.jpg)
ای آفتابِ پسِ ابر، شب رسیده بیا
دلم گرفته و این حال، حال دلتنگیست
هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگیست
چقدر جای تو خالیست ای نوید بهـار
بیا ببین که چه اندوهگـین رسیده بهـار
تو رفتهای و من از زنده ماندنم خجـلم
کجا گـذاشـتـهای رفـتـهای عـزیـز دلم؟
غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است
بیا پـیـام بـده، وقـت سـال تحـویل است
بـیـا پـیـام بـده، اسـم سـال را بـگـذار
به قـلـب مـردم امـیـد وصال را بگـذار
شکوفه ذوق ندارد، بهار بیرنگ است
حرم برای سخـنرانی تو دلتـنگ است
الا کـه بـود دلـت مـرقـد امـام رضـا
بـه پـیـشـواز شـمـا آمـده امـام رضـا
چگونه بغـض گـلوگـیر را مهار کـنیم؟
نـمـاز عـیدِ بـدون تو را چه کار کـنیم؟
صدای نمنم باران، سکوت گریه ماست
نماز عـید، قـنوتش، قنوت گریه ماست
کسی که زد به دلم مُهـر داغ را بکُـشم
اگر به دست من افـتـد فـراق را بکُـشم
از این به بعـد جهـان باشد و تـلاطم ما
سـفـر بهخـیر، یـگـانـه عزیز مـردم ما
قـرار بود که مـا جـاننـثـار تو بـاشـیـم
در آخـرین نـفـس خود کـنـار تو باشـیم
پس از تو خشم شدیم و خروش و بیتابی
سـلام بـر تـو و بـر کـودکـان مـیـنـابی
سـلام بر تو و بر هر شهـید این مـیدان
که خون تکتکشان شد امید این میدان
و تیر خشم خدا در کمان خونخواهیست
آهای ملت ایران! زمان خونخواهیست
در انتـقـام، چنان بـرق خـانـمانسوزیم
قسم به مشت گرهکردهات که پـیروزیم
قسم به مشت گرهکردهات، خدا با ماست
خدا بزرگتر از هیچ و پوچ آمریکاست
خدا بزرگتر از ناوهای کوچک اوست
خدا بزرگتر از های و هوی موشک اوست
تو با شهـادت خود، راه را نشان دادی
یقـین به وعـده حق را تو یادمـان دادی
تـو یـادمـان دادی روزهـای روشـن را
میان این همه دشـمن، نـتـرس بودن را
تو یادمان دادی مزد صبر، پیروزیست
و مرگ چاره فرعونهای امروزیست
تو یادمان دادی سـوگ را حماسه کـنیم
در اوج جـنگ نـتـرسیم، استـغـاثه کنیم
تو یـادمـان دادی در مـیان لـجـه خـون
نوشتهاند «مِنَ المُجـرِمِـينَ مُنـتـقـِمـون»
تو یادمان دادی دست برتر ایمان است
کسی که فاتح این معرکهست، ایران است
بـیا بـبـین که یـتـیـمان تو چـهها کردند
به عهد با تو در این معـرکه وفا کردند
درود خویش بر آنها نـثـار میکـردی
چه مـلـتی که به آن افـتـخـار میکردی
اگـرچه در دل ما داغ آتـشـیـنت هـست
هزارشکر که بعد از تو جانشینت هست
چه نایبی که به نام و مرام، خامنهایست
هنوز رهبر ایران، امـام خـامنهایست
سـلام مـردم ایـران! سـلام! بـرخـیـزید
بـرای بـیـعـت بـا این امـام بـرخـیـزیـد
دل سـیاه شـیـاطین به شـور افـتـادهست
امید دشـمن از این انتخاب بر باد است
بگو بگـو که تو هم این شعـار را بلدی
«زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی»
زمانه بر سر جنگ است و ما نمیترسیم
بگو که از احـدی جز خـدا نمیتـرسیم
که ما همیشه در آغـوش یا عـلی مددیم
به ذوالفقار قـسم، رسم جـنگ را بلـدیم
سـلام مـردم هـمـواره در مـسـیـر خـدا
سـلام مـلـت اصـحـاب سـیـدالـشـهـدا
زمـان، زمـانه نـابـودی شیـاطـین است
بهای خـون شـهـید عـزیـز ما این است
به شرط آن که بمانـیم استـوار و غـیور
نه نا امید و هراسان؛ امیدوار و صبور
صبور بر سر پـیـمـان خویش با قـرآن
امـیـدوار بـه هـمـراهـی امـام زمـان
که اوست آنکه در این معرکه نشانش هست
امام عصر حواسش به عاشقانش هست
اگر که اوست جلـودار، پس تحـمل کن
به نام حضرت زهـرا، به او توسل کن
خـزان غـربـت او را تـمـام بـایـد کـرد
بـرای دیـدن قـائـم، قـیـام بـایـد کـرد
ای آفـتـابِ پـسِ ابـر، شـب رسـیـده بـیا
بیا که جان جـهـانی به لب رسـیـده، بیا
بـيا بـيـا که بـدون تو سـخـت تـنـهـائـيم
حجـاب ديـدنـتـان از قـضـا خود مـائـيم
تو مـرد مـعـرکه انـتـظـار میخـواهـی
فقط نه عـاشق بیتاب، یار میخـواهی
خوشا بهحال کسانی که روسپـیـد شدند
زمیـنـهسـاز ظهـورت شده، شهید شدند
بـدون سـر شده و سـرفـراز میگـردند
میآیـی و شـهـدا بـا تو بـاز مـیگـردند
به خـاک پاک قـدومت رسید خـامنهای
و با تو میرسد از ره شهـید خـامنهای
محمد رسولی