به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 8,496
بازدید دیروز: 16,748
بازدید هفته: 54,421
بازدید ماه: 220,997
بازدید کل: 29,367,845
افراد آنلاین: 116
تقویم و تاریخ
سه‌شنبه ، ۳۰ تیر ۱٤۰۵
Tuesday , 21 July 2026
الثلاثاء ، ۷ صفر ۱٤٤۸
تیر 1405
جپچسدیش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
3130292827
آخرین اخبار
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 
 ۱۴۰۵/۰۴/۲۸

هاآرتص: جنگ به‌جای نابودی ایران را تبدیل به قدرت غالب در منطقه کرد

نویسنده روزنامه «هاآرتص» با اشاره به پایان دوره تک‌قطبی جهان گفت، جنگ، ایران را به قدرت غالب منطقه تبدیل کرد. 
در حالی که رسانه‌های افراطی صهیونیستی وابسته به کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر تلاش دارند روحیه افکار عمومی این رژیم را تقویت کنند و مدعی هستند که تجاوز آمریکایی- اسرائیلی علیه ایران می‌تواند دست‌کم چند مورد از اهداف اعلام شده را محقق کند، اما نخبگان دانشگاهی و منابع سیاسی و امنیتی رژیم اشغالگر هشدار می‌دهند که تاریخ تکرار خواهد شد و ایران باز هم در برابر حمله وحشیانه آمریکا مقاومت خواهد کرد. 
در این زمینه «آونر بن زاکن»، مورخ صهیونیست و رئیس نهاد موسوم به «مؤسسه اندیشه اسرائیل» در مقاله‌ای که در روزنامه عبری‌ هاآرتص منتشر شد، اعلام کرد: دوران طولانی نخست‌وزیری بنیامین نتانیاهو را نمی‌توان صرفاً با مهارت‌های سیاسی او، ضعف مخالفانش یا تحولاتی که جامعه اسرائیل متحمل شده است، آن‌طور که معمولاً تصور می‌شود، توضیح داد. این مورخ صهیونیست افزود: دوره نخست‌وزیری نتانیاهو با دوران تک قطبی جهان و زمانی که آمریکا تنها ابر قدرت دنیا بود، همزمان شد و جهان تک قطبی چیزی را به آمریکا داد که نادرترین امتیاز در سطح سیاست بین‌المللی است؛ یعنی حق اشتباه کردن بدون اینکه مجازاتی در انتظار آن باشد یا بر جایگاه جهانی آن تاثیربگذارد.
وی تاکید کرد: هر ابرقدرتی اشتباه می‌کند، اما اگر رقیب سرسختی برای آن وجود نداشته باشد که بتواند از این اشتباهاتش سوءاستفاده کند، این اشتباهات تعادل قدرت را در جهان تغییر نمی‌دهد، واقعیتی که برای سال‌های طولانی در دنیا حاکم بود و آمریکا را قادر ساخت جنگ‌های طولانی به راه بیندازد و پایگاه‌های بزرگ برای خودش در سراسر جهان داشته باشد و همزمان با آن به حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل ادامه دهد، حتی در مواقعی که این حمایت به نفع خود ایالات متحده نبود.
در ادامه این مقاله آمده است: رابطه ویژه بین اسرائیل و ایالات متحده خود محصول نظم جهانی تک قطبی است. اتحاد استراتژیک میان تل‌آویو و واشنگتن به تدریج از اوایل دهه 1960با عرضه هواپیماهای اسکای‌هاوک به اسرائیل در سال 1968 آغاز شد و سپس پس از انتقال هوائی کمک‌های نظامی در طول جنگ 1973 تقویت شد. این اتحاد پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به اوج خود رسید، دوره‌ای که شاهد اوج نفوذ آیپک در واشنگتن نیز بود.
مورخ مذکور صهیونیست تاکید کرد که لابی اسرائیل در یک سیستم بین‌المللی فعالیت می‌کرد که در آن ایالات متحده از قدرت کافی و حاشیه خطای کافی برای ارائه پشتیبانی تقریباً نامحدود به اسرائیل، بدون متحمل شدن هیچ هزینه استراتژیکی برخوردار بود.
وی تصریح کرد: نتانیاهو هم در دوره‌های مختلف نخست‌وزیری خود، از این حمایت نامحدود آمریکا به لطف جهان تک قطبی برخوردار شد و به همین دلیل بود که دوران سیاسی او از مجموعه تمام مخالفانش بیشتر دوام آورد؛ به ویژه اینکه نتانیاهو همچنین حاضر بود خود را با اردوگاه محافظه‌کاران در ایالات متحده، جایی که جریان‌های ملی‌گرای سفیدپوست در حال قدرت گرفتن بودند، همسو کند و خطر رویارویی آشکار با اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست در تاریخ ایالات متحده (اشاره به باراک اوباما) را به جان بخرد، زیرا فرض می‌کرد که اتحاد استراتژیک بین دو طرف به اندازه کافی قوی است تا در برابر قطبی شدن فزاینده در سیاست آمریکا مقاومت کند.
بر اساس این مقاله، وقتی که دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در اولین دوره خود در سال 2018 موضع نتانیاهو را پذیرفت و عملاً از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد، برخی تصور می‌کردند که قمار نتانیاهو نتیجه داده و واشنگتن هم سیاستی را اتخاذ کرده بود که شباهت زیادی به دیدگاه کابینه نتانیاهو داشت. با این حال هنوز شرایط برای اینکه نتانیاهو را به قدرتمندترین رهبر اسرائیل تبدیل کند مهیا نبود.
در ادامه مقاله روزنامه ‌هاآرتص، تاکید شده که بعد از همه این تحولات، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و نتایج آن نشان داد که ایالات متحده دیگر فضای مانوری را که به مدت سه دهه از زمان جنگ خلیج‌فارس از آن برخوردار بود، ندارد و این تصادفی نیست که رابرت کاگان، متفکری که بیشترین ارتباط را با نومحافظه‌کاری و ایده هژمونی آمریکا داشت، عنوان «کیش و مات در ایران» را برای مقاله پس از جنگ خود در مجله آتلانتیک انتخاب کرد.
مورخ مذکور صهیونیست ادامه داد که این مقاله در مجله آتلانتیک به معنای اذعان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان هژمونی آمریکا، به پایان دوران تک‌قطبی بود. معادلات بعد از این جنگ به گونه‌ای است که نشان می‌دهد آمریکا دیگر نمی‌تواند در مواجهه با چین و روسیه و سایر قدرت‌های جهانی منطقه‌ای مانند قبل هر طور که می‌خواهد اشتباه کند.
وی با لحنی کنایه‌آمیز خاطرنشان کرد: قرار بود این جنگ موجب مهار و تضعیف ایران شود اما نتیجه آن بود که ایران را تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای غالب در خلیج‌فارس کرد و این دقیقاً همان معنای کاهش حاشیه خطای آمریکا را در پی دارد؛ به این معنا که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند هر طور که دلش می‌خواهد رفتار کند و هر اشتباهی را انجام دهد.
به گزارش تسنیم، این مورخ صهیونیست در پایان تاکید کرد: دوران جهان تک‌قطبی به پایان رسیده است، و به همراه آن، دوران نتانیاهو نیز به پایان 
رسیده است.

الجزیره:پهپادهای ایران چگونه به لایه‌های دفاعی آمریکا نفوذ می‌کنند؟

شبکه خبری الجزیره به نقل از یک کارشناس نظامی و استراتژیک نوشت که رسیدن پرتابه‌های ایرانی به اهداف خود، نشان‌دهنده این حقیقت است که هیچ شبکه دفاعی، هرچقدر هم که پیشرفته باشد، نمی‌تواند حفاظتی صد در صد فراهم کند.
اعلام ایران مبنی بر حمله موشکی به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن و تایید این حمله توسط واشنگتن و اعلام کشته و زخمی شدن تعدادی از نظامیان آمریکایی، تردیدهای جدی را درباره توانایی سامانه‌های دفاع هوائی پیشرفته آمریکا برای رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ایجاد کرده است.
«سرتیپ الیاس حنا»، کارشناس نظامی و استراتژیک منطقه به تبیین ماهیت این تحول پرداخته و می‌افزاید که رسیدن پرتابه‌های ایرانی به اهداف خود، نشان‌دهنده این حقیقت است که هیچ شبکه دفاعی، هرچقدر هم که پیشرفته باشد، نمی‌تواند حفاظتی صد درصد فراهم کند.
به گزارش مهر به نقل از الجزیره، حنا خاطرنشان کرد که پیش از این نیز موشک‌های ایرانی، سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار داده بود؛ آن هم در حالی که این رژیم از سامانه‌های پدافند هوائی پیشرفته‌ای همچون «گنبد آهنین» و سامانه‌های «آرو» بهره می‌برد. وی معتقد است که حضور سامانه‌هایی مانند «تاد» و «پاتریوت» در پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، لزوماً مانع از نفوذ برخی پرتابه‌ها و رسیدن آن‌ها به هدف نمی‌شود.
حنا در تحلیل خود معتقد است که وقایع جاری نشان‌دهنده مرحله جدیدی از تبادل فشار میان واشنگتن و تهران است. وی توضیح داد که آمریکا استراتژی خود را بر پایه تشدید محاصره دریایی و افزایش هزینه‌های اقتصادی برای ایران بنا کرده است و در مقابل پاسخ ایران بر دو مسیر موازی استوار است:
۱. مختل کردن ناوبری در تنگه هرمز که پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی و کشورهای منطقه است.
۲. گسترش جغرافیایی اهداف مورد حمله که دلیل آن، رسیدن حملات به خاک اردن است.

 

وال‌استریت ژورنال: ایران موشک‌های خود را ارتقا داده است

وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که ایران موشک‌های خود را برای عبور از سامانه‌های آمریکایی ارتقا داده است. 
روزنامه «وال‌استریت ژورنال» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد که ایران با ارتقای توان موشکی خود، موشک‌هایی را به کار گرفته که قادرند از سامانه‌های پدافند هوائی آمریکا عبور کرده و اهداف حساس را با دقت بیشتری مورد اصابت قرار دهند. 
بر اساس این گزارش، مقام‌های آمریکایی مدعی‌اند ایران در جریان آخرین موج حملات تلافی‌جویانه به مواضع نظامی آمریکا در غرب آسیا، از موشک‌هایی استفاده کرده که با سرعت بسیار بالا حرکت می‌کنند و در مرحله نهائی پرواز نیز قابلیت مانور دارند؛ قابلیتی که رهگیری آن‌ها را برای سامانه‌های دفاعی دشوارتر می‌کند.
به نوشته وال‌استریت ژورنال، این مقام‌ها همچنین ادعا کرده‌اند ایران تاکتیک‌های موشکی خود را به‌گونه‌ای تغییر داده که موشک‌ها هنگام نزدیک شدن به هدف، مسیر حرکت خود را تغییر می‌دهند و احتمال عبور از سامانه‌های دفاعی آمریکا را افزایش می‌دهند.
به گزارش تسنیم، در همین حال، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد در حمله روز جمعه نیروهای ایرانی به یک هدف نظامی آمریکا در اردن، دو نظامی آمریکایی کشته، چند نفر زخمی و یک نظامی دیگر نیز مفقود شده است.

 

نشنال‌اینترست:دور زدن تنگه هرمز عملی نیست ایران اهرم‌های زیادی دارد

یک رسانه آمریکایی با اشاره به قدرت ایران در کنترل تنگه هرمز اعلام کرد برتری نظامی نتوانست واشنگتن را پیروز کند.
به دنبال از سرگیری جنگ در منطقه در پی عهدشکنی‌های مداوم آمریکا و نقض توافق اسلام‌آباد، معادله‌ای که ایران در تنگه هرمز تثبیت کرده، نگرانی‌های فزاینده جهانی در مورد ناوبری در این تنگه و تاثیر بحران کنونی بر اقتصاد جهان همچنان بیشتر می‌شود.
در این زمینه واسای میر، تحلیلگر ریسک ژئوپلیتیک، در مقاله‌ای که در نشریه نشنال اینترست منتشر شد، آورده است که تلاش‌های اخیر برای کاهش تنش در تنگه هرمز، صرفاً آتش‌بس‌های موقتی بودند که به سرعت در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده جغرافیایی و نظامی منطقه فرو ریختند.
وی تاکید کرد که یادداشت تفاهمی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با ایران در 17 ژوئن در پاریس امضا کرد، تنها سه هفته دوام آورد. هسته اصلی اختلاف بین ایالات متحده و ایران بر سر مفاد این توافق همچنان حل نشده است. 
تهران تاکید دارد که بستن تنگه به ​​آن «حق مدیریت و اعمال هزینه‌های ترانزیت» می‌دهد، در حالی که واشنگتن اصرار دارد که این یک «آبراه بین‌المللی آزاد» است و هرگونه توافق پایدار را بعید به نظر می‌رساند.
اهرم‌های ایران برای کنترل تنگه هرمز
در ادامه این مقاله تاکید شده که مشکل نه در نیت‌های بد یا دیپلماسی ضعیف، بلکه در جغرافیایی است که به ایران مزیت استراتژیک می‌دهد. ایران سواحل شمالی تنگه هرمز را کاملاً کنترل می‌کند و به آن اجازه می‌دهد بدون نیاز به استقرار نیروی دریایی خود، از موشک‌های ساحلی، قایق‌های تندرو و مین‌های دریایی برای تهدید کشتیرانی استفاده کند.
بر اساس این مقاله، تنگه هرمز همچنان تنها خروجی دریایی خلیج‌فارس به اقیانوس آزاد است و علاوه‌بر بیشتر صادرات گاز طبیعی مایع منطقه، تقریباً 20 میلیون بشکه نفت در روز را حمل می‌کند. خطوط لوله جایگزین در عربستان سعودی و امارات متحده عربی تنها می‌توانند بخش محدودی از این حجم‌ها را در خود جای دهند، و دور زدن تنگه در حال حاضر گزینه‌ای غیرعملی است.
به گزارش تسنیم، در ادامه گزارش نشنال اینترست آمده است که ایران موقعیت نظامی خود را از طریق پایگاه‌های خود در بندرعباس و جزایر اطراف تنگه، مانند قشم، هرمز و لارک، تقویت کرده است که به آن اجازه می‌دهد موشک مستقر کند، قایق‌های تندرو تهاجمی را به حرکت درآورد و هزاران مین دریایی کار بگذارد.
نویسنده این گزارش تصریح کرد: پیروزی در این رویارویی مستلزم آن نیست که تهران «در یک نبرد دریایی پیروز شود»، بلکه مستلزم آن است که «عبور از تنگه هرمز را آن‌قدر گران کند که شرکت‌های بیمه نتوانند آن را پوشش دهند»، که همین امر منجر به کاهش شدید ترافیک کشتیرانی شده است.
سه سناریو برای آینده تنگه هرمز
این مقاله 3 سناریوی احتمالی را برای آینده تنگه هرمز مورد بررسی قرار می‌دهد.
- اولین سناریو ادامه چیزی است که به عنوان «بستن‌های گزینشی» توصیف می‌شود و در آن ایران، بر اساس ملاحظات سیاسی به کشتی‌های کشورهای خاص اجازه عبور می‌دهد، در حالی که از عبور کشتی‌های متعلق به کشورهای غربی جلوگیری یا آنها را محدود می‌کند.
در همین راستا کشتی‌های چین، روسیه، هند، ترکیه، پاکستان، عراق، فیلیپین و سایر کشورها، پس از اخذ مجوزهای ایران توانستند از این تنگه عبور کنند، در حالی که کشتی‌های غربی همچنان با محدودیت‌های قابل توجهی رو‌به‌رو هستند. برخی از کشتی‌ها حدود دو میلیون دلار برای هر سفر پرداخت می‌کنند، در حالی که مجلس ایران در تلاش است تا این هزینه‌ها را به عنوان منبع درآمد رسمی قانونی کند.
این سناریو به برخی از قدرت‌های بزرگ- در درجه اول چین و روسیه- انگیزه‌های محدودی برای تلاش جهت بازگشایی کامل تنگه می‌دهد، زیرا پکن از ادامه عبور کشتی‌های خود سود می‌برد، در حالی که مسکو از قیمت بالای نفت جهانی سود مالی می‌برد.
- اما سناریوی دوم، شامل تلاش ایالات متحده برای بازگشایی تنگه هرمز با نیروی نظامی است، گزینه‌ای که نویسنده با توجه به جغرافیای منطقه بعید می‌داند که موفق شود. حملات مداوم ایالات متحده علیه سایت‌های نظامی ایران، از جمله جزایر مشرف به تنگه هرمز، نتوانسته است تهدید را از بین ببرد.
نابود کردن سایت‌های نظامی به معنای کنترل خط ساحلی نیست و ایران قادر است قابلیت‌های غیرمتعارف خود را با سرعتی سریع‌تر از آنچه ایالات متحده می‌تواند آنها را نابود کند، بازسازی کند. همچنین باید به شکست عملیات آزادی اعلام شده توسط ترامپ که با هدف محافظت از ناوبری انجام شد، به دلیل فقدان حمایت منطقه‌ای و بین‌المللی، امتناع چندین کشور غربی و آسیایی از ارسال کشتی‌های دریایی و تصمیم واشنگتن برای رد استقرار نیروهای زمینی اشاره کرد.
این امر، گزینه نظامی را به نتیجه احتمالی «تشدید بدون راه‌حل» تبدیل می‌کند؛ زیرا هر نیرویی که بخواهد با زور تنگه را بازگشایی کند، به کنترل کامل خط ساحلی نیاز دارد.
- اما سناریوی سوم که محتمل‌ترین سناریو است، شامل بازگشایی تنگه هرمز در حالی است که اثرات بحران همچنان باقی است. یادداشت تفاهم قبلی برای مدت کوتاهی اجازه بازیابی حدود یک‌سوم از ترافیک دریایی را قبل از، از سرگیری حملات ایران به‌تانکرهای گاز و نفت و کشتی‌های تجاری می‌داد، که باعث شد ایالات متحده موج‌های جدیدی از حملات را آغاز کند و تهران را به سمت بستن دوباره تنگه سوق دهد.
بر اساس این مقاله، با همه وجود به نظر می‌رسد با توجه به تلاش‌های میانجیگری مداوم از طریق عمان و پاکستان، فرصت‌های دیپلماسی به طور کامل از دست نرفته است. اما با این حال ماه‌های گذشته زخم‌های اقتصادی ماندگاری بر جای گذاشته است، زیرا بازارهای انرژی نوسانات شدیدی را تجربه کرده‌اند.
آمریکا باید به شکست در حل بحران تنگه هرمز اعتراف کند
نویسنده این مقاله تاکید کرد که قیمت نفت خام برنت قبل از هر بار صحبت از توافق، بیش از 55 درصد افزایش یافت. در همین حال، شرکت‌های بیمه، ریسک‌های حمل‌ونقل را دوباره ارزیابی کرده‌اند و قراردادهای بلندمدت انرژی اکنون شامل بندهایی هستند که به بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک رویداد فورس ماژور اشاره می‌کنند.
وی در ادامه تصریح کرد: آمریکا باید اعتراف کند که برتری نظامی آن نتوانسته این بحران در تنگه هرمز را حل کند و مسیر دیپلماتیک جایگزینی برای مسیر نظامی نیست، بلکه تنها مسیر را برای حل و فصل باز می‌کند که هزینه‌های آن بیشتر از مزایای آن نیست.


 

 

تاریخ خبر: ۱٤۰۵/۰٤/۲۹، ۰۶:۱۲:۵۰       بازدیدها: 66