خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۱۸

روزنامه آمریکایی با اشاره به تهکشیدن ذخایر تسلیحاتی آمریکا در جنگ با ایران که به «نابودی قدرت بازدارندگی آمریکا» منجر شده، نوشت، بازسازی این ذخایر ممکن است بیش از 2 سال زمان ببرد.
تهکشیدن تسلیحات راهبردی آمریکا در جنگ با ایران این روزها به مهمترین خبر رسانههای آمریکایی تبدیل شده است. هفته گذشته بود که رویترز نوشت: «ارتش آمریکا در جریان جنگ پنجماهه با ایران، بخش بزرگی از ذخایر موشکهای دوربرد و بسیار دقیق خود را مصرف کرد و به همین دلیل است که ترامپ مقابل ایران عقب نشست». به دنبال گزارش رویترز، شبکه سیانان هم گزارش داد که ارتش آمریکا در جنگ علیه ایران حدود ۸۰درصد از ذخایر سیستمهای دفاع هوایی کلیدی خود بهویژه موشکهای رهگیرش را مصرف کرده است. سیانان این را هم نوشت که نشست کابینه ترامپ در کمپ دیوید هم بر سر موضوع کاهش ذخایر موشکهای آمریکا به مشاجره کشیده است. بهدنبال آن «والاستریتژورنال» ابعاد جدیدی از این بحران را رسانهای کرد و نوشت: درز اطلاعات درباره تهکشیدن موشکهای آمریکایی در جنگ با ایران، ترامپ را از شدت خشم دیوانه کرده است. همزمان برخی دیگر از رسانههای آمریکایی نوشتند: ژنرال «دن کین» رئیس ستاد ارتش آمریکا نیز بهعنوان ارشدترین مقام نظامی این کشور درباره کاهش شدید مهمات نظامی آمریکا در جنگ با ایران به ترامپ هشدار داده بود، هم پیش از آغاز تجاوز به ایران و هم پس از تجاوز. والاستریتژورنال همچنین فاش کرد که ترامپ پس از نشست کابینه در کمپ دیوید، مستقیماً با «استیون فاینبرگ»، معاون وزیر دفاع، تماس گرفته و درباره وضعیت ذخایر مهمات پنتاگون گفتوگو کرده است. شبکه انبیسینیوز هم از برگزاری جلسه اضطراری پنتاگون به منظور بررسی این بحران خبر داد اقدامی که نشان میدهد معضل کمبود تسلیحات در ارتش آمریکا نمایشی نبوده و کاملاً جدی است.
همچنان تیتر رسانهها
موضوع «تهکشیدن تسلیحات آمریکا در جنگ با ایران» همچنان در محافل سیاسی و رسانهای آمریکا با جدیت پیگیری میشود. روزنامه والاستریتژورنال در جدیدترین گزارش خود به نقل از مقامات دولت آمریکا نوشته است که دونالد ترامپ، دستور تحقیقات جدیدی را در مورد افشای اطلاعات مربوط به ذخایر مهمات پنتاگون صادر کرده است؛ اقدامی که از خشم او نسبت به این افشاگریها و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر واقعیتهای جنگ ایران حکایت دارد.
در جدیدترین این گزارشها، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از «منابع آگاه» فاش کرد که موجودی موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا در بحبوحه جنگ با ایران به کمتر از ۱۷۰۰ سقوط کرده است. این روزنامه مینویسد: «دو نفر که از وضعیت این زرادخانه مطلع هستند و به شرط ناشناسماندن صحبت کردند، گفتند که آمریکا در حال حاضر کمتر از ۱۷۰۰ فروند از این موشکها را در اختیار دارد.» به نوشته نیویورکتایمز، جایگزینی بیش از ۱۵۰۰ فروند موشک پاتریوت که در جریان جنگ با ایران مصرف شده، ممکن است بیش از دو سال برای آمریکا زمان ببرد. این گزارش تأکید میکند که دفع حملات ایران، ذخایر موشکهای پدافند هوایی آمریکا را چنان تحلیل برده که این کشور ناگزیر شده تحویل سفارشها به مشتریان اروپایی و آسیایی خود را به تعویق بیندازد.این روزنامه همچنین هشدار میدهد: «برخی مقامات آمریکایی بیم آن دارند که کرهجنوبی و ژاپن به توانایی آمریکا برای دفاع از آنها با تسلیحات متعارف شک کنند و بیشتر به سمت توسعه جنگافزارهای هستهای خود برای ایجاد یک بازدارندگی معتبرتر متمایل شوند.»
نیویورکتایمز با اشاره به نابودی قدرت بازدارندگی آمریکا به خاطر کاهش این تسلیحات نوشته است: در آسیا، پیامدهای این بحران حتی جدیتر است. فرماندهی هند-اقیانوسیه آمریکا که برای مقابله با تهدید چین در تایوان آماده میشد، بخش زیادی از موشکهای دوربرد و پدافند هوایی خود را به خاورمیانه منتقل کرده است. این انتقال، قدرت بازدارندگی آمریکا در برابر کرهشمالی را هم تضعیف کرده و نگرانیهایی را در میان متحدان آسیایی مانند کرهجنوبی و ژاپن ایجاد کرده است. برخی مقامات آمریکایی نگرانند که این کشورها به سمت دستیابی به سلاحهای هستهای خود متمایل شوند. به نوشته نیویورکتایمز، ترامپ که از پوشش خبری این بحران به خشم آمده، یک شکار گسترده برای یافتن عاملان افشاگری در دولت دستور داده و خواستار پیگردهای کیفری است. او در ملأعام کمبود مهمات را انکار کرده و آن را به گردن دولت بایدن میاندازد، اما در خفا به مشاورانش گفته است که هرگونه بحث در اینباره، به دشمنان نشانه ضعف میدهد.
به نوشته این روزنامه، کاخسفید و پنتاگون با صدور بیانیههایی، هرگونه کمبود را تکذیب کردهاند، اما ارقام و تحلیلهای کارشناسی خلاف این را نشان میدهد. کارشناسان نظامی تأکید دارند که کاهش ذخایر موشکهای دوربرد که در جنگ با ایران بهشدت مصرف شدهاند، یک پنجره آسیبپذیری برای آمریکا ایجاد کرده است. روسیه و چین با استفاده از ماهوارههای جاسوسی و منابع عمومی، این کاهش را به دقت زیر نظر دارند و ممکن است محاسبات خود را براساس آن تنظیم کنند. در پایان این گزارش آمده است: در نهایت، آنچه به عنوان یک جنگ محدود با وعده پیروزی سریع آغاز شد، به بحرانی راهبردی تبدیل شده که زنجیرههای تامین سلاح آمریکا را از آسیا تا اروپا تحت تاثیر قرار داده است. بازسازی ذخایر مصرف شده سالها زمان میبرد و در این فاصله، آمریکا در موقعیتی ضعیفتر از هر زمان دیگری از پایان جنگ سرد قرار خواهد داشت.
تشدید اختلافات در پنتاگون
اظهارات مایکل استیل، تحلیلگر شبکه آمریکایی «MS NOW» هم از تشدید اختلافات در دولت دونالد ترامپ بر سر جنگ ایران و کمبود شدید مهمات حکایت دارد؛ اختلافاتی که به گفته او، دولت را به مرحلهای تازه از مقصرسازی و یافتن «قربانی» برای ناکامیهای جنگ کشانده است. استیل با استناد به گزارش روزنامه واشنگتنپست، درباره درگیری ترامپ و «هگزت» در کمپ دیوید گفت: ترامپ از وزیر جنگ خود درباره کمبود شدید مهمات و اینکه چرا ظاهراً درباره وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا اطلاعات نادرست دریافت کرده، توضیح خواسته است. به گفته استیل، هگزت بهجای پذیرش مسئولیت، معاون خود را مقصر دانسته و مدعی شده است که او نتوانسته رئیسجمهور را در جریان وضعیت واقعی ذخایر مهمات قرار دهد.
روزنامه واشنگتنپست هم در گزارشی اختصاصی فاش کرد: وزارت جنگ آمریکا در پی کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی این کشور در جریان جنگ با ایران، به شرکتهای تسلیحاتی دستور داده است تولید و تحویل سلاحهای موردنیاز ارتش را بهطور چشمگیری افزایش دهند؛ اقدامی به گفته منابع آمریکایی نشان میدهد واشنگتن برای بازسازی ذخایر مهمات خود با یک چالش جدی صنعتی و مالی مواجه شده است. به گزارش فارس به نقل از واشنگتنپست، «استیو فاینبرگ»، معاون وزیر جنگ آمریکا، روز چهارشنبه در یادداشتی خطاب به مدیران صنایع دفاعی از آنها خواسته است حداکثر ظرف ۲۱ روز برنامههای خود را برای تسریع تولید و تحویل تسلیحات ارائه کنند. «فاینبرگ» در این نامه از شرکتهای تسلیحاتی خواسته است برنامههایی ارائه کنند که به زمانبندیهای بسیار سریعتر و تهاجمیتر برای تحویل و همچنین افزایش ظرفیت تولید منجر شود. گزارش مجله تایم هم نشان میدهد ارتش آمریکا برای جبران ضعف تسلیحاتی به استارتاپها نیز متوسل شده است. براساس این گزارش ارتش آمریکا پنج میدان آزمایش نظامی را برای استفاده شرکتهای خصوصی فعال در زمینه تولید موشک، پهپاد و دیگر تسلیحات باز کرده است؛ اقدامی که هدف آن تسریع آزمایش فناوریهای جدید و ورود سریعتر آنها به چرخه تأمین ارتش آمریکا است.
از سرمایهگذاری 2000 میلیاردی تا بمب 2000 پوندی
فروردینماه 1404 سرمایهگذاری 2000 میلیاردی «لَقلَقه زبان» اصلاحطلبان شد تا چهره «سلطهگر» با ماسک «اسپانسر» بزک شده و مذاکره با آمریکا، جذاب و موجه جلوه کند؛ مرداد 1405، پس از دو بار بمباران میز مذاکره، آمریکا آمد؛ اما با بمب 2000 پوندی نه سرمایه 2000 میلیارد دلاری.
یک سال و نیم پس از دروغ شاخدار و رویایفروشی 2000 میلیارد دلاری، آمریکا با بمب 2000 پوندی، نقاب از چهره برداشت و ماهیت واقعی خود را نمایش داد؛ اما مدعیان اصلاحات هنوز از گفتوگو سیر نشده و سودای مذاکره دارند.
پنجشنبه (۸ مرداد ۱۴۰۵)، منطقه مسکونی «چاهتنگو» در جزیره قشم مورد حمله آمریکا قرار گرفت؛ روزنامه آمریکایی «نیویورکتایمز» طی گزارشی با اشاره به اینکه «هیچ نشانهای از وجود یک سایت نظامی در محل اصابت نبود»، نوشت: «ابعاد گودال ایجادشده و قطعات باقیمانده از مهمات نشان میدهد سلاح به کار رفته احتمالاً بمب دو هزار پوندی مارک-۸۴ بوده است؛ یکی از بزرگترین بمبهای متعارف مورد استفاده ارتش آمریکا».
بمب مارک-۸۴ از سری بمبهای هدایتناپذیر است اما بر اساس گزارش روزنامه آمریکایی «احتمالاً به کیت هدایت JDAM مجهز بوده و در منطقهای با خانههای متراکم فرود آمده است».
۹۰۷.۱۸ کیلوگرم مواد منفجره در دل محله مسکونی قشم فرود آمد؛ همین واقعیت کافی است تا مدعیان اصلاحات از خواب «اسپانسر آمریکایی» بیدارشوند اما هنوز در تله سرمایهگذاری دست و پا میزنند.
27 خرداد 1405 توافق موقت ایران و آمریکا موسوم به «تفاهمنامه اسلامآباد» توسط پزشکیان و ترامپ امضا شد و معاون اجرائی رئیسجمهور در سفر به ایلام (28 خرداد 1405) طی مصاحبه با خبرنگاران، مفاد مالی تفاهمنامه را شرح داد.
قائمپناه با اشاره به «صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری» گفت: «قرار است یکی از همپیمانان آمریکا این ۳۰۰ میلیارد دلار را که گفته میشود برای سرمایهگذاری است، ارائه دهد»؛ چند روز بعد، سرمستی 300 میلیارد دلاری با خبر «رویترز» فروکش کرد.
خبرگزاری آمریکایی رویترز نوشت: «صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران عملیاتی نخواهد شد».
آمریکا نشان داد که به عهد و پیمان مکتوب و غیر مکتوب پایبند نیست اما هنوز عدهای احساس میکنند که امضای امثال «کِری» تضمین است و باید با آمریکا به مذاکره نشست.
سوداگران صلح و ننه دلاورهای عافیتطلب!
در روزهایی که ایران عزیز در پیچوخم حساسترین فرازهای تاریخی خود و در مواجهه با شمشیر آخته ترامپ، سینه سپرده کرده، باز هم همان بذرهای سازش و یأس از ذهن استعمارزده جریان مدعی اصلاحات جوانه زده است!
محمدرضا تاجیک در یادداشتی در یک سایت اجارهای و حقالعملکار منتسب به طیف تندرو مدعی اصلاحات، با استمداد از نمایشنامه «ننه دلاور و فرزندان او» اثر برتولت برشت، تلاش کرده است تا منطق مقاومت را به «کاسبی از جنگ» و «بهشتسازی از جهنم» فروکاهد. اما اگر بنا بر «کدشکنی» و «راززدایی از درونپرده» باشد، پرسش بنیادی این است که ننه دلاورهای واقعیِ این صحنه درام چه کسانی هستند؟
تاجیک با همان ادبیات استعاری و واژگان گزینششده، سودجویان را کسانی میداند که از «هنرِ از جنگ گفتن و در جنگ نشدن» بهره بردهاند. اما آیا او و همفکرانش دچار تحریف و فرار از واقعیت نشدهاند؟ کسانی که سالهاست هرگاه بوی جنگ به مشامشان میرسد، نهتنها رگ غیرتشان باد نمیکند، بلکه به زیر لحافِ تحقیر و ترس میخزند و از آنجا نسخه تسلیم میپیچند!
آیا «سندرم ترسافکنی» و عافیتطلبی کسانی که تمام حیات سیاسیشان به نفس کشیدن در هوای مذاکره وابسته است، بازسازی مدرن همان شخصیت «آنا فیرلینگ» (ننه دلاور) نیست؟ همان سوداگرانی که پیروزی یا شکست برایشان مهم نیست، بلکه بقای خود را تنها در تجارت با عزت و شرافت کشور میجویند.
اگر تاجیک منطق دفاع را «ساختن دشت بیفرسنگ از بازنمایی مخملین» مینامد، باید از او پرسید: آدرس را اشتباه نرفتهاید؟ آیا رهبر شهیدمان، فرماندهان و مجاهدانی که در میدان واقعی جنگ و نه در ویترین نمایشنامهها جان خود و فرزندانشان را فدا کردهاند، از جنگ منفعت بردهاند یا آن مدعیانی که برای یک لبخند، تمام کیان کشور را به مذبح رضایت غرب میبردند؟!
تراژدی واقعی آنجاست که جریان عافیتجو، مقاومت را -که صراط عزت و صیانت از مردم است- جهنم مینامد، اما تسلیمِ حقیرانه در برابر دشمن مسلح را «حکمت و مصلحت» جلوه میدهد. آنان در حالی در مدح صلح بیمایه مرثیهسرایی میکنند که خود سنگ همان دشمنانی را به سینه میزنند که صدر و ذیل این مرز و بوم را آماج تهاجم قرار دادهاند. امروز وقت آن رسیده است که این کدشکنی به سرانجام برسد؛ کسانی که ناتوان از درک غیرت و شرف دفاعی هستند، نباید برای آینده ایران نسخههای شاهسلطانحسینی بپیچند. ننه دلاورهای حقیقیِ این سرزمین، ناتوان از درک معنای حماسه، سالهاست بقای سیاسی خود را به «ترس و تسلیم» گره زدهاند. وقت آن است که این صداهای ازنفسافتاده، اندکی منصف باشند یا دستکم خاموش بمانند.
کلاه خیانتپیشگان پهلوی از نمد شایعات خزر!
جریانهای رسانهای وابسته به پهلویچیها که تبارشان با نوکری اجنبی و حراج خاک وطن گره خورده، این روزها آستین بالا زدهاند تا از آب گلآلود شایعات درباره کنوانسیون حقوقی دریای خزر، برای خود ماهی بگیرند.
کاسبان تحریف و شایعه با تکرار این ادعای مضحک که «منافع ایران در خزر به روسیه واگذار شده»، خبیثانه در پی ایجاد بیاعتمادی عمومی هستند؛ اما حافظه تاریخی ملت ایران هوشیارتر از آن است که بازیچه دست کسانی شود که کارنامهشان پر از شوهر دادن استانهای کشور است!
عاملان خیانت بزرگ بحرین، امروز در حالی ژست دلواپسی برای خزر میگیرند که شهریور ۱۳۴۵ محمدرضا پهلوی در مصاحبه با روزنامه «گاردین» لندن گفته بود: «بحرین با توجه به اینکه ذخایر مروارید در سواحل آن به پایان رسیده است، از نظر ایران اهمیتی ندارد.»
شاه خائن که جرأت و توان ایستادگی در برابر اراده بریتانیا را نداشت، دیماه ۱۳۴۷ در دهلینو بیآنکه تلاشی برای حفظ تمامیت ارضی کشور کند، با پز مضحک دموکراسیخواهی گفت: «چنانچه مردم بحرین علاقهمند به الحاق به کشور من نباشند، ایران ادعای ارضی خود را نسبت به این جزیره پس خواهد گرفت».
وقاحت سلطنتطلبها زمانی کامل شد که امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۰ در جلسهای محرمانه گفت: «بحرین بهمثابه یکی از دختران ما بود که این دختر شوهر کرد و رفت»!
حقیقت این است که برچسب «دادند رفت» شایسته همان خاندانی است که بحرین را شوهر داد. برعکس آن خیانت تاریخی، کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر (مصوب مرداد ۱۳۹۷ در آکتائو) خزر را پهنهای با وضعیت حقوقی ویژه تعیین کرده و تحدید حدود بستر و زیربستر را به توافقهای دوجانبه و چندجانبه آتی موکول کرده است که طبق تأکید مسئولان، ذرهای از حقوق حقه ایران کوتاه نخواهد آمد. اجرای این سند منوط به تصویب تمام ۵ کشور ساحلی است و ارسال لایحه آن به مجلس نیز در همین راستا و با رعایت کامل منافع ملی صورت
گرفته است.
تست مخفیانه پدافند اسرائیل از ترس ایران
روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» ضمن اشاره به تست مخفیانه پدافند اسرائیلی «پیکان»، تأکید کرده که مخفیانه بودن این تست نشان داد که ایران و خطرات ناشی از این کشور برای اسرائیل به موضوعی مهم و «جدی» تبدیل شده است.
پیش از جنگ ایران، «هزاران صهیونیست» برای تماشای پرتاب موشکها از یگان آزمایشی نیروی هوائی اسرائیل در پایگاه پالماخیم جمع میشدند، اما اکنون این تستها به صورت مخفی و در بسیاری از موارد در سکوت خبری انجام میشود.
هفته گذشته، اسرائیل تست دیگری از سامانه»Arrow» (پیکان) را انجام داد. رسانههای اسرائیلی مدعی هستند که این سامانه، اصلیترین سیستم پدافند هوائی این رژیم در برابر موشکهای بالستیک پرتابی از ایران و یمن است.
این سامانه، یک سامانه تسلیحاتی کهنهکار است که توسعه آن در صنایع هوافضای اسرائیل (IAI) از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد «Arrow» بیش از ۲۵ سال پیش وارد مرحله عملیاتی شد. این سامانه، با بودجه آمریکا توسعه یافته، پنتاگون از نزدیک روند توسعه آن را دنبال میکند و شرکتهای آمریکایی در تولید انبوه آن مشارکت دارند. جروزالم پست اذعان کرده که در شرایط عادی، این تستها با حضور جمعیت زیادی انجام میشده و با خبرهای فوری، مصاحبههایی با مقامات ارشد وزارت جنگ، مقامات سازمان دفاع موشکی (IMDO) و صنایع هوافضای اسرائیل همراه بوده است و تصاویر گرافیکی و توضیحاتی در مورد قابلیتهای جدید سامانه، پیشرفتهای فنی و فناوری آن منتشر میشد، اما این بار هیچ یک از این اقدامات انجام نشده است. جروزالم تأکید کرده که «سکوت حاکم بود».
این روزنامه صهیونیستی این سکوت خبری را ناشی از رقابت تسلیحاتی- موشکی در غرب آسیا میان ایران و اسرائیل دانسته است. جروزالم پست تأکید کرده که ایران در حال بازسازی و ارتقای ذخایر موشکهای بالستیک خود است و در مقابل، اسرائیل مجبور به ارتقای سامانه دفاعی و موجودی موشکهای رهگیر خود شده تا بتواند با موشکهای ایرانی مقابله کند.
این رسانه اذعان کرده که اسرائیل هر چقدر هم تلاش کند تا فناوریهای نظامی خود را ارتقا دهد، باز هم دشمن روبهروی آن، یعنی ایران، «از تواناییهای قابل توجهی برخوردار است».
ایران قدرتمند، بلای جان اسرائیل
جروزالم پست هشدار داده که اسرائیل باید تواناییهای ایران را به شدت جدی بگیرد و خود را برای مقابله با آن آماده نگه دارد.
این روزنامه تأکید کرده که ایران صنعت تسلیحاتی خود را به شکلی توسعه داده که مشابهش را در هیچ یک از کشورهای حوزه غرب آسیا نمیتوان دید.
جروزالم پست اذعان کرده که پدافند Arrow به تنهائی قادر به مقابله با ایران نیست. این رسانه همچنین افزوده که با وجود ادعاهای مقامات اسرائیلی مانند نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو مبنی بر «پیروزی کامل بر ایران»، «افراد حرفهای بهتر میدانند که توان ایران را نباید دستکم گرفت».
به گزارش فارس، ایران هم در جنگ 12 روزه و هم در جنگ رمضان، بارها با موشکهای خود، توان پدافندی اسرائیل را به سخره گرفت و آسمان اراضی اشغالی را با این موشکها، نورباران کرد. این در حالی بود که ایران هنوز از بسیاری از موشکهای جدید خود اسرائیل و آمریکا استفاده نکرده است.
نشنال اینترست در تحلیلی با اشاره به تفاوتهای جنگ کنونی ایران و آمریکا با جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰، تاکید کرد نیروی دریایی آمریکا امروز به دلیل قدرت نظامی ایران، کمبود شناور، ضعف در مینروبی و کاهش توان صنعتی، نمیتواند نفتکشها را در تنگه هرمز اسکورت کند.
طبق تحلیلی از نشنال اینترست، آمریکا برخلاف دهه ۱۹۸۰ که در جریان جنگ ایران و عراق با اجرای عملیات «ارنت ویِل» نفتکشهای کویتی را در خلیجفارس اسکورت میکرد، در جنگ کنونی با ایران از تکرار چنین راهبردی خودداری کرده است؛ موضوعی که به گفته یک تحلیلگر آمریکایی، ضعفهای گسترده نیروی دریایی این کشور را آشکار میکند.
«جیمز هولمز»، نویسنده این تحلیل، میپرسد چرا نیروی دریایی آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز و تضمین عبور کشتیهای تجاری، راهبرد کاروانهای دریایی دهه ۱۹۸۰ را تکرار نمیکند. او در پاسخ، شش دلیل اصلی را برمیشمارد که نشان میدهد شرایط امروز برای آمریکا بهمراتب دشوارتر از دوران جنگ نفتکشهاست.
نخست اینکه آمریکا در دهه ۱۹۸۰ مستقیماً با ایران در جنگ نبود. در عملیات «ارنت ویل»، نیروی دریایی آمریکا عمدتاً در موضع دفاعی قرار داشت و ایران نیز انگیزهای برای کشاندن آمریکا به جنگ نداشت. اما امروز آمریکا مستقیماً در جنگ با ایران مشارکت دارد و ایران نیز در شرایطی قرار گرفته که به گفته هولمز، آن را در صورت لزوم به جنگ تمامعیار میکشاند.
دومین تفاوت، آمادگی بسیار بیشتر ایران برای جنگ در خلیجفارس است. به نوشته هولمز، ایران طی دهههای گذشته با مطالعه ارتش آمریکا، نیروهای خود را برای مقابله با یک جنگ احتمالی با واشنگتن سازماندهی کرده است. ایران زرادخانه بزرگی از موشکها و پهپادها ایجاد کرده، تأسیسات نظامی خود را در مناطق زیرزمینی و مستحکم مستقر کرده و ساختار فرماندهی خود را بهگونهای غیرمتمرکز کرده است که حتی حملات سنگین نیز نتواند بهسادگی توان پاسخگویی آن را از بین ببرد.
به نوشته این تحلیل، ایران برای جلوگیری از عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز الزاماً نیازی به غرق کردن تعداد زیادی کشتی ندارد. حتی حملات پراکنده میتواند شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران را از پذیرش ریسک عبور از تنگه منصرف کند؛ در نتیجه، ایجاد ترس در میان مالکان کشتیها میتواند به اندازه غرق کردن کشتیها مؤثر باشد.
سومین عامل، خطر بالای اسکورت نفتکشها برای نیروهای آمریکایی است. هولمز به حوادث دهه ۱۹۸۰ اشاره میکند؛ از جمله حمله اشتباهی یک جنگنده عراقی به ناو آمریکایی «یواساس استارک» که به کشته شدن ۳۷ ملوان آمریکایی انجامید و همچنین برخورد ناو «ساموئل بی. رابرتس» با مین دریایی. در حادثهای دیگر، ناو «وینسنس» آمریکا در سال ۱۹۸۸ یک هواپیمای مسافربری ایرانی را سرنگون کرد که ۲۹۰ کشته برجای
گذاشت.
چهارمین مشکل، کوچکتر شدن ناوگان آمریکا است. بر اساس این تحلیل، نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۹۳ شناور رزمی دارد، در حالی که ناوگان آمریکا در دوران جنگ سرد نزدیک به ۶۰۰ فروند بود. بنابراین از دست دادن یک شناور جنگی امروز، سهم بسیار بزرگتری از توان رزمی آمریکا را از بین میبرد.
هولمز میگوید بیش از ۲۰ شناور آمریکایی در حال محاصره سواحل ایران هستند و در صورت ورود ناوهای آمریکایی به آبهای محدود و خطرناک اطراف تنگه هرمز، احتمال وارد شدن خسارت به شناورهای گرانقیمت آمریکا افزایش مییابد.
پنجمین مشکل، ضعف آمریکا در مینروبی دریایی است. به نوشته هولمز، نیروی دریایی آمریکا در دهههای اخیر برای توانمندیهای تخصصی مانند شکار و پاکسازی مینهای دریایی بیش از گذشته به متحدان خود متکی بوده است. اما در شرایط کنونی، متحدان ناتو تمایل چندانی به ورود مستقیم به عملیات نظامی در تنگه هرمز ندارند و آمریکا مجبور است به تنهائی با احتمال مینگذاری نیروهای ایرانی مقابله کند.
این تحلیل همچنین به ضعف صنعت کشتیسازی آمریکا اشاره میکند. هولمز معتقد است ناوگانی که از ظرفیت صنعتی قدرتمند برای تعمیر یا جایگزینی شناورهای آسیبدیده برخوردار نباشد، در جنگی طولانی آسیبپذیر خواهد بود. او مینویسد صنعت کشتیسازی آمریکا از دوران اوج خود در دهه ۱۹۸۰ فاصله گرفته و حتی در شرایط صلح نیز با مشکلات تعمیر و نگهداری ناوهای جنگی مواجه است.
به گزارش فارس، ششمین عامل نیز به فرهنگ سازمانی بازمیگردد. به نوشته هولمز، عملیات اسکورت و کاروانهای دریایی برای نیروی دریایی آمریکا جذابیت چندانی ندارد و نیروی دریایی قدرتمند ترجیح میدهد برای نبردهای بزرگ دریایی آماده شود، نه اینکه منابع خود را صرف مأموریتهای پرخطر و کمزرقوبرق اسکورت کشتیهای تجاری کند.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که عملیات «ارنت ویل» نمیتواند الگویی ساده برای شرایط امروز باشد. مقایسه جنگ نفتکشها با جنگ کنونی ایران، به جای آنکه نشان دهد آمریکا چگونه میتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد، نقاط ضعف نیروی دریایی آمریکا در برابر ایران را آشکار میکند؛ از کوچک شدن ناوگان و ضعف مینروبی گرفته تا آسیبپذیری شناورهای گرانقیمت و مشکلات صنعت کشتیسازی.
نشریه آمریکایی «اَمریکن کانسروتیو» با انتقاد از تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ علیه ایران و عقبنشینیهای بعدی او، هشدار داد که تغییر مداوم مواضع واشنگتن و استفاده از مذاکرات بهعنوان پوششی برای تهدید یا حمله، اعتبار دیپلماتیک آمریکا را تضعیف کرده است.
نشریه «The American Conservative» در تحلیلی درباره سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال ایران نوشت که واشنگتن طی هفتههای گذشته بار دیگر چرخهای تکراری از تهدید به حمله گسترده و سپس عقبنشینی از آن را تجربه کرده است؛ روندی که به گفته این نشریه، اعتبار آمریکا را در برابر متحدان و دشمنانش بیش از پیش تضعیف میکند.
این نشریه با اشاره به گزارشهایی درباره طرح موسوم به «گزینه بزرگ» برای حمله به ایران نوشت که بر اساس این طرح، آمریکا قصد داشت ضربه سنگینی به توان نظامی ایران وارد کند، اما واکنش تهران را محدود نگه دارد تا ذخایر رو به کاهش تسلیحات دفاعی آمریکا بیش از این مصرف نشود.
در همین چارچوب، بحثهایی درباره حمله به «کوه کلنگ» مطرح شد و دونالد ترامپ نیز اعلام کرد که آمریکا «ضربه بسیار سختی» به ایران خواهد زد. مقامهای آمریکایی نیز از قریبالوقوع بودن حمله خبر داده بودند.
اما چند روز بعد، ترامپ اعلام کرد این حمله فعلاً لغو شده است؛ تصمیمی که به نوشته «اَمریکن کانسروتیو» پس از مداخله متحدان آمریکا در خلیجفارس اتخاذ شد، زیرا کشورهای منطقه نگران بودند حمله آمریکا به ایران با حملات تلافیجویانه تهران علیه تأسیسات آبشیرینکن و زیرساختهای نفتی آنها همراه شود.
این نشریه سپس به ادعای ترامپ درباره آغاز مذاکرات با ایران اشاره میکند؛ ادعایی که ایران آن را رد کرده است. نویسنده معتقد است این وضعیت نشاندهنده آشفتگی موجود در سیاست واشنگتن از زمان فروپاشی تفاهم ۱۷ ژوئن و آغاز چرخهای از اقدامات و واکنشهای متقابل میان دو طرف
است.
«اَمریکن کانسروتیو» مینویسد مشکل اصلی فقط تهدیدهای ترامپ نیست، بلکه تکرار الگویی است که در آن دولت آمریکا ابتدا تهدیدهای بسیار بزرگ مطرح میکند و سپس از آنها عقبنشینی میکند؛ مسئلهای که به گفته نویسنده، اعتبار تهدیدهای بعدی واشنگتن را نیز کاهش میدهد.
این نشریه هشدار میدهد که اعتبار دیپلماتیک آمریکا بهشدت آسیب دیده است. تغییر مداوم توافقهای قبلی، جابهجایی پیدرپی کانالهای مذاکره و بهویژه این تصور که واشنگتن ممکن است از مذاکرات بهعنوان پوششی برای حمله غافلگیرکننده استفاده کند، باعث شده طرفهای مقابل دیگر به وعدههای آمریکا اعتماد نکنند.
در این تحلیل آمده است که این بحران اعتبار تنها به ایران محدود نمیشود و حتی متحدان آمریکا نیز تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند. نویسنده به توافق هستهای غیرنظامی میان آمریکا و عربستان اشاره میکند که ترامپ پس از امضای آن، شرط عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل را مطرح کرد؛ اقدامی که از نگاه نویسنده عملاً میتواند به معنای از بین بردن توافق باشد. این نشریه استدلال میکند که وقتی تهدیدهای آمریکا دیگر باورپذیر نباشند، فشار برای عملیکردن آنها افزایش پیدا میکند. به بیان دیگر، هرچه ابزارهای دیپلماتیک و تهدیدهای لفظی اعتبار خود را از دست بدهند، واشنگتن بیشتر تحت فشار قرار میگیرد تا برای بازگرداندن اعتبار خود واقعاً از زور استفاده کند.
اَمریکن کانسروتیو همچنین این مسئله را بخشی از الگوی گستردهتر رفتار سیاسی دولت ترامپ، از جمله تغییر مواضع درباره کوبا، ونزوئلا و تعرفهها، میداند و البته تأکید میکند که مشکل بیاعتمادی به دولت آمریکا تنها مختص دولت ترامپ نیست و دولت بایدن نیز در مواردی با بحران اعتبار مواجه شده بود.
به گزارش فارس، این نشریه چنین وضعیتی را خطرناک میداند و هشدار میدهد که ادامه یک درگیری نیمهمنجمد در خاورمیانه که اقتصاد جهانی را برای مدت نامعلوم تحت فشار قرار دهد، نتیجه مطلوبی نخواهد بود.