به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 15,121
بازدید دیروز: 16,794
بازدید هفته: 54,374
بازدید ماه: 133,258
بازدید کل: 30,544,019
افراد آنلاین: 51
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۰۶ مهر ۱٤۰۵
Monday , 28 September 2026
الاثنين ، ۱۷ ربيع الآخر ۱٤٤۸
مهر 1405
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
روزی نامه های غرب گدای ... ۱۴۰۵/۰۷/۰۵

روزی نامه های غرب گدای ...

۱۴۰۵/۰۷/۰۵

جابه‌جایی «مجرم» و «قربانی» بازی تکراری طیف غربگرا

پس از جنگ 12 روزه‌، جنگ 40 روزه، محاصره دریایی و تحریم‌های ظالمانه، صادق زیباکلام نوشت: «مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو». 
روز 31 شهریور، همزمان با سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، صادق زیباکلام، فعال اصلاح‌طلب با انتشار پیامی نوشت: «بسیاری از چشم‌ها به نیویورک است که آیا گره‌ای ممکن است باز شود؟ اما مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو». 
وی افزود: «مشکل ما با تندروهای خودمان است که ۳۶سال همه قدرت را به‌دست آورده بودند و حالا سرسوزنی حاضر به از دست دادن آن نیستند ولو به قیمت به خاک سیاه نشستن نود میلیون ایرانی»؛ این دیدگاه در حالی مطرح است که مسئله ترامپ حذف یا تغییر ساختار سیاسی و حکومت جمهوری اسلامی نیست؛ رئیس‌جمهور زیاده‌خواه آمریکا، واحد جغرافیایی به نام ایران را برنمی‌تابد و برای تجزیه و کوچک کردن این واحد جغرافیایی با سدی به نام جمهوری اسلامی طرف است. 
ترامپ هفت روز پس از شهادت رهبر انقلاب (16 اسفند 1404) در پاسخ به این پرسش که «بعد از این ماجراها [جنگ] نقشه ایران به همان شکلی باقی ‌می‌ماند»، گفت: «نمی‌توانم به شما بگویم»؛ اما بلافاصله اضافه کرد: «احتمالاً نه». 
نسخه‌ تجزیه پیش از این نیز در محافل آمریکایی مطرح بود و دستورالعمل اجرائی داشت؛ «براندا شیفر»، پژوهشگر و تحلیلگر «FDD» با همین رویکرد ضمن انتشار مقاله‌ای در «نشنال اینترست» پیشنهاد داد که از طریق جنگ داخلی و حمله به ایران زمینه و بستر تجزیه ایران را فراهم خواهم کنند. 
شیفر در 31 شهریور 1399 مقدمات و لازمه‌های تجزیه و کوچک‌سازی را این‌گونه شرح داد: «بیش از نیمی از جمعیت ایران را اقلیت‌های قومی غیرفارس تشکیل می‌دهند: آذربایجانی‌ها، کردها، عرب‌ها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و دیگران.بیشتر استان‌های مرزی ایران محل سکونت این گروه‌های قومی غیرفارس است که با هم‌تباران خود در کشورهای همسایه پیوند دارند». 
وی افزود: «جنگ داخلی در جریان تغییر یا فروپاشی رژیم، فرصتی برای دستیابی به خودمختاری این اقوام و استان‌ها را فراهم می‌کند». 
در واقع مقامات و پژوهشگران آمریکایی سال‌هاست که اندیشه تجزیه ایران و حمله به تمامیت ارضی را دنبال می‌کنند؛ اما طیف غربگرا بی‌اعتنا به این هدف و موضوع خواهان ارتباط مؤثر و دوستانه با آمریکا است. 
به عنوان نمونه، علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و معاون حقوق اساسی در دولت روحانی طی گفت‌وگو با «یورونیوز» گفت: «ترور یک مقام نظامی ایرانی نباید دلیل خصومت همیشگی ما با آمریکا باشد». 
گرجی 9 اردیبهشت 1404 (پیش از جنگ 12 روزه) تاکید کرد: «مشکل اصلی ما با آمریکا، یک مشکل ذاتی ابدی نیست. چرا فکر می‌کنیم که با کشور متمدنی مثل آمریکا همیشه باید سر دشمنی داشته باشیم؟ خصومت‌های کنونی بین ایران و آمریکا هم عمدتا ساختگی و بی‌مبنا بوده است. اینکه آمریکایی‌ها یک مقام نظامی ما را ترور کردند، کار زشت و نادرستی بود اما این دلیل نمی‌شود که ایران و آمریکا باید تا ابد در وضعیتی خصمانه باشند». 
هنر نادیده گرفتن جنایاتی چون حمله به «میناب» و «لامرد» مهارتی است که طیف غرب‌گرا و امثال زیباکلام در آن به توانمندی و جایگاه استادی رسیده‌اند، این‌جا همان نقطه‌ای است که جای «مجرم» و «قربانی» عوض شده و حمله به جمهوری اسلامی بیشتر از اعتراض و نقد جنایت آمریکا خریدار دارد.

 

ترامپ تفاهم نمی‌خواهد ولی ما به زور مذاکره کنیم!

«دشمنی با آمریکا را پایان دهید، چون از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتید، بنابراین شما دشمنی با آمریکا را شروع کردید، آمریکا‌ستیزی مانع از پیشرفت کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم است». این جملات درواقع محور بحث‌های غیر واقع‌بینانه‌ای است که جریان غربگرا و خواهان ارتباط با آمریکا در بیان مواضع خود، همواره مطرح می‌کنند. چنین افاضاتی در حالی مطرح می‌شود که دولت آمریکا از فردا انقلاب ایران تمام هم و غمش در خاورمیانه سرنگونی جمهوری اسلامی و تسلط بر منابع نفت و انرژی ایران بوده است.
بی‌آنکه اقدامی از نظام مستقر پسا انقلاب 57 علیه آمریکا رقم بخورد؛ دولت این کشور تحریم‌های متعددی علیه مردم ایران اعمال و دشمن بعثی ایران را از هر نوع تسلیحات نظامی برای مقابله با مردم ایران تأمین کرد. با این حال ملت ایران و دلدادگان انقلاب اسلامی متهم به آمریکاستیزی و حرکت خلاف منافع ملی هستند.
در تازه‌ترین موضع افراد غربگرا شاهد اظهارات عجیب غلامحسین کرباسچی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی هستیم. این فعال سیاسی عنوان می‌کند؛ «در مقاطع حساس، مسئولان باید بتوانند تصمیمی که برای منافع کشور ضروری می‌دانند را حتی اگر هزینه سیاسی داشته باشد، اتخاذ کنند. در ماجرای پذیرش قطعنامه 598 آقای ‌هاشمی از امام درخواست کردند قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود؛ درحالی ‌که شاید یک هفته قبل از آن، امام بر ادامه جنگ و رد قطعنامه تأکید کرده بودند. اما آقای ‌هاشمی توضیح دادند که شرایط کشور این‌طور است و به قول معروف، زانو زدند و عبا را انداختند و گفتند به هر قیمتی باید این قطعنامه را بپذیریم؛ حتی اگر من بپذیرم و شما بعداً من را به‌عنوان خائن محاکمه کنید». کرباسچی می‌گوید، خودش نیز در مقاطع مختلف تلاش کرده چنین نگاهی را به مسئولان منتقل کند. به گفته او، یک‌بار در جلسه‌ای با شهید لاریجانی در شورای‌عالی امنیت ملی نیز چنین درخواستی را مطرح کرده است: «از ایشان خواهش کردم شما که مورد اعتماد رهبری شهید هستید، بروید از ایشان خواهش کنید و نقش آقای‌ هاشمی را ایفا کنید». پاسخ اما این بوده که «این کارها از من برنمی‌آید». کرباسچی بعد از نقل این خاطره اضافه می‌کند: «الان هم به نظر من شرایط همین است».
این فعال سیاسی با لحنی مواضع خود را اعلام می‌کند؛ گویی جمهوری اسلامی ایران وارد کارزار نظامی با آمریکا شده است و هم اکنون این ایران است که تمایلی به پایان جنگ ندارد. همه عالم شاهد بودند که دو جانی عصر معاصر ترامپ و نتانیاهو با حیله‌گری تمام دو مرتبه میز مذاکرات را بمباران کردند و عالی‌ترین مرجع سیاسی مذهبی، فرماندهان نظامی و امنیتی بلندپایه را به شهادت رساندند و هم اکنون نیز رئیس‌جمهور تروریست آمریکا کراراً اعلام کرده که علاقه‌ای به تفاهم با ایران ندارد و خواستار تسلیم محض ایران است. این حجم از کج فهمی در موضوعی که برای همه دنیا روشن است دو نتیجه در پی دارد؛ اول اینکه نشان‌دهنده عدم صلاحیت اظهارنظر سیاسی توسط غربگرایانی همچون غلامحسین کرباسچی است و دوم اینکه احتمالاً نظر اصلی و این افراد همان‌طور که ترامپ مدنظر دارد تسلیم محض است!
کرباسچی در بخش دیگری از مصاحبه می‌گوید: «اگر بتوانیم با سازمان بین‌المللی انرژی اتمی، با کشورهای اروپایی، با خود آن جناح معقول در آمریکا این مسئله (به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیستیم) را حل کنیم و واقعاً ثابت شود به دنیا؛ لااقل این بهانه از دست اینها گرفته می‌شود». در کنار پرونده هسته‌ای، کرباسچی درباره سیاست منطقه‌ای ایران نیز بر یک پرسش تأکید می‌کند: «باید ببینیم تا کجا و تا چه مرزی واقعاً به سود منافع ملی ماست». استدلال او این است که اگر اقتصاد کشور دچار مشکل جدی شود، توان ایران برای کمک به دیگران از جمله مسلمانان و شیعیان نیز کاهش پیدا می‌کند.
باید این سؤال را از غلامحسین کرباسچی پرسید که در دولت مورد حمایت وی و دوستان اصلاح‌طلبش آیا با آن جناح معقول در آمریکا و اروپایی‌ها بر سر مسئله هسته‌ای توافق نشد؟ و به دنبال آن سختگیرانه‌ترین نظارت‌های آژانس بین‌المللی انرژی بر ایران اعمال نشد؟ چرا در دولت آن جناح معقول تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی مجدد به بهانه‌های دیگر بازگشت؟ حتی افراد بدون تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی نیز می‌دانند تحریم‌های ظالمانه در دوره آن جناح معقول برای اولین بار اعمال شد.
دوستان آقای کرباسچی که در سال 1388 شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را مطرح می‌کردند؛ به خوبی شاهد بودند که در سال‌های اخیر بعد سرنگونی حکومت اسد، تضعیف حماس و حزب‌الله جنگ به مرزهای ایران رسید. آیا به روشنی روز نمی‌توان چنین وقایع تاریخی را درک کرد؟ همان‌طور که رهبر شهید فرمودند شعاردهندگان شعار مذکور هیچ‌گاه برای ایران و دفاع از سرزمین ایران وارد کارزار نظامی و جنگ نشده‌اند. در دو دفاع مقدس اخیر نیز طیف مذهبی و بسیجی جامعه پای لانچر‌ها بودند و جان خود را کف دست گرفتند و تقدیم ایران کردند.

 

 

 

 

تاریخ خبر: ۱٤۰۵/۰۷/۰۶، ۰۹:۲۵:۵۲       بازدیدها: 91