روزی نامه های غرب گدای ...
۱۴۰۵/۰۶/۲۸
.jpg)
ستون پنجم علیه ملت مبعوثشده
تندرو، افراطی، حکومتی، فرقه و... همگی برچسبهایی است که جریان غربزده به ملت مبعوثشدهای که بیش از 200 شب حضور پر شور در میادن شهرهای سراسر ایران داشتهاند، نسبت میدهند؛ زامبیهایی که سلبریتی سینماییشان حتی حاضر به نشان دادن جنایت مدرسه شجره طیبه میناب در جشنواره سینمایی ونیز نمیشود و سلبریتیهای سیاسیشان دم از «صلح شرافتمندانه» و «همهپرسی برای پایان جنگ» میزنند.
درست زمانی که رسانههای معتبر آمریکایی اعم از دیلی تلگراف به صراحت ایران را پیروز قطعی و بیچون و چرای جنگ اعلام میکنند و مردم مبعوث شده هر روز آمادگی خود را برای رویارویی با ارتش تروریست آمریکا بیشتر نشان میدهند، جریانات سیاسی، فرهنگی و رسانهای غربگرا بیشتر برای حقارت ایران و توهین به ملت روی میآورند.
از روزنامه زنجیرهای شرق که باند نیویورکیها، جریان دوم خرداد و کاسبان سیاسی مذاکرات را اهل خانه میداند و ملت مبعوث شده را تندرو و اقلیت تا مطالبهگری حیرتآور یوسف پزشکیان از جانفدایان ایران، همگی در جهت تضعیف، هجمه و به حاشیه راندن جریان مردمی است که در طی 200 شب به خواری در چشم آمریکا و رژیم صهیونیستی مبدل شدهاند. سؤال اصلی و اساسی این است که این جریان آیا بیش از آنکه انرژی و پتانسیل خود را برای هجمه و توهین به ملت مبعوث شده صرف کنند در مواجهه و محکومیت جنایات آمریکا و اسرائیلی کنشگری دارند؟ پاسخ، قطعا خیر است.
از عجایب دولت چهاردهم این است که فرزند رئیسجمهور در ادبیات سیاسی ایران به یک سمت مبدل شده است، همانند دولت روحانی که داماد رئیسجمهور بودن یک سمت بود. با فرض اینکه فرزند رئیسجمهوری یک سمت باشد، آیا در وضعیت تورم افسارگسیخته و وضع اسفبار معیشتی مردم مقام سیاسی فرزند رئیسجمهور باید پاسخگوی مردم باشد یا مطالبهگر مردم؟ این مقام سیاسی در پستی در شبکه اجتماعی ایکس مینویسد: «شما که مدعی هستید، پیشتاز بشید، مثل مردم یمن زندگی کنید؛ یارانه نگیرید، از برق سراسری استفاده نکنید، هزینههای زندگی را نصف کنید. اگر همین مردم جانفدا بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند، دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود!» عجیب است که مردم مبعوث شده باید پاسخگوی ناترازیهای دولت در زمینه انرژی و ناتوانی در تأمین کالاهای اساسی باشند!
موضوع به اینجا ختم نمیشود؛ در رزمایش حماسی 313 هزار جانفدای تهرانی رسانههای رسمی دولت عکسهایی موهن از جانفدایان در تارنمای رسمی خود نشر میدهند، در کجای دنیا یک رسانه دولتی همسو با دشمن اقدام به تحقیر نیروهای مردمی حامی حکومت مستقر میکند؟ عکسهایی که اگر رسانه تروریستی اینترنشنال نشر دهد محل تعجب قرار نمیگیرد؛ اما، رسانه رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران آن را منتشر میکند.
وقتی روزنامه زنجیرهای سازندگی از چاله حقوقی برجام، مناره میسازد!
جریان مدعی اصلاحات و روزنامههای زنجیرهای بار دیگر در پروژهای ناشیانه، دست به بازطراحی یک «روایت واژگون» زدهاند.
روزنامه زنجیرهای سازندگی در تیتر یک اخیر خود با ادعای مضحک «برجام هنوز کار میکند!»، تلاش کرده تا مانعتراشی(وتوی) چین و روسیه در برابر فشارهای حقوقی غرب را به حساب زنده بودن برجام بنویسد؛ پروژهای آشکار برای تطهیر سند تسلیمی که سالهاست جسد بیجان آن روی دست کشور مانده است.
بازی جالب اینجاست که جریانی که تا دیروز وجود مکانیسم ماشه را کلاً از اساس انکار میکرد و با قاطعیت میگفت «اسنپبک وجود ندارد»، حالا که با بنبست حقوقی آن مواجه شده، تلاش میکند حق وتوی قدرتهای شرقی را هم مصادره به مطلوب کند.
اگر ادعای روزنامه زنجیرهای سازندگی را بپذیریم، این نه نشاندهنده کارآمدی برجام، بلکه اثبات «ناتوانی عمیق» آن است. ساختاری که نتواند از حقوق ابتدائی خودش دفاع کند و چشم به اراده و وتوی دیگران بدوزد، فتحالفتوح نیست؛ یک تله حقوقی است. چنانکه سرگئی لاوروف با اشاره به همین موضوع صراحتاً فاش کرد: «راستش را بخواهید، ما از این موضوع شگفتزده شدیم. اما وقتی که شرکای ایرانی ما این فرمولبندی که صادقانه بگویم، یک تله حقوقی محسوب میشد را پذیرفتند، ما هم دلیلی برای اعتراض نداشتیم. از آنجا که شما نام ظریف را بردید: این ابداع عمدتاً از سوی خود او بود.»
همچنین علیاکبر صالحی نیز با تأیید این ساختار یکطرفه اذعان میکند: «روسیه همان زمان که مکانیسم ماشه در برجام طراحی شد، متوجه شد که این بند بهطور زیرکانهای حق وتوی اعضای دائم شورای امنیت را دور میزند و هیچ کشوری، حتی مسکو و پکن، توان متوقفکردن آن را ندارد.»
از سوی دیگر، جریان مدعی اصلاحات حق وتوی ۷۰ ساله چین و روسیه در شورای امنیت (مصوب ۱۹۴۵) را هم محصول برجام میدانند! طنز تلخ روزگار این است تفکری که ۱۲ سال شرقهراسی کرده و چین و روسیه را غیرقابل اعتماد میخواند، حالا برای پنهان کردن خسارت برجام، به دامن همانها چنگ زده است.
سؤال اصلی از جریان غربگرا این است که اگر اسنپبک وجود داشت و بمب ساعتی در متن توافق کار گذاشته شده بود، چرا سالها انکارش کردید؟ و مهمتر اینکه، چه کسی باید پاسخگوی پذیرش این تله حقوقی و خسارتهای ملی پای میز محاکمه باشد؟
پاسخ تمام کاستیها «جنگ» نیست!
هفته اول شهریور، رئیسجمهور از دریچه رسانه ملی، مهمان خانه مردم شد و گفت: «در جنگ زدند و خراب کردند و حتی نمیتوانیم به آنها که بیکار شدند، پولی بدهیم»؛ مدتی از گفتوگوی رئیسجمهور نگذشته بود که جواد امام برخلاف این روایت، موضع گرفت و اظهار داشت: «جنگ مشکلات اقتصادی را تشدید کرده است، اما همه علت نیست... جنگ باید بهعنوان یکی از عوامل محدودکننده عملکرد دولت دیده شود، نه چک سفید امضایی برای توجیه همه ناکامیها».
دوشنبه 29 تیر 1405، محمد جعفر قائمپناه، معاون اجرائی رئیسجمهور هنگام جمعبندی سفر خود به خوزستان در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: «آمادهایم بگوییم، اگر جنگ هم ادامه پیدا کند، معیشت مردم را تامین میکنیم».
17 مرداد 1405، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور نیز در همایش «جایزه ملی البرز» گفت: «خوشبختانه ما برنامه اقتصاد جنگ را در آذرماه ۱۴۰۳ تصویب کرده بودیم».
معاون اول رئیسجمهور ادامه داد: «اما چون راهبرد ما در دو سال اخیر این بود که جامعه باید با آرامش زندگی کند و از انتقال فضای جنگی به افکار عمومی تا حد ممکن جلوگیری شود، آن سند مصوب را رسانهای نکردیم اما به محض آغاز جنگ، از آن برنامه استفاده کردیم»؛ همان روز (17 مرداد)، رئیسجمهور در واکنش به امکان بازسازی سالن 12 هزار نفری ورزشگاه آزادی به پاسخی کوتاه اکتفا کرد و گفت: «پول نداریم، نمیسازیم!».
6 شهریور 1405، یک هفته پس از سخنان عارف در همایش «جایزه ملی البرز»، رئیسجمهور از دریچه رسانه ملی، مهمان خانه مردم شد و برخلاف سخنان عارف و قائمپناه، اعلام کرد: «پول نداریم، درآمد نداریم، در جنگ زدند و خراب کردند و حتی نمیتوانیم به آنها که بیکار شدند پولی بدهیم. ارز کم داریم و قیمت دلار میتواند خیلی بالاتر از این هم برود».
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات و بازداشتی فتنه 88 در مصاحبه با «ایسنا» به نقد مواضع رئیسجمهور پرداخت و گفت: «جنگ مشکلات اقتصادی را تشدید کرده است، اما همه علت نیست».
سخنگوی جبهه اصلاحات در ادامه با بیان اینکه «جنگ توجیه همه ناکامیها نیست» اظهار داشت: «جنگ باید بهعنوان یکی از عوامل محدودکننده عملکرد دولت دیده شود، نه چک سفید امضایی برای توجیه همه ناکامیها. وقتی اختیار و مسئولیت از هم جدا شوند، اعتماد مردم و کارآمدی دولت نخستین قربانیان خواهند بود».
اکبر منتجبی، سردبیر روزنامه سازندگی نیز در گفتوگو با وبسایت «انصاف نیوز» ضمن اشاره به اینکه «بلاتکلیفی فرسایندهتر از جنگ است» نسبت به بیعملی دولت موضع گرفت.
وی گفت: «نمیدانیم جنگ برمیگردد یا خیر، نمیدانیم تحریمها شدیدتر از این خواهد شد یا نه، نمیدانیم قیمت ارز تا کجاست، نمیدانیم وضعیت بنزین چه خواهد شد و نمیدانیم در زندگی و امور شخصیمان چه برنامهای میتوانیم برای ماه آینده داشته باشیم. این وضعیت بلاتکلیف، روح و روان مردم را تحت فشار قرار داده و از خود جنگ نیز فرسایندهتر شده است... این وضعیت از خود جنگ فرسایندهتر است».
سردبیر سازندگی افزود: «سیاستگذاران باید برای وضعیتهای مختلف، سناریوهای مشخصی برای کشور و زندگی مردم داشته باشند و جامعه را از این بلاتکلیفی خارج کنند. نمیتوان زندگی مردم را تا زمان روشن شدن وضعیت جنگ و صلح متوقف کرد».
حزب «توسعه ملی» نیز در نامهای خطاب به رئیسجمهور خواهان قاطعیت بیشتر و عدم مماشات مسعود پزشکیان با کسانی شد که به اسم و با وابستگی به دولت سفره مردم را نشانه گرفتهاند.
در نامه این حزبِ مدعی اصلاحات آمده است: «در شرایط اقتصادی بحرانی موجود برای جامعه پذیرفته نیست دولت با مدیران برخی شرکتهای وابسته به دولت که ارز حاصل از صادرات خود را در اختیار خزانه نمیگذارند، مماشات کند».
اشاره عارف به تصویب برنامه «اقتصاد جنگ» در آذر ۱۴۰۳ و تأکید قائمپناه بر تأمین امنیت «سفره مردم» در صورت ادامه نبرد با اظهارات رئیسجمهور همخوانی نداشته و تصویری دوگانه، متناقض و قابل تامل از مدیریت اقتصادی به جامعه مخابره میکند.
به عبارتی دیگر میان «پول نداریم، جنگ است» تا «برنامه داریم برای جنگ» فاصلهای مشهود وجود دارد، فاصلهای که مرز میان «پاسخگویی» و «توجیه» را مشخص کرده و «مدیریت» را معطل مذاکره نمیکند و امنیت اقتصادی را به «گوشهچشم» قدرتها گره نمیزند.