خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۲۳

دروغهایی که «اینترنشنال» فروخت و آمریکا خرید
چندی پس از آنکه آمارسازی کشتگان دیماه از تحریریه «اینترنشنال» بر زبان ترامپ جاری شد، خبرنگار ارشد این رسانه به دروغ بودن آمار و ارقام ساختگی اعتراف کرد؛ ولی چرخه «آشوب»، «کشتهسازی» و «آمارساختگی» هنوز ادامه دارد و اخیراً در دستور کار رسانههای معاند قرار گرفته است.
خبرنگار و مجری شبکه سعودی- صهیونی اینترنشنال پس از مدتها دروغپردازی، دچار اختلال حافظه شد و اعتراف کرد که اینترنشنال «رسانه» نیست، «اتاق جنگ» است. «مراد ویسی» که پیشتر ادعا کرده بود: «تعداد کشتهشدگان دست کم 36 هزار و 500 نفر است» در چرخشی آشکار، اظهارات قبلی را نقض و اعتراف کرد: «آماری که من از کشتهشدگان ثبت شده دارم، 3222 نفر هستند».
اتاق جنگ رژیم صهیونی (اینترنشنال) پس از حوادث دی هر ماه بر آمار کشتهشدگان افزود و از 32 هزار و 36 هزار تا 42 و 54 هزار پرواز کرد؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور فرصتطلب ایالات متحده نیز بر اساس آمار فَلهای اینترنشنال در ابتدای اسفند 1405 آمار جان باختگان را ۳۲ هزار نفر یکبار در اردیبهشتماه ۴۲ هزارنفر و در تیرماه ۵۴ هزار نفر اعلام کرد.
آمار فلهای اینترنشنال و تکرار آن از زبان رئیسجمهور آمریکا، بهانه لازم برای تحریم و جنگ مجدد را به ترامپ و نتانیاهو داد؛ بهانهای که در جنگ 40 روزه به شکل ماسک «انسان دوستی»، خشونت نتانیاهو را بزک کرد و جنایات او را نزد برخی قابل توجیه کرد و اعتراض به خشونت را به حاشیه برد.
پس از اعتراف ویسی به اخبار کذب اینترنشنال، اتاق جنگ صهیونیستها مجدداً ماموریت گرفته تا از چرخه آشوب و کشتهسازی با آمار دروغ برای نظام ایجاد هزینه کند؛ «منشه امیر»، جاسوس و سخنگوی فارسیزبان موساد چند روز پیش طی مصاحبهای گفت: «ما امید داریم دوباره خیابانها شلوغ شود»؛ «مایک پمپئو»، وزیر خارجه دولت اول ترامپ نیز در مصاحبهای اذعان کرد که تنها راه شکست ایران «فشار اقتصادی» و «آشوب داخلی» است.
در چنین شرایطی، ویسی که چندی پیش به دروغ اینترنشنال معترف شده بود، دستورالعمل اربابان صهیونی را از رو خواند و ادعا کرد: «مردم از بقای جمهوری اسلامی خشمگین و ناراضی هستند»؛ همزمان با اعلام آمادگی مزدوران صهیونیست برای آشوب دوباره، سربازان گمنام امام زمان در سیستان از دستگیری و هلاکت چند گروه تکفیری- صهیونی خبر دادند.
حضور عوامل خارجی برای کشتهسازی و ایجاد آشوب مسبوق به سابقه است، مزدوران موساد و سیا پیشتر در حوادث دیماه برای ایجاد هزینه و گرفتن تلفات انسانی در خیابان حاضر شدند و این حضور توسط شخصیتهای سیاسی آمریکا و اسرائیل تایید شد. مایک پمپئو در ۲ ژانویه 2026 (12 دی 1404) با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سال نو مبارک به هر ایرانی که در خیابان است و همچنین به هر مأمور موسادی که کنار آنها حرکت میکند»؛ ۸ ژانویه (18 دی 1404) نیز وبسایت «اسرائیل هیوم» به نقل از «آمیخای الیاهو» وزیر اسرائیلی نوشت: «میتوانم تضمین کنم که تعدادی از نیروهای ما همین حالا در آنجا [ایران] فعالیت میکنند».
پیام پمپئو و الیاهو نشان داد که هسته عملیاتی سیا و موساد برای آشوب و کشتهسازی در ایران مأموریت گرفته است، مأموریتی که به پشتوانه عملیات روانی اتاق جنگ اینترنشنال تکمیل و تقویت شد. اینترنشنال ثابت کرد که کارخانه آمارسازی است و اعدادی را که در استودیو خبر ساخته و پرداخته میشود میتوان به سیاستمدار فروخت، حتی سیاستمداری تاجرپیشه چون ترامپ که قادر است «خورشید» را انکار کند و در تروث سوشال به عنوان «ماه» جا بزند.
این روزها که دشمن از «خشم حماسی» به «شکست اساسی» رسیده است؛ به الگوی پیشین یعنی تحریم، فشار اقتصادی، آشوب خیابانی، کشتهسازی و عددبازی بازگشت تا شاید عملیات ناقص و ناکام خود را اینگونه تکمیل کند.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی فاش کرد که حملات مؤثر موشکی و پهپادی ایران به پایگاه بزرگ آمریکا در بحرین ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را فراری داد.
جنگی که قرار بود به ادعای ترامپ در 6 هفته جمهوری اسلامی ایران را نابود کند؛ در ششمین ماه شروع خود در حال نابود کردن اعتبار و حیثیت خود آمریکاست؛ این را رسانههای ایران یا جبهه مقاومت نمیگویند بلکه تحلیل بسیاری از کارشناسان، رسانهها، اندیشکدهها و حتی مقامات خود آمریکایی است. «فرید زکریا» تحلیلگر و مجری سرشناس آمریکایی در جدیدترین مورد از این تحلیلها در واشنگتنپست جنگ علیه ایران را «نمونه برجستهای از تخریب اعتبار یک ابرقدرت» توصیف کرده و نوشته است: قدرت آمریکا «رو به زوال است.» زکریا در مقاله خود مینویسد: دونالد ترامپ تا اواسط ماه ژوئن(خرداد) دستکم ۳۸ مرتبه مدعی شده که توافق با ایران نزدیک است و آمریکا با توافق فقط چند روز دیگر فاصله دارد اما حالا جهان دریافته که اظهارات ترامپ «ترکیبی از واقعیت و تخیل» است. آنطور که فرید زکریا در مقاله خود آورده است، تا پیش از جنگ ایران، متحدان آمریکا باور داشتند که تعهدات واشنگتن از یک دولت به دولت بعدی پایدار خواهد ماند. دشمنان نیز میدانستند که تهدیدهای آمریکا، هرچند گاهی اغراقآمیز، وزنی واقعی دارند اما حالا همگان میبینند که ترامپ در جنگ با ایران «بازی بلوفزنی» به راه انداخته و نمیتوان به قولها و تهدیدات او اعتماد کرد.
جهنم از کی شروع شد؟
ار بین رفتن اعتبار آمریکا تنها به بلوفزنی ترامپ مربوط نمیشود. این روزها شبکههای اجتماعی از تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی که فرار ترامپ در کامیون حمل غذا از ترس حمله ایران را به تصویر کشیدهاند، پر شده است. بسیاری به این نکته اشاره کردهاند که فرمانده ارتش یک تریلیون دلاری که مدعی بود توان موشکی ایران را نابود کرده است، از ترس همین توان موشکی با مخفیشدن در ماشین حمل غذا از مقابل ایران گریخته است و این لکه ننگ تا روز قیامت هم از پیشانی آمریکا پاک نخواهد شد.
مشکلات روحی و روانی شدیدی که این روزها ملوانهای ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن با آن مواجه هستند و بخشی از آن رسانهای شده است را نیز به وضعیت فلاکتبار این روزهای آمریکای ترامپ اضافه کنید. رسانههای آمریکایی نوشتهاند که چندین عضو خدمه ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» بهدلیل فشار روانی ناشی از جنگ با ایران در تلاش بودهاند خود را به دریا انداخته و خودکشی کنند. همزمان، گزارشهایی درباره کمبود موادغذایی، خرابی سرویسهای بهداشتی، محدودیت تماس با خانوادهها و مشکلات سلامت روان خدمه لینکلن منتشر شده است. همچنین حدود ۲۰۰ نفر از اعضای خانواده خدمه این ناو در نشستهایی که هفته گذشته در «سندیگو» برگزار شد، درباره کمبود تجهیزات و مواد موردنیاز، کمبود موادغذایی و آلودگی آب در این ناو ابراز نگرانی کردهاند. سناتورهای آمریکایی هم میگویند خدمه ناو آبراهام لینکلن که برای جنگ با ایران اعزام شده، در شرایطی «ترسناک» گرفتار شدهاند و خواستار تحقیق فوری درباره اوضاع این ناو شدند.
اما نیویورکتایمز در گزارش تازهای فاش کرده است که جهنم این ناو هواپیمابر از همان روز نخست جنگ و به دست دلاورمردان یگانهای موشکی و پهپادی کشورمان رقم خورده است. نیویورکتایمز در گزارش خود فاش کرده است که حمله موشکی و پهپادی ایران به پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بحرین دلیل مشکلات گسترده این ناو هواپیمابر و فرار آن بوده است. نیویورکتایمز نوشته است کابوس ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از همان ساعات نخست جنگ با ایران آغاز شد؛ زمانی که موشکها و پهپادهای ایرانی پایگاه بحرین را ویران کردند و با آن، ستون فقرات لجستیکی ناوهای آمریکایی در منطقه از بین رفت.
این روزنامه آمریکایی در گزارش خود به قلم «جان آیزمی» یک افسر سابق نیروی دریایی آمریکا روایت میکند که حمله ایران که در تلافی حمله آمریکا و اسرائیل به تهران صورت گرفت، بخش عمده پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بحرین را نابود کرد؛ پایگاهی که دههها بهعنوان مرکز اصلی پشتیبانی ناوهای آمریکایی در منطقه عمل میکرد. با از بین رفتن این مرکز، نیروی دریایی آمریکا برای ادامه تأمین غذای ملوانانی که شبانهروز برای به پرواز درآوردن هواپیماهای جنگی در مأموریتهای تهاجمی و سپس برای حفظ محاصره بنادر ایران کار میکردند، به طرح جایگزین نیاز داشت.
به گزارش فارس به نقل از نیویورکتایمز، پنتاگون در ادامه با توجه به تهدید حملات ایران به سایر بنادر منطقه، ناگزیر شد مرکز لجستیکی خود را به جزیره «دیهگو گارسیا» منتقل کند؛ جزیرهای کوچک تحت فرماندهی انگلیس در جنوب مالدیو و در فاصله تقریباً ۲۲۰۰ مایلی از خلیج عمان، جایی که دو گروه ضربتی ناو هواپیمابر آمریکا در آن عملیات میکردند. همین تغییر مسیر تدارکاتی، به گفته نیویورکتایمز، یکی از عوامل اصلی بروز مشکلات گسترده در ناوهای هواپیمابری بوده که عملیات علیه ایران را پشتیبانی میکنند.
در ادامه گزارش نیویورکتایمز آمده است: این مشکلات حالا به نگرانی جدی سناتورهای دموکرات تبدیل شده است. سناتور ریچارد بلومنتال در نامهای به وزیر جنگ آمریکا «پیت هگزت» از کمبود مایحتاج اولیه و وخامت سلامت روانی ۵۰۰۰ ملوان ناو لینکلن خبر داده است؛ ملوانانی که نزدیک به ۹ ماه است بدون حتی یک روز مرخصی در دریا به سر میبرند. نیویورکتایمز اشاره میکند که ناو لینکلن در تمام این مدت از «بندر آزادی» محروم بوده است؛ بنادری که ملوانان بتوانند برای چند روز از کشتی پیاده شوند و اندکی از فشار عملیات بیوقفه فاصله بگیرند. طبق این گزارش، بحرین و فجیره در امارات، دو بندری بودند که ناوهای آمریکایی معمولاً در آن پهلو میگرفتند، اما هر دو اکنون در برد موشکهای ایران قرار دارند و عملاً غیرقابل استفاده شدهاند.
نیویورکتایمز همچنین اشاره میکند که استفاده از دیهگو گارسیا به عنوان مرکز لجستیکی جدید نیروی دریایی ممکن است دلیل شلیک دو موشک بالستیک میانبرد از سوی ایران به سمت این جزیره در ۲۰ مارس(29 اسفند) بوده باشد. این گزارش در ادامه به سابقه مأموریتهای طولانی ناوهای آمریکایی اشاره میکند و مینویسد که اگرچه در زمان صلح مأموریتهای دریایی معمولاً شش ماه طول میکشد، اما برخی ناوها پس از حملات
۱۱ سپتامبر دورههای بسیار طولانیتری را تجربه کردهاند. در جنگ ویتنام، ناوهای مستقر در منطقه میتوانستند برای استراحت خدمه و بارگیری مجدد مهمات، غذا و سوخت به پایگاه خلیج سوبیک فیلیپین بروند اما ناوهای درگیر در جنگ با ایران اکنون چنین گزینهای در دسترس ندارند.
ترامپ مقصر است
همزمان با افزایش انتقادهای سناتورها و رسانههای آمریکایی از وضعیت فاجعهبار ناو آبراهام لینکلن وبسایت خبری- تحلیلی پولیتیکو هم در گزارشی انتقادی نوشته است: سیاستها و دستورهای دونالد ترامپ، نیروی دریایی آمریکا را که با کمبود بودجه، تأخیر در ساخت ناوها و فرسودگی ناوگان روبهروست، تحت فشار مضاعف قرار داده و نگرانیها درباره توان عملیاتی این نیرو را افزایش داده است. این گزارش با اشاره به استقرار طولانیمدت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در دریا نوشت: این ناو پس از ۲۶۰ روز بدون توقف در بندر، رکورد جدیدی ثبت کرده است؛ رکوردی که از ۲۰۴ روز استقرار در دوران همهگیری کرونا فراتر رفته است. طولانیشدن مأموریت، اعتراض خانوادههای ملوانان و نگرانی قانونگذاران درباره وضعیت روحی و جسمی خدمه را به دنبال داشته است.
به گزارش فارس به نقل از پولیتیکو، همزمان ترامپ دستور داده است ناوهای هواپیمابر جدید کلاس «فورد» بار دیگر از سامانههای بخاری قدیمی برای پرتاب و بازیابی هواپیما استفاده کنند و سامانههای الکترومغناطیسی مدرن کنار گذاشته شوند. کارشناسان دفاعی این تصمیم را اقدامی غیرمعمول و مختلکننده توصیف کردهاند که میتواند هزینهها، زمانبندی ساخت و یکپارچهسازی سامانههای ناوها را با خطر مواجه کند. در پایان این گزارش آمده است: این مجموعه تحولات در حالی رخ میدهد که ناوگان آمریکا با کاهش تعداد شناورها، افزایش هزینهها، تأخیرهای چندساله و فشار عملیاتی ناشی از مأموریتهای طولانیمدت روبهروست؛ شرایطی که میتواند توان نیروی دریایی آمریکا را برای پاسخ به تهدیدهای آینده تضعیف کند.
ادامه جنایات هولناک صهیونیستها در لبنان؛ تمام اعضای یک خانواده قتلعام شدند
رژیم اسرائیل در ادامه تجاوزات خود به جنوب لبنان، با حمله هوایی به شهرک «انصار» در استان نبطیه، یک خانواده لبنانی را هدف قرار داد که در پی آن دستکم هفت نفر از اعضای این خانواده، از جمله سه کودک و دو زن، به شهادت رسیدند؛ این حمله، در کنار تداوم بمباران و تخریب مناطق مختلف جنوب لبنان، نقض آشکار آتشبس و تشدید فشار نظامی این رژیم علیه لبنان را نشان میدهد.
تپههای علیالطاهر در جنوب لبنان بهعنوان یکی از نقاط استراتژیک و بسیار حساس منطقه نبطیه، از دیرباز جایگاه ویژهای در معادلات نظامی و امنیتی این بخش از کشور داشتهاند؛ ارتفاع نسبی این تپهها امکان اشراف بر محورهای ارتباطی و مناطق پیرامونی را فراهم میسازد و همین ویژگی جغرافیایی، آنها را به موقعیتهایی تبدیل کرده که کنترل یا نفوذ در آنها میتواند توازن میدانی را تحت تأثیر قرار دهد. در ماههای اخیر، با تداوم تنشها و تحرکات نظامی در جنوب لبنان، نام این تپهها بیش از پیش در گزارشهای خبری تکرار شده است، زیرا هرگونه تلاش برای پیشروی یا تثبیت حضور در ارتفاعات علیالطاهر، نهتنها ابعاد تاکتیکی دارد، بلکه به نمادی از رقابت بر سر حفظ یا تغییر معادله بازدارندگی در منطقه تبدیل شده و توجه رسانهها و ناظران را به خود جلب کرده است. این اهمیت استراتژیک، تپههای علیالطاهر را به یکی از کانونهای اصلی تحولات میدانی جنوب لبنان بدل ساخته و درک رویدادهای جاری در این پهنه جغرافیایی را بدون توجه به جایگاه این ارتفاعات ناقص میگذارد؛ البته بگذریم که دولت غربگرای لبنان همچنان در خواب مذاکره سِیر میکند و بیشترین اعتراضش در حد به تعویق انداختن مذاکرات است، وقتی هیچ راه بدیلی برای مذاکره ندارد و گوشش به حرفهای حزبالله نیز بدهکار نیست! در گزارش پیشرو هم بارها نام این منطقه را خواهید خواند.
خانوادهای زیر آوار
جنوب لبنان بار دیگر شاهد حملهای خونین از سوی رژیم آپارتاید اسرائیل بود که رژیم در این حمله، در شهرک «انصار» استان نبطیه، یک خانواده را هدف قرار داد و به شهادت تمامی اعضای آن انجامید. براساس گزارشهای منتشرشده، در این حمله دستکم هفت نفر، از جمله سه کودک و دو زن، جان خود را از دست داده و دو نفر دیگر نیز زخمی شدهاند. جنگندههای اسرائیلی از ساعات ابتدایی روز شنبه چندین نقطه در جنوب لبنان از جمله انصار، تپههای علیالطاهر، نبطیه الفوقا و دیرالزهرانی را هدف قرار دادند. تصاویر منتشرشده از محل حمله نیز از حجم قابلتوجه ویرانیها حکایت دارد؛ خانهای که باید محل امنیت یک خانواده میبود، به صحنهای از مرگ و ویرانی تبدیل شده است.
تداوم کشتار
ابعاد حملات تنها به شهرک انصار محدود نمانده است. وزارت بهداشت لبنان از شهادت و زخمیشدن شمار دیگری از شهروندان در حملات هوایی رژیم صهیونیستی به انصار و دیرالزهرانی خبر داده و در یکی از این حملات، دو نفر در دیرالزهرانی به شهادت رسیده و ۹ نفر زخمی شدهاند. در چنین شرایطی، ادعای همیشگی رژیم اسرائیل درباره هدف قرار دادن «اهداف نظامی» با واقعیتی مواجه میشود که در آن زنان و کودکان نیز در میان قربانیان قرار دارند.
نخستوزیر لبنان نیز با اشاره مستقیم به کشتار انصار تصریح کرده است که شهدای این حمله، از جمله زنان و کودکان، زیرساخت نظامی یا اهداف نظامی نبودهاند و وجود هرگونه زیرساخت نظامی نیز نمیتواند مجوزی برای به خطر انداختن جان غیرنظامیان باشد.
کدام آتشبس؟!
این حملات در شرایطی رخ میدهد که تجاوزات اسرائیل به جنوب لبنان، نقض مکرر توافق آتشبس را به همراه داشته است. جنگندههای اسرائیلی در روزهای اخیر مناطق مختلف جنوب لبنان را هدف قرار دادهاند و در کنار حملات هوایی، توپخانه این رژیم نیز ارتفاعات علیالطاهر، جبلالرفیع و ارتفاعات الدبشه در منطقه نبطیه را زیر آتش گرفته است. همزمان، شهرکهای بنتجبیل و روستاهای اطراف آن شاهد تخریب منازل و زیرساختهای باقیمانده بودهاند. استمرار این اقدامات نشان میدهد آتشبس برای تلآویو نه یک تعهد الزامآور، بلکه چارچوبی است که هر زمان بخواهد آن را نادیده میگیرد؛ رویکردی که عملاً امنیت جنوب لبنان را در وضعیتی شکننده نگه داشته است.
تخریب از بنتجبیل تا انصار
گزارشهای میدانی از گستردهتر شدن دامنه عملیات اسرائیل در جنوب لبنان حکایت دارد. در بنتجبیل، نظامیان اسرائیلی همچنان به تخریب آنچه از زیرساختهای حیاتی باقیمانده ادامه داده و چند منزل دیگر را نیز ویران کردهاند. همزمان، با سلاحهای سنگین به سمت خانههای اطراف جاده کونین- صفالهوا آتش گشوده شده و در شهرکهای بیتیاحون، حداثا و کونین نیز سلسله انفجارهای شدیدی رخ داده است. پرواز جنگندهها و پهپادهای اسرائیلی بر فراز منطقه و پیشروی تانکها به سمت برخی نقاط، تصویری از فشار نظامی مستمر بر جنوب لبنان ارائه میدهد؛ فشاری که تنها یک گروه مقاومت را هدف نگرفته و زندگی عادی مردم این منطقه را نیز مختل کرده است.
مقاومت در برابر تجاوز
در مقابل این حملات، گزارشها از وقوع درگیری میان نیروهای مقاومت اسلامی لبنان و نظامیان صهیونیست در برخی مناطق جنوب حکایت دارد. تلاش نظامیان اسرائیلی برای پیشروی به سمت بخشهایی از ارتفاعات علیالطاهر با واکنش نیروهای حزبالله همراه شده است. از نگاه مقاومت لبنان، مسئله صرفاً دفاع از یک منطقه جغرافیایی نیست؛ بلکه جلوگیری از تثبیت حضور نظامی اسرائیل و تحمیل واقعیتی تازه بر جنوب لبنان است. همین مسئله سبب شده است هرگونه پیشروی زمینی اسرائیل با حساسیت ویژه از سوی مقاومت دنبال شود و معادله بازدارندگی همچنان یکی از محورهای اصلی تحولات جنوب لبنان باشد.
واکنش حزبالله
حزبالله لبنان در واکنش به تشدید حملات رژیم صهیونیستی به جنوب این کشور، ضمن هشدار درباره اهداف نتانیاهو، از مقامات لبنان خواست به مذاکرات مستقیم و «تحقیرآمیز» با دشمن ادامه ندهند. حزبالله حمله اخیر به شهرک انصار را «جنایتی آشکار» توصیف کرد و افزود: این جنایت به پرونده رژیم صهیونیستی مملو از کشتار، جنایت و خونریزی علیه لبنانیها، انفجار خانههای آنان، تخریب مزارع و از بین بردن نشانههای روستاهایشان افزوده میشود.تداوم این حملات همچنان اعتراض مقامهای رسمی لبنان را نیز بهدنبال داشته است. نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، با تأکید بر اینکه ثبات کشور در گرو توقف نسلکشی و تجاوزات اسرائیل است، خواستار پایان فوری حملات و عقبنشینی نظامیان صهیونیست به مرزهای بینالمللی شده است. نواف سلام، نخستوزیر لبنان، نیز با خطرناک خواندن تشدید تنشهای اسرائیل، تأکید کرده که امنیت مردم لبنان و حق آنان برای زندگی در سرزمین خود موضوعی قابل معامله نیست. مواضع مقامهای لبنانی در حالی مطرح میشود که تلآویو همچنان به حملات خود ادامه میدهد و همین تناقض، شکاف میان تعهدات اعلامشده در توافق آتشبس و رفتار عملی رژیم صهیونیستی را آشکارتر کرده است.
تجربه جنگ ۳۳ روزه
همزمانی این تحولات با بیستمین سالگرد جنگ ۳۳روزه لبنان، بار دیگر تجربه رویارویی حزبالله با ارتش اسرائیل در سال ۲۰۰۶ را به یاد میآورد. انصارالله یمن در پیامی به مناسبت این سالگرد، مقاومت لبنان را عامل شکست اهداف سیاسی و نظامی اسرائیل در آن جنگ دانسته و تأکید کرده است که حزبالله توانست معادلهای از بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی ایجاد کند. از این منظر، مقاومت لبنان تجربهای را پشتسر گذاشته که نشان میدهد برتری تسلیحاتی اسرائیل الزاماً به معنای توانایی تحمیل اراده سیاسی و نظامی آن بر لبنان نیست. یادآوری آن جنگ، در شرایط کنونی نیز برای مقاومت حامل این پیام است که عقبراندن تجاوز اسرائیل صرفاً از مسیر فشار سیاسی امکانپذیر نیست و موازنه قدرت در میدان نیز اهمیت تعیینکننده دارد.
گفتنی است، آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، از یکسو ادامه حملات و تخریبهای رژیم اسرائیل و از سوی دیگر تلاش مقاومت برای جلوگیری از تثبیت دستاوردهای نظامی این رژیم است. کشتار یک خانواده در انصار، شهادت و زخمیشدن شهروندان در دیرالزهرانی و تداوم حملات به بنتجبیل و ارتفاعات جنوب، نشان میدهد که آتشبس هنوز نتوانسته امنیت پایدار را برای مردم لبنان به ارمغان آورد. با این حال، مقاومت لبنان همچنان بر حفظ معادله بازدارندگی و دفاع از حاکمیت کشور تأکید دارد. در چنین شرایطی، مسئله جنوب لبنان فقط یک درگیری مقطعی نیست؛ بلکه رویارویی بر سر این است که آیا اسرائیل میتواند با تکیه بر حملات مکرر، واقعیت جدیدی را بر لبنان تحمیل کند یا مقاومت و فشار سیاسی داخلی و منطقهای، تلآویو را ناچار به عقبنشینی و پایبندی واقعی به آتشبس خواهد کرد.