیر به یک «اپیزود بسته‌شده» در نگاه واشنگتن تبدیل شود. قفل‌کردن آمریکا در مسیر مهار بلندمدت‌، ضروری است تا هم تهدید نظامی باورپذیر باقی بماند و هم ابتکارات دیپلماتیک آمریکا به کاهش ظرفیت‌های ایران منجر شود.
چهارم، بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی است. فشارهای اقتصادی، کاهش تاب‌آوری معیشتی، فرسایش اعتماد عمومی و اختلاف دیدگاه میان نخبگان سیاسی و امنیتی، ظرفیت تصمیم‌گیری منسجم در سطح کلان را تضعیف می‌کند و می‌تواند تمرکز حاکمیت را از اولویت‌های راهبردی خارجی منحرف سازد. 
چنین شکاف‌هایی اگر مدیریت و مهار نشوند، به‌تدریج به یک عامل بازدارنده درونی برای بازسازی توان راهبردی ایران تبدیل می‌شوند. لذا باید این شکاف‌ها به‌صورت پیوسته رصد شده و در سطح ادراکی، رسانه‌ای و غیرمستقیم مورد بهره‌برداری قرار گیرند، به‌گونه‌ای که از تبدیل فشار خارجی به انسجام ملی جلوگیری شود.
خطر اصلی برای اسرائیل نه صرفاً نارضایتی‌های پراکنده، بلکه لحظاتی است که تهدید خارجی موجب همبستگی اجتماعی در ایران می‌شود. راهبرد مطلوب آن است که فضای داخلی ایران در وضعیت تنش مزمن، چندپارگی روایت‌ها و رقابت درون‌نخبگانی قرار گیرد؛ و انرژی سیاسی و اجتماعی کشور به جای تمرکز بر بازسازی قدرت منطقه‌ای و راهبردی، صرف مدیریت بحران‌های داخلی و مهار نارضایتی‌ها شود.
اسرائیل باید بر اعتراضات در ایران تمرکز کرده و آن را حوزه‌ای حساس از نظر محاسبات امنیتی تلقی کند. هرگونه مداخله آشکار یا موضع‌گیری صریح می‌تواند به همبستگی اجتماعی و بسیج ملی در ایران منجر شود و نتیجه‌ای معکوس برای اسرائیل ایجاد کند. بهره‌برداری از نارضایتی‌ها باید به‌گونه‌ای انجام شود که ماهیت داخلی را حفظ کند. هدف، تشدید تدریجی فرسایش اعتماد و افزایش فشار بر حاکمیت است، نه تبدیل به یک رویارویی آشکار میان ایران و دشمن خارجی.
در این‌جا مدیریت هوشمند فضای ادراکی اهمیت می‌یابد که اعتراضات نه واکنشی به تهدید خارجی، بلکه به‌مثابه پیامد ناکارآمدی‌ داخلی بازنمایی شوند.
... راهبرد حفظ فشار مستمر و فرسایشی به‌عنوان گزینه مطلوب‌تر نسبت به جنگ تمام‌عیار، قابل اجراست. جنگ گسترده، خطر انسجام داخلی در ایران و افزایش هزینه‌های سیاسی و امنیتی برای اسرائیل را در پی دارد. در مقابل، فشار چندلایه و مداوم، شامل ابزارهای نظامی محدود، اطلاعاتی، اقتصادی و ادراکی، می‌تواند توان ایران را ‌تدریجاً تحلیل برده و ابتکار عمل راهبردی را از آن سلب کند. هدف، حفظ ایران در وضعیت فرسایش دائمی است تا امکان بازیابی نقش راهبردی، انباشت قدرت و برنامه‌ریزی بلندمدت به‌طور مستمر مختل ‌شود، بدون آنکه تقابل به سطح جنگ فراگیر ارتقا یابد».


دومین گفت‌و‌گوی تشریفاتی با حامیان دولت!
دومین گفت وگوی آقای پزشکیان با حامیانش، پیش از انتشار مورد انتقاد قرار گرفت.
در اخبار آمده است که به زودی «مشروح گفت‌وگوی صریح پزشکیان با سه تن، منتشر می‌شود. این سه تن عبارتند از ماشاالله شمس‌الواعظین، بیژن عبدالکریمی، و محمدرضا جلایی‌پور، فعال سیاسی اصلاح‌طلب که دو نفر از آنها از مدیران دولتی یا حامیان دولت هستند. دفتر رئیس‌جمهور پیش از این هم گفت‌و‌گویی را با حضور محمدعلی ابطحی، علیرضا معزی، و عبدالله گنجی ترتیب داده که دو نفر آنها نیز از حامیان دولت بودند!
در پی انتشار خبر گفت‌و‌گوی اخیر، سایت فرارو از سایت خای حامی دولت در مطلبی با عنوان «شوخی می‌کنید آقای پزشکیان؟!» نوشت: این گفت‌وگو درباره «مذاکرات ایران و آمریکا، وضعیت اقتصادی و وقایع تلخ دی‌ماه و نقش نخبگان در عبور از این چالش‌ها.» سؤال اصلی درباره این گفت‌وگو و خروجی آن، می‌تواند این باشد که دقیقاً قرار است کدام بخش از مسائل جامعه را با کدام زاویه نگاه حل کند؟ ابتدا به پرسشگران بپردازیم؛ شمس‌الواعظین اگرچه به خاطر سوابقش مورد احترام بخش قابل توجهی از جامعه مطبوعاتی است، اما در حال حاضر در شورای اطلاع‌رسانی دولت عضویت دارد. نظرات بیژن عبدالکریمی در حوزه سیاست داخلی و خارجی مشخص است و جلایی‌پور هم از بهمن ۱۴۰۳ تا مهر ۱۴۰۴، قائم‌مقام معاونت راهبردی (با حکم ظریف) بود و در تیم پزشکیان تعریف می‌شود. این سه نفر با این مشخصات، مقابل پزشکیان نشستند و او را به چالش کشیدند یا به تعریف و تمجید از سیاست‌هایش- همان‌طور که دیگر اعضای تیم رئیس‌جمهور در فضای مجازی و رسانه به ان اشتغال دارند- پرداختند؟ یا تلاش کردند ژست حامی منتقد را بگیرند؟
سؤال دوم این است که این مدل گفت‌وگوها، قرار است جای رو‌به‌رو شدن پزشکیان با رسانه‌ها را بگیرد؟ زمان زیادی باقی نمانده تا دولت چهاردهم وارد سومین سال عمر خود شود. اما از آغاز کار تا امروز، آقای رئیس‌جمهور صرفاً ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ یک نشست خبری با رسانه‌ها داشت و دیگر هیچ. چند ماه قبل قرار بود دومین نشست هم برگزار شود که تا امروز خبری نیست.
آیا در دوران دولت چهاردهم تا امروز، اتفاقات کمی رخ داده که نیازی به رو‌به‌رو شدن پزشکیان با رسانه‌ها نیست؟ جنگ را پشت سر نگذاشتیم؟ بار دیگر ذیل تحریم‌های شورای امنیت نرفتیم؟ اعتراضاتی رخ نداد که با چند هزار کشته، مجروح و بازداشتی همراه باشد؟ دو بار پای میز مذاکره با آمریکای ترامپ نرفتیم؟ بحران اقتصادی تشدید نشد؟ در تمام این بزنگاه‌ها، آقای پزشکیان یا به سخنرانی و پرسش‌ و پاسخ‌ در مراسم‌های مختلف پرداخت، یا در نشست‌های دستچین شده حاضر شد، یا پاسخ‌هایی کپسولی در حاشیه حیاط دولت به خبرنگاران داد، یا یکطرفه از طریق صداوسیما با مردم حرف زد. صداوسیمایی که اگر دوست داشته باشد، پخش زنده صحبت‌هایش را هم قطع می‌کند. در این زنجیره صحبت‌های یک طرفه، گاهی استثنائی مثل صحبت چند ماه قبل او با ابطحی و معزی و عبدالله گنجی وجود داشته است و تمام. آیا گفت‌وگویی با سه حامی که مشخص است دقیقاً چه میزان از افکار عمومی جامعه را نمایندگی می‌کنند، پاسخ‌دهنده سؤالات جامعه است؟ گاهی احساس می‌کنم آقای پزشکیان از وقتی روی آن صندلی نشسته‌اند، زیاد با ما شوخی می‌کنند!

ترامپ در مقابل ایران بی‌ثبات و فاقد چشم‌انداز است
رسانه‌های آمریکایی می‌گویند دونالد ترامپ در مقابل ایران، فاقد چشم‌انداز و اهداف روشن است و این می‌تواند به موقعیت سیاسی وی آسیب جدی بزند.
نشریه «نشنال دسک» با بیان اینکه جنگ احتمالی با ایران برای ترامپ خطر انتخابات میان دوره‌ای ایجاد می‌کند، نوشت: دولت ترامپ در حال بررسی گزینه نظامی علیه ایران است؛ تصمیمی که ظرفیت اشتعال خاورمیانه را دارد. تمرکز واشنگتن که ابتدا بر سرکوب اعتراضات داخلی تهران بود، اکنون به مهار برنامه هسته‌ای تغییر یافته است. این تغییر مداوم اهداف، نگرانی‌ها را درباره فقدان چشم‌انداز مشخص افزایش داده است.
همزمان با تقویت بی‌سابقه ناوگان آمریکا در منطقه، تهدید تهران به انسداد تنگه هرمز بحران را پیچیده‌تر کرده است. بروز درگیری و اختلال در این شریان حیاتی که مسیر عبور یک‌پنجم نفت جهان است، شوک بی‌سابقه‌ای به بازارهای انرژی وارد کرده و تورم داخلی آمریکا را تشدید می‌کند.
افکار عمومی آمریکا با خاطره تلخ از جنگ‌های فرسایشی، به شدت با مداخله نظامی جدید مخالفند. نظرسنجی‌ها حاکی از مخالفت هفتاد درصدی رأی‌دهندگان، حتی در میان جمهوری‌خواهان است. ورود به جنگی طولانی نه تنها ناقض وعده پرهیز از درگیری‌های بی‌پایان است، بلکه می‌تواند به شکست سنگین حزب حاکم در انتخابات میان‌دوره‌ای منجر شود. رأی دهندگان آمریکایی بسیار بیشتر نگران اقتصاد هستند تا درگیری‌های خارجی.
یک درگیری طولانی که منجر به بسته شدن تنگه شود، می‌تواند منجر به افزایش قیمت جهانی انرژی شود که مصرف کنندگانی را که قبلاً نگران تورم هستند، تحت تأثیر قرار دهد. رهبران ایرانی به طور صریح درباره واکنش تهاجمی به هرگونه حمله جدید از سوی آمریکا صحبت کرده‌اند که نگرانی برخی تحلیل‌گران را درباره کشاندن آمریکا به جنگ در خاورمیانه برانگیخته است. آمریکایی‌ها نسبت به درگیری‌های خارجی با توجه به جنگ‌های عراق و افغانستان در دهه ۲۰۰۰ محتاط شده‌اند. حمایت عمومی از جنگ عراق با ادامه درگیری کاهش یافت و این امر به شکست‌های حزب جمهوریخواه در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۰۶ کمک کرد.
ترامپ به طور تهاجمی کمپین کرد تا ایالات متحده را از آنچه «جنگ‌های همیشگی» می‌نامید، دور نگه دارد و وعده داد که درگیری‌ها در غزه و اوکراین را کاهش دهد.
نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که رأی‌دهندگان به‌طور گسترده مخالف حمله به ایران هستند و نگرانند که این اقدام ممکن است به یک درگیری طولانی‌تر در خاورمیانه منجر شود.
70 درصد رأی دهندگان در یک نظرسنجی کوینیپیاک که ماه گذشته منتشر شد، گفتند که حتی اگر معترضان کشته شوند، نمی‌خواهند ایالات متحده وارد عمل شود، در حالی که تنها ۱۸٪ از آن حمایت کردند.
در همین حال، خبرگزاری رویترز: بسیاری از مشاوران و افراد حلقه نزدیکِ ترامپ معتقدند به جای جنگ در خاورمیانه باید روی اقتصاد داخلی تمرکز کرد.
پروفسور جان میرشایمر، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل هم گفت: ایرانی‌ها قادرند تنگه هرمز را ببندند و آن وقت ترامپ چه‌کار خواهد کرد!؟ با حمله به ایران نه موشک‌های بالستیک از بین می‌روند، نه رژیم تغییر می‌کند، نه حزب‌الله و نه حماس و حوثی‌ها ازبین می‌روند. گزینه نظامی علیه ایران اصلاً کارساز نیست. ترامپ در بن‌بست گیر افتاده و اسرائیل مثل ارباب او مدام فشار می‌آورد تا به ایران حمله کند.


خبرآنلاین: حذف ارز ترجیحی موجب گرانی باورنکردنی خوراکی‌ها شد
خبرگزاری حامی دولت ضمن بررسی «تاثیر حذف ارز ترجیحی بر اقتصاد خانوار» اذعان کرد: هزینه خوراکی خانوارها «باورنکردنی» شده است.
خبرآنلاین، موضوع حذف ارز ترجیحی و تاثیر آن بر بودجه خانوار را با حضور کارشناسان بررسی کرده و نوشت: از یک‌سو مقامات دولت معتقد بودند که یارانه ارزی به هدف اصابت نمی‌کند و از سوی دیگر این‌طور اعلام شد که دیگر امکان تداوم این سیاست وجود ندارد و بهتر است این یارانه ارزی به یارانه ریالی تبدیل شود و می‌بینیم که این یارانه در قالب کالابرگ یک‌میلیون تومانی برای هر نفر تخصیص داده می‌شود. 
در شرایط فعلی‌، وضعیت به مراتب دشوارتر از سال ۱۴۰2 بود چرا که در سال ۱۴۰۱ به کشور حمله نظامی نشده بود و ترامپ مداوم در حال تهدید نبود. در آن شرایط با اجرای این سیاست بزرگ‌ترین شوک قیمتی بازار خوراکی در ایران ایجاد شد. حال اگر عقب‌تر برویم، می‌بینیم در دوره ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی هم این سیاست، تورم شدیدی را موجب شد. باز هم این‌بار به دلیل در جریان بودن اعتراضات اقتصادی وضعیت به‌شدت عجیب بود که چرا دو شوک در این فضا وارد شد؟ 
سیاستگذار اقتصادی نشان داده که چنان متهورانه عمل می‌کند که حتی اگر میلتون فریدمن در ایران بود، دست به چنین کاری نمی‌زد.
هزینه خوراکی خانوار شهری در اثر اجرای سیاست شوک‌درمانی دستخوش افزایش بسیار جدی شد. متوسط هزینه خوراکی خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۰ یعنی قبل از شوک ارزی در سال ۲۴میلیون و ششصدهزار تومان بود اما در سال ۱۴۰۱ این هزینه به ۳۷میلیون تومان افزایش یافت. در سال ۱۴۰۲ این رقم به ۵۱میلیون تومان و در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۶۳میلیون تومان می‌رسد. حال باید دید با اجرای شوک ارزی هزینه خانوارهای شهری در سال جاری و سال آینده دستخوش چقدر افزایش خواهد شد.

 

پاسخ‌های شرم‌آور سفیر آمریکا در اسرائیل به پرسش‌های یک خبرنگار

سفیر آمریکا در سرزمین‌های اشغالی ضمن حمایت کامل از کشتار خبرنگاران، زنان و کودکان و به طور کلی غیرنظامیان در غزه اعلام کرد، اگر اسرائیل تمام خاورمیانه را بگیرد از نظر او مشکلی ندارد! مصاحبه‌کننده پس از این که این پاسخ‌ها را به چالش کشید، در فرودگاه دستگیر شد.
سفیر آمریکا در سرزمین‌های اشغالی، خیلی عریان و واضح از «نسل‌کُشی» در غزه دفاع کرد و گفت، آنهائی که در این باریکه به دست صهیونیست‌ها قتل عام شده‌اند، حتما عضو حماس بوده‌اند! وقتی «تاکر کارلسون» خبرنگار مشهور آمریکایی به آمارهای رسمی درباره کشتار خبرنگاران، زنان و کودکان و غیر نظامیان در این باریکه اشاره کرد، «مایک ‌هاکبی» گفت اگر حتی نیمی از کشته‌شدگان در غزه هم غیرنظامی باشند من معتقدم، ارتش اسرائیل، اخلاقی می‌جنگد! پاسخ‌های شرم‌آور سفیر ترامپ در سرزمین‌های اشغالی به سؤالات این خبرنگار مستقل را بخوانید:
تاکر کارلسون: اسرائیل چند روزنامه‌نگار را در غزه کشته است؟ مایک ‌هاکبی: نمی‌دانم. کارلسون: بیش از ۲۰۰ نفر! هاکبی: اصلا آیا همه آنها روزنامه‌نگار واقعی هستند؟ چون بسیاری از افرادی که ظاهراً روزنامه‌نگار بودند، در واقع جنگجویان حماس بودند که اسنادشان موجود است! به همین دلیل از شما می‌پرسم، چند نفر روزنامه‌نگار واقعی هستند؟ کارلسون: بسیاری از آنها روزنامه‌نگار بودند. منظورم این است که آنها برای سازمان‌های خبری بزرگ کار می‌کردند و روی سینه‌هایشان نوشته شده بود «خبرنگار». ‌هاکبی: برخی از آنها ماشین‌های UNRWA (سازمان ملل متحد) داشتند و آنها نیز برای حماس کار می‌کردند. 
کارلسون: پس فکر می‌کنید بیش از ۲۰۰ روزنامه‌نگاری که در غزه کشته شده‌اند، همگی روزنامه‌نگاران جعلی هستند که سزاوار کشته شدن بودند؟ ‌هاکبی: من هیچ ایده‌ای در مورد تعداد کل آنها ندارم. من مدارک همه آنها را ندارم، اما می‌دانم که تعداد زیادی از آنها واقعاً جنگجویان حماس بودند که از حماس محافظت می‌کردند. این یک چیز وحشتناک است. و بسیاری از مردم بی‌گناه می‌میرند... اما حتی اگر ۵۰ درصد تلفات غزه هم غیرنظامی باشند، اسرائیل اخلاقی‌تر از ما جنگیده است.


کل خاورمیانه متعلق به اسرائیل است!
این گفت‌و‌گو وقتی به موضوع اشغالگری‌های رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا رسید، «هاکبی» از توهم «اسرائیل بزرگ» گفت و تصریح کرد، طبق آنچه در تورات آمده است، تمام خاورمیانه متعلق به صهیونیست‌هاست! وقتی «تاکر کارلسون» از ایده «نیل تا فرات پرسید» این پاسخ را شنید: «‌اگر همه آن منطقه را هم بگیرند، مشکلی ندارد.»(!) این اظهارات یعنی اردن، لبنان، فلسطین و همچنین بخش‌های قابل توجهی از سوریه و بخش‌هایی از مصر، عراق، کویت، عربستان و ترکیه در نقشه ‌هاکبی هستند و چنانچه رژیم صهیونیستی اقدام به اشغال آنها کند از نظر آمریکا هیچ اشکالی ندارد! تاکر کارلسون می‌گوید وقتی این پاسخ‌ها را به چالش کشید، در فرودگاه از سوی ماموران صهیونیست بازداشت شد!
75 هزار شهید در غزه
گزارش‌های رسمی می‌گویند رژیم صهیونیستی بیش از 72 هزار نفر را در غزه قتل‌عام کرده است که حدود 25 هزار نفر آنها کودک و نوزادند و همین حدود نیز زن هستند. دیروز مجله پزشکی «لنست گلوبال هِلث» اما اعلام کرد در ۱۵ ماه حمله رژیم صهیونیستی به غزه، بیش از ۷۵ هزار فلسطینی شهید شده‌اند و این آمار بسیار بیشتر از ارقام رسمی اعلام شده است. این گزارش همچنین تأکید می‌کند که زنان، کودکان و سالمندان ۵۶ درصد قربانیان را تشکیل می‌دهند. مجله «لنست» معتقد است به دلیل هزاران مفقود زیر آوار و عدم ثبت بسیاری از مرگ‌ومیرها، آمار واقعی بسیار بیشتر از برآوردهای رسمی است.
گفتنی است گزارش‌های مستقل دیگری هم هستند که معتقدند شمار شهدای این باریکه بسیار بیشتر از این اعداد و ارقام است. این گزارش‌ها بعضا تا 800 هزار شهید را هم اعلام کرده‌اند. تقریبا همه کارشناسان معتقدند رژیم صهیونیستی بدون حمایت‌های آمریکا نمی‌توانست چنین جنایت بزرگی را رقم بزند! اظهارات سفیر آمریکا در گفت‌و‌گو با کارلسون، صحت نظر کارشناسان را نشان می‌دهد.

 

نگرانی شدید اسرائیل از بهبود روابط ایران و مصر

پلتفرم صهیونیستی JDN اعلام کرد بازگشایی سفارتخانه‌ها و تبادل سفرا میان ایران و مصر نتایج غیرمنتظره‌ای دارد.
رسانه‌های صهیونیستی به گزارش‌های منتشرشده درباره بازگشت روابط دیپلماتیک ایران و مصر به مسیر کامل و احتمال بازگشایی سفارتخانه‌ها میان تهران و قاهره واکنش نشان داده و این تحول را دارای پیامدهای قابل توجه منطقه‌ای ارزیابی کرده‌اند. به گزارش شبکه «راشا تودی»، پلتفرم خبری اسرائیلی JDN اعلام کرد که تصمیم ایران و مصر برای بازگشایی سفارتخانه‌ها و تبادل سفرا می‌تواند نتایج غیرمنتظره‌ای در معادلات منطقه‌ای به همراه داشته باشد. این رسانه تأکید کرد که این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که تنش‌های منطقه‌ای در حال افزایش است و همزمان گزارش‌ها از نزدیک‌تر شدن روابط تهران و قاهره در ماه‌های اخیر حکایت دارد.
بر اساس این گزارش، بازگشت روابط دیپلماتیک به سطح کامل شامل تبادل سفرا در آینده‌ای نزدیک خواهد بود که به معنای فعال‌سازی کامل نمایندگی‌های دیپلماتیک دو کشور پس از سال‌ها روابط محدود است.
JDN این اقدام را نشانه‌ای از بهبود چشمگیر روابطی دانست که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران با فراز و نشیب‌ها و تنش‌هایی همراه بوده است. به گزارش تسنیم، در همین راستا، شبکه صهیونیستی i24NEWS نیز بازگشت روابط ایران و مصر به وضعیت عادی را تحولی «غافلگیرکننده» توصیف کرد و گزارش داد که دو کشور به توافقی دست یافته‌اند که بر اساس آن، پس از وقفه‌ای که از سال 1980 ادامه داشت، سفرا مبادله شده و سفارتخانه‌ها دوباره بازگشایی خواهند شد.
i24NEWS همچنین گزارش داد که این روند نتیجه سلسله‌ای از دیدارها و مذاکرات میان مقامات ارشد دو کشور بوده است. به نوشته این شبکه، مهم‌ترین رویداد در این مسیر، سفر «مسعود پزشکیان» رئیس‌جمهور ایران به مصر در دسامبر 2024 بوده است؛ سفری که نخستین سفر یک رئیس‌جمهور ایران به قاهره در بیش از یک دهه به شمار می‌رفت و نشانه‌ای از گرم‌تر شدن روابط پس از سال‌ها ارتباط محدود تلقی می‌شود. یادآوری می‌شود، اخیراً مجتبی فردوسی‌پور، رئیس دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در مصر، در گفت‌وگو با شبکه الجزیره اعلام کرد که روابط ایران و مصر وارد مرحله‌ای پیشرفته و رو به گسترش شده و تصمیم مربوط به تبادل سفیران میان دو کشور به طور قطعی اتخاذ شده است.

 

از میزبانی معاندان تا حمایت از تل‌آویو؛ بازخوانی پرونده ضدایرانی آلمان

حمایت‌های سیاسی آلمان از اسرائیل و میزبانی از جریان‌های معاند، روابط تهران - برلین را به مرحله‌ای پرتنش رسانده و بحث استانداردهای دوگانه برلین را پررنگ‌تر کرده است.
رویکرد سیاست خارجی آلمان در قبال جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر با انتقادات فزاینده‌ای مواجه بوده است؛ انتقاداتی که از حمایت آشکار برلین از رژیم صهیونیستی تا میزبانی از گروه‌های معاند و اتخاذ استانداردهای دوگانه در حوزه حقوق بشر و حقوق بین‌الملل را دربر می‌گیرد. بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از رفتارهای سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای دولت آلمان، تصویر این کشور را در افکار عمومی ایران با چالش جدی روبه‌رو کرده است.
آلمان در تحولات اخیر منطقه، به‌ویژه در قبال اقدامات رژیم صهیونیستی علیه ایران و همچنین جنگ غزه، مواضعی اتخاذ کرده که از نگاه ناظران ایرانی، جانبدارانه و غیرمتعادل بوده است. برلین به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین حامیان اروپایی اسرائیل، همواره بر «تعهد تاریخی» خود نسبت به امنیت این رژیم تأکید کرده است.
دولت آلمان همچنین دومین تأمین‌کننده بزرگ تسلیحات برای رژیم اسرائیل محسوب می‌شود؛ موضوعی که به‌عنوان مشارکت غیرمستقیم در تحولات میدانی منطقه تحلیل می‌شود. در این چارچوب، مواضع چهره‌هایی چون «بائربوک» وزیر خارجه سابق آلمان نیز با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شده است.


  میزبانی از گروه‌های معاند و چالش امنیتی
یکی دیگر از محورهای انتقادی، میزبانی آلمان از برخی جریان‌های معاند و تجزیه‌طلب ایرانی است. حضور و فعالیت سازمان‌یافته اعضای سازمان موسوم به منافقین و برگزاری تجمعات آنان در شهرهایی چون مونیخ، از جمله مواردی است که به‌عنوان نشانه‌ای از رویکرد سیاسی خاص برلین ارزیابی می‌شود.
منتقدان معتقدند این رویکرد با ادعای آلمان درباره مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم در تضاد قرار دارد و پیامدهای امنیتی و دیپلماتیک در روابط دو کشور به‌همراه داشته است.
  پرونده اتباع دوتابعیتی و تعطیلی کنسولگری‌ها
در موضوع اتباع ایرانی- آلمانی نیز سیاست‌های برلین محل بحث بوده است. پس از پرونده جمشید شارمهد، دولت آلمان در واکنش به تحولات مرتبط با وی، سه سرکنسولگری ایران را تعطیل کرد. این تصمیم، به‌ویژه برای صدها هزار ایرانی مقیم آلمان تبعات اجرائی گسترده‌ای به همراه داشت و انجام امور کنسولی را برای آنان دشوارتر کرد.
از حدود ۴۰۰ هزار ایرانی مقیم آلمان، بیش از ۲۰۰ هزار نفر تابعیت این کشور را دارند؛ بنابراین، حمایت از یک جاسوس برای دولت آلمان، برای آنها ارزش بیشتری دارد و دردسرها و مشکلاتی که برای بقیه ایرانیان ایجاد می‌کند، نادیده گرفته می‌شود. منتقدان بر این باورند که تصمیمات سیاسی برلین در این حوزه، عملاً هزینه‌های اجتماعی قابل توجهی برای جامعه ایرانیان مقیم این کشور ایجاد کرده است.
  گذشته تاریخی؛ از صدام تا تسلیحات شیمیایی
یکی از موضوعات تاریخی که همچنان در حافظه جمعی ایرانیان زنده است، نقش شرکت‌های آلمانی در تأمین مواد و تجهیزات مورد استفاده رژیم صدام در جنگ تحمیلی است. این مسئله، به‌ویژه در ارتباط با حملات شیمیایی، همواره از محورهای انتقادی در روابط تهران-برلین بوده و به‌عنوان نقطه تاریک در کارنامه تاریخی آلمان مطرح می‌شود.
  استانداردهای دوگانه در حقوق بین‌الملل و حقوق بشر
رفتار آلمان در قبال بحران‌های بین‌المللی نیز از منظر برخی تحلیلگران ایرانی، مصداقی از استانداردهای دوگانه است. برلین حمله روسیه به اوکراین را به‌شدت محکوم کرده‌ اما در قبال اقدامات اسرائیل یا آمریکا در منطقه غرب آسیا، رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است.
در داخل آلمان نیز چالش‌هایی چون رشد جریان‌های راست‌گرای افراطی، افزایش موارد اسلام‌ستیزی و یهودستیزی و نیز محدودیت‌های اعمال‌شده علیه برخی جریان‌های سیاسی در کانون توجه رسانه‌ها قرار دارد. منتقدان می‌گویند برخوردهای امنیتی با برخی احزاب یا گروه‌های اجتماعی با ادعای این کشور درباره آزادی‌های سیاسی در تعارض است.
 افول نسبی اقتصادی و فناوری
برخلاف تصویر تثبیت‌شده از آلمان به‌عنوان موتور اقتصادی اروپا، شاخص‌های جدید نشان‌دهنده افت نسبی این کشور در برخی حوزه‌های نوآوری و دیجیتال است. در شاخص نوآوری اروپا (EIS) رتبه نهم اتحادیه اروپا، در شاخص نوآوری جهانی رتبه ۱۱ و در شاخص اقتصاد و جامعه دیجیتال (DESI) رتبه ۱۴ از ۲۷ کشور اتحادیه اروپا، و از نظر سرعت اینترنت در سطح جهان نیز در رتبه ۶۰ قرار دارد که تصویری از چالش‌های پیش‌روی اقتصاد آلمان ارائه می‌دهد. همچنین در صنعت خودروهای برقی، رقابت فزاینده چین فشار مضاعفی بر شرکت‌های بزرگ آلمانی وارد کرده و بخشی از تولیدات برندهای مطرح این کشور به خارج منتقل شده است.
  سیاست خارجی در حاشیه بازیگران بزرگ
در پرونده‌های مهم بین‌المللی از جمله جنگ غزه و بحران اوکراین، تحلیلگران غربی نیز به محدود بودن نقش آلمان در برابر آمریکا اشاره کرده‌اند. برخی رسانه‌های اروپایی، سیاست خارجی برلین را «وابسته» یا «در سایه» ارزیابی کرده‌اند؛ موضوعی که از نگاه منتقدان داخلی آلمان نیز محل بحث است.
افزایش بودجه نظامی آلمان در سال‌های اخیر، در چارچوب تحولات امنیتی اروپا، نگرانی‌هایی را به‌ویژه با توجه به سابقه تاریخی این کشور در دو جنگ جهانی برانگیخته است. گرچه برلین این روند را در چارچوب تعهدات ناتو و تحولات ژئوپلیتیک توجیه می‌کند، اما در فضای رسانه‌ای اروپا همچنان حساسیت‌هایی نسبت به قدرت‌گیری نظامی مجدد آلمان وجود دارد.

 

نیویورک‌تایمز:ترامپ ماجراجویی علیه ایران را با یورش به ونزوئلا اشتباه نگیرد

روزنامه آمریکایی با اشاره به قدرت موشکی و پهپادی ایران هشدار داد که دولت ترامپ ماجراجویی علیه ایران را با یورش به ونزوئلا اشتباه نگیرد.
زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ اعلام کرد که یک «ناوگان عظیم» آمریکایی به سمت ایران در حرکت است، آن را با نوع نیرویی که در عملیات ونزوئلا به کار گرفته شده بود مقایسه کرد، عملیاتی که در آن نظامیان آمریکایی‌ رئیس‌جمهور منتخب ونزوئلا نیکلاس مادورو و همسرش را از این کشور ربودند و به آمریکا منتقل کردند. اما به نوشته نیویورک‌تایمز، کارشناسان هشدار می‌دهند که اقدام علیه ایران به‌شدت پیچیده‌تر از عملیات دوساعته در ونزوئلا خواهد بود و به طور بالقوه می‌تواند آمریکا را به درگیری‌ای طولانی‌مدت بکشاند.
روزنامه آمریکایی با اشاره به «توانایی‌های نظامی گسترده» و همچنین قدرت منطقه‌ای ایران، خاطرنشان کرد که درگیری با ایران، با حمله یک‌شبه به ونزوئلا یکسان نخواهد بود.علی واعظ از گروه بین‌المللی بحران، سازمانی متمرکز بر حل منازعات، گفت: «در مورد ایران، هیچ گزینه نظامی کم‌هزینه، آسان و تمیزی (بی‌دردسری) وجود ندارد.»
واعظ در این باره گفت: «این خطر واقعی وجود دارد که جان آمریکایی‌ها از بین برود» و تأکید نمود که این مسئله در محاسبات ترامپ، «به‌ویژه در یک سال انتخابات» نقش پررنگی خواهد داشت.


 قدرت ایران در پاسخ نظامی
نیویورک‌تایمز افزود در حالی که آسمان ونزوئلا قبل از حمله آمریکا در ماه دی به نسبت بدون محافظت بود، به گفته کارشناسان منطقه‌ای ایران یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانه‌های موشکی را در خاورمیانه دارد. زرادخانه‌ ایران شامل پهپادها و تسلیحات ضد کشتی است.
موشک‌های بالستیک میان‌برد ایران قادر به پیمایش بیش از ۲ هزار کیلومتر هستند و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، چه پایگاه‌های نزدیک‌تر در حاشیه خلیج‌فارس و چه پایگاه‌های دورتر مانند غرب ترکیه و اراضی اشغالی، در تیررس این موشک‌ها قرار دارد.
صنم وکیل، مدیر برنامه‌ خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه سیاست‌پژوهی چتم‌هاوس در این باره گفت که ایران قادر است که «به‌سرعت» تنش‌ها را به اقصی‌نقاط منطقه انتقال دهد.ماه گذشته عربستان سعودی و امارات متحده عربی که هر دو از متحدان ایالات متحده در منطقه محسوب می‌شود، اعلام کردند که به آمریکا اجازه نخواهند داد از حریم هوائی آنها برای حملات استفاده کند. اما برخی سیاستمداران آمریکایی از احتمال بی‌توجهی واشنگتن به موضع این کشورها سخن گفته‌اند.نیویورک‌تایمز در ادامه شرح داد که پاسخ ایران می‌تواند علیه رژیم صهیونیستی باشد و شهرهای بزرگ در اراضی اشغالی را هدف قرار دهد. ارتش اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه از سامانه‌های پدافندی خود برای دفاع در برابر موشک‌های ایران استفاده کرد، با این حال ایران توانست اماکن نظامی و استراتژیک اسرائیل را هدف قرار دهد. از سوی دیگر به گفته مقامات اطلاعاتی، ذخیره سامانه‌های پدافندی رژیم، پس از دو سال مقابله با حملات حماس در غزه و حزب‌الله لبنان رو به اتمام است.


 محور مقاومت، تهدیدی علیه نیروهای آمریکایی
 جدای از این، محور مقاومت از جمله انصارالله یمن و حزب‌الله لبنان نیز ممکن است در سناریوی تشدید تنش‌ها، نقش‌آفرینی کنند.به نوشته نیویورک‌تایمز، آن‌ها می‌توانند علیه نیروها و متحدان آمریکایی مقابله‌به‌مثل کنند، جبهه‌های متعددی ایجاد کرده و درگیری را فراتر از مرزهای ایران گسترش دهند. در بحبوحه تهدیدات آمریکایی‌ها علیه ایران، سران جبهه مقاومت از جمله انصارالله یمن، ضمن تأکید بر حمایت از ایران، درباره برگزاری این عملیات‌ها هشدار داده‌اند.کارشناسان همچنین می‌گویند که یمنی‌ها می‌توانند هدف‌گیری کشتی‌ها در دریای سرخ را از سر بگیرند، همان‌طور که در اواخر سال ۲۰۲۳ در حمایت از فلسطین انجام دادند. جدای از این، عملیات در ایران مانند ونزوئلا نخواهد بود. در ونزوئلا، یک یورش حدود دوساعته منجر به دستگیری مادورو شد و در ادامه رویکرد دولت کاراکاس تا حدودی تغییر کرد. اما نیویورک‌تایمز تأکید کرد که ساختار قدرت ایران با ونزوئلا تفاوت اساسی داشته و در نیم‌قرن گذشته تثبیت شده است.کارشناسان می‌گویند که موقعیت جغرافیایی ایران و فاصله تهران با آب‌های آزاد، شرایط را نسبت به ونزوئلا متفاوت می‌کند. این امر باعث می‌شود که نیروهای آمریکایی برای دسترسی مستقیم به رهبران ایران، در مقایسه با عملیات در کاراکاس که تنها حدود ۱۶ کیلومتر با دریای کارائیب فاصله دارد، با مشکلات بیشتری دست‌وپنجه نرم کنند. علاوه‌ بر این، ایران قبلاً تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است که یکی از مهم‌ترین مسیرهای کشتیرانی انرژی در جهان محسوب می‌شود. حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور می‌کند.
به گزارش فارس، کلر یونگمن، کارشناس مسائل دریایی در این باره گفت که هرگونه اختلال در تنگه باعث جهش قیمت انرژی خواهد شد.ایران در روزهای اخیر مانورهای عملیاتی در این تنگه انجام داده‌ که به گفته برخی کارشناسان، نشانه‌ای از این است که در صورت وقوع درگیری، تهران می‌تواند این تنگه را مسدود کند.

 

ترامپ در مقابل ایران بی‌ثبات و فاقد چشم‌انداز است

رسانه‌های آمریکایی می‌گویند دونالد ترامپ در مقابل ایران، فاقد چشم‌انداز و اهداف روشن است و این می‌تواند به موقعیت سیاسی وی آسیب جدی بزند.
نشریه «نشنال دسک» با بیان اینکه جنگ احتمالی با ایران برای ترامپ خطر انتخابات میان دوره‌ای ایجاد می‌کند، نوشت: دولت ترامپ در حال بررسی گزینه نظامی علیه ایران است؛ تصمیمی که ظرفیت اشتعال خاورمیانه را دارد. تمرکز واشنگتن که ابتدا بر سرکوب اعتراضات داخلی تهران بود، اکنون به مهار برنامه هسته‌ای تغییر یافته است. این تغییر مداوم اهداف، نگرانی‌ها را درباره فقدان چشم‌انداز مشخص افزایش داده است.
همزمان با تقویت بی‌سابقه ناوگان آمریکا در منطقه، تهدید تهران به انسداد تنگه هرمز بحران را پیچیده‌تر کرده است. بروز درگیری و اختلال در این شریان حیاتی که مسیر عبور یک‌پنجم نفت جهان است، شوک بی‌سابقه‌ای به بازارهای انرژی وارد کرده و تورم داخلی آمریکا را تشدید می‌کند.
افکار عمومی آمریکا با خاطره تلخ از جنگ‌های فرسایشی، به شدت با مداخله نظامی جدید مخالفند. نظرسنجی‌ها حاکی از مخالفت هفتاد درصدی رأی‌دهندگان، حتی در میان جمهوری‌خواهان است. ورود به جنگی طولانی نه تنها ناقض وعده پرهیز از درگیری‌های بی‌پایان است، بلکه می‌تواند به شکست سنگین حزب حاکم در انتخابات میان‌دوره‌ای منجر شود. رأی دهندگان آمریکایی بسیار بیشتر نگران اقتصاد هستند تا درگیری‌های خارجی.
یک درگیری طولانی که منجر به بسته شدن تنگه شود، می‌تواند منجر به افزایش قیمت جهانی انرژی شود که مصرف کنندگانی را که قبلاً نگران تورم هستند، تحت تأثیر قرار دهد. رهبران ایرانی به طور صریح درباره واکنش تهاجمی به هرگونه حمله جدید از سوی آمریکا صحبت کرده‌اند که نگرانی برخی تحلیل‌گران را درباره کشاندن آمریکا به جنگ در خاورمیانه برانگیخته است. آمریکایی‌ها نسبت به درگیری‌های خارجی با توجه به جنگ‌های عراق و افغانستان در دهه ۲۰۰۰ محتاط شده‌اند. حمایت عمومی از جنگ عراق با ادامه درگیری کاهش یافت و این امر به شکست‌های حزب جمهوریخواه در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۰۶ کمک کرد.
ترامپ به طور تهاجمی کمپین کرد تا ایالات متحده را از آنچه «جنگ‌های همیشگی» می‌نامید، دور نگه دارد و وعده داد که درگیری‌ها در غزه و اوکراین را کاهش دهد.
نظرسنجی‌ها نشان داده‌اند که رأی‌دهندگان به‌طور گسترده مخالف حمله به ایران هستند و نگرانند که این اقدام ممکن است به یک درگیری طولانی‌تر در خاورمیانه منجر شود.
70 درصد رأی دهندگان در یک نظرسنجی کوینیپیاک که ماه گذشته منتشر شد، گفتند که حتی اگر معترضان کشته شوند، نمی‌خواهند ایالات متحده وارد عمل شود، در حالی که تنها ۱۸٪ از آن حمایت کردند.
در همین حال، خبرگزاری رویترز: بسیاری از مشاوران و افراد حلقه نزدیکِ ترامپ معتقدند به جای جنگ در خاورمیانه باید روی اقتصاد داخلی تمرکز کرد.
پروفسور جان میرشایمر، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل هم گفت: ایرانی‌ها قادرند تنگه هرمز را ببندند و آن وقت ترامپ چه‌کار خواهد کرد!؟ با حمله به ایران نه موشک‌های بالستیک از بین می‌روند، نه رژیم تغییر می‌کند، نه حزب‌الله و نه حماس و حوثی‌ها ازبین می‌روند. گزینه نظامی علیه ایران اصلاً کارساز نیست. ترامپ در بن‌بست گیر افتاده و اسرائیل مثل ارباب او مدام فشار می‌آورد تا به ایران حمله کند.

 

خبرآنلاین: حذف ارز ترجیحی موجب گرانی باورنکردنی خوراکی‌ها شد

خبرگزاری حامی دولت ضمن بررسی «تاثیر حذف ارز ترجیحی بر اقتصاد خانوار» اذعان کرد: هزینه خوراکی خانوارها «باورنکردنی» شده است.
خبرآنلاین، موضوع حذف ارز ترجیحی و تاثیر آن بر بودجه خانوار را با حضور کارشناسان بررسی کرده و نوشت: از یک‌سو مقامات دولت معتقد بودند که یارانه ارزی به هدف اصابت نمی‌کند و از سوی دیگر این‌طور اعلام شد که دیگر امکان تداوم این سیاست وجود ندارد و بهتر است این یارانه ارزی به یارانه ریالی تبدیل شود و می‌بینیم که این یارانه در قالب کالابرگ یک‌میلیون تومانی برای هر نفر تخصیص داده می‌شود. 
در شرایط فعلی‌، وضعیت به مراتب دشوارتر از سال ۱۴۰2 بود چرا که در سال ۱۴۰۱ به کشور حمله نظامی نشده بود و ترامپ مداوم در حال تهدید نبود. در آن شرایط با اجرای این سیاست بزرگ‌ترین شوک قیمتی بازار خوراکی در ایران ایجاد شد. حال اگر عقب‌تر برویم، می‌بینیم در دوره ریاست‌جمهوری آقای رفسنجانی هم این سیاست، تورم شدیدی را موجب شد. باز هم این‌بار به دلیل در جریان بودن اعتراضات اقتصادی وضعیت به‌شدت عجیب بود که چرا دو شوک در این فضا وارد شد؟ 
سیاستگذار اقتصادی نشان داده که چنان متهورانه عمل می‌کند که حتی اگر میلتون فریدمن در ایران بود، دست به چنین کاری نمی‌زد.
هزینه خوراکی خانوار شهری در اثر اجرای سیاست شوک‌درمانی دستخوش افزایش بسیار جدی شد. متوسط هزینه خوراکی خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۰ یعنی قبل از شوک ارزی در سال ۲۴میلیون و ششصدهزار تومان بود اما در سال ۱۴۰۱ این هزینه به ۳۷میلیون تومان افزایش یافت. در سال ۱۴۰۲ این رقم به ۵۱میلیون تومان و در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۶۳میلیون تومان می‌رسد. حال باید دید با اجرای شوک ارزی هزینه خانوارهای شهری در سال جاری و سال آینده دستخوش چقدر افزایش خواهد شد.

 

تاریخ خبر: ۱٤۰٤/۱۲/۰۳، ۱۰:۰۸:۰۶       بازدیدها: 63