خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۷/۲۸

برده باند کودکخوار اپستین: باید ترامپ را ببخشیم!
یکی از بردگان باند جنایتکار و کودکخوار اپستین که در سایه انفعال و غفلت نهادهای مسئول، جنگ روانی با مردم راه انداخته، اخیراً مدعی شده است که باید ترامپ را ببخشیم! این اظهارات وقیحانه و مرعوبانه در حالی مطرح میشود که اقدام جنایتکارانه آمریکا در ترور قائد امت، مدرسه شجره طیبه میناب، لامرد، سیریک و دیگر نقاط ایران عزیز، تنها برشی از جنایاتی است که در تاریخ کمنظیر به شمار میرود. این همان توحش مدرن است که نشان میدهد آمریکا روزبهروز در زمینه جنایت جنگی و ظلم به ملتهای دنیا پیشرفت کرده و انسانیت را رسماً زیر پا گذاشته است، جانها را بیاهمیت کرده و امنیت را از جامعه گرفت؛ حال با کدام منطق عقلانی و غیرت ملی میشود ترامپ قمارباز را بخشید؟! امام شهید ما (رضواناللهتعالیعلیه) با همان نگاه تیزبین و الهیشان، میفرمایند: «مسئله حقوق بشر برای غربیها و بخصوص آمریکاییها یک ابزار است؛ ابزاری برای فشار، ابزاری برای زورگویی... هر جا بخواهند به یک کشوری فشار بیاورند، مسئله حقوق بشر را علم میکنند؛ در حالی که خودشان بزرگترین ناقضان حقوق بشر در دنیا هستند.»
رژیمی که با ادعای واهی و دروغین کشف سلاحهای کشتارجمعی، عراق را به خاکستر نشاند و جان بیش از یک میلیون انسان بیگناه را گرفت، همان رژیمی است که ماشین جنگی کودککش صهیونیستی را در نوار غزه و جنوب لبنان به بمبهای فسفری و هدایتشونده دوهزار پوندی تجهیز کرد تا هزاران کودک را در آغوش مادرانشان قطعهقطعه کند. برای واشنگتن، «انسان» مادامی ارزش زیستن دارد که تسلیم ماشین غارت و چپاول کمپانیهای غربی باشد و اگر ملتی اراده استقلال و ایستادگی کرد، تمام حقوقش به فتوای دموکراسی لیبرال ساقط خواهد شد. به شهادت رساندن رهبر امت اسلامی، ترور فرماندهان سلحشور نظامی، داغ مدرسه شجره طیبه میناب و ماتم مراسم عروسی بندر سیریک و بمباران بیمارستان و زیرساختهای حیاتی اسناد انکارناپذیر توحش حقوق بشری آمریکا بوده و هست و هرگز از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد. حال اگر عدهای عناصر خودفروخته و مرعوب دشمن میخواهند چشمان خود را بر روی این جنایات آشکار ببندند، حکایت سادهلوحی و خوشرقصیشان برای دشمن جدای از ملت بیدار است و تنها ترامپ را برای حمله مجدد جریتر میکند. قوه قضائیه نیز باید با قاطعیت با افرادی که امنیت روانی جامعه را نشانه رفتهاند، برخورد کند.
رسانههای آمریکایی در ادامه گزارشها و مقالههای خود از تبعات جنگ احمقانه ترامپ علیه ایران نوشتهاند جغرافیا و مقاومت ایران ماشین جنگی آمریکا را زمینگیر کرد و نیمی از آمریکاییها هم به دلیل تبعات ناشی از این جنگ آن قدر فقیر شدهاند که توان خرید مایحتاج ضروری زندگی خود را هم ندارند.
جنگ احمقانه ترامپ علیه ایران و شکست آمریکا از ایران در این جنگ هنوز موضوع گزارشها و مقالههای رسانههای مطرح آمریکایی و غربی است و روزی نیست که رسانهها به تاثیرات این جنگ از نابودی هژمونی آمریکا گرفته تا نابودی پایگاههای آمریکا در منطقه و افزایش شدید قیمتهای انرژی نپردازند. بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران طی هشت ماه گذشته نزدیک به ۲ هزار دلار برای هر خانوار آمریکایی هزینه داشته و در مجموع ۲۶۵ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا خسارت وارد کرده است؛ رقمی که نشان میدهد حماقت نظامی واشنگتن در منطقه، بیش از آنکه امنیت بیاورد، برای خود آمریکاییها گران تمام شده است. به نوشته نیویورکتایمز افزایش هزینههای انرژی که ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران است، موجب افزایش قیمتها در سرتاسر آمریکا شده، اما دستمزدها ثابت مانده و تقریبا نیمی از آمریکاییها توان خرید نیازهای اولیه خود را ندارند. به نوشته نیویورک تایمز اخبار اقتصادی هفته گذشته ناگوار و وخیم بود. اخبار مربوط به آبوهوا نیز چندان تعریفی نداشت. این گرمترین تابستان ثبتشده در ایالات متحده بود، داغتر از تابستان طوفان شن در سال ۱۹۳۶! در طول چند ماه گذشته، آمریکاییها برای خنک نگه داشتن خود و در برخی مناطق، برای زنده ماندن از دستگاههای تهویه مطبوع زیادی استفاده کردند. و اکنون طبق دادههای فدرال، حدود یک ششم خانوارهای آمریکایی از پرداخت قبوض آب و برق درمانده شدهاند. این رسانه آمریکایی با اشاره به مشکلاتی که دونالد ترامپ، با جنگ علیه ایران برای مردم کشور خودش رقم زده، نوشته است: دادههای دولتی چیزی را آشکار کرد که میلیونها آمریکایی ماههاست میدانند؛ افزایش هزینههای انرژی که عمدتا ناشی از جنگ علیه ایران بوده و قیمتها را در همه جا افزایش داده است.
ماشین جنگی آمریکا
«ویلیام اچ. مکریون»، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا و فرمانده پیشین نیروهای عملیات ویژه این کشور هم در مقالهای در نشریه «فارن افرز» با عنوان «محدودیتهای قدرت آمریکا» استدلال میکند که جنگ با ایران نمونهای آشکار از خطای راهبردی واشنگتن و اعتماد بیش از اندازه به قدرت نظامی بود چرا که ماشین جنگی آمریکا عملاً به دلیل مقاومت ایران و مزیت جغرافیایی آن زمینگیر شده است. او در این مقاله معتقد است دونالد ترامپ بدون هدفی روشن وارد جنگ شد، اهدافش را بارها تغییر داد و محدودیتهای جغرافیایی، اراده ایران برای مقاومت و دشواری دستیابی به پیروزی سیاسی از طریق حملات نظامی را نادیده گرفت. به گزارش تسنیم «مکریون» در «فارن افرز» مینویسد جنگ علیه ایران که از 28 فوریه (9 اسفند) آغاز شد، نمونهای برجسته از اشتباه تکرارشونده سیاستگذاران آمریکایی در برآورد تواناییهای نظامی این کشور است. دولت ترامپ بدون ارائه توجیهی روشن وارد جنگ شد و اهداف خود را از تغییر حکومت ایران و متوقف کردن برنامه هستهای این کشور تا بازگشایی تنگه هرمز تغییر داد؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ بسته نشده بود. او نتیجه این رویکرد را زیانبار هم برای منافع آمریکا و هم برای خاورمیانه ارزیابی میکند.
به نوشته مکریون، دولت آمریکا در ابتدا تغییر حکومت ایران را یکی از اهداف جنگ معرفی کرد، اما ترامپ بعدها گفت که اساساً به دنبال تغییر حکومت نبوده است. واشنگتن همچنین حمله را با ضرورت جلوگیری از دستیابی قریبالوقوع ایران به سلاح هستهای توجیه کرد، ولی ترامپ در ادامه اهمیت این نگرانی را کمرنگ جلوه داد. پس از آنکه ایران تنگه هرمز را بست، بازگشایی این مسیر به محور اصلی راهبرد نظامی و دیپلماتیک آمریکا تبدیل شد؛ با این حال، ترامپ همزمان مدعی شد که بسته بودن تنگه اهمیت چندانی برای آمریکا ندارد، زیرا این کشور به نفت آن منطقه نیاز ندارد. مکریون میگوید اهداف دولت آمریکا تقریباً هر روز تغییر میکردند و همین مسئله دستیابی به نتیجهای روشن را دشوار میساخت.
«مکریون» با تکیه بر تجربه چند دهه خدمت نظامی خود میگوید برنامهریزان نظامی آمریکا باید از ابتدا میدانستند که قدرت هوائی بهتنهائی برای تحقق اهداف سیاسی واشنگتن در ایران کافی نیست. به اعتقاد او، اگر هدف آمریکا تغییر حکومت ایران بود، دستیابی به چنین هدفی احتمالاً مستلزم اعزام نیروهای زمینی به داخل کشور میشد؛ اقدامی که هزینهها و خطرهای بسیار بیشتری به همراه داشت. او معتقد است اگر دولت آمریکا آمادگی چنین تعهدی را نداشت، باید از ابتدا احتمال دستیابی به پیروزی را با تردید جدی ارزیابی میکرد. این فرمانده پیشین نیروهای ویژه تأکید میکند که جغرافیا همچنان یکی از عوامل تعیینکننده در جنگ است حتی اگر فناوریهای نظامی امکان حمله از فواصل دور را فراهم کرده باشند. او مینویسد در طول نزدیک به چهار دهه خدمت نظامی، هر بار که با فرماندهان ارشد درباره ایران صحبت میکرد، تنگه هرمز همواره یکی از موضوعات اصلی بود. از نظر او، این گذرگاه برای ایران اهرمی راهبردی و مانعی مهم در برابر تهاجم خارجی است.مکریون همچنین یادآوری میکند که ایران در موقعیت دفاعی قرار دارد و برای جلوگیری از شکست، لازم نیست همانند نیروی مهاجم سرزمین دشمن را تصرف کند؛ بلکه میتواند با حفظ موقعیت خود در برابر حمله مقاومت کند.
مکریون میگوید دولت آمریکا باید از ابتدا احتمال مقاومت شدید ایران را در نظر میگرفت. او با اشاره به جنگ هشتساله ایران و عراق، از سال 1980 تا 1988، یادآوری میکند که ایران تجربه جنگی طولانی و پرهزینه را پشت سر گذاشته است. به اعتقاد او، رهبران ایران جنگ کنونی را نبردی برای بقای خود میدانند و این مسئله اراده آنان برای ادامه مقاومت را تقویت میکند. او هشدار میدهد که یکی از اشتباهات تکرارشونده قدرتهای مهاجم، دستکم گرفتن اراده طرف مقابل برای جنگیدن است.مکریون جنگ با ایران را در چارچوب الگویی تاریخی بررسی میکند که در جنگ ویتنام، افغانستان و عراق نیز مشاهده شده است: باور به اینکه برتری تسلیحاتی و افزایش نیرو، بمباران و هزینههای نظامی میتواند بهتنهائی مشکلات سیاسی و راهبردی را حل کند.
جهان تغییر کرد
نشریه فارن پالسی هم به تقویت توان و قدرت ایران با وجود جنگ افروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان اعتراف کرده و نوشته است جنگ علیه ایران جهان را تغییر داده است. به گزارش مهر، فارن پالسی نوشته است: که جنگ علیه ایران به جای تضعیف این کشور باعث تقویت آن میشود چرا که به تهران آموخته است اهرم تنگه هرمز و هدف قرار دادن همپیمانان آمریکا در منطقه میتواند هزینههای اقتصادی و روانی سنگینی بر تمام طرفها تحمیل کند. بر اساس این گزارش، پایان جنگ بدون به اصطلاح اعمال بازدارندگی در قبال ایران میتواند قدرت منطقهای و بینالمللی این کشور را با وجود ضربات نظامی وارد آمده، تقویت کند.فارن پالسی تاکید میکند جنگ علیه ایران میتواند به مثابه یک نقطه عطف تاریخی در بازتعریف قواعد جغرافیای سیاسی به شمار رود. پیامدهای این جنگ از میادین نبرد عبور کرده و باعث باز ترسیم موازین قدرت در منطقه و جهان از جمله تقویت توان ایران برای تهدید دشمنان خود در کنار احتمال گسترش نفوذ نظامی چین میشود.بر اساس این گزارش، حتی انجام چند حمله موفق و اصابت چند موشک میتواند بخشهای انرژی، تجارت، سرمایهگذاری و گردشگری کشورهای عربی حوزه خلیجفارس را تهدید کند چرا که این کشورها به عنوان یک منطقه امن شناخته شدهاند. کشورهای مذکور بعد از مشخص شدن محدودیتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمایت از آنها شروع به خرید پهپادهای ترکیه کردند و برخی دیگر به سمت چین و اوکراین رفتند.