یک هفته اشک و آه با بغض انتقام
۱۴۰۴/۱۲/۱۷
رمضان امسال برای ملت ایران، رمضانی متفاوت بود. در رمضان امسال هنوز چند روزی از حلاوت شیرینی حضور بینظیر ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن و تجدید میثاق امت با امام خویش و آرمانهای خمینی کبیر(ره)نگذشته بود و ملت در آرزوی پایان یک ماه روزه داری و پیوند دو عید عبادت با طبیعت بودند که یک بار دیگر دست اهریمنی دشمن خبیث آمریکا از آستین آلوده به خون ملت ایران آنهم در وسط مذاکرات با همراهی سگهار و نجس او رژیم صهیونیستی بیرون آمد و با به شهادت رساندن بهترین و شریفترین بنده خدا در این کره خاکی، عیش معنوی ماه رمضان را بر ملت ایران تلخ کرد. امسال سفرههای افطار در حالی گسترده میشوند که با چشمهای اشک آلود بر سر سفره مینشینیم و حسرت روزهایی را میخوریم که چگونه امام شهید ما هر سال در این ایام شبی رابا کارگزاران نظام، شبی را با دانشجویان و اساتید دانشگاه و نخبگان علمی کشور، شبی را شاعران و فرهیختگان فرهنگی کشور و شبی را با خانواده شهدا، افطار ساده و بیآلایش خود را باز میکردند و شرکت کنندگان این مراسم را از میوجود سراسر معنویشان سیراب میکردند.در سفرههای افطار امسال حسرت آن روزها را میخوریم و از عمق وجود آه میکشیم و آرزو میکنیم ایکاش زمان به عقب باز میگشت تا میتوانستیم آنچهره الهی و دوست داشتنی و صدای دلنشین را یکبار دیگر ببینیم و بشنویم. رمضان امسال جای خالی شخصیتی که 37 سال برای مردمش نماد هدایت، صلابت و پایداری بود، کاملا احساس میشود. یقینا فقدان چنین چهرهای، فقدان یک فرد نیست؛ بلکه مرور 37 سال زندگی با حضرتش در جایگاه رهبری امت و تجدید میثاق با ارزشهایی است که آن عزیز سفر کرده در ذهن و دلهای آتش زده ما کاشتهاند. در چنین فضائی، رمضان امسال معنایی دوگانه پیدا میکند. از یکسو ماه عبادت، صبر و تسلیم در برابر اراده الهی است؛ ماهی که انسان را به پذیرش تقدیر وادار میکند و به او میآموزد که در سختترین لحظات، امید را نباید از دست داد واز سوی دیگر، ماهی است که اشکها در فقدان عزیزترین شخصیتی که بعد از امام راحل، امید عالم و مستضعفان جهان بودند بیاختیارجاری میشوند.
برای مردم ایران و جبهه مقاومت در منطقه و سراسر جهان، این روزها، آمیختهای از اندوه و تأمل است. اندوه از فقدان و تأمل درباره آینده و اینکه مسیر پیش رو چگونه خواهد بود و چگونه میتوان از دل بحرانها، راهی به سوی ثبات و امید گشود. ملت ایران با چنین پرسشهایی در طول 47 سال از عمر انقلاب و مواجهه با بحرانهای بیشمار، نشان داده است که ایران اسلامی جامعهای زنده است و فقدان یک ولی خدا باعث سکون و خمودگی او نخواهد شد و به تعبیر رهبر شهیدمان به سمت قله در حرکت است و این مسیر را پر شتاب طی میکند. از ویژگیهای ملت ایران این است که تجربههای بزرگ تاریخی را پشت سر گذاشته و توانسته است سوگواری را به نوعی همبستگی اجتماعی تبدیل کند. یک هفته سوگواری همراه با بغض انتقام از خون امام شهید خویش در زیر شدیدترین بمباران و موشک باران دشمن و حضور شبانهروز در خیابانها و میدانهای شهرها و حتی روستاها با ظاهرهای متفاوت نشان میدهد این ملت تسلیم شدنی نیست و دشمن زبون حقیرتر از آن است که بتواند او را وادار به تسلیم کند.
اما به درستی میدانیم که شهادت رهبر حکیم، مجاهد خستگیناپذیر و اسوهی صبر، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای رضوانالله تعالی علیه، نه فقط یک فقدان، که ضربهای جانکاه بر پیکره جهان اسلام و قلب بیدار امت بود. این عزیز سفر کرده فقط «رهبر» برای ما نبود و پیش از آن، «خادم» دین و ملت بود. پیش از آنکه فریاد عدالتخواهی سر دهد، خود سالها در محراب غربت ایستاد و بار سنگین انقلاب را بر دوش کشید. او تجسم عملی آموزههای مکتب امام راحل خمینی کبیر(ره) بود؛ امامی بودند که رنج مردم را با پوست و استخوان خود درک میکردند و در برابر دشمنان، چون کوهی استوار میایستادند.
امروز دیگراین شهادت مظلومانه، این جنایت نابخشودنی توسط اشقی الاشقیاء، مرز میان حق و باطل را شفافتر از همیشه کرده است و خون پاک این سیدِ مجاهد، مشعل بیداری امت را در سرتاسر جهان اسلام روشنتر ساخته است. خون مطهر او، سرمایهای است که عزت ایران و استواری شجره طیبه مقاومت را تا ابد تضمین خواهد کرد. شهادت، آغاز فصل تازهای است؛ فصلی که در آن، بیداری امت، انتقام خون پاک او را از دشمنان قسمخوردهاش خواهد گرفت.
امروز، صفحات تاریخ با مرکب خونین امام خامنهای (قدس سره) نگاشته میشود. کلماتی که ما را در فهم عظمت سخن و عمق بصیرت رهبرِ دلها یاری میکنند. اکنون آسمانِ جهان اسلام، ستارهای فروزان را از دست داده است؛ آن ستارهای که 37 سال، چونان نوری هدایتگر، تاریکترین شبهای امت را روشنایی بخشید. یقینا شهادت این عبد صالح خدا و مجاهد خستگیناپذیر امت اسلامی، داغی است که نه تنها بر قلب ملت ایران، بلکه بر سینه هر آزادهای در جهان که بوی استقلال و مبارزه را میفهمد، نشسته است.این فقدان بزرگ قطعا برای ملت ایران و جریان مقاومت، یک حادثه صرف نخواهد بود؛ این یک فصل پایانی است که از دل آن، فصولی جدید از تاریخسازی امت آغاز خواهد شد. چراکه امام شهید ما نه یک مدیر در جایگاه رهبری امت، بلکه یک مرجعیت عظیم دینی، یک فیلسوف ژرفاندیش، یک فقیه اصولی و بالاتر از همه، تالی تلو ولایت فقیه بود که وظیفهاش را نه با تکیه بر مقام، که با تکیه بر تکلیف الهی به انجام رساند. این داغ، سوزاننده است، زیرا او تجسم عینی «امام» در مفهوم راستین کلمه بود؛ کسی که خون مطهرش با خون فرزندان این انقلاب عجین شده و با شجاعت، ملت را از بحرانها عبور داده است. برای درک عمق این ضایعه، باید به گسترهی شخصیت ایشان سفر کرد؛ شخصیتی که تلفیقی یگانه از صلابت در برابر دشمن و عطوفت پدرانه با ملت بود. رهبری ایشان، بر پایهی دو رکن اساسی بنا شده بود: علم و عمل. او عالمی بود که تئوری انقلاب را در عمل پیاده کرد و دانشمندی بود که فقه را از تئوری محض خارج کرده و آن را به متن زندگی سیاسی، اجتماعی و بینالمللی آورد.
در سالهای پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، بسیاری تردید داشتند که آیا این شجره طیبه میتواند در برابر سیل خروشان فتنه و دسیسههای جهانی دوام بیاورد. اما این امام خامنهای عزیز ما بود که با هدایت الهی، نشان داد که رهبری یک فرد نیست، بلکه تداوم یک مکتب است. ایشان میراثدار اصلی مکتب امام راحل(ره)بودند، اما این میراث را به شکلی پویا و متناسب با پیچیدگیهای عصر جدید پرورش دادند. او به ما فهماندند که در عصر ارتباطات و جنگهای نرم، میدان نبرد اصلی، میدان اندیشه و قلبهاست. از این رو، تمام سخنرانیها، پیامها و تدابیرشان، در حقیقت کلاسهای درس مکتب اهل بیت(ع) در مواجهه با چالشهای مدرن این قرن بود.
ایشان نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه یک معلم اخلاق در عرصه قدرت بودند. یادمان هست که در بطن سختترین تحریمها و فشارهای بینالمللی، چگونه با لحنی آرام، اما قاطع، بر عدالت، سادهزیستی و پرهیز از اسراف تأکید میکردند. او پیش از آنکه فرمان دهد، خود به بالاترین درجات اطاعت از این فرامین رسیده بودند.این خلوص در عمل بود که کلامشان را دارای وزن و نفوذ معجزهگونه در قلبها رسوخ میداد.
امروز ملت ایران و همه جبهه مقاومت با امام شهید خود عهد میبندد که با همان صلابت، همان بصیرت و انرژی مضاعفتر در میدان مبارزه با دشمن صهیونیستی و آمریکا باقی بماند و از خلف شایستهای که نه تنها با انتخاب خبرگان ملت، بلکه با هدایت ولی عصر (ارواحنا الفداء) مسیر را برای انتخاب سومین ولی امر هموار کرده اند، حتما مسیر آینده این انقلاب پرشتابتر از گذشته طی میشود. چراکه این جنایتی که آمریکا و سگ دست آموز او رژیم نجس صهیونیستی انجام دادند، طوفانی را به پا کرده که دامنههای آن، یقینا همه کاخهای ظلم و ستم در جهان را فرو ریخته و خواب آرام ترامپ و نتانیاهو این موجودات خبیث عالم را آشفته خواهد کرد. انشاالله
حسن رشوند