ساواک: از خطر اسرائیل سخن نگویید!
۱۴۰۵/۰۳/۰۴
«... امام فرمودند، شما به علمای مشهد بگویید که اسرائیل نقشههای سلطه اقتصادی را درباره مسائل ایران دارد و سیاست اسرائیل میخواهد مملکت را قبضه کند. امروز برای جوانترین شما هم این مسئله واضح است که واقعاً آن روز اسرائیل، چه اتکایی در رژیم ایران داشت... آن روز، این پیغام امام بود. شما ببینید در سال 42، امام با روشنبینی، این مسئله را میفهمید. لازم بود حوزههای علمیه هم بفهمند تا بدانند چون این رژیم، برای اسرائیل و یهودیها و صهیونیسم تلاش میکند، باید حرکتی بکنند...»1
این جملات از خاطرات رهبر شهید، امام سید علی حسینی خامنهای درباره پیامهایی است که در ماه محرم سال 1342 از سوی حضرت امام خمینی برای آیتالله میلانی و آیتالله قمی در مشهد بردند.
حضرت امام در آن محرم، نامههایی برای آیات عظام و علمای اعلام شهرهای مختلف ایران فرستادند و از آنها خواستند در عزاداریهای ماه محرم به فجایعی که توسط رژیم شاه بر مملکت ایران تحمیل میشود، توجه کنند و از همه مهمتر خطر اسرائیل و صهیونیسم را مدنظر داشته باشند.
باور امام به محرم
پیش از آن، ایشان با صدور اطلاعیهای خطاب به روحانیون و وعاظ، رهنمودهای لازم را برای منبرها و مراسم سوگواری ماه محرم ارائه کرده بودند. در بخشی از اعلامیه فوق آمده بود:
«... حضرات مبلغین عظام هیئات محترم و سران دستهجات عزادار، لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا کنند و از سیّد مظلومان، فداکاری در راه احیاء شریعت را فرا گیرند و از توهّم چند روز حبس و زجر نترسند. آقایان بدانند که خطر امروز براسلام کمتر از خطر بنیامیّه نیست. دستگاه جبار با تمام قوا با اسرائیل و عمال آنها همراهی میکند... خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذکر دهید و در نوحههای سینهزنی از مصیبتهای وارده براسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت یادآور شوید... سکوت در این ایام، تایید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است. از عواقب این امر بترسید. از سخط خدای تعالی بهراسید... از اخافه و ارعاب سازمانها و دستگاه شهربانی، هراسی به خود راه ندهید...»2
با این رهنمودها، حضرت امام سنتهای انقلابی شیعه را پس از قرنها احیاء کردند و آن را در صحنههای اجتماع و مراسم سوگواری سالار شهیدان بازیافته و آن را وارد نهضت نمودند. رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در مورد دیدگاه امام راجع به ماه محرم و تاثیر آن در مبارزات اسلامی گفتند:
«...امام، چنانکه در اواخر دوران مبارزه مشخص شد، به محرم یک اعتقاد غریبی داشت و واقعا ماه محرم را ماه پیروزی خون بر شمشیر میدانست. لذا از اول، محرم را هدف گرفت، یعنی بلافاصله بعد از حادثه مدرسه فیضیه، امام تصمیم گرفت که از این حادثه در ماه محرم استفاده کند و آن برنامهای که در ماه محرم آن سال طرح کرد و اجرا شد، یک برنامه دفعی و آنی نبود، برنامهای بود که اقلا دو ماه روی آن فکر و کار شده بود...»3
طرح گسترش نهضت حسینی
حضرت امام برای ماه محرم 1342 با رهنمودهای علنی و مخفی به شاگردان مبارزشان و روحانیون و طلاب حوزه علمیه قم، طرح انقلابی و حرکتآفرینی را به مرحله اجرا درآوردند. آیتالله خامنهای شهید، طرح حضرت امام برای ماه محرم سال 1342 را چنین شرح داده اند:
«... نزدیک محرم که شد، امام برای شهرستانها برنامهای طرح کرد. آن برنامه عبارت بود از اینکه طلاب و فضلای قم را به اطراف و اکناف کشور بفرستد و از آنها و منبریهای شهرستانها بخواهد که دهه محرم، بهخصوص از روز هفتم را اختصاص بدهند به بازگو کردن فاجعه فیضیه و آن مصائبی که در قم گذشته است و از روز نهم نیز دستههای سینهزنی، این کار را بکنند و در نوحهخوانیها آنچه را که در مدرسه فیضیه اتفاق افتاده است، مطرح کنند تا همه مردم ایران بفهمند که در حادثه فیضیه چه گذشته است. واقعا وقتی انسان فکر میکند، میبیند برای اینکه مردم سراسر ایران، فاجعه فیضیه را بفهمند و به مبارزه کشیده شوند و هیجان پیدا کنند، هیچ راهی بهتر از برنامهای که امام طرح کرد و به اجرا درآورد وجود نداشت. خود من از کسانی بودم که برای محرم از سوی امام اعزام شدم و تاثیرش را نیز دیدم...»4
از جمله دیگر روحانیون مبارزی که از سوی حضرت امام به شهرستانها مأموریت یافت، دکتر محمدجواد باهنر بود که به همدان اعزام شد و محرم آن شهر را به محرم حرکت و قیام بدل ساخت. دکتر باهنر روز هفتم ماه محرم در بالای منبر به وسیله ساواک دستگیر شد و پس از آزادی مجدداً به سخنرانیهای خود ادامه داد همچنین آیتالله ربانی املشی به شهرستان خود رفت، سخنران مشهور مرحوم محمدتقی فلسفی 10شب در مسجد شیخ عبدالحسین بازار سخنرانی کرد و آیتالله سید علی خامنهای رهسپار بیرجند شدند.
روضه فیضیه مردم را منقلب کرد
امام شهید حضرت آیتالله خامنهای خود درباره آن روزها اظهار داشتند:
«... من پیام امام را به آقایان مشهد رسانیدم و بعد از آن عازم بیرجند شدم تا دهه عاشورا را در آن شهر به منبر بروم. ترتیبی دادم که روز هفتم محرم، در یک مجلس باشکوه، رسالت خود را آغاز کنم. روز موعود فرا رسید، عصر جمعه بود... بدون مقدمه شروع به صحبت کردم. یکی دو کلمه خطبه خواندم و با صدای بلند درباره سلطه غرب در کشورمان سخنانی ایراد کردم و بحث را به فاجعه مدرسه فیضیه کشاندم... از ضرب و شتم طلاب، از آتشزدن عمامهها، از آتشزدن قرآن، از غارت و از بین بردن دارایی ناچیز طلاب، آنچه را که دیده و شنیده بودم، برای مردم بیان کردم. یکباره صدای ضجه و ناله مردم بلند شد. مردم بهشدت گریه میکردند. من در طول منبرهایی که رفتهام، کمتر سراغ دارم که مردم مانند آن روز منقلب شده باشند و گریه کنند. واقعاً غوغایی برپا شد. در پایان، چند کلمهای از مصیبت کربلا یاد کردم. میدیدم که فاجعه فیضیه به حدی مردم را متأثر و منقلب کرده که به فکر مصیبت کربلا نیستند و آنجا بود که دریافتم امام چقدر عمیق و حکیمانه و دوراندیشانه، برنامهریزی و محاسبه کرده بودند. مسلما هیچ عاملی ممکن نبود مثل روضه فیضیه و موقعیتی که به مناسبت محرم پیش آمده بود، بتواند مردم را بیدار کند و دستگاه را رسوا و منکوب کند...»5
خود حضرت امام هم در قم هر شب به یکی از محلههای شهر میرفتند و در مجالس عزاداری شرکت کرده و سخنگویی نیز با خود میبردند تا حقایق کشور را برای مردم بیان نمایند. اما اتفاق مهمی که در آستانه عاشورای سال 42 افتاد، این بود که شهربانی شهرهای مختلف کشور، روحانیون و وعاظ را به کلانتریها احضار کرده و از آنها تعهد گرفتند که درباره 3 موضوع صحبت نکنند:
1- درباره شاه بدگویی نکنند
2- از اسرائیل سخن نگویند
3- از اینکه اسلام در خطر است، سخنی نرانند
نکته مهم در این تعهدنامه، مسئله عدم صحبت درباره اسرائیل بود! اما اعلامیه امام خمینی پس از اقدام مزدوران شاه برای گرفتن التزام از روحانیون و طلاب مبارز، باردیگر توانست موجب دلگرمی آنان شده و هراسافکنی ساواک را بیاعتبار گرداند.
خطر اسرائیل را به مردم تذکر دهید
امام در اعلامیه خودشان نوشتند:
«...در این ایام که دستگاه جبار از خوف آنکه مبادا در منابر و مجامع مسلمین شرح مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی و وطنی آنها داده شود، دست به رسوایی دیگری زده و درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین محترم و سران هیئات عزادار است که از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند، لازم است تذکر دهم که این التزامات علاوه بر آنکه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان هم مجرم و قابل تعقیب هستند... حضرات مبلغین عظام و هیئات محترم و سران دستههای عزادار متذکر شوند که لازم است فریضه دینی خود را در این ایام در اجتماعات مسلمین ادا کنند و از سیّد مظلومان فداکاری در راه احیای شریعت را فرا گیرند و از توّهم چند روز حبس و زجر نترسند... دستگاه جبار با تمام قوا به اسرائیل و عمال آنها (فرقه ضاله بهائیت) همراهی میکند، دستگاه تبلیغات را به دست آنها سپرده و در دربار دست آنها باز است، در ارتش و فرهنگ و سایر وزارتخانهها برای آنها جا باز نموده و شغلهای حساس به آنها دادهاند. خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذکر دهید...»6
روزهای تاسوعا و عاشورای 1342، تهران شاهد تظاهرات عظیم مردم مسلمان بود که توسط هیئتهای مؤتلفه اسلامی و مبارزانی همچون حاج مهدی عراقی، حاج صادق امانی و... سازماندهی شده بود. در این تظاهرات برای نخستینبار علناً شعارهای حمایت از امام و انزجار و تنفر از رژیم پهلوی و شخص شاه مطرح شد و همچنین در مساجد مختلف تهران، روحانیون مبارز، سخنرانیهای پرشوری انجام دادند. از جمله استاد مطهری که سخنرانی خود را براساس حدیث معروف «مِنْ أَفْضَلِ اَلْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ» ایراد کرد.
و اینگونه نهضت امام به سرنوشتسازترین لحظات خود در عصر عاشورا 1342 و سخنرانی ایشان در مدرسه فیضیه نزدیک میشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- آیتالله خامنهای- 11 شهریور 1364- جلد دوم حوزه و روحانیت- صفحه 204
2- صحیفه امام- جلد اول- مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)- صفحه 229
3- مجله آشنا از نشریات مرکز فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- شمارههای 15 و 16 و 17
4- همان
5- مجله آشنا- پیشین
6- سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد (جلد اول)- پیشین- صفحه 379