خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
تحلیلگر صهیونیست: ترامپ نمیفهمد که چرا ایرانیها تسلیم نشدهاند
یک تحلیلگر صهیونیست گفت: ترامپ و ویتکاف نمیتوانند بفهمند که چرا ایرانیها تسلیم نشدهاند.
استیو ویتکاف، دستیار ویژه دونالد ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز اظهار کرد: ترامپ امروز صبح درباره خطوط قرمز ایران از من پرسید (من نمیخواهم از کلمه ناامید استفاده کنم). او متعجب است که چرا آنها تسلیم نشدهاند و چرا تحت تاثیر این حجم از فشار و با این میزان از قدرت دریایی و توان ناوگانی که ما در آنجا مستقر کردهایم، نزد ما نیامدهاند و نگفتهاند «ما اعلام میکنیم که سلاح نمیخواهیم». با این حال سخت است که آنها را به آن نقطه (تسلیم) برسانیم.
در واکنش به این سخنان ویتکاف، پروفسور اوزی رَبی از مرکز دایان دانشگاه تلآویو گفت: «خاورمیانه فرهنگ متفاوتی دارد. ترامپ نمیفهمد؛ او بهشکل عقلانی و مکانیکی فکر میکند و میگوید «من ناوگانها را بالای سرشان گذاشتهام و آنها هنوز اصرار میکنند». اینها مسائل ایدئولوژی، عزت و فرهنگ است که در غرب درک نمیشود.» از سوی دیگر، دنی سیتیرینوییچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل تأکید کرد: همه چیز در نهایت به یک مسئله مرکزی بازمیگردد: دولتهای متوالی ایالات متحده، دچار شکاف مفهومی عمیقی در درک رژیم ایران شدهاند.
دنی سیتیرینوویپچ در شبکه ایکس میافزاید: از ابتدا، بسیاری از کارشناسان منطقهای استدلال کردند که تهران با خطوط قرمز مشخصی عمل میکند- به ویژه در مورد بقای رژیم، تواناییهای بازدارندگی استراتژیک و نفوذ منطقهای- و اینکه این منافع اصلی را حتی به قیمت رویارویی نظامی رها نخواهد کرد. این هشدارها اغلب نادیده گرفته شدند و فرض بر این بود که فشار اقتصادی یا نظامی، در نهایت ایران را به تسلیم وادار خواهد کرد.
تحولات اخیر باید یک چیز را روشن کند: تشدید نظامی به احتمال زیاد ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. برعکس، تهدیدات خارجی میتوانند انسجام داخلی را تقویت کرده و روایت دیرینه مقاومت ایران را تأیید کنند.
آنچه این لحظه را بهویژه غیرمعمول میکند این است که هر دو طرف احتمالاً توافق را به درگیری آشکار ترجیح میدهند. با این حال، مذاکرات بارها شکست میخورند. - نه لزوماً به این دلیل که اهداف غیرقابل سازش هستند، بلکه به دلیل شکافهای ادراکی و بیاعتمادی عمیق که مانع از مصالحه معنادار میشود.
واشنگتن اغلب ایران را از طریق چارچوب عقلگرای غربی میبیند: اعتقاد به اینکه فشار فزاینده ناگزیر به امتیازهای عملی منجر میشود. تهران، با این حال، فشار مداوم را به عنوان اثبات خصومت ساختاری تفسیر میکند و عزم خود را برای مقاومت تقویت میکند.
تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی به ارزیابی ایران عمدتاً از طریق لنز سیاسی غربی ادامه دهند -فرضهایی درباره محاسبات هزینه/ فایده که بهطور کامل مشروعیت ایدئولوژیک، هویت انقلابی و روانشناسی بازدارندگی را در نظر نمیگیرند- کاری از پیش نخواهد برد.
مسئله اصلی این نیست که آیا فشار مؤثر است یا خیر. بلکه این است که آیا استراتژی ایالات متحده بر درک دقیقی از نحوه تعریف این رژیم خاص از ریسک، بقا و پیروزی استوار است یا نه.
ناوهای آمریکا در مقابل موشکهای ایران یک اردک نشسته هستند
«درگیری نظامی با ایران، به عصر برتری دریایی آمریکا پایان میدهد».
اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون در این زمینه هشدار داد: ناو هواپیمابر آمریکایی در برابر فناوری موشکی و پهپادی ایران به «یک اردک نشسته» تبدیل شده و ممکن است به اعماق اقیانوس فرستاده شود.
به گزارش رأياليوم، ریتر تأکید کرد: نیروی دریایی آمریکا ممکن است پیش از رسیدن به ساحل، با شکست خفتبار و کشنده روبهرو شود و حتی سیستمهای پیشرفته دفاعی مثل ایجیس توان مقابله با حجم انبوه پهپادها و موشکهای ایرانی را ندارند.
ریتر ایران، روسیه، چین و کره شمالی را «چهار کشنده» نامید و افزود: ایران با تاکتیک اشباعی و دستهای پروازی پرحجم پهپادی، روسیه با موشکهای فراصوت «تسیرکن/زیرکن»، چین با موشکهای ضد ناو و کره شمالی با فناوری بالستیکی و زیرآبی پیشرفته.
وی خاطرنشان کرد: ایران کنار گذاشتن موشکهای بالستیک را «خودکشی سیاسی» میداند؛ این موشکها تنها عامل بازدارنده در برابر فشارهای آمریکا هستند.
در همین حال، فاکس نیوز گزارش داد: پایگاههای آمریکا در تیررس موشکهای ایران هستند. موشکهای مختلف ایرانی این قابلیت را دارند که پایگاههای آمریکا در غرب آسیا را هدف قرار دهند و جان هزاران سرباز آمریکایی را تهدید کنند. در حال حاضر، حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی در پایگاههای آمریکا در غرب آسیا مستقر هستند.
این شبکه میافزاید: بسته شدن تنگه هرمز، سناریویی آخرالزمانی است. ما شاهد بودیم قیمتهای نفت به خاطر شایعه جنگ بهطور چشمگیری بالا رفتهاند. سناریوی آخرالزمانی این است که اگر ایران تهدیدش را عملی کند و ایران تنگه هرمز را ببندد، میتواند باعث افزایش شدید قیمتها شود.» ریچارد هاس رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا هم تأکید کرد: ترامپ از تبعات جنگ با ایران هراس دارد.
وی گفت: اسرائیل مشتاق است که به همراه آمریکا یا یکی از ۲ طرف به انبارهای موشکهای بالستیک ایران حمله کنند. در عین حال ترامپ بنا به دلایل سیاسی (و باید به دلایل راهبردی) مایل است از یک جنگ طولانی با ایران پرهیز کند. در چنین جنگی ایران احتمالاً تابآوری ایران بهتر از آمریکا خواهد بود.
وی افزود: یک تحقیر پرهزینه در نهایت انتظار آمریکا را میکشد. برای آمریکا هیچ توجیهی برای دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران وجود ندارد. تابآوری بالای ایران، ممکن است آمریکا را به عقبنشینی وادار کند و این عقبنشینی، تحقیری پرهزینه برای آمریکا خواهد بود.
رویترز هم گزارش داد که برخی مشاوران ترامپ مخالف حمله به ایران هستند. این خبرگزاری میافزاید: برخی از دستیاران ترامپ از او خواستند که بیشتر بر نگرانیهای اقتصادی رأیدهندگان تمرکز کند. آنها تشدید تنش نظامی پیش از انتخابات میاندورهای امسال میتواند باعث خطرات سیاسی برای ترامپ و جمهوریخواهان شود. یک مقام ارشد کاخ سفید اعلام کرد که با وجود لحن تند ترامپ علیه تهران، در داخل دولت آمریکا «حمایت یا موضع واحدی» درباره اجرای حمله به ایران وجود ندارد. شبکه سیبیانسی هم گفت: بازارهای جهانی انرژی بدون نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند، در خطر بیثباتی جدی هستند. تحلیل شرکت Rystad Energy نشان میدهد که در صورت انسداد این مسیر استراتژیک، قیمت نفت میتواند به بالای ۱۰۰ دلار برسد حتی افزایش ۱۰ تا ۱۵ دلاری، میتواند فشار اقتصادی و کاهش تقاضا را به دنبال داشته باشد. برخی تحلیلگران میگویند ایران ممکن است از این مسیر برای افزایش فشار پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر استفاده کند.
همچنین نشریه هندی indianarrative نوشت: با کاهش اثرگذاری بازدارندگی غیرمستقیم، ایران بهنظر میرسد تمرکز بیشتری بر «بازدارندگی پیشگیرانه» گذاشته است. بستن نسبی تنگه هرمز -که ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند- در قالب رزمایش امنیتی، پیامی فراتر از یک مانور عادی داشت. این اقدام نشانهای از آمادگی ایران برای تغییر تاکتیکهای بازدارندگی در برابر فشارهای آمریکا بود. تحلیلگران گلدمن ساکس و Kpler برآورد کردهاند که انسداد کامل تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برساند؛ شوکی جدی برای اقتصاد آمریکا، حتی با وجود اینکه این کشور بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است.
پرسش کلیدی این است که آمریکا تا چه اندازه میتواند با اتکا به زور قمار کند و همچنان موفق شود ایران را وادار به عقبنشینی کند. موفقیت راهبردی «عملیات چکش نیمهشب» محل بحث است. ایران در واکنش، ذخایر موشکهای بالستیک خود را بهسرعت افزایش داده و برخی گزارشها از تولید ماهانه ۳۰۰ موشک حکایت دارند. ارزش بازدارندگی آمریکا در برابر ایران اکنون زیر سؤال رفته است، بهویژه آنکه ایران همزمان در حال بازتنظیم ابزارهای غیرنظامی و نظامی خود است.
7 دلیل کانال اپوزیسیون در توجیه درماندگی ترامپ
یک کانال وابسته به اپوزیسیون سلطنتطلب که از حمله به ایران حمایت میکرد، عوامل درماندگی ترامپ را توضیح داد.
کانال «تحلیل– ز...»، جزو همان کانالهای زردی است که شبانهروز، برای حمله آمریکا انگارهسازی میکند. اما بعد از چند ماه عملیات روانی، ناچار شده به درماندگی آمریکا اعتراف کند.
این کانال نوشت: «طبل جنگ شنیده میشود، ولی خبری از یورش نیست/ تردید و دودلی ترامپ در برابر ایران، ریشه در تضادی ساختاری دارد. او از یکسو در جنگ ۱۲ روزه، به زیرساختهای هستهای ایران ضربه زد و با شعار «کمک در راه است»، آشکارا از اعتراضات پشتیبانی نمود، ولی از سوی دیگر، خود او بود که بیدرنگ به نبرد پایان داد و هفتههاست که در میانه هیاهوی ناوها و اولتیماتومها، از حمله قطعی بازمانده است.
مشکل تعویقهای پیاپی حمله، در شبکهای پیچیده از موانع راهبردی و داخلی است:
۱. از دیدگاه کاخ سفید، ظاهراً برخلاف پروندههایی چون ونزوئلا، در ایران، نیروی جایگزینی روی زمین وجود ندارد.
۲. پهنه سرزمینی ایران و پراکندگی مراکز حساس باعث شده تا کارشناسان پنتاگون هشدار دهند حملات، قادر به تغییر رژیم نیستند و جنگ زمینی نیز خط قرمز مطلق ترامپ است.
۳. نظرسنجیهایی مانند «کایینیپیاک» نشان میدهد ۷۰٪ آمریکاییها مخالف جنگی جدید هستند. ملت آمریکا از «جنگهای بیپایان» خسته است.
۴. حتی طرفداران پروپاقرص ترامپ، اولویت را به اقتصاد و مرزهای داخلی میدهند. آنها نمیخواهند مالیاتشان صرف ویرانی در خاورمیانه شود.
۵. طبق «قانون اختیارات جنگ»، ترامپ برای هر نبردی فراتر از ۶۰ روز به تأیید کنگره نیاز دارد؛ جایی که دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان مخالف، منتظرند تا او را به مسلخ استیضاح یا شکست سیاسی بکشند.
۶. هرگونه درگیری گسترده، بهای انرژی را جهش داده و دستاوردهای اقتصادی ترامپ را که برگ برنده اوست، خاکستر میکند.
۷. تمرکز بیش از حد بر تهران، یعنی باز گذاشتن دست چین در تایوان و روسیه در اوکراین؛ اشتباهی که استراتژیست های کاخ سفید مایل به تکرار آن نیستند.
به نظر میرسد آنچه شاهدیم، نه «برنامه عملیاتی برای جنگ»، بلکه آرایش نظامی برای تسهیل در مذاکره و تسلیم شدن تهران است. ترامپ با ایجاد «وضعیت تعلیق» و ضربالاجلهای پیاپی، میکوشد ایران را به سمت میزی هدایت کند که در آن، کمترین قدرت چانهزنی را داشته باشد.
هدف ترامپ از این تجمع پرهزینه نظامی، مهار از طریق وحشت است. ولی این قمار، تاریخ انقضا دارد و اگر به یک نتیجه ملموس منجر نشود، اعتبار بازدارندگی آمریکا خدشهدار خواهد شد».
والاستریت ژورنال: خدمه ناو فورد خسته و تحت فشار روانی هستند!
در حالی که هنوز هیچ درگیری نظامی اتفاق نیفتاده، تمدید مأموریت ناو آمریکایی فورد موجب فشار سنگین بر خدمه این ناو شده است!
روزنامه «والاستریت ژورنال» در گزارشی نوشت تمدید دوباره مأموریت ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» برای پشتیبانی از گزینههای نظامی آمریکا علیه ایران، خدمه این ناو را پس از ماهها دوری از خانه با فشارهای روحی، خانوادگی و حتی مشکلات فنی روبهرو کرده است؛ وضعیتی که برخی آن را بیسابقه توصیف میکنند.
برخی ملوانان از تصمیم دولت برای تمدید دوباره مأموریت ناراضیاند. یکی از خدمه گفته بسیاری از همکارانش پس از بازگشت به بندر، ترک خدمت را مدنظر دارند. دوری طولانی از خانواده، از دست دادن مراسمهای مهم زندگی و بلاتکلیفی درباره زمان بازگشت، از مهمترین عوامل این نارضایتی عنوان شده است. بیش از هر چیز «نامشخص بودن زمان دیدار دوباره خانواده» برایشان آزار دهنده است. خانوادهها نیز از وضعیت مشابهی سخن میگویند، تماسها به دلیل الزامات امنیتی گاه هفتهها قطع میشود و ارتباط تنها از طریق پیامهای کوتاه یا تماسهای ناگهانی در نیمهشب برقرار میگردد.
این ناو در آستانه ثبت طولانیترین مأموریت پیوسته تاریخ نیروی دریایی آمریکا قرار دارد. دوری طولانی و بلاتکلیفی زمانی، بسیاری از ملوانان را به فکر ترک خدمت پس از بازگشت انداخته است. علاوهبر بحران روانی، نقص در سامانه فاضلاب ناو نیز گزارش شده است. کارشناسان هشدار میدهند این استقرارهای طولانی، آمادگی رزمی و چرخه نگهداری ناوگان را مختل میکند.
وال استریت ژورنال در گزارش دیگری نوشت: ایران تهدید کرده است در صورت هرگونه حمله آمریکا، تلافی قابلتوجهی انجام خواهد داد و وعده داده کشتیهای جنگی آمریکا را غرق کند، به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کند و تنگه هرمز-گذرگاهی حیاتی برای تأمین نفت جهان-را ببندد. کشورهای حوزه خلیجفارس که ممکن است هدف قرار گیرند، نگران هستند. ترامپ در نقطه عطف قرار دارد. او میتواند توافقی را امضا کند که برنامه هستهای ایران را مهار کند، یا جنگی را آغاز کند که پیامدهای آن برای ایالات متحده و خاورمیانه به سختی قابل کنترل خواهد بود.
اگر ترامپ بهجای توافق دستور حمله صادر کند، با این امید که ایران را وادار کند، خطر درگیری بزرگی را میپذیرد که ممکن است سراسر دوران ریاستش را در بر بگیرد. ایران تهدید کرده است در صورت هرگونه حمله آمریکا، تلافی قابلتوجهی انجام خواهد داد و وعده داده کشتیهای جنگی آمریکا را غرق کند.
سوزان مالونی، کارشناس ایران در مؤسسه بروکینگز، گفت ترامپ با ریسکهای فراوان و گزینههایی نهچندان جذاب روبهرو است. به گفته تحلیلگران، ترامپ هنوز جنگی گسترده و بالقوه طولانی با دشمنی که قادر است بهشدت پاسخ دهد-از جمله علیه بازارهای نفت و تجارت دریایی-آغاز نکرده است.
شبکه سیانان هم در تحلیلی خاطر نشان کرد: تشدید تنش بین آمریکا و ایران میتواند قیمت نفت را بهطور قابلتوجهی بالاتر ببرد و روند کاهشی یکساله قیمت بنزین که ترامپ ماهها درباره آن به خود میبالید را معکوس کند. در صورت حمله آمریکا، ایران میتواند با موشک یا سایر سلاحهای مشابه پاسخ دهد؛ درست همانطور که تابستان سال گذشته میلادی علیه یکی از پایگاههای نظامی آمریکا و همچنین اراضی اشغالی (اسرائیل) اقدام کرد. چنین تحولاتی میتواند منطقه نفتخیز خلیج فارس را مختل کند. ایران یک برگ برنده و توانایی برجسته دیگر هم دارد؛ کنترل بخش شمالی تنگه هرمز. این گذرگاه باریک که فقط ۲۱ مایل (حدود ۳۴ کیلومتر) عرض دارد، گلوگاه و محل عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام (حدود یکپنجم تولید جهانی) است. این تنگه تنها مسیر انتقال نفت کشورهای نفتخیز خلیجفارس به سایر نقاط جهان است.
نشنال: ترامپ هم تحریم میکند و هم برای ایرانیها اشک تمساح میریزد!
«ترامپ دیکتاتور و ریاکار درباره سرکوب مردم ایران اشک تمساح میریزد اما معیشت مردم در ایران، گروگان تحریمهای آمریکا است.» و خود ترامپ در آمریکا سرگرم سرکوب مردم است.
هفته نامه آمریکایی «نشنال»، با تاکید بر اینکه ژست حمایت از مردم ایران به ترامپ نمیآید، رویکرد او را منافقانه خواند و نوشت: اشک تمساحی که ترامپ برای معترضان ایرانی میریزد، اوج نفاق سیاسی است؛ دولتی که خود در مینیاپولیس، خون شهروندی همچون «رنی نیکول گود» را توسط مأموران اداره مهاجرت بر زمین میریزد، صلاحیت اخلاقی برای موعظه در باب حقوق بشر و حاکمیت قانون را از دست داده است؛ این تناقضهای ساختاری، باعث شده تا تهدیدات و حمایتهای کلامی او از معترضان ایران، فاقد هرگونه عمق استراتژیک بوده و تنها به مثابه هیزمی برای آتش ریاکاری دیپلماتیک عمل کند.
موتور محرک اعتراضات اخیر در ایران، نه صرفاً انگیزههای سیاسی انتزاعی، بلکه سقوط ارزش ریال و تورم ۴۲ درصدی است. سیاست «فشار حداکثری» ترامپ در کنار بیتدبیریهای مدیریتی در تهران، طبقه بازاری و متوسط را به مرز بحران کشانده است. واشنگتن با تشدید تحریمها، نقش مستقیمی در تعمیق این چالش ایفا کرده است.
لفاظیهای مداخلهجویانه کاخ سفید در حالی مطرح میشود که سیاستهای داخلی دولت ترامپ، شباهتهای انکارناپذیری با الگوهای استبدادی دارد
متأسفانه، رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ هرگونه ادعای احترام به حقوق بشر و آزادی و دموکراسی و اعتراض را از دست داده است. بازداشتها و قتلهای خودسرانهای که توسط عوامل حکومت اقتدارگرایانه ترامپ انجام میشود، لافزنیهای او درباره ایران را به اوج ریاکاری رساندند.
کاخ سفید ترامپ سال گذشته اعزام گارد ملی به پورتلند، را بهعنوان منطقه «حکومت ترور چپ رادیکال»، «آتش جهنم به رهبری آنتیفا» و «دیوانگان» که در آن شهر آشوب گستردهای به پا میکنند و حتی «مواد منفجره» را به کار میبرند، انجام داد. البته، تصویر ترامپ از پورتلند به عنوان منطقهای آخرالزمانی و آنارشیستی هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.
این بدان معناست که آمریکای ترامپ اکنون در موقعیتی هرچه بیشتر متزلزل ایستاده است. به همین ترتیب، حمایت کامل واشنگتن از اقدامات نسلکشی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه، سؤالاتی را درباره حمایت ادعایی آن از جمعیتهای جنوب جهانی که خواهان آزادی هستند، مطرح کرد. همچنین تصاحب قدرت آشکار ترامپ در ونزوئلا، که به طور صریح برای سرقت نفت آن کشور انجام شد، نمیتوانست برای ساکنان یک دولت نفتی مانند ایران اطمینان بخش باشد.
اگر مخالفان ایرانی-آمریکایی و ملیتهای دیگر را نیز در نظر بگیریم اخراج شده توسط ترامپ، پس از آنکه به طور دلخواه پناهندگی را از آنها رد کرد و این موضوع سؤالاتی درباره سرنوشت صدها یا شاید هزاران فعال که به کشورهای مستبد بازگردانده میشدند-یا گاهی به کشورهای سوم مانند سودان جنوبی در میانه جنگ داخلی. واضح است که رژیم ترامپ حاضر است تعداد زیادی از مردم را به خاطر ایدئولوژی قربانی کند. آکسفام برآورد میکند که نابودی آژانس توسعه بینالمللی آمریکا توسط ترامپ منجر به مرگ ۲۰۰,۰۰۰ کودک در سراسر جهان در سال ۲۰۲۵ شد (و البته این حتی شامل بزرگسالان مرده هم نمیشود). ما قبلاً ثابت کردهایم که پیروان ترامپ، آدمربایان و قاتلان قانونگریز هستند.
رویترز به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داد که دور بعدی مذاکرات غیرمستقیم هستهای بین ایران و طرف آمریکایی اوایل ماه آینده میلادی برگزار خواهد شد.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع ناشناس که آن را مقام ارشد ایرانی معرفی کرده، گفت که ایران و آمریکا دیدگاههای متفاوتی درباره دامنه و شیوه رفع تحریمها در ازای محدودیت بر برنامه هستهای ایران دارند و افزود که مذاکرات جدید برای اوایل مارس (ماه آینده میلادی که یکشنبه هفته آینده آغاز میشود) برنامهریزی شده است.
رویترز به نقل از مقام مذکور ضمن بیان این که مذاکرات ادامه دارد، مدعی شد که امکان دستیابی به یک توافق موقت وجود دارد. این مقام ارشد همچنین گفت که تهران کنترل منابع نفتی و معدنی خود را تحویل نخواهد داد، اما شرکتهای آمریکایی میتوانند بهعنوان پیمانکار در میادین نفت و گاز ایران مشارکت کنند.
بعد از مذاکرات مسقط، دور دوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا به ریاست وزیر امور خارجه ایران سید عباس عراقچی و نماینده ویژه رئیسجمهور آمریکا استیو ویتکاف با واسطه عمان ۲۸ بهمنماه در ژنو برگزار شد؛ عراقچی این مذاکرات را نسبت به دور قبلی دارای پیشرفت خوب خواند و گفت که اکنون مسیر روشنتری پیش رو است. وزیر امور خارجه همچنین با بیان اینکه بر سر مجموعهای از اصول راهنمای مذاکرات و شکل احتمالی توافق تفاهم شد، افزود مقرر شد پیشنویس توافق احتمالی را تهیه کنیم که طی چند روز آینده آماده خواهد شد.
فارن پالیسی تأکید میکند: ایران بعید است غافلگیر شود... ایران مواضع خود را تقویت کرده است. نیروهای امنیتی بهطور کامل بسیج شده و ماهها صرف پاکسازی عوامل احتمالی اطلاعاتی اسرائیل کردهاند.
نشریه فارن پالیسی در مقاله جدید خود به بررسی سناریوهای غیردیپلماتیک پیش روی تهران-واشنگتن پرداخته و نوشت: ایران بعید است غافلگیر شود. تهران بهخوبی به یاد دارد که آمریکا در جنگ دوازده روزه چگونه از مذاکرات برنامهریزیشده بهعنوان پوششی برای کاهش سطح آمادهباش ایران پیش از یک حمله غافلگیرکننده استفاده کرد.
ایران مواضع خود را تقویت کرده است. نیروهای امنیتی بهطور کامل بسیج شده و ماهها صرف پاکسازی عوامل احتمالی اطلاعاتی اسرائیل کردهاند... چند سناریو پیش رو قرار دارد:
تغییر رژیم کماحتمالترین سناریو است. ترامپ علاقهای به دموکراسی ندارد؛ نمونهاش ونزوئلا. او هیچ برنامهای برای «روز بعد» ایران ندارد و بسیاری از مقامهایی که ممکن بود چنین برنامهای تدوین کنند، مدتهاست برکنار شدهاند.
برخی در آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیجفارس ممکن است بازگرداندن رضا پهلوی را ترجیح دهند. اما تثبیت او نیازمند حمایت نظامی خارجی است؛ حمایتی که کسی مایل به ارائه آن نیست. همچنین در داخل ایران استقبال زیادی از این ایده وجود ندارد... کشورهای خلیجفارس بهشدت نگران بیثباتی، موج پناهجویان، تروریسم و اختلال در صادرات نفت هستند.
پیروزی ایران، محتملترین سناریو است. در یک محیط انتقالی آشفته، سپاه مسلحترین و قدرتمندترین بازیگر خواهد بود و از پشتوانه خشم ملیگرایانه علیه حمله آمریکا بهرهمند میشود.
روزنامه اسرائیلی: ایران میتواند ناو آمریکا را بزند
یک روزنامه اسرائيلی گزارش میدهد که ایران طی یک دهه گذشته سناریویی پیچیده برای مقابله با ناوهای هواپیمابر آمریکا طراحی و تمرین کرده است. به باور تحلیلگران، این راهبرد ایران میتواند معادلات امنیتی منطقه را بازنویسی کند.
بر اساس گزارشی تحليلی که روزنامه اسرائيلی «کالکاليست» منتشر کرده، تحولات خاورميانه اين روزها به نقطه اوج بیسابقهای رسيده؛ جایی که آبهای منطقه به صحنه نمايش قدرت دريايی تبديل شده است.
کارشناس صهیونیست این روزنامه مینویسد که «اعزام ناوگانهای جنگی به اين حساسترين آبراه جهان، اگرچه برای بسياری از کشورها میتواند به منزله يک کابوس راهبردی باشد، اما ايران میگويد که اين صحنه را سالهاست تمرين کرده است».
بنابر اين تحليل، جمهوری اسلامی ايران از يک دهه پيش تاکنون، سناريوی عملياتی مشخصی را برای مقابله با يک ناو هواپيمابر آمريکايی - بهويژه در آبهای خليج فارس و دريای مکران- در دستور کار داشته است. راهبردی که در آن، تهديدی هماهنگ و همهجانبه از سه مسير هوا، زمين و دريا طراحی شده؛ طرحی که هدف نهايی آن چيزی نيست جز ايجاد خط قرمزهايی تازه در برابر حضور نظامی ايالات متحده در منطقه.
اين کارشناس اسرائيلی در گزارش خود به اظهارات سردار علی فدوی، فرمانده وقت نيروی دريايی سپاه در سال 2014 اشاره میکند که گفته بود اگر آمريکا به ايران حمله کند، ناوهای هواپيمابر اين کشور «به ته خليج فارس فرستاده خواهند شد». کارشناس صهیونیست میافزاید که «آنچه در ابتدا از سوی بسياری یک ادعای و رجز خالی تعبير میشد، طی سالهای بعد به تدريج به مجموعهای از قابليتهای عملياتی واقعی تبديل شده است؛ تحولی که به باور تحليلگران، معادلات امنيتي در آبهای جنوب غرب آسيا را دستخوش تغيير کرده است... نگاهی به سه دهه حضور بیوقفه ناوگانهای آمريکايی در آبهای خليج فارس، يک الگوی رفتاری تکرارشونده خودنمايی میکند: اجتناب از درگيری مستقيم با نيروی دريايی ايران.
اين عقبنشينی که ريشه در محاسبات فرماندهان پنتاگون دارد، تصويری متناقض از ابرقدرتی ترسيم میکند که زمانی خاورميانه را بدون رقيب میپيمود. پيشينه تاريخي نشان میدهد که عبور از سد دفاعی يک ناو هواپيمابر، فراتر از داشتن موشکهای قدرتمند، نيازمند شکستن يک لايه پيچيده از حملات هوايی، جنگ الکترونيک و بازدارندگی تاکتيکی است.
با وجود اين، به ادعای تحليلگران اسرائيلی، آنچه سناريوی ايران را از تلاشهای پيشين متمايز ميکند، نه صرفاً يک ادعا، بلکه توسعه يک دکترين عملياتی چندبُعدی طي يک دهه اخير است؛ دکترينی که در آن، هماهنگی ميان نيرو هوايی، سامانههاي موشکی ساحلی و شناورهای تندرو، تصوير تهديدی هماهنگ و غيرقابل پيشبينی را ترسيم میکند.
پرسش اينجاست که آيا اين راهبرد میتواند معادله جدید را از آبهای خلیجفارس حکمفرما کند؟ شايد بتوان گفت خليج فارس امروز به آزمايشگاهی تبديل شده که در آن، قواعد کلاسيک قدرت دريايی با چالشهای نامتقارن عصر جديد پيوند خورده است.
به اعتقاد این رسانه صهیونیستی، ناوهای هواپيمابر برای آمريکا چيزی فراتر از يک سکوی پرتاب هستند؛ آنها نماد متحرک اقتدار آمريکا در آبهای بينالمللی به شمار میروند. حضور اين غولهای فولادی در آبها منطقه غرب آسیا، پيامی برای متحدان و رقباست.
طبيعی است که در چنين معادلهای، جمهوری اسلامی ايران اين دارايیهای راهبردی را به عنوان مهمترين هدف برای خنثیسازی بازدارندگی غرب در نظر بگيرد. اما آنچه اين سناريو را از يک فرضيه صرف به يک تهديد عملياتی نزديکتر میکند، تحولات ميدانی و تکنولوژيک سالهاي اخير است.
کارشناس اسرائیلی مینویسد که شاید یکی از نقاط قابل توجه در این معادله، مسئله «دیدپذیری» ناو باشد. برخلاف تصور رایج، ناوهای هواپیمابر موجوداتی نامرئی نیستند؛ ابعاد بسیار بزرگ و همراهی آنها با یک گروه رزمی دریایی باعث میشود از دید سامانههای شناسایی مدرن، از جمله تصاویر ماهوارهای تجاری، قابل تشخیص باشند. با توجه به پیشرفتهای ماهوارهای و پهپادی ایران، ناوهای هواپیمابر در تصاویر قابل مشاهده و رصد هستند... بمبافکنهای سريع سوخو 24 ایرانی که در ارتفاع پايين پرواز ميکنند و موشکهاي کروز ضدکشتی عاصف يا نور با برد چند صد کيلومتری پرتاب میکنند، میتوانند از ابزارهای مهم ایران برای ضریه به ناو آمریکایی باشد.
ابزار بعدی، پهپادهای شاهد136 با ناوبری GPS است. البته به ادعای اين رسانه صهيونيستی، پهپادهای شاهد 136 براي اهداف متحرک نامناسباند مگر آن که نسخه بروزرسانی شدهای از آنها وجود داشته باشد.
به ادعای اين کارشناس صهيونيست، ساير پهپادهای هدايت از راه دور ايران نيز اگر دارای سرعت بالایی باشند میتوانند سیستمهای دفاعی ناو را با چالشی جدی مواجه کنند.
کالکالیست مینویسد که «هزاران قايق تندرو سپاه که در نبرد نزديک خليج فارس مؤثرند، برای مقابله با ناوهای آمریکایی از راه دور کارایی ندارند اما برای هدف قرار دادن سایر داراییهای آمریکا در منطقه و به ویژه بستن تنگه هرمز میتوانند نقش ویژای ایفا نمایند».
به اعتراف این رسانه اسرائیلی، نقطه جدی تهديد علیه ناوهای آمریکایی زيردريايیهای ايرانی هستند... زيردريايی بومی فاتح و مينیزيردريايیها که با اژدر، مين و موشکهای نور و نصر میتوانند تهديد جدی ايجاد کنند.
سناريوی حمله چگونه خواهد بود؟
در سناريوی طراحيشده توسط تحليلگران نظامی صهیونیست، يک حمله موفق به ناو هواپيمابر نيازمند هماهنگی همزمان چندين لايه از تهديدات است: انبوهی از پهپادها برای مشغول کردن جنگندههای گشت هوايی و اشباع سامانههای راداری، زيردريايیهايی که از جهتی ديگر نفوذ میکنند و در نهايت تلاش برای ايجاد شکاف در لايههای دفاعی و متمرکز کردن آتش روی خود ناو.
چنين عملياتی، فراتر از توان موشکي، نيازمند يک «عمليات فريب پيچيده» است؛ نقشهای که دشمن را وادار کند همزمان با تهديدات کاذب درگير شود و نقطه اصلی حمله را دير تشخيص دهد... حضرت آیتالله خامنهای در آخرین موضعگیری خود تأکید کردند که در صورت لزوم، ناو آمریکایی غرق خواهد شد و بار دیگر بر اراده جمهوری اسلامی و لزوم پرهیز دشمن از محاسبات غلط تأکید نمودند. ایشان خاطرنشان ساختند: «اما خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد».
این رسانه اسرائیلی مینویسد که ما در چند سال اخير شاهد چنين درگيريهايي در منطقه بودهايم. پس از روی کار آمدن دولت ترامپ، رئيسجمهور آمريکا گفت به جنگ با نيروهای انصارالله يمن خواهد رفت.
ترامپ مدعی شد «حوثیها را کاملا نابود خواهد کرد.» رسانههای آمريکايی نوشتند: «حمله آمريکا به حوثیها برای روزها يا هفتهها ادامه خواهد داشت.» برای اين هدف، دو ناو هواپيمابر «هری ترومن» و «کارل وينسون» در منطقه مستقر شدند. اين دو ناو هواپيمابر، چند اسکادران جنگنده اف18، اسکادرانهای اف35، هواپيماهاي جنگ الکترونيک و هشدار زودهنگام، ناوشکنهاي مجهز به موشکهای تامهاوک و سيستمهای پدافندی پيشرفته را شامل میشوند.
پس از شروع حملات آمريکا، نيروهای يمن بلافاصله با موشک و پهپاد به ناو ترومن حمله کردند. در جريان حملات يمن، يک جنگنده اف18 سرنگون شد. آمريکا برای حفظ آبروی خود، مدعی شد که پدافند ناو ترومن، به اشتباه اين جنگنده را هدف قرار داد. در موج ديگری از حملات، بازهم اين موضوع تکرار شد. فاکسنيوز در آوريل 2025 نوشت: «جنگنده اف18 هفتاد ميليون دلاری از ناو هری ترومن در دريای سرخ سقوط کرد».
در نهایت، ما با تصویری مهم از میدان رقابت دریایی در خلیجفارس روبهرو میشویم: پیروز واقعی کسی است که قواعد بازی را بازتعریف کند، معادلات را برهم زند و طرحهای خود را به شکلی کاملاً غیرقابلپیشبینی به نمایش بگذارد. در این میدان، برتری واقعی نه با قدرت، بلکه با توانایی در غافلگیری، تغییر معادلات و غیرقابلپیشبینی بودن به دست میآید.
اسرائیلیها در آمادهباش فرار؛ چمدانها پشت در از ترس ایران
مطلب دیگر اینکه، در میانه افزایش تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، این صهیونیستهای سرزمینهای اشغالی هستند که هفتهها و روزها را از بیم حملات احتمالی ایران، در نگرانی میگذرانند.
«هفتههاست که چمدانهایمان آماده است»؛ «مردم هنوز دچار تروما هستند. مدتهاست روی لبه اضطراب زندگی میکنند»؛ اینها نظرات مردم و کارشناسان صهیونیست در مورد احتمال حمله ایران به سرزمینهای اشغالی است.
به گزارش فارس، میخال ویتس یکی از این افراد است. او در مصاحبه با فاکسنیوز از اضطراب خود و خانوادهاش خبر داده و تأکید کرده که بیش از یک ماه است چمدانهایش را کنار درِ خانهاش در تلآویو آماده نگه داشته تا در صورت افزایش تنشها بتواند خیلی سریع فرار کند.
این صهیونیست گفته که چند هفته پیش، با انتشار شایعات جنگ، نیمهشب بچههایش را از تختخواب بیرون کشیده تا به شمال فرار کنند، زیرا احتمال میدادند آن مناطق امنتر باشد.
دونالد ترامپ در هفتههای اخیر تجهیزات گسترده نظامی خود را در منطقه مستقر کرده و ایران را به حمله نظامی تهدید میکند. با این حال، مسئولان ارشد ایران تأکید کردهاند که هرگونه ماجراجویی علیه این کشور با پاسخی کوبنده و نامحدود مواجه خواهد شد.
پایگاههای آمریکا در منطقه از جمله مهمترین اهداف ایران برای ضربه زدن به ایالات متحده به حساب میآیند. در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر از سربازان آمریکایی در غرب آسیا مستقر هستند که در صورت بروز جنگ، جان همگی آنها در خطر خواهد بود. پیشتر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران علی لاریجانی، به مردم آمریکا در مورد جان سربازانشان هشدار داده بود.
از سوی دیگر، سرزمینهای اشغالی نیز از دیگر هدفهای مدنظر موشکهای سهمگین ایرانی خواهند بود. اسرائیلیها در مصاحبه با فاکسنیوز به حملات موشکی ایران در طول جنگ ۱۲ روزه و ضربات این موشکها به مناطق مختلف اشاره و تأکید کردهاند که همان تجربه، آنها را از وقوع جنگ بعدی ترسانده است.
بنی سبتی، کارشناس اسرائیلی مسائل ایران، در این باره گفته است: «میزان تخریب ناشی از حملات ایران چیزی بود که اسرائیلیها قبلاً تجربه نکرده بودند.» وی افزوده که صهیونیستها به موشکهای غزه عادت داشتهاند اما موشکهای ایرانی مقیاس متفاوتی از تخریب و آسیب را ایجاد کردهاند و همین موضوع، به اضطراب اسرائیلیها دامن زده است.
نشنال: ترامپ هم تحریم میکند و هم برای ایرانیها اشک تمساح میریزد!
«ترامپ دیکتاتور و ریاکار درباره سرکوب مردم ایران اشک تمساح میریزد اما معیشت مردم در ایران، گروگان تحریمهای آمریکا است.» و خود ترامپ در آمریکا سرگرم سرکوب مردم است.
هفته نامه آمریکایی «نشنال»، با تاکید بر اینکه ژست حمایت از مردم ایران به ترامپ نمیآید، رویکرد او را منافقانه خواند و نوشت: اشک تمساحی که ترامپ برای معترضان ایرانی میریزد، اوج نفاق سیاسی است؛ دولتی که خود در مینیاپولیس، خون شهروندی همچون «رنی نیکول گود» را توسط مأموران اداره مهاجرت بر زمین میریزد، صلاحیت اخلاقی برای موعظه در باب حقوق بشر و حاکمیت قانون را از دست داده است؛ این تناقضهای ساختاری، باعث شده تا تهدیدات و حمایتهای کلامی او از معترضان ایران، فاقد هرگونه عمق استراتژیک بوده و تنها به مثابه هیزمی برای آتش ریاکاری دیپلماتیک عمل کند.
موتور محرک اعتراضات اخیر در ایران، نه صرفاً انگیزههای سیاسی انتزاعی، بلکه سقوط ارزش ریال و تورم ۴۲ درصدی است. سیاست «فشار حداکثری» ترامپ در کنار بیتدبیریهای مدیریتی در تهران، طبقه بازاری و متوسط را به مرز بحران کشانده است. واشنگتن با تشدید تحریمها، نقش مستقیمی در تعمیق این چالش ایفا کرده است.
لفاظیهای مداخلهجویانه کاخ سفید در حالی مطرح میشود که سیاستهای داخلی دولت ترامپ، شباهتهای انکارناپذیری با الگوهای استبدادی دارد
متأسفانه، رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ هرگونه ادعای احترام به حقوق بشر و آزادی و دموکراسی و اعتراض را از دست داده است. بازداشتها و قتلهای خودسرانهای که توسط عوامل حکومت اقتدارگرایانه ترامپ انجام میشود، لافزنیهای او درباره ایران را به اوج ریاکاری رساندند.
کاخ سفید ترامپ سال گذشته اعزام گارد ملی به پورتلند، را بهعنوان منطقه «حکومت ترور چپ رادیکال»، «آتش جهنم به رهبری آنتیفا» و «دیوانگان» که در آن شهر آشوب گستردهای به پا میکنند و حتی «مواد منفجره» را به کار میبرند، انجام داد. البته، تصویر ترامپ از پورتلند به عنوان منطقهای آخرالزمانی و آنارشیستی هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.
این بدان معناست که آمریکای ترامپ اکنون در موقعیتی هرچه بیشتر متزلزل ایستاده است. به همین ترتیب، حمایت کامل واشنگتن از اقدامات نسلکشی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه، سؤالاتی را درباره حمایت ادعایی آن از جمعیتهای جنوب جهانی که خواهان آزادی هستند، مطرح کرد. همچنین تصاحب قدرت آشکار ترامپ در ونزوئلا، که به طور صریح برای سرقت نفت آن کشور انجام شد، نمیتوانست برای ساکنان یک دولت نفتی مانند ایران اطمینان بخش باشد.
اگر مخالفان ایرانی-آمریکایی و ملیتهای دیگر را نیز در نظر بگیریم اخراج شده توسط ترامپ، پس از آنکه به طور دلخواه پناهندگی را از آنها رد کرد و این موضوع سؤالاتی درباره سرنوشت صدها یا شاید هزاران فعال که به کشورهای مستبد بازگردانده میشدند-یا گاهی به کشورهای سوم مانند سودان جنوبی در میانه جنگ داخلی. واضح است که رژیم ترامپ حاضر است تعداد زیادی از مردم را به خاطر ایدئولوژی قربانی کند. آکسفام برآورد میکند که نابودی آژانس توسعه بینالمللی آمریکا توسط ترامپ منجر به مرگ ۲۰۰,۰۰۰ کودک در سراسر جهان در سال ۲۰۲۵ شد (و البته این حتی شامل بزرگسالان مرده هم نمیشود). ما قبلاً ثابت کردهایم که پیروان ترامپ، آدمربایان و قاتلان قانونگریزهستند.
فرمانده سابق صهیونیست: جنگ با ایران «پیکنیک» نیست
فرمانده پیشین سامانه دفاع هوائی رژیم صهیونیستی تأکید کرد که جنگ با ایران «پیکنیک و گردش» نخواهد بود و در صورت وقوع، تلآویو باید انتظار وارد آمدن آسیبهای جدی را داشته باشد.
در حالیکه واشنگتن با لفاظیهای تند ترامپ، ایران را تهدید میکند و تصویر جنگ را برای امتیازگیری در مذاکرات نشان میدهد، هشدارها از دل محافل آمریکا، رژیم صهیونیستی و رسانههای غربی بلند شده است؛ هشدارهایی صریح و کمسابقه که یک پیام واحد دارند؛ جنگ با ایران شوخی نیست. از اعتراف فرماندهان سابق صهیونیست که رویارویی با ایران را «پیکنیک» نمیدانند تا گزارش فاکسنیوز درباره موشکهایی که از خلیجفارس تا مدیترانه را پوشش میدهند، همه و همه نشان میدهد کوچکترین ماجراجویی نظامی علیه ایران، میتواند به پاسخی ویرانگر و غیرقابل پیشبینی منجر شود؛ پاسخی که نهتنها تلآویو، بلکه دهها پایگاه آمریکایی در منطقه را در شعاع آتش قرار خواهد داد.
در همین زمینه، رسانههای عبریزبان اظهارات ران کوخاف، سرتیپ ذخیره و فرمانده پیشین سامانه دفاع هوائی رژیم صهیونیستی، درباره رویارویی احتمالی با ایران را نقل کردند.
به نقل از المیادین، کوخاف با تأکید بر اینکه «جنگ با ایران تفریح یا گردش نخواهد بود»، هشدار داد که در صورت وقوع چنین نبردی، تلآویو باید پیامدهای سنگینی را متحمل شود.
وی در گفتوگویی با رسانههای داخلی رژیم صهیونیستی تصریح کرد: «در جریان جنگ گذشته، ایرانیها به اسرائیل آسیب وارد کردند و در جنگ آینده نیز همین کار را خواهند کرد».
فرمانده پیشین نیروی دفاع هوائی رژیم صهیونیستی اشاره کرد که ارتش این رژیم با شکافهایی در سامانههای ایمنی و در جبهه داخلی روبهروست و هشدار داد که این ضعفها میتواند در هر جنگی با ایران تبعاتی جدی به دنبال داشته باشد.
فاکس نیوز: پایگاههای آمریکا در تیررس موشکهای ایران
شبکه خبری فاکس نیز در بحبوحه نگرانیها از پاسخ ایران به ماجراجوییهای آمریکا، به بررسی بُرد موشکهای ایرانی و احتمال اصابت آنها به پایگاههای آمریکایی پرداخته است.
فاکس نیوز که از حامیان رسانهای دونالد ترامپ به شمار میرود، در گزارشی چهار موشک ایرانی «سجیل»، «قیام»، «شهاب ۳» و «شهاب ۱» را مورد بررسی قرار داده است.
در حالی که دونالد ترامپ دائماً بر طبل جنگ میکوبد و ایران را به حمله تهدید میکند، مقامات ایرانی صراحتاً اعلام کردهاند که هرگونه تجاوز به خاک ایران با شلیک موشک به پایگاههای آمریکایی در منطقه پاسخ داده خواهد شد. همین موضوع نگرانیها از پاسخ احتمالی ایران به اقدامات آمریکا را افزایش داده و فاکسنیوز را به بررسی موشکهای ایرانی واداشته است.
این شبکه آمریکایی در گزارش خود ویژگیهای موشکهای ایرانی را به شرح زیر بیان کرده است:
- موشک سجیل: برد تخمینی ۱۲۴۲ مایل (از شهر نیویورک تا میامی)، میتواند تمام پایگاههای ایالات متحده در غرب آسیا و اسرائیل را هدف قرار دهد.
- موشک قیام: برد تخمینی ۴۳۵ مایل (از بوستون تا واشنگتن دیسی)، میتواند پایگاههای ایالات متحده در عراق، شرق ترکیه، کویت و خلیجفارس را هدف قرار دهد.
- موشک شهاب ۳: برد تخمینی ۷۴۵ مایل (از شهر نیویورک تا ایندیاناپولیس)، میتواند پایگاههای ایالات متحده در عربستان سعودی، عمان، ترکیه، عراق و سوریه را هدف قرار دهد.
- موشک شهاب ۱: برد تخمینی ۱۸۶ مایل (از شهر نیویورک تا پراویدنس)، میتواند پایگاههای ایالات متحده در شرق عراق، خلیجفارس و کویت را هدف قرار دهد.
با توجه به این گزارش، موشکهای مختلف ایرانی این قابلیت را دارند که پایگاههای آمریکا در غرب آسیا را هدف قرار دهند و جان هزاران سرباز آمریکایی را تهدید کنند. در حال حاضر، به اذعان رسانههای غربی، حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی نظامی در پایگاههای آمریکا در غرب آسیا مستقر هستند.
علاوهبر پایگاههای آمریکا، تجهیزات نظامی این کشور در منطقه و همچنین اهدافی در سرزمینهای اشغالی در تیررس موشکهای ایرانی قرار دارند.
ایالات متحده سعی کرده با استقرار ناوهای خود در فاصلهای دورتر، از گزند موشکهای ایران در امان بماند اما به نظر میرسد ایران برای هدف قرار دادن آن ناوها نیز برنامه ویژهای دارد. رهبر انقلاب در سخنرانی اخیر خود تأکید کردند که سلاحی که این ناوها را به قعر دریا فرو میبرد، از خود این ناوها «خطرناکتر» است.
هشدار فرمانده اسرائیلی: قدرت موشکی ایران معادل بمب اتم است
در همین شرایط، متان کهانا، فرمانده پیشین اسکادران جنگندههای اف-۱۶ رژیم صهیونیستی و وزیر سابق کابینه این رژیم، ضمن هشدار نسبت به توان موشکی بالستیک ایران آن را خطری همتراز با یک حمله اتمی توصیف کرد.
متان کهانا که هماکنون از اعضای حزب «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت محسوب میشود، در گفتوگویی که در روزنامه معاریو نیز منتشر شد، ضمن بالا ارزیابی کردن سطح خطر ناشی از زرادخانه موشکی ایران، اظهار داشت که قدرت تخریب این موشکها در صورت اصابت به اهداف مورد نظر، قابل قیاس با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی است.
وی تأکید کرد: «تهدید بالستیک ایران به هیچ وجه از تهدید هستهای کمتر نیست.» کهانا در تشریح ابعاد این خطر افزود: «حجم مواد منفجرهای که زرادخانه موشکی ایران قادر به حمل آن است، میتواند به هزاران تن برسد؛ ظرفیتی که از نظر دامنه خسارت، معادل تأثیر یک بمب اتمی بر یک مرکز جمعیتی است».
نگرانی نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی از قدرت موشکی ایران تنها به هشدارهای سیاسی محدود نمیشود؛ حدود دو هفته پیش نیز روزنامه عبریزبان معاریو فاش کرد که آنچه باعث تشویش شبانهروزی فرماندهان نظامی این رژیم شده، نه صرفاً تعداد موشکها، بلکه دقت و قدرت تخریبکنندگی آنهاست.
به اذعان این منابع، زرادخانه بالستیک ایران قادر است در یک بازه زمانی کوتاه، خسارتی به مراتب فراتر از تمام سناریوهای پیشبینی شده به اسرائیل تحمیل کند. در محافل نظامی تلآویو، اصطلاحی وحشتناک برای توصیف این سناریو رایج شده است: «ویرانی کامل».
در تازهترین اعتراف تکاندهنده، یکی از فرماندهان ارشد اسبق جبهه داخلی رژیم صهیونیستی (با درجه سرهنگی) که نام او به دلایل امنیتی فاش نشده، پرده از کابوس واقعی فرماندهان این رژیم برداشت. او با لحنی مضطرب در جریان یک رزمایش داخلی فاش کرد که تجربه حملات پیشین نشان داده حتی یک اصابت موشکی موفق میتواند به طور همزمان زندگی هزاران شهرکنشین صهیونیست را برای همیشه دگرگون کند و آنها را آواره بیخانمانی سازد.
این مقام نظامی سابق تأکید کرد که مدلهای عملیاتی جدید، دوران آوارگی صدها نفر را کاملاً منسوخ کرده است.
وی توضیح داد: «سناریوهای امروز ما بر اساس آوارگی همزمان دهها هزار شهرکنشین در حملات موشکی ایران طراحی میشود. این به معنای نیاز فوری به تأمین دهها هزار تخت هتل، توزیع گسترده غذا و دارو، ایجاد بیمارستانهای صحرایی و ارائه خدمات روانشناسی به افرادی است که در یک چشم بر هم زدن، خانه و امنیت خود را از دست دادهاند.»