خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۲۵

وال استریت ژورنال:فشار اقتصادی ترامپ علیه ایران هم به بنبست خورده است
والاستریت ژورنال در گزارشی نوشت: واشنگتن با محاصره دریایی و تشدید تحریمها در پی وادار کردن تهران به عقبنشینی است، در حالی که ایران با محدود نگه داشتن عبور کشتیها و تحمل فشار اقتصادی، میکوشد افزایش هزینههای انرژی و فشار داخلی، آمریکا را زودتر به تغییر مسیر وادارد.
روزنامه «والاستریت ژورنال» در گزارشی به تشدید فشارهای اقتصادی متقابل میان ایران و آمریکا و نقش تنگه هرمز در این تقابل پرداخت و نوشت: مقامهای ارشد دولت ترامپ فشار اقتصادی بر ایران را در جریان جنگ تشدید کردهاند؛ بهگونهای که پایین آوردن قیمت نفت را به یکی از اهداف اصلی جنگ تبدیل کرده و وعده دادهاند تحریمهای مالی بیسابقهای اعمال کنند که تهران را به بازگشایی تنگه هرمز وادار خواهد کرد. مقامهای امارات متحده عربی اعلام کردند ایران اواخر روز پنجشنبه(22 مردادماه) به دو کشتی این کشور در تنگه هرمز حمله کرده است.تحلیلگران میگویند ایران با این حملات نشان میدهد که در برابر تحریمهای اقتصادی بیشتر تسلیم نخواهد شد و حتی زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ظاهراً تمایلی به بازگشت به یک جنگ تمامعیار نظامی ندارد، آماده است ابتکار عمل نظامی را در دست بگیرد.
به گفته آنها، در شرایطی که ترامپ بیش از پیش به محاصره دریایی بنادر ایران بهعنوان اهرمی برای اعمال فشار مالی بر تهران متکی شده است، رهبران ایران میکوشند نشان دهند که عقبنشینی نخواهند کرد و تنگه را بسته نگه خواهند داشت تا زمانی که افزایش قیمت انرژی، آمریکا را وادار به عقبنشینی کند.
علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در «گروه بینالمللی بحران»، گفت: «تهران از هر رویارویی و بازیِ اعصاب با واشنگتن یک درس ساده گرفته است: اگر به اندازه کافی خونسردی خود را حفظ کنید، آمریکا نخستین طرفی خواهد بود که مسیرش را عوض میکند.»
او افزود: «برای نظامی که باور دارد برای بقای خود میجنگد... تهدیدهای موجودیتی معمولاً عزم آن را راسختر میکنند، نه اینکه سقفی برای هزینهای که حاضر است برای مقاومت بپردازد تعیین کنند.» واشنگتن این هفته اعلام کرد که در روزهای آینده محدودیتهای جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال خواهد کرد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت این اقدامات در کنار محاصره دریایی بنادر ایران، یک «ضربه دوگانه» خواهد بود.
تلاشهای دو طرف برای وارد کردن آسیب اقتصادی به یکدیگر، آنها را بیش از پیش از مسیر دیپلماتیکی که به نظر میرسید در توافق ماه ژوئن به آن دست یافته بودند، دور کرده است. آن توافق مشوقهای مالی برای تهران در نظر گرفته بود؛ مشروط بر اینکه ایران تنگه هرمز را بازگشایی کند و مذاکرات جدی درباره برنامه هستهای خود را آغاز کند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، روز پنجشنبه اولویتهای دولت را تشریح کرد و در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز گفت پایین نگه داشتن قیمت انرژی «هدف شماره یک» است.
ونس افزود: «و سپس، بدیهی است که هدف شماره دو این است که اطمینان حاصل کنیم ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند. احساس اطمینان دارم که در حال تحقق هر دوی این اهداف هستیم.» کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز جمعه(23 مردادماه) به خبرنگاران گفت: «هر دو هدف برای رئیسجمهوری به یک اندازه اهمیت دارند. به همین دلیل است که دولت اقدامات بسیار زیادی برای حفظ ثبات بازارها انجام داده است، اما در عین حال، اطمینان از اینکه ایران هرگز نتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند، اولویت رئیسجمهوری در رابطه با درگیری جاری است و او به هر نحو ممکن این هدف را دنبال خواهد کرد.»
اولویتهای ترامپ تغییر کردهاند
ترامپ جنگ را با اعلام این هدف آغاز کرد که ایران را به پذیرش توافقی وادار کند که مانع از دستیابی این کشور به سلاح هستهای برای همیشه شود. اما با طولانی شدن درگیری و در شرایطی که تهران کنترل بیشتری را بر جریان انرژی جهانی در تنگه هرمز، در مقایسه با گذشته، در دست گرفته است، به نظر میرسد اولویتهای ترامپ تغییر کردهاند.
مقامهای آمریکایی میگویند کاخ سفید در هفتههای اخیر بیش از پیش نسبت به دستیابی به یک توافق نهائی هستهای با تهران بدبین شده است. در عوض، ترامپ بر تحت فشار قرار دادن اقتصاد آسیبدیده ایران متمرکز شده تا حکومت ایران به توافقی برای بازگشایی این آبراه تن دهد؛ توافقی که به او اجازه دهد پایان جنگ را پیروزی اعلام کند و از این پرونده عبور کند.
برای ایران، کنترل تنگه هرمز این امکان را فراهم میکند که بدون آنکه در برنامه هستهای خود امتیازی بدهد، خواستههایش را از آمریکا مطرح کند.مقامهای ایرانی بر این باورند که زمان به نفع آنهاست و خواستههای خود برای بازگشایی هرمز را افزایش دادهاند. تهران میگوید آمریکا باید به جنگ پایان دهد، محاصره خود را لغو کند و برای کاهش فشار تحریمهای فلجکننده و آزادسازی وجوه مسدودشده ایران اقدام کند.
اکنون پرسش اصلی در این درگیری به این تبدیل شده است که کدام طرف نخستین بار زیر فشار اقتصادی کوتاه خواهد آمد. جنگ لفظی روز جمعه شدت بیشتری گرفت.
ترامپ روز جمعه در جریان سخنرانی خود در ایالت نیویورک گفت: «بعد از اینکه کار شکست دادن ایران را تمام کنیم ـ کشوری که بهشدت در حال شکست خوردن است ـ خیلی زود اعلام خواهم کرد که تنگه هرمز قلمرو ایالات متحده است.» یک مقام کاخ سفید بعداً گفت اظهارات ترامپ به شوخی بیان شده است.
بازگشت به جنگ اقتصادی و تحریم
والاستریت ژورنال گزارش داده است که ترامپ اکنون ترجیح میدهد با تشدید فشار اقتصادی بر ایران، تلاش کند تأثیر جنگ بر زندگی مردم آمریکا را پیش از انتخابات میاندورهای محدود کند و از بازگشت به جنگ تمامعیار جلوگیری شود. دستیاران ترامپ نیز با نشان دادن دادههایی درباره خسارتهایی که تحریمها تاکنون به حکومت ایران وارد کردهاند، به متقاعد کردن او درباره این راهبرد کمک کردهاند. بسنت نیز نشانههایی از تشدید قریبالوقوع کارزار فشار اقتصادی ارائه کرد و در گفتوگو با شبکه «نیوزمکس» گفت اقدامات بیشتری هفته آینده اعلام خواهد شد.
میعاد ملکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانهداری آمریکا که اکنون در «بنیاد دفاع از دموکراسیها» فعالیت میکند، گفت صادرات نفت ایران از روزانه دو میلیون بشکه پیش از محاصره ماهآوریل به نزدیک صفر در روزهای اخیر کاهش یافته است. او همچنین گفت تهران با کمبود روزانه حدود ۲۹ میلیون لیتر بنزین مواجه است؛ کمبودی که محاصره مانع از جبران آن میشود.
او مدعی شد: «اگر واشنگتن روشن کند که محاصره در چارچوب زمانیای که تهران بتواند منتظر پایان آن بماند، لغو نخواهد شد، این محاصره میتواند حکومت را به زانو درآورد.»
در حالی که فشار اقتصادی بر ایران رو به افزایش است، این کشور در حال حرکت به سمت یک اقتصاد بقاست که برای تحمل این فشار طراحی شده است. تهران که سالها تحریم را پشت سر گذاشته، با سهمیهبندی سوخت و برق، محدود کردن ارز خارجی کمیاب و کاهش سرمایهگذاری، بخش بیشتری از بار فشار اقتصادی را بر دوش خانوارها گذاشته است؛ در عین حال، واردات ضروری و منابع دولتی را حفظ میکند.
واشنگتن نیز در اوایل جنگ تلاش کرده بود با اعمال محاصره دریایی، ایران را وادار به پذیرش خواستههای خود کند؛ این محاصره تنها چند روز پس از دستیابی به یک آتشبس شکننده برقرار شد. در آن زمان، برخی مقامهای آمریکایی اطمینان داشتند که محاصره ظرف چند هفته ایران را مجبور خواهد کرد جنگ را بر اساس شرایط مورد نظر واشنگتن به پایان برساند.
اما در نهایت، ترامپ در ماه ژوئن با توافقی موافقت کرد که به محاصره پایان داد؛ در مقابل، ایران متعهد شد آبراه را بازگشایی کند و درباره برنامه هستهای خود گفتوگو کند. چند هفته بعد، ایران که به تلاشهای آمریکا برای هدایت کشتیها از مسیر آبراه اعتراض داشت، بار دیگر حمله به کشتیها را از سر گرفت.
چه خبر از آن «دکمه» آمریکایی و آن «سلاح مخوف» اسرائیلی؟
شاید بهتر باشد ترامپ و نتانیاهو با مدعیان اصلاحات در ایران مشورت کنند تا جای آن «دکمه» و نحوه استفاده از آن «پدافند لیزری» را به آنها آموزش دهند.
همین چند ماه پیش بود که رسانههای غربپرست ایرانی با انتشار اخباری مبنی بر مجهز شدن ارتش رژیم صهیونیستی به «پدافند لیزری» سعی در بزرگنمایی قدرت اسرائیل و کم اثر شدن قدرت موشکی ایران داشتند.
یکی از چهرههای برجسته همین جریان نیز چند سال پیش مدعی شد آمریکا با فشار یک «دکمه» میتواند تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیندازد.
امروز نه از آن «دکمه» خبری به گوش میرسد و نه از آن سامانه دهان پرکن «پدافند لیزری»؛ شاید بهتر باشد ترامپ و نتانیاهو با اصلاحطلبان ایرانی مشورت کنند تا جای آن «دکمه» و نحوه استفاده از آن «پدافند لیزری» را به آنها آموزش دهند که بتوانند از پایگاهها و تجهیزاتشان در مقابل پهپادها و موشکهای ایران محافظت کنند!
امروز غربپرستان ایرانی دیگر از آن «دکمه» و «پدافند لیزری» چیزی نمیگویند اما تا دلتان بخواهد از قدرت دشمن در احداث «راههای دور زدن تنگه هرمز» و بیاثر شدن «تنگه هرمز» سخنرانی میکنند.
چرا بانیان «محور شرارت» و «شکست اقتصادی» شایسته اظهارنظر نیستند؟
بیبیسی فارسی در تازهترین گزارشهای خود با ضریب دادن ویژه به سخنان محمد خاتمی، بار دیگر خط تطهیر دشمن و انتقال تقصیر از جانیان آمریکایی به داخل کشور را کلید زد. رئیس دولت اصلاحات در موضعگیری تازهای با دفاع از یادداشت تفاهم با آمریکا مدعی شده است: «بعد از جنگ فرصتی فوقالعاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهمنامه ژنو میبینیم.» وی در ادامه، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی را ستوده و گفته است: «باید شجاعت و فداکاری رئیسجمهور محترم را قدر دانست.»
خاتمی در حالی نسخه «تدبیر و دیپلماسی» میپیچد که خود اعتراف میکند آمریکا قابل «اعتماد» نیست، اما بلافاصله اضافه میکند: «امیدوارم این بار فرصت فراهم آمده از دست نرود؛ چنانکه متأسفانه بارها از دست رفته است که اگر رفت، تهدیدها شدیدتر خواهد شد.» او با این ادعا که «در هر تفاهمی، هم امتیاز داده میشود و هم امتیاز گرفته میشود»، تلاش کرده تا انفعال در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن را توجیه کند.
اما اوج آدرس غلط دادن رئیس دولت اصلاحات آنجاست که ادعا میکند باید «صلح شرافتمندانه» به دست آید و میگوید باید «فضای زندگی را به روی مردمی که در تنگنای سخت زندگی به خصوص از نظر معیشت و نومیدی از آینده بهتر بسر میبرند، گشود.» خاتمی بدون اشاره به تحریمهای ظالمانه غربیها، با ادبیاتی ساختارشکنانه هشدار داده است که «در این سالها خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است، بسیار پررنگ است.»
پرسش اساسی از مدعیان اصلاحات این است: آیا کارنامه اقتصادی و سیاست خارجی فردی که عمود خیمه فتنه خسارت بار سال 88 بود، یک «الگو» است یا یک «عبرت»؟! جریانی که دولتهای یازدهم و دوازدهم (روحانی) در حقیقت تکرار و امتداد منطق همان دولت هشتم و هفتم بود، با چه پشتوانهای دوباره نسخهپیچی میکند؟ نگاهی به مستندات تاریخی نشان میدهد خاتمی حتی در میان همپیمانان خود نیز هرگز بهعنوان فردی مطلع بر اقتصاد شناخته نمیشد. بهزاد نبوی پیش از آغاز دولت دوم اصلاحات صراحتاً گفت: «ما قبل از دوم خرداد اعلام کردیم که خاتمی مرد اقتصاد نیست.» محمد سلامتی نیز اذعان کرد: «تیم اقتصادی دولت خاتمی متجانس نبود... و برای اقتصاد کشور ایجاد مشکل کردند.» حتی محمدعلی نجفی، رئیس سازمان برنامه و بودجه وقت، افشا کرد که خاتمی در تصمیمات پایه اقتصادی و برنامه سوم توسعه «دچار تردید و شک» میشد و ثبات تصمیمی نداشت. نتیجه این نابلدی، نمره مردودی بود که مردم در سال ۱۳۸۴ به کاندیدای مورد حمایت مستقیم او (مصطفی معین) دادند.
در سیاست خارجی نیز حاصل خوشبینیهای دولت اصلاحات به آمریکا، دریافت برچسب «محور شرارت» پس از همکاریهای پنهانی در افغانستان بود! توافقات سعدآباد، پاریس و بروکسل و تعلیق یکطرفه صنعت هستهای، هیچ دستاوردی جز زیرپا نهادن تعهدات از سوی طرف اروپایی و عدم لغو تحریمها نداشت.
امروز نیز خاتمی و همدستههایش تلاش دارند تمام جنایات و تجاوزات دشمن را به حساب جریانی موهوم به نام «جنگطلب» در داخل فاکتور بزنند تا در موقعیت «وکیلمدافع شیطان»، دشمن را به تجاوزاتی تازهتر ترغیب کنند. وقتی کاخنشینان واشنگتن ببینند جریانی در داخل هست که پس از بدعهدی و جنایات متعدد، همهچیز را در ورطه دو قطبی کاذب «جنگ و صلح» حل و فصل میکند، با خیال راحتتری به تهدیدات خود ادامه میدهند. صلح زمانی معنا دارد که طرف مقابل به قواعد آن پایبند باشد. وقتی دشمن همزمان با سخن گفتن از توافق، زیرساختها را هدف قرار داده و عالیترین مقامات را تهدید میکند، دم زدن از صلحطلبی یکطرفه، چیزی جز تضعیف امنیت ملی و بازی در زمین تجاوزکار نیست.
گزارش سیانان از شکست آمریکا مقابل ایران کوه آرزوهای ترامپ موش زایید
شبکه تلویزیونی آمریکایی با اشاره به پیروزی ایران در جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی نوشته است که، ترامپ از اهداف حداکثری اولیه خود به اهداف بسیار محدود کنونی یعنی بازگشایی تنگه هرمز و کاهش قیمت بنزین در آمریکا رسیده است و همین نشان میدهد که ترامپ هیچ دستاوردی در این جنگ نداشته است.
کشتی آرزوهای دونالد ترامپ رئیسجمهور متوهم و خودشیفته آمریکا در تنگه هرمز به گل نشسته است. او 9 اسفند 1404 با وعدههایی مثل سرنگونی نظامی جمهوری اسلامی، نابودی توان هستهای، موشکی و پهپادی ایران و تصاحب 400 کیلو اورانیوم غنیشده ایران جنگ علیه کشورمان را آغاز و وعده داد طی 4 تا 6 هفته پیروز شده و ایران را به تسلیم کامل وادارد اما 6 ماه از وعده پیروزی ترامپ گذشته و کوه آرزوهای وی موش زائیده است. «عدم تحقق هیچیک از اهداف اعلامی در جنگ»، «نارضایتی شدید افکار عمومی آمریکا از شکست آمریکا در جنگ»، «نابودی حیثیت و اعتبار آمریکا»، «بسته ماندن تنگه هرمز»، «افزایش قیمت سوخت در آمریکا» و «کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی»؛ تنها گوشهای از چالشهایی است که به جای پیروزی در جنگ، ترامپ با آنها دست به گریبان است. چند روز پیش بود که رسانهها فرار او با یک کامیون حمل غذا از ترس موشکهای ایران را دستمایه تمسخر قرار داده و نوشتند، نهتنها ترامپ به اهدافش نرسیده بلکه اکنون نگران جان خود شده است.
اهدافی که آب رفتند
حالا سیانان در گزارش تازهای ضمن اشاره به اهداف حداکثری زمان شروع جنگ و اهداف بسیار حداقلی کنونی ترامپ، نوشته است: «یکی از بزرگترین مشکلات دولت ترامپ برای بیرون کشیدن خود از جنگ با ایران، فهرستی از اهداف مطلق و حداکثری است که در ابتدای این جنگ اعلام کرد. این اهداف شامل تسلیم کامل ایران، تغییر نظام، جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای و پایان دادن به حمایت تهران از جنبشهای مقاومت در غرب آسیا بوده است. بعضی مقامها نیز از نابودی زیرساخت موشکی ایران سخن میگفتند و برخی دیگر آن را حذف میکردند. در برخی موارد نیز نابودی نیروی هوایی و دریایی ایران مطرح بود، در حالی که در موارد دیگر تنها نیروی دریایی ذکر میشد. با این همه، یک نکته روشن بود: هیچیک از آن فهرستها شامل پایین نگهداشتن قیمت نفت و گاز در آمریکا نمیشد.» اما به نوشته سیانان، «با کشیدهشدن جنگ به ششمین ماه، این فهرست به شکل محسوسی تغییر کرده و کوتاهتر شده است.» تازهترین نمونه نیز اظهارات «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور آمریکاست که به نوشته سیانان، نشانه دیگری از این احتمال است که دولت ترامپ خود را برای پذیرفتن چیزی بسیار کمتر از اهداف اولیه آماده میکند؛ شاید حتی بسیار کمتر.
هدف شماره یک
این شبکه آمریکایی در گزارش خود خاطرنشان کرده است که «تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ باز بود و در نتیجه، اگر اکنون باز ماندن مسیر انرژی و کاهش قیمت نفت هدف شماره یک دولت آمریکا باشد، این هدف عملاً چیزی جز بازگشت به وضع پیش از جنگ نیست». به گزارش ایسنا، در بخش دیگری از این گزارش میخوانیم: «تأکید تازه برخی مقامهای دولت ترامپ بر کاهش قیمت بنزین، تازهترین نشانه از عقبنشینی تدریجی از اهداف اولیه است؛ عقبنشینیای که ممکن است زمینهسازی برای پایان دادن به جنگ با نتیجهای بسیار کمتر از چیزی باشد که ترامپ در ابتدا وعده داده بود. تا ماه می(اردیبهشت) مشخص شده بود دولت آمریکا دیگر قصد ندارد بر برخی از اهداف اولیه تأکید کند. در ماه ژوئن(خرداد) نیز دولت ترامپ وارد یک تفاهمنامه با ایران شد که در آن به اهدافی که پیشتر در مرکز سیاست آمریکا قرار داشتند، تنها اشارهای محدود شده بود. همزمان، ترامپ طی بیش از ۲ ماه گذشته اظهاراتی مطرح کرده که نشان میدهد ممکن است خواستههای هستهای خود از ایران را نیز کاهش دهد.»
بنابر اعلام سیانان، دولت آمریکا پیشتر بر این موضوع تأکید میکرد که ایران باید اورانیوم غنیشده خود را هم تحویل دهد، اما ترامپ بعدتر مدعی شد که ممکن است خسارت کافی به برنامه هستهای ایران وارد شده باشد و مواد هستهای این کشور نیز آنقدر در اعماق زمین مدفون شده باشند که دیگر امکان دسترسی به آنها وجود نداشته باشد! رئیسجمهور آمریکا همچنین گفته است دولت آمریکا میتواند صرفاً از فضا فعالیتهای ایران را زیر نظر بگیرد تا مطمئن شود تهران برای بیرون آوردن آن مواد تلاش نمیکند. ترامپ حتی مدعی شده ایران «از قبل خلع هستهای» شده است! سیانان نوشته است: به بیان دیگر، سخنان ترامپ بیش از پیش شبیه سخنان کسی است که میداند توان واداشتن ایران به امضای یک توافق هستهای محدودکننده را ندارد در چنین شرایطی، اینکه اعضای دولت او اکنون قیمت انرژی را «هدف شماره یک» جنگ میخوانند کاملاً در امتداد روندی قرار میگیرد که دولت آمریکا طی ماههای گذشته در پیش گرفته است: فاصله گرفتن از اهداف سخت و غیرقابل انعطافی که در آغاز جنگ اعلام کرده بود. سیانان در پایان نوشت: اگر «هدف شماره یک» واشنگتن اکنون واقعاً بازگشت به شرایط پیش از جنگ باشد، همین مسئله بهتنهایی نشان میدهد دستاوردهای این جنگ برای آمریکا تا چه اندازه ناچیز بوده است.
دروغ بزرگ
رسانه آمریکایی «اماسنَو» هم در تحلیلی به دروغهای این روزهای ترامپ درباره کنترل ارتش آمریکا بر تنگه هرمز پرداخته و نوشته است: ادعای دونالد ترامپ درباره کنترل کامل آمریکا بر ایران و تنگه هرمز با واقعیتهای میدان جنگ در تضاد است. «اماسنَو» در گزارش خود مینویسد: ترامپ با لفاظی درباره برتری آمریکا تلاش میکند واقعیتی متفاوت را پنهان کند؛ و آن واقعیت آن است که ایران در حال افزایش اهرمهای فشار خود است. به نوشته این رسانه، تردد دریایی در تنگه هرمز همچنان به بخش کوچکی از سطح پیش از جنگ محدود شده، چرا که آمریکا قادر نیست عبور امن کشتیهای تجاری را تضمین کند و موشکها، پهپادها و شناورهای ایرانی همچنان تهدیدی جدی محسوب میشوند. به گزارش فارس، این رسانه آمریکایی نتیجه گرفته است که توان ایران برای محدودکردن عبور و مرور در تنگه هرمز و وادار کردن آمریکا به مصرف گسترده تسلیحات پیشرفته و گرانقیمت، نشان میدهد تهران در حال کسب مهارت بیشتر در جنگ نامتقارن است. اماسنَو همچنین به گزارشهایی درباره تغییر مسیر مخفیانه ترامپ هنگام خروج از ترکیه اشاره کرده و نوشته است: این اقدام، برخلاف ادعای ترامپ درباره نابودی توانمندیهای ایران، عمق نگرانی مقامهای امنیتی آمریکا از توان ایران را نشان میدهد.
تنها راه نجات ترامپ
«جو کِنت»، رئیس مستعفی مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا هم با مقایسه وضعیت کنونی نیروهای آمریکایی در جنگ علیه ایران با خروج فاجعهبار آمریکا از افغانستان هشدار داد ترامپ با نگهداشتن نیروهای آمریکایی در تیررس موشکها و پهپادهای ایران، خود را در دام تشدید دوباره جنگ گرفتار کرده است. کِنت در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه جنگی، در شرایطی که آنها در حال انجام عملیات تهاجمی نیستند و صرفاً به دلیل تصمیم نگرفتن رئیسجمهور برای خروج در منطقه باقی ماندهاند، به طرف مقابل این امکان را میدهد که به نیروهای آمریکایی حمله کند و رئیسجمهور آمریکا را میان کشیده شدن دوباره به جنگ یا خروجی شکستخورده و تحقیرآمیز قرار دهد. او نوشت ترامپ میداند راهحل نظامی برای جنگ ایران وجود ندارد، اما به جای رد کردن دام تشدید درگیری و گرفتار شدن در یک باتلاق عمیقتر، نیروهای آمریکایی را همچنان در تیررس موشکها و پهپادهای ایران نگه داشته است. کنت تأکید کرد: باقی ماندن نیروهای آمریکایی در منطقه به ایران دست بالا را میدهد و میتواند آمریکا را در شرایطی قرار دهد که تهران زمان و شرایط بازگشت واشنگتن به جنگ را تعیین کند. او در پایان از ترامپ خواست «اکنون از جنگ کنار بکشد، پیش از آنکه فاجعه رخ دهد» و نیروهای آمریکایی را از منطقه خارج کند.