به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 9,282
بازدید دیروز: 18,038
بازدید هفته: 27,320
بازدید ماه: 356,714
بازدید کل: 28,902,459
افراد آنلاین: 63
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۳۱ خرداد ۱٤۰۵
Sunday , 21 June 2026
الأحد ، ۶ محرّم ۱٤٤۸
خرداد 1405
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
بررسی پیامدهای شکست راهبردی واشنگتن و تل‌آویو: از تهدید تا التماس؛ پایان توهم قدرت در «جنگ رمضان» ۱۴۰۵/۰۳/۳۰
بررسی پیامدهای شکست راهبردی واشنگتن و تل‌آویو: 
 از تهدید تا التماس؛ پایان توهم قدرت در «جنگ رمضان» 
۱۴۰۵/۰۳/۳۰

دکتر حسن خلیل خلیلی - ویرگول

دکتر حسن خلیل خلیلی 
«جنگ رمضان» نه یک رویارویی صرف نظامی، بلکه ایستگاه پایانی یک توهم استراتژیک در نظام بین‌الملل بود. شکست پروژه‌ دوازده‌گانه‌ دولت ترامپ- که از تلاش برای فروپاشی ارکان حاکمیتی تا رؤیای کنترل مطلق ژئوپلیتیک انرژی را در بر می‌گرفت- اکنون از سطح ناکامی‌های تاکتیکی فراتر رفته و به یک فروپاشیِ تمدنی در ساحت هیمنه استکبار تبدیل شده است. این تحول، در حالی که گذار از دکترین «تهاجم حداکثری» به پارادایم «التماس و واسطه‌گری» را عریان کرده، مؤید این حقیقت تاریخی است که نظم پیشین امنیتی در غرب آسیا‌، نه در اثر توافق، بلکه در میدان تقابل اراده‌ها، به تاریخ سپرده شده است. اکنون، رژیم صهیونیستی نه به عنوان یک متحد استراتژیک، که به مثابه‌ یک بار اضافی راهبردی بر دوش واشنگتن سنگینی می‌کند؛ تغییری که نشان‌دهنده آغاز عصری است که در آن «قدرت برتر» دیگر نه در ابزارهای فشار، بلکه در پایداری راهبردی جمهوری اسلامی تعریف می‌شود.
تاریخ، ورق‌های خود را در بزنگاه‌هایی خاص برمی‌گرداند؛ بزنگاه‌هایی که در آن اراده‌های پولادین با محاسبات غلط قدرت‌های پوشالی تلاقی می‌کنند. بازه زمانی «جنگ رمضان»، برای واشنگتن و تل‌آویو، نه یک کارزار نظامی معمولی، که آزمونی بزرگ برای اثبات هژمونی در حال افول آن‌ها بود.
برای درک عمق این شکست، باید به فهرستی از «آرزوهای بر باد رفته» نگریست که اتاق فکر واشنگتن با اعتماد به ‌نفس کاذب، آن‌ها را به عنوان نقشه راه نهائی برای تغییر ساختار قدرت در ایران ترسیم کرده بود. در صدر این لیست ناکامی‌ها، رؤیای «تسلیم نیروهای مسلح» قرار داشت. طراحان آمریکایی گمان می‌کردند با ترکیبی از تحریم‌های فلج‌کننده و تهدیدهای نیابتی، ستون فقرات دفاعی ایران در هم می‌شکند، اما جنگ رمضان نشان داد که نه تنها توان نظامی ایران دچار گسست نشد، بلکه انسجام فرماندهی و قدرت واکنش سریع، به مرزهای جدیدی از بازدارندگی دست یافت. در کنار این، هدف کلان «تغییر حکومت» که سال‌ها در راهروهای کاخ سفید به عنوان یک گزینه‌ی روی میز مطرح بود، به دیوار مستحکم انسجام ملی برخورد کرد. در حالی که جریان‌های نفوذی در داخل و خارج با تمام توان به دنبال ایجاد شکاف در رأس هرم قدرت بودند، انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر، مُهر تأییدی بر تثبیت حاکمیت بود. این اتفاق، پیوند میان قدرت نظامی سپاه و حمایت بدنه اجتماعی را به یک بلوک شکست‌ناپذیر تبدیل کرد. این «انسجام استراتژیک»، همان چیزی بود که محاسبات دشمن را به هم ریخت؛ چرا که آن‌ها در تحلیل‌های خود، ضعف درونی را نقطه آغاز فروپاشی می‌دیدند، اما در میدان واقعیت، با دیواری از وحدت مواجه شدند.
اگر به سرفصل‌های این نقشه شکست‌خورده نگاه کنیم، نابودی توان موشکی و پهپادی ایران نیز به عنوان یک هدف حیاتی برای رژیم صهیونیستی و آمریکا تعریف شده بود. آن‌ها معتقد بودند با مجموعه‌ای از حملات سایبری می‌توانند «قدرت بازدارندگی تهاجمی» ایران را خنثی کنند. با این حال، جنگ رمضان به صحنه‌ رونمایی از دکترین دفاع فعال تبدیل شد؛ جایی که موشک‌ها و پهپادهای ایران، نه تنها از بین نرفتند، بلکه با دقت و اراده‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد، به قلب اهداف استراتژیک متجاوزان نفوذ کردند. در این میان، رؤیای «کنترل نفت و تنگه هرمز» که در واقع قلب اقتصادی طرح ترامپ بود، به کلی رنگ باخت. تصور واشنگتن این بود که با مدیریت عرضه‌ی انرژی، می‌تواند تهران را به زانو درآورد؛ اما ایران با درایت راهبردی خود، ثابت کرد که نبض انرژی جهان در دستان کسی است که امنیت منطقه را تضمین می‌کند.
شاید مهیب‌ترین سیلی «جنگ رمضان»، فروپاشی تابوی «شکست‌ناپذیریِ آمریکا» بود. وقتی موشک‌ها و پهپادهای ایرانی مستقیماً پایگاه‌ها، ناوها و نیروهای آمریکایی را هدف قرار دادند، جهان شاهد صحنه‌ای بود که از زمان جنگ ویتنام و خلیج خوک‌ها تکرار نشده بود. این، شکست «موازنه وحشت» بود؛ جایی که آمریکا دیگر نمی‌توانست با تکیه بر نام خود، اراده‌اش را تحمیل کند. امروز، همان آمریکایی که رؤیای بازگرداندن ایران به «عصر حجر» را در سر داشت، در صحنه جهانی مفتضح شده و با التماس و واسطه‌گری، به دنبال راهی برای توافق و کاهش تنش است. این تغییر موضع، چیزی جز اعتراف به شکست هیمنه‌ یک ابرقدرت نیست. در پی این تحولات، پیامدهای جنگ تنها به تقابل مستقیم محدود نماند؛ دولت‌های منطقه با چشم خود دیدند که چتر امنیتی آمریکا، «کاغذی» بیش نیست. آمریکا نه توانست از پایگاه‌های خود دفاع کند و نه توانست از متحدانش صیانت نماید. این آگاهی، موازنه قدرت را در منطقه به نفع ایران تغییر داد. اروپا، ترکیه، آذربایجان و کشورهای حوزه خلیج‌فارس، همگی در حال بازتنظیم روابط خود با ایران هستند؛ چرا که درک کرده‌اند تهران، «قدرت تعیین‌کننده» است، نه بازیگری که بتوان آن را حذف کرد.
رژیم صهیونیستی، شریک راهبردی آمریکا، بیش از هر بازیگر دیگری در این جنگ ضربه خورد. اسرائیل که می‌خواست به عنوان «پلیس منطقه» عمل کند، نه تنها در سطح بین‌المللی منزوی و از نظر ‌پرستیژ تخریب شد، بلکه در درون مرزهای خود نیز با بحران موجودیتی بی‌سابقه‌ای روبه روست. به هم‌ریختگی داخلی و فقدانِ امنیت روانی، نتیجه‌ مستقیمِ شکست بازدارندگی این رژیم در برابر قدرت نظامی ایران است. اسرائیل امروز، دیگر آن بازیگر قدرتمندی نیست که غرب بتواند بر بازوان او تکیه کند؛ بلکه به بار اضافی استراتژیکی برای حامیانش بدل شده است.
در نهایت، جنگ رمضان، پایان یک رؤیا برای آمریکا و آغاز دورانی نوین برای ایران بود. ایران در این جنگ، نه تنها تهدیدات را دفع کرد، بلکه ثابت کرد که «زبان زور» در برابر ملتی که به اقتدار خود ایمان دارد، کارساز نیست. تغییر موازنه از «تدافع» به «تهاجم بازدارنده»، پرداخت غرامت‌های اقتصادی به ایران و پذیرش قدرت منطقه‌ای ما توسط قدرت‌های بزرگ، تنها بخشی از این پیروزی درخشان است. ما اکنون در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن، ایران قدرتمند، نه یک «آرزو»، بلکه یک «واقعیت انکارناپذیر» است؛ واقعیتی که باید با آن کنار آمد. آن دوازده هدف ناکام که در نقشه‌های خیالی واشنگتن ترسیم شده بود، اکنون به نمادی از غرور ملی و اقتدار منطقه‌ای ایران بدل شده‌اند؛ میراثی از یک نبرد که در آن، حق‌طلبی بر استکبار پیروز شد و عصری جدید، بر ویرانه‌های توهم قدرت غرب، بنا گشت.


 

 

تاریخ خبر: ۱٤۰۵/۰۳/۳۱، ۰۶:۵٤:۲۳       بازدیدها: 64