به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 9,140
بازدید دیروز: 13,653
بازدید هفته: 22,792
بازدید ماه: 54,911
بازدید کل: 29,456,145
افراد آنلاین: 99
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۰٤ مرداد ۱٤۰۵
Sunday , 26 July 2026
الأحد ، ۱۲ صفر ۱٤٤۸
مرداد 1405
جپچسدیش
21
9876543
16151413121110
23222120191817
30292827262524
31
آخرین اخبار
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۵/۰۵/۰۳

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

۱۴۰۵/۰۵/۰۳

جنون آدم‌کُشی نتانیاهو اسرائیل دست از بمباران لبنان برنمی‌دارد 

حملات توپخانه‌ای و... رژیم آپارتاید به جنوب لبنان ادامه دارد تا بار دیگر نشان دهد که جنون آدم‌کُشی نتانیاهو گویی نقطه پایان ندارد.
نظامیان رژیم صهیونیستی در ادامه اقدامات ویرانگر خود در جنوب لبنان صبح دیروز چندین منزل را در شهر بنت‌جبیل، صف‌الهواء و جاده منتهی به شهرک عیناثا، آتش زده و ویران کردند. خبرگزاری لبنان نیز از انفجار در منطقه حدفاصل شهرک‌های «میس‌الجبل» و «حولا» در مرجعیون در جنوب لبنان خبر داد و اعلام کرد: یک تانک مرکاوا اسرائیلی در شهرک «برعشیت» در بنت‌جبیل مستقر شد و همزمان صدای انفجار در شهرک «کونین» در جنوب لبنان شنیده شد. پیش‌تر نیز توپخانه ارتش رژیم صهیونیستی منطقه «علی‌الطاهر» در نبطیه را گلوله‌باران کرد. گفتنی است، رژیم اسرائیل از دوم مارس (۱۱ اسفند ۱۴۰۴)، حمله گسترده‌ای را علیه لبنان آغاز کرده است که موجب شهادت و زخمی‌شدن بسیاری از شهروندان لبنانی و همچنین آواره شدن بیش از یک‌میلیون نفر شده‌ است.

 

اذعان آمریکایی‌ها به حفظ قدرت ایران؛ روایت ترامپ و نتانیاهو دروغ بود

منابع آمریکایی با اذعان به قدرت ایران در بازسازی توانمندی خود گفتند روایت ترامپ و نتانیاهو از پیروزی دروغ بود. 
در ادامه تحلیل‌های رسانه‌ای از تحولات مربوط به فروپاشی توافق اسلام آباد، شبکه الجزیره با استناد به گزارش‌های منابع غربی، در مقاله‌ای به بررسی افزایش قدرت ایران در انجام حملات خود علیه مواضع آمریکا پرداخت و نوشت: در آغاز جنگ علیه ایران، لفاظی‌های آمریکایی و اسرائیلی بر این مبنا بود که حملات به پیروزی تقریباً قطعی منجر شده است. 
دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا در اوایل این جنگ مدعی شد که ارتش ایران در هرج و مرج مطلق قرار گرفته و بخش‌های بزرگی از آن، از جمله نیروی دریایی و هوایی، دیگر وجود ندارند.
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر هم ادعا کرد که قابلیت‌های نظامی ایران و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی آن سال‌ها به عقب رانده شده است.
دروغ بودن روایات ترامپ و نتانیاهو 
درباره نابودی قدرت ایران چگونه فاش شد؟
اما گزارش‌های رسانه‌های غربی و آمریکایی از جمله وال استریت ژورنال و نیز تصاویر ماهواره‌ای اخیر، این روایت نتانیاهو و ترامپ را به طور کامل زیر سؤال می‌برد. 
وال استریت ژورنال در این زمینه گزارش داد که ایران به سرعت در حال بازسازی زیرساخت‌های آسیب دیده در حملات آمریکا و اسرائیل است، از پایگاه‌های موشکی مستحکم در داخل کوه‌ها گرفته تا پل‌ها، بنادر و تأسیسات تولیدی. این روند با سرعتی انجام می‌گیرد که مقامات آمریکایی، اسرائیلی و غربی را به شدت نگران کرده است.
این رسانه آمریکایی تاکید کرد که عکس‌های گرفته شده توسط Planet Labs در نزدیکی کنگاور، غرب ایران، در ماه مارس، آسیب به ورودی‌های یک تونل و جاده‌ای منتهی به یک پایگاه موشکی را نشان می‌دهد. با این حال، عکس‌های بعدی از ایرباس، ظرف چند هفته، جاده‌ای آسفالت‌ شده منتهی به ورودی‌های تازه حفاری‌شده را نشان داد که نشان‌دهنده‌ بهبود سریع پس از حملات است.
نگرانی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها از قدرت ایران در بازسازی سریع توانمندی‌های خود
در مثالی دیگر، این روزنامه به نقل از یک مقام نظامی صهیونیست می‌گوید که ایران ظرف چند روز پلی را که اسرائیل با سه بمب هدف قرار داده بود، تعمیر کرد که مقامات اسرائیلی را شگفت‌زده کرد و آنها را به زیر سؤال بردن اثربخشی برخی از اهداف سوق داد. 
وال استریت ژورنال به نقل از ران کوچاو، فرمانده سابق سامانه دفاع هوائی و موشکی اسرائیل، اعلام کرد که سرعت بهبود توانمندی‌های ایران با توانایی نشان داده شده‌ گذشته‌ این کشور در بازسازی زیرساخت‌ها و ذخایر موشکی خود سازگار است.
رسانه مذکور آمریکایی تصریح کرد: درست است که ایران در این جنگ متحمل خسارات زیادی شده و فرآیند بازسازی آن پرهزینه خواهد بود، اما سرعت بالای بهبود و بازسازی در سراسر این کشور، ادعاهای ترامپ و نتانیاهو مبنی بر اینکه جنگ ضربه مهلکی به ایران وارد کرده است را کاملاً زیر سؤال می‌برد.
وال استریت ژورنال گزارش داد که هم ترامپ و هم نتانیاهو به دلیل عدم تحقق اهداف خود در جنگ علیه ایران به ویژه هدف مربوط به سرنگونی نظام این کشور، از بین بردن برنامه هسته‌ای یا بازگشایی تنگه هرمز با فشار داخلی رو‌به‌رو هستند.
ایران ظرفیت موشکی خود را با قدرت حفظ کرده است
در ادامه این گزارش آمده است که با وجود اینکه سخنگوی کاخ سفید می‌گوید در این جنگ زرادخانه و بخش تولید موشک‌های ایران و بسیاری از دیگر توانمندی‌های نظامی این کشور از بین رفته، اما تصاویری که می‌بینیم روایت پیروزی کامل آمریکا را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که ایران علی‌رغم دریافت ضربات سنگین همچنان به حملات دقیق به کشتی‌ها و همچنین حملات موشکی گسترده به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه مانند کویت، بحرین و اردن ادامه داد. 
این روزنامه به نقل از تال اینبار، تحلیلگر بنیاد دفاع موشکی، می‌گوید که «شایعات» مربوط به پایان برنامه موشکی یا کاهش قابل توجه آن دروغ است.
وال استریت ژورنال به نقل از مقامات نظامی صهیونیست اعلام کرد که در بسیاری از موارد، ایالات متحده و اسرائیل فقط موفق به تخریب ورودی‌های سایت‌های موشکی عمیق ایران شدند، نه خود سایت‌ها و سلاح‌های داخل این سایت‌ها دست نخورده باقی مانده‌اند.
این رسانه آمریکایی تاکید کرد که نگرانی‌ها درباره بازسازی توانمندی‌های ایران تنها مربوط به برنامه موشکی این کشور نیست و ارزیابی‌های اسرائیل نشان می‌دهد که ایران ممکن است هزاران سانتریفیوژ را به داخل تونل‌های مستحکم منتقل کرده باشد و این امر، نگرانی‌ها در مورد توانایی تهران برای بازسازی برنامه هسته‌ای خود را افزایش می‌دهد.
بر اساس این گزارش، نگرانی‌های اسرائیل محدود به توانمندی ایران در بازسازی جاده‌ها و پل‌ها نیست، بلکه به چیزی عمیق‌تر گسترش می‌یابد: حفظ دانش، تخصص و شبکه‌های تولید، و توانایی ایران در تبدیل زمان، پول و اراده سیاسی به بازیابی مجدد پس از هر حمله.
مجله فارن افرز هم در گزارشی به همین منظور، فراتر از تصاویر ماهواره‌ای می‌رود و جنگ را در چارچوب تغییر گسترده‌تری در توازن قدرت جهانی قرار می‌دهد.
رابرت پیپ، نویسنده این گزارش اعلام کرد که جنگ خلیج‌فارس در سال 1991 تصویری از آمریکا ایجاد کرد که قادر به دستیابی سریع و کم‌هزینه به نتایج نظامی است، اما این تصویر دیگر به آن اندازه معتبر نیست.
استراتژی هوشمندانه ایران در تحمیل قواعد جنگ به دشمن
بر اساس این گزارش، ایالات متحده دیگر همان برتری نظامی را که پس از جنگ سرد از آن برخوردار بود، ندارد، زیرا جهانی شدن، سلاح‌های دقیق را از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج کرده است. 
در ادامه گزارش این رسانه آمریکایی آمده است که پهپادهای ارزان، حسگرهای تجاری، هوش مصنوعی و نرم‌افزارهای بازار آزاد، به کشورهای ضعیف‌تر توانایی بیشتری برای گیج کردن دشمنان قوی‌تر می‌دهند.
فارن افرز تصریح کرد که جنگ ایران این تغییر را آشکار می‌کند: واشنگتن می‌تواند اهداف زیادی را نابود کند، اما لزوماً نمی‌تواند نتیجه سیاسی مورد نظر خود را تحمیل کند. در واقع ایران نیازی به شکست دادن نیروی دریایی ایالات متحده در نبردهای متعارف نداشت، بلکه باید بازارها و شرکت‌های کشتیرانی را متقاعد می‌کرد که قدرت آمریکا دیگر نمی‌تواند امنیت مطلق ناوبری را تضمین کند. 
در ادامه این گزارش آمده است: در جهانی که سلاح‌های دقیق و ارزان به طور فزاینده‌ای رایج می‌شوند، قدرت‌های ضعیف‌تر می‌توانند هزینه‌های قابل توجهی را بر قدرت‌های قوی‌تر تحمیل کنند، نه از طریق پیروزی متعارف، بلکه از طریق اختلال، افزایش هزینه‌های تجاری و فرسایش اعتماد به ثبات آبراه‌های جهانی. 
بنابراین، تصاویر ماهواره‌ای نه تنها سرعت بهبود ایران، بلکه محدودیت‌های تکیه صرف آمریکا و اسرائیل بر بمباران را نیز آشکار می‌کند، زیرا ظرفیت بازسازی ایران به راحتی از بین نمی‌رود.  به گزارش تسنیم، در پایان در تحلیلی مشترک از وال استریت ژورنال و فارن افرز، به نظر می‌رسد این سؤال فراتر از ایران است: اگر نابودی یک هدف به معنای شکست دادن دشمن نباشد، و اگر یک قدرت ضعیف‌تر قادر به بازگشت، ایجاد اختلال و تحمیل هزینه‌ها باشد، چه چیزی از برتری آمریکا و اسرائیل باقی می‌ماند؟

 

گاردین:دقت و قدرت تخریبی حملات ایران به مواضع آمریکا به‌شکل قابل‌توجهی افزایش یافته است

یک رسانه انگلیسی تأکید کرد: دقت و قدرت تخریبی حملات ایران به مواضع آمریکا به‌شکل قابل‌توجهی افزایش یافته است. 
در پی گسترش حملات کشورمان به مواضع تروریست‌های آمریکایی در منطقه در پاسخ به تجاوزات و جنایات این کشور، روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی اعلام کرد که در بحبوحه تشدید تنش‌ها در غرب آسیا، ایران توانایی خود را برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی و زیرساخت‌های حیاتی در منطقه افزایش داده است. 
گاردین تأکید کرد: افزایش توانایی ایران در انجام حملات خود در منطقه، از طریق ترکیبی از پیشرفت‌های تکنولوژیکی در برنامه موشکی خود، استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و اتخاذ تاکتیک‌های نظامی الهام‌گرفته از تجربه روسیه در جنگ اوکراین حاصل شده است. 
«دان صباغ»، سردبیر بخش دفاع و امنیت این روزنامه، ابراز داشت: حملات اخیر ایران نشان‌دهنده افزایش دقت و قدرت تخریبی بوده و همزمان نقاط ضعف بالقوه سیستم‌های دفاع هوائی ایالات متحده مستقر در منطقه را آشکار کرده است. 
نویسنده این گزارش به حملات موفق اخیر ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن به‌ویژه پایگاه موفق السلطی که توسط سیستم دفاع موشکی پیشرفته تاد ایالات متحده محافظت می‌شود، استناد کرد. 
بر اساس این گزارش، تصاویر ماهواره‌ای، آسیب شدید به چندین تأسیسات در این پایگاه را نشان می‌دهد و پنتاگون را بر آن داشت تا بررسی کند که چرا سیستم دفاعی نتوانسته است این حمله را رهگیری کند. 
نهاد موسوم به بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در آمریکا اعلام کرد: این حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن، منعکس‌کننده استراتژی ایران برای مجازات کشورهای منطقه که میزبان نیروهای نظامی ایالات متحده هستند، با هدف بیرون راندن ایالات متحده از منطقه است. 
بر اساس این گزارش؛ به‌نظر می‌رسد پیشرفت قابل‌توجه در قابلیت‌های حمله دوربرد ایران، مسیری را برای استفاده آشکارتر از زور برای هدف قراردادن کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا و تحمیل هزینه بر آنها فراهم کرده است.
این درحالی است که طی روزهای گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در معادله‌ای جدید، پایگاه‌های آمریکایی در اردن را که تعداد زیادی از نظامیان و تجهیزات ایالات متحده به آنجا منتقل شده است، در بانک اهداف خود قرار داده است و این پایگاه‌ها را یکی پس از دیگری با موفقیت هدف قرار می‌دهد. 
منابع آمریکایی معتقدند که هدف ایران از این حملات صرفاً هدف قراردادن پایگاه‌های آمریکا و وارد کردن خسارات جانی و مالی نیست. «دیوید دپتولا»، ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده و یکی از معماران اصلی جنگ خلیج‌فارس در سال 1991، معتقد است که تفسیر این حملات صرفاً از دیدگاه نظامی، ناقص خواهد بود. 
این ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا در گفت‌وگو با «فاکس نیوز» اظهار داشت: موقعیت اردن به ایالات متحده این امکان را می‌دهد که عملیات هوائی مؤثرتری را در سوریه، عراق و منطقه انجام دهد و بنابراین، حمله ایران به پایگاه هوائی ازرق فقط یک تأسیسات نظامی را هدف قرار نداده است. 
وی اضافه کرد: ایران در تلاش است هزینه سیاسی میزبانی نیروهای آمریکایی در اردن را افزایش دهد، به‌طوری که هزینه این حضور مداوم - چه امنیتی و چه سیاسی - از مزایایی که اردن و واشنگتن از این همکاری نظامی به دست می‌آورند، بیشتر باشد. 
به گزارش تسنیم، ژنرال مذکور آمریکایی تأکید کرد: پیام ایران از انجام این حملات به همان اندازه که متوجه آمریکاست، متوجه متحدان منطقه‌ای این کشور نیز هست. 

 

گزارش نشریه آمریکایی «Vox»:
قدرت غافلگیرکننده ایران در برابر دیوانگی ادامه‌دار ترامپ ریسک مرگ سربازان آمریکایی هر روز بیشتر می‌شود

افزایش تلفات و تخریب گسترده در پایگاه‌های نظامی آمریکا، به‌ویژه تأیید هلاکت دست‌کم ۳ نظامی این کشور، حتی رسانه‌های عمدتاً خط مقدم جریان اصلی را نیز واداشته است تا صراحتاً به قدرت نظامی ایران اذعان کنند.
به گزارش مشرق، آمریکا در جریان تهاجم تروریستی که از اسفندماه علیه خاک مقدس ایران آغاز کرد، علاوه‌بر یکی از بزرگ‌ترین کارزارهای نظامی و لجستیک تاریخ، بزرگ‌ترین کارزار دروغ و سانسور سیستماتیک تاریخ را هم راه انداخته است.
جدای از دروغگویی پیوسته و مستمر شخص ترامپ و تیم او و رسانه‌های جریان اصلی تحت کنترل صهیونیزم جهانی درباره‌ اهداف و روند این تهاجم تروریستی، آمریکایی‌ها به شدت و حدّت درباره تلفات سنگین نیروهای آمریکایی و نابودی ده‌ها، بلکه صدها، میلیارد دلاری منافع و دارایی‌های آمریکا در طول این جنگ هم دروغ می‌گویند.
با این حال، در پی سلحشوری‌های روزافزون نیروهای مسلح کشورمان، در هدف قراردادن دقیق، مستمر و نقطه‌زن پایگاه‌ها و محل‌های تجمع تروریست‌های آمریکایی که طبق منابع میدانی و گزارش‌های دقیق، ده‌ها تن از نیروهای آمریکایی را در اردن، سوریه، عراق، کویت و بحرین به دیار عدم فرستاد، بالاخره پنتاگون و رئیس‌جمهور کذاب آمریکا مجبور به اذعان به هلاکت سه نیروی دیگر ارتش تروریست رژیم آمریکا شد.
در عین حال، در حالی که فیلم‌ها و تصاویر واضح ماهواره‌ای از انهدام دقیق مقرها و تجهیزات آمریکایی از سوی ایران منتشر شده است، همچنان دروغ بزرگ «رهگیری بخش عمده‌ موشک‌ها و پهپادهای ایران»، لقلقه‌ زبان رسانه‌های صهیونیستی آمریکاست.
با این وجود، میزان تلفات و انهدام در لانه‌های تروریستی آمریکا، به ویژه تایید خبر هلاک دست‌کم سه تروریست این کشور، حتی این رسانه‌های عمدتا کذّاب را نیز واداشته تا در گزارش‌ها و مقالات خود، به قدرت ایران و خطرات بالای ادامه‌ این جنگ علیه جان نیروهای تروریست آمریکایی اذعان کنند.
گزارش نشریه‌ آمریکای «Vox»(۲۱ ژوئیه) یکی از همین مصادیق است که جدای از تکرار لحن تبلیغاتی معمول رسانه‌های جریان اصلی و البته تفرعن و تبختر استعماری و استکباری حاکم بر آن، صریحا درباره احتمال تلفات بالای نیروهای آمریکایی در ادامه جنگ به دست قدرتمند ایران اعتراف می‌کند.
حتی با وجود اینکه تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر در آستانه تشدید قرار دارد، مذاکرات دیپلماتیک به بن‌بست خورده، و مقامات آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر با ایده تغییر رژیم در ایران عشق‌بازی می‌کنند، به‌گفته گزارش‌ها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنان به‌شدت از اعزام نیروی زمینی به ایران خودداری می‌کند.
چنین اقدامی خطر تلفات سنگین آمریکایی و کشاندن جنگی را به مرکز گفتمان عمومی به همراه دارد که بسیاری از آمریکایی‌ها، حتی اگر مخالف آن باشند، تا حد زیادی آن را از ذهن خود زدوده‌اند. اما این، به‌طور غم‌انگیزی، به این معنا نیست که نظامیان آمریکایی درگیر در این درگیری لزوماً در امان هستند. چند روز گذشته مرگبارترین روزها برای نیروهای آمریکایی از زمان اجرای آتش‌بس اولیه در ‌آوریل بوده است.
روز جمعه، دو نظامی آمریکایی در اثر حمله موشکی به پایگاهی در اردن کشته شدند که دومین بار در دو روز بود که موشک‌های ایران موفق به اصابت مستقیم به این پایگاه می‌شدند.
روز شنبه، سومین نظامی آمریکایی در جریان انفجار کنترل‌شده یک پهپاد تهاجمی سرنگون‌شده ایرانی در عراق کشته شد. در مجموع، از آغاز عملیات «خشم حماسی» در فوریه، دست‌کم ۱۷ نظامی آمریکایی کشته شده‌اند.
آمریکا در واکنش تلافی‌جویانه، شدت حملات خود به مواضع ایران را افزایش داد و از جمله، پایگاه موشکی در تبریز را هدف قرار داد که واشنگتن آن را مبدأ حمله به پایگاه‌هایش در اردن می‌داند. در مقابل، ایران طی روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد، اهدافی در بحرین، کویت و قطر را نشانه رفته و همزمان، چندین کشتی تجاری را در تنگه هرمز هدف حملات خود قرار داده است؛ تنگه‌ای که تردد دریایی در آن بار دیگر به حالت تعلیق درآمده است.
ایران ممکن است قوی‌تر از آنچه فکر می‌کردیم باشد. سه نظامی آمریکایی در هفته گذشته کشته شدند و ریسک‌ها فقط در حال افزایش هستند. اگر توانایی ایران در بستن تنگه، بزرگ‌ترین غافلگیری این جنگ بوده باشد، توانایی آن در تهدید اهداف زمینی در سراسر منطقه، از جمله زیرساخت‌های انرژی و پایگاه‌های نظامی آمریکا، با موشک و پهپاد، احتمالاً دومین غافلگیری بزرگ است.
این نشان می‌دهد که هرچه این درگیری طولانی‌تر شود، ریسک‌های متوجه نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش از سوی تلافی‌های ایران ممکن است بیشتر شود، حتی اگر ترامپ هرگز به «عملیات زمینی» متعهد نشود. رئیس‌جمهور کوشیده است این جنگ را به‌گونه‌ای جلوه دهد که در آن خطر مرگ و ویرانی فقط متوجه یک طرف است، و قطعاً ایران خسارت بسیار بیشتری متحمل شده است. اما در این جنگ تاکنون غافلگیری‌های متعددی رخ داده و ریسک‌های متوجه نیروهای نظامی آمریکا ممکن است بیشتر از آن چیزی باشد که چند ماه پیش تصور می‌شد.
ریسک فزاینده برای نیروهای آمریکایی در غرب آسیا
ارتش آمریکا در روزهای آغازین جنگ، نیروها و تجهیزات خود را از پایگاه‌های مستقر در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس (از جمله بحرین، امارات و قطر) به سمت غرب، یعنی اردن و اسرائیل، منتقل کرد؛ مناطقی که محدودیت‌های محلی کمتری دارند و فاصله‌شان از پرتابگرهای موشکی ایران بیشتر است.
اما تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌های بعدی نشان داد که حملات ایران در مرحله نخست جنگ، خساراتی به این پایگاه‌ها وارد کرده بود که به‌مراتب فراتر از آمار اعلام‌شده آن زمان بود. هرچند پایگاه‌های دورتر آمریکا ممکن است هدفگیری دشوارتری داشته باشند، اما بی‌تردید همچنان در برد موشک‌ها و پهپادهای شاهد ایران قرار دارند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند که این جابه‌جایی، با متمرکز کردن پرسنل و تجهیزات آمریکایی در نقاط کمتر، ممکن است آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای ایجاد کرده باشد.
حمله‌ موشکی که روز جمعه ستوان تایلر جیمز فیهان و سرباز ایزابلا گونزالس را کشت، چهارمین حمله ایران به پایگاه‌های اردن در فقط پنج روز بود. به‌نظر می‌رسد ایران در روزهای اخیر بیشتر از اسرائیل به اردن حمله می‌کند که می‌تواند به‌خاطر دفاع ضعیف‌تر این اهداف نسبت به پایگاه‌های اسرائیلی باشد، یا اینکه ریسک تشدید کمتری دارند: رهبران اسرائیل، برخلاف ترامپ، مشتاق ازسرگیری جنگ هستند.
مقامات آمریکایی به وال‌استریت ژورنال گفتند که ایران با شلیک «موشک‌هایی با سرعت بسیار بالا که هنگام فرود به زمین قابلیت مانور دارند» خود را با پدافند هوائی آمریکا تطبیق می‌دهد و رهگیری آن‌ها را دشوارتر می‌کند.
مقامات همچنین اشاره کردند که ایران ممکن است از چین یا روسیه کمک هدف‌گیری دریافت کند.
یا شاید صرفاً این باشد که اگر ایران بتواند به شلیک موشک و پهپاد ادامه دهد، هیچ سامانه‌ای قادر به حفاظت کامل نخواهد بود.
نیکول گراوسکی، کارشناس برنامه موشکی ایران و استاد دانشگاه ساینس‌پو در پاریس، گفت: «آنچه این واقعاً نشان می‌دهد این است که ایران وضعیت بسیار بهتری از آنچه تصور می‌شد دارد. برخلاف بسیاری از اظهارات آمریکا در مراحل اولیه جنگ، ایران همچنان قابلیت‌های موشکی و پهپادی قابل‌توجهی در اختیار دارد، و از آن‌جا که اکنون زیر بمباران هوائی مداوم قرار ندارد، ممکن است توانسته باشد بخشی از آن را بازسازی کند.»
بر اساس برآوردهای منتشرشده در ژوئن، ایران هنوز به اکثر سامانه‌های موشکی خود و حدود ۷۰ درصد از ذخایر پیش‌ از جنگ خود دسترسی دارد.
و در حالی که ایران همچنان توانایی ضربه زدن را دارد، سؤالات فزاینده‌ای درباره کاهش توانایی پدافند هوائی آمریکا مطرح است.
در زمان آتش‌بس ‌آوریل، مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی تخمین زد که آمریکا احتمالاً بیش از ۱۰۰۰ فروند از موجودی حدود ۲۳۰۰ فروندی رهگیرهای پاتریوت خود را مصرف کرده است، و بین ۵۰ تا ۸۰ درصد از رهگیرهای بسیار پیشرفته تاد (THAAD) که برای مقابله با موشک‌های بالستیک دوربرد و ارتفاع‌بلند طراحی شده‌اند را نیز به کار گرفته است. پنتاگون از تولیدکنندگان دفاعی خواسته است تولید را تسریع و هزینه‌های رهگیرهای پیشرفته را کاهش دهند، اما بسته به سامانه، این کار ماه‌ها یا بیشتر طول می‌کشد. در کوتاه‌مدت، کمبود پدافند موشکی همچنان منبع تنش خواهد بود، در صورت تشدید این درگیری.
یکی از مقامات آمریکایی این هفته به واشنگتن پست گفت: «ما به اندازه کافی [مهمات] برای ادامه عملیات به‌صورت ایمن نداریم، و فکر نمی‌کنم کاخ سفید از این موضوع آگاه باشد».
آمریکا دیگر مانند گذشته بر آسمان‌ها تسلط ندارد
نیروهای آمریکایی در غرب آسیا از دیرباز در برابر حملات موشکی آسیب‌پذیر بوده‌اند. یک حمله موشکی بدنام اسکاد عراقی در جریان جنگ اول خلیج‌فارس در سال ۱۹۹۱، ۲۷ سرباز آمریکایی را کشت.
اما گسترش پهپادهای تهاجمی یک‌طرفه مانند شاهدهای ایران، توازن را تغییر داده و به دشمنان ضعیف‌تر این امکان را داده است که با هزینه کم، پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار دهند. حمله‌ای که روز جمعه دو نظامی را کشت، مانند بسیاری از حملات ایران در این جنگ، ترکیبی از موشک و پهپاد بود که برای اشباع کردن سامانه دفاعی پایگاه طراحی شده بود. بهترین سناریوی ممکن برای این حملات، از منظر آمریکا، رهگیری آنهاست، هرچند به بهای تحلیل رفتن منابع گران‌بهای پدافند هوایی. در بدترین حالت، سربازان آمریکایی کشته می‌شوند.
حمله به پایگاه دیگری در اردن در اوایل سال ۲۰۲۴ توسط گروه شبه‌نظامی تحت حمایت ایران، «مقاومت اسلامی عراق»، در جریان جنگ غزه که سه نظامی آمریکایی را کشت، از برخی جهات هشداری بود درباره خطراتی که نیروهای آمریکایی در سناریویی که خود ایران با تمام قابلیت‌هایش آن‌ها را هدف قرار دهد، با آن رو‌به‌رو خواهند شد. از حداقل جنگ کره، ارتش آمریکا عادت کرده است با کمابیش کنترل کامل بر آسمان‌ها بجنگد. در سال ۲۰۲۲، ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده‌ نیروهای آمریکایی در غرب آسیا، هشدار داد که «برتری هوائی چیزی نیست که ما همیشه در اختیار داشته باشیم» به دلیل گسترش پهپادهای ارزان‌قیمت، که او آنها را با بمب‌های دست‌ساز و کنار جاده‌ای مقایسه کرد که بسیاری از آنها توسط نیابت‌های ایرانی کار گذاشته می‌شد و در جنگ عراق، صدها سرباز آمریکایی را کشت.
خوشبختانه، تلفات آمریکایی در این جنگ هنوز به هیچ‌وجه به تلفات هیچ‌کدام از جنگ‌های عراق نزدیک نیست. ترامپ یکشنبه به خبرنگاران گفت: «ما از این مرگ‌ها بسیار متأسفیم» اما «آن میهن‌پرستان بزرگ در آنجا می‌جنگیدند تا ایران به سلاح هسته‌ای دست نیابد.» در هفته‌های اخیر، تمرکز اصلی جنگ بر کنترل تنگه هرمز بوده است، نه برنامه هسته‌ای ایران.
منطق سخت این است که همان‌طور که قیمت بالای سوخت و کاهش آمار محبوبیت هنوز نتوانسته ترامپ را از ادامه جنگ با ایران بازدارد، چند تلفات آمریکایی نیز برای بازدارندگی از اقدام نظامی کافی نیست. در واقع، همان‌طور که حملات تلافی‌جویانه این آخر هفته به تبریز نشان داد، ممکن است این حملات فقط آمریکا را عمیق‌تر به جنگ بکشاند.
تا زمانی که ترامپ از تهاجم زمینی اجتناب کند، توانایی ایران در هدف‌گیری و کشتن نیروهای آمریکایی محدود خواهد ماند. اما همان‌طور که رویدادهای این آخر هفته نشان داد، این توانایی وجود دارد و آمریکا فقط تا حد مشخصی می‌تواند از آن جلوگیری کند. خطر فاجعه‌ای حتی بزرگ‌تر برای نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، هرچه این جنگ طولانی‌تر شود، بیشتر خواهد شد.

 

رئیس شورای روابط خارجی آمریکا:دونالد ترامپ در جنگ با ایران با سه گزینه دشوار روبه‌رو است  

رئیس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی در یادداشتی با بررسی روند جنگ ایران، سه سناریوی محتمل پیش‌روی دولت دونالد ترامپ را شامل تشدید درگیری نظامی، کاهش تنش از طریق مصالحه و تداوم بن‌بست کنونی ارزیابی کرده و معتقد است هر یک از این گزینه‌ها با هزینه‌ها و پیامدهای 
قابل توجهی همراه است.
مایکل فرومن، رئیس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی در این تحلیل می‌نویسد بخش زیادی از مباحث مربوط به جنگ با ایران تاکنون بر هزینه‌های عملیات نظامی آمریکا متمرکز بوده اما اکنون پرسش اصلی این است که این رویارویی چگونه پایان خواهد یافت. یکی از گزینه‌های واشنگتن، ازسرگیری حملات گسترده علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران از جمله تأسیسات نفت و گاز، نیروگاه‌ها و شبکه حمل‌ونقل است. با این حال، نویسنده هشدار می‌دهد چنین اقدامی می‌تواند بحران انسانی ایجاد کند، اعتبار بین‌المللی آمریکا را خدشه‌دار سازد و در عین حال تضمینی برای تحقق اهداف واشنگتن نداشته باشد.
این تحلیل همچنین احتمال اعزام نیروی زمینی آمریکا و حتی تلاش برای کنترل جزیره خارگ و بخشی از سواحل مجاور تنگه هرمز را مطرح می‌کند اما معتقد است چنین سناریویی خطرات گسترده‌ای برای نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا به همراه خواهد داشت. به نوشته این گزارش، گزینه دیگر هدف قرار دادن دوباره مقامات ارشد ایران است؛ هرچند نویسنده با استناد به دیدگاه برخی تحلیلگران آمریکایی می‌گوید تجربه نشان داده است که ساختار حاکمیتی ایران توان بازسازی سریع خود را دارد و چنین اقداماتی لزوماً به تغییر رفتار تهران منجر نمی‌شود. در بخش دیگری از این تحلیل، گزینه کاهش تنش بررسی شده است. نویسنده معتقد است کاهش حضور نظامی آمریکا و اعلام پایان عملیات، ممکن است در داخل آمریکا و میان متحدان واشنگتن به منزله عقب‌نشینی تلقی شود و بر اعتبار امنیتی ایالات متحده تأثیر منفی بگذارد.
این گزارش همچنین به هزینه‌های انسانی و مالی جنگ برای آمریکا اشاره کرده و می‌نویسد ادامه درگیری موجب کاهش ذخایر تسلیحاتی، افزایش فشار بر بودجه نظامی و انتقال نیروها از مناطق راهبردی مانند حوزه هند-آرام خواهد شد. به همین دلیل دولت ترامپ تاکنون تلاش کرده است راهبردی میانه را دنبال کند؛ راهبردی که همزمان بر ادامه فشارهای نظامی و پیگیری مذاکرات دیپلماتیک استوار است. با این حال، در این تحلیل تأکید شده که موفقیت این سیاست همچنان نامشخص است.
در ادامه آمده است که وضعیت کنونی تنگه هرمز نه به معنای بازگشت کامل به شرایط عادی است و نه بیانگر وقوع جنگی تمام‌عیار. به باور نویسنده، در صورت نبود تحول اساسی در عرصه نظامی یا دیپلماتیک، احتمال تداوم این وضعیت برای ماه‌های آینده وجود دارد. به گزارش ایرنا، نویسنده در پایان با استناد به یک نظریه آماری و همچنین پیش‌بینی برخی بازارهای پیش‌بینی، مدعی می‌شود احتمال بازگشت کامل تردد تجاری در تنگه هرمز به شرایط عادی تا پایان سال ۲۰۲۶ 
حدود ۵۰ درصد برآورد شده است.

 


 تابلوهای بنزین در آمریکا هم دروغ می‌گویند؟!
رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران در حالی اعتراف رسانه‌های غرب به اقتدار ایران را «تله» نامیده که تابلوی بنزین ۵ دلاری در آمریکا، عینی‌ترین سند فلج شدن دشمن در میدان است.
محسن ‌هاشمی‌رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران در سرمقاله روز شنبه(3مرداد) روزنامه سازندگی، اعتراف رسانه‌ها، مقامات و ژنرال‌های غربی در مورد شکست آمریکا در اهدافش را یک تله دانست و نوشت:
«سال‌هاست که در کشورمان برخی رسانه‌های تندرو، الگوی ثابتی را با جست‌وجوی اعتراف‌های طلایی عوامل دشمن دنبال می‌کنند. کافی است ژنرال بازنشسته‌ای در آمریکا، مقام سابقی در اسرائیل یا تحلیلگری شناخته‌ شده در غرب، جمله‌ای در بزرگداشت قدرت ایران یا ضعف دشمن بر زبان آورد تا همان جمله، با تیتر درشت، به صفحه اول روزنامه راه پیدا کند یا در صدر اخبار تلویزیون بنشیند. 
حال آنکه در عصر جنگ شناختی هر پیامی را باید در چارچوب هدف و کارکرد آن تحلیل کرد. چه‌‌بسا همان روایتی که به ظاهر روحیه‌بخش است، بخشی از یک عملیات پیچیده دشمن برای اثرگذاری بر محاسبات تصمیم‌سازان باشد. باید به‌هوش بود که جنگ امروز نبرد محاسبات است و در این میدان یک خطای محاسباتی می‌تواند، هزینه‌ای به‌ مراتب سنگین‌تر از یک شکست میدانی بر کشور تحمیل کند. اگر واقعاً دشمن به این جمع‌بندی رسیده است که ایران قدرتی شکست‌ناپذیر و بازدارنده دارد، چه ضرورتی دارد که همین روایت را با گسترده‌ترین ظرفیت رسانه‌ای خود در معرض دید افکار عمومی و تصمیم‌گیران ایرانی قرار دهد؟ امروز ایران اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آرامش ذهنی، عقل سرد، تحلیل حرفه‌ای، استفاده از همه ظرفیت‌های کارشناسی و پرهیز از هیجان و توهم و احتراز جدی از فریب ستایش دشمن نیاز دارد.»
جان کلام و خلاصه‌ ادعای نویسنده این است: «اعتراف دشمن به شکستش را باور نکنید، فریب است!»؛ نسخه‌ای خط‌دهنده که بیش از آنکه تحلیل باشد، فرار از واقعیت‌ها است. این همان تفکری است که سال‌هاست خود را تنها فرشته نجات کشور جا می‌زند، اما کارنامه‌ای جز «خسارت محض برجام»، پاره شدن یک‌طرفه تفاهم نامه توسط آمریکا و بمباران میز مذاکره را به یادگار نگذاشته است.
عجیب‌تر آنکه مدعیان امروز صلح شرافتمندانه- بخوانید تسلیم- درست در زمانی که ایران در اوج اقتدار میدانی قرار دارد، ناشیانه سیگنال ضعف و تمایل به سازش صادر می‌کنند. اگر آقایان چشم از تحلیل‌های تزیینی بردارند و نگاهی به تابلوهای پمپ‌بنزین در آمریکا بیندازند، تله بودن یا واقعی بودن شکست دشمن را لمس خواهند کرد!
صرفا جهت اطلاع، با بسته شدن شریان‌های انرژی در تنگه هرمز و باب‌المندب و زیر ضرب رفتن پایگاه‌های آمریکا، این روزها قیمت بنزین در ایالات متحده از مرز ۵ دلار گذشته است. 
در همین راستا، ترامپ قمارباز در جریان امضای تفاهم نامه از ترس افکار عمومی رسماً ناچار به اعتراف شد و گفت:« ذخایر ما ظرف ۴ هفته آینده تمام می‌شود و به نقطه‌ای می‌رسیم که امکان تأمین سوخت نخواهیم داشت.» آیا این اعتراف صریح و مستند هم «تله رسانه‌ای» بود یا صورت‌حساب واقعی اقتدار جمهوری اسلامی؟!
آقایان مدعی اصلاح‌طلب باید یاد بگیرند که در میانه جنگ، مشق سازش نکنند.

 

 

اعتراف شبکه صهیونیستی اینترنشنال  به ته کشیدن انبار موشکی پنتاگون 

اعتراف صریح شبکه  صهیونیستی «اینترنشنال» و رسانه‌های معتبر غربی به تخلیه نیمی از ذخایر موشکی و پدافندی آمریکا در نبرد با ایران، از بن‌بست تسلیحاتی پنتاگون پرده بر می‌دارد.
ذات و فطرت شبکه صهیونیستی «اینترنشنال» برای همگان مسجل و روشن است؛ رسانه‌ای ضدایرانی، دروغ‌پراکن و حامی تمام‌عیار رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه مردم شریف ایران. همان بنگاه خبرپراکنی وابسته‌ای که حقیقت برایش آخرین اولویت بوده و در دغل‌کاری، جعل اخبار و سناریوسازی‌های ناشیانه کم نظیر است! از جمله آمارسازی‌های دروغین در ماجرای کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴. اما اکنون کار دشمن در میدان نبرد به جایی رسیده که حتی این بوق تبلیغاتی وابسته به ستاد جنگ اسرائیل نیز چاره‌ای جز اعتراف به شکست و بن‌بست شدید تسلیحاتی در اردوگاه غرب ندارد.
در همین راستا، خبرنگار این شبکه صهیونیستی اخیراً صراحتاً اذعان کرد که کاهش جدی ذخایر استراتژیک پنتاگون در نبرد با ایران، تمامی محاسبات نظامی واشنگتن را به‌طور کامل برهم زده است. به اذعان این رسانه مزدور، حدود 
۳۰ درصد از موشک‌های «تاماهاوک» و ۵۰ درصد از سامانه‌های پدافندی «پاتریوت» آمریکا به اتمام رسیده و توازن قدرت جهانی در حال فروپاشی است.
البته این تنها بوق مزدوران نیست که به ته کشیدن انبار موشکی دشمن اعتراف می‌کند، بلکه بازخوانی گزارش رسانه‌های معتبر بین‌المللی و اندیشکده‌های غربی نیز ابعاد تازه و بی‌سابقه‌ای از این بحران عمیق تسلیحاتی را آشکار می‌سازد:
به روایت روزنامه انگلیسی «گاردین»، ارتقای توان عملیاتی و تغییرات سخت‌افزاری در موشک‌های ایران منجر به یک «تحول واقعی» شده که پدافند هوائی آمریکا را با چالش جدی مواجه کرده است. گاردین تأکید می‌کند ذخایر پاتریوت و تاد آمریکا بر اثر مصرف شدید به حدود نصف کاهش یافته است.
همچنین بر اساس گزارش وب‌سایت خبری «سی‌بی‌اس»، مصرف بی‌رویه و شتاب‌زده موشک‌های نقطه‌زن در خاورمیانه، دولت ترامپ را دچار اختلافات شدید داخلی کرده و فرماندهان ارشد پنتاگون را بر سر دو راهی سخت سوزاندن کل ذخایر در برابر ایران یا حفظ آن برای بازدارندگی در مقابل چین قرار داده است.
پایگاه تحلیلی- نظامی «وارزون» نیز اذعان دارد که ارتش آمریکا برای نخستین‌بار طی سه دهه گذشته ناچار شده جهت جبران سریع خلاً پدافندی، قراردادی ۴۴۱ میلیون دلاری برای خرید مجدد موشک‌های قدیمی‌تر «پاتریوت PAC-2» امضا کند؛ چرا که حجم شلیک‌های ایران، سامانه‌های آمریکایی را تحت فشار مداوم قرار داده است.
افزون بر این، طبق ارزیابی مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) به نقل از نیویورک‌پست، واشنگتن صدها سامانه پیشرفته از جمله «تاد» را از دست داده و بعید است بتواند ظرفیت خالی‌شده انبارها را دست‌کم تا پایان دهه جاری میلادی بازسازی و جایگزین کند.تحلیلگران تأکید می‌کنند که بخش عمده موشک‌های آمریکایی در همان روزهای نخست شلیک شد؛ چرا که ترامپ اطمینان داشت توان نظامی ایران فوراً تضعیف می‌شود. 
اما واقعیات میدان نبرد نشان می‌دهد که این محاسبات رؤیایی به صخره سخت اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی خورده است. حال شایسته است خوش‌باوران داخلی و چاکران سینه‌چاک صلح‌طلبی که چشم به صلح دوخته‌اند، سر از‌ گریبان وهم بیرون آورده و واقعیت‌های انکارناپذیر میدان را بپذیرند.

 

تاریخ خبر: ۱٤۰۵/۰۵/۰٤، ۰۹:۳۶:۱۳       بازدیدها: 64