جوگیر شدن برای عبادت و کار خیر
۱۴۰۵/۰۶/۲۵
.jpg)
شخصی از یک واعظ نقل میکرد که من در یک منزل منبر رفتم و آنجا منبرم خیلی گرم شد. بعد هم یک روضه بسیار طولانی و گرمی خواندم. صاحب مجلس هم خیلیگریه کرد. وقتی پایین آمدم پاکتی به من داد. دیدم پول خیلی زیادی داده ولی یک مقدارش تا کرده و بقیه مچاله شده است. فهمیدم او همینجور که تحت تأثیر قرار میگرفته و گریه میکرده پانصد تومان زیاد کرده، باز کمی بیشتر، پانصد تومان دیگر ریخته و همین طور پانصد تومان پانصد تومان مچاله کرده و داده است.
دو ساعت بعد هم لابد پشیمان شده که چرا اینقدر پول دادم. (خنده حضار)
این است که نه نمازِ طولانی که یکدفعه انسان تحت تأثیر قرار بگیرد چندان ارزشی دارد نه انفاق یکدفعه که لوطیگری شمرده میشود. آنچه که مداومت داشته باشد، مثلاً انسان هر هفته یا هرماه انفاقی کند و در شرایط مختلف تصمیمش این است که مثلًا روز جمعه این را من انفاق کنم، آن وقت است که این کار از عمق روحش برمیخیزد. یا همان نماز و عبادت و دعای کمیل و غیره، یک وقت شخص تحت تأثیر یک کسی قرار میگیرد، یکدفعه در یک شب جمعه تا صبح دعا میخواند، بعد همه شبهای جمعه دیگر تا صبح خُر و پُف میکند؛ این اثری ندارد.
ولی اینکه انسان فرض کنید هر شب جمعه قرارش این باشد دو ساعتش را به عبادت و دعا بپردازد اما بر این کار مداومت داشته باشد آن وقت است که این کار از عمق روحش برمیخیزد و اثر تربیتی روی روحش دارد.
* استاد شهید مطهری
آشنایی با قرآن، ج ۹، ص۱۱۱ (با اندک تلخیص)
ريشه فكر نحوست اشياء و اعداد
به نظر من دو خاصيتى كه در بشر هست، سبب پيدايش فكر نحوست در اشياء و اعداد شده است:
1- بشر به طور كلى خودخواه است، يك حالت گريز از مركزى در مسئله پذیرش مسئوليتها دارد.
يعنى نمىخواهد مسئوليت شكستهاى خودش را متوجه خودش بكند.هميشه دنبال اين مىگردد كه يك چيز ديگرى پيدا كند و بگويد اين بدى،اين شكست، اين بدبختى كه پيدا شد،اين من نبودم، اين فكر من نبود، اين خُلق من نبود، اين روح من نبود.
اين عادت اشتباه من نبود، اين جهل و نادانى من نبود كه باعث اين شكست شد، يك چيز ديگرى بود.
اين يك علت بوده است كه بشر براى اينكه از قبول مسئوليتها فرار كند،آمده است براى اشياء، براى چهارشنبه، براى ۱۳، براى ۲۵، براى صداى كلاغ، براى صداى جغد، نحوست قائل شده است.
2-خاصيت ديگر، روح تنبلى است كه در انسان مىباشد.
انسان وقتى بخواهد علت قضايا را بفهمد، بايد از طريق علمى و عقلى كاوش و تفكر و جستوجو و تفحص كند تا علت واقعى اشياء را درك كند، ولى با خيال، همه قضايا را زود مى شود حل كرد.
اگر در جنگى شركت كرديم و شكست خورديم، چنانچه بنا بشود روى اصول دقيق علمى بررسى كنيم كه چرا شكست خورديم، دو ناراحتى دارد:
يكى اينكه مىرسيم به اينكه خودمان مسئول اين شكست بوديم؛ دوم اينكه مدتها بايد زحمت بكشيم، به خودمان رنج بدهيم تا علتها را به دست بياوريم؛
بعد رنج ديگرى متحمل شويم آن علتها را از ميان ببريم و وضع خودمان را اصلاح كنيم. ولى با يك كلمه خودمان را راحت مىكنيم، مىگوييم: علت اينكه ما در اين جنگ شكست خورديم اين بود كه مثلًا در روز چهارشنبه شروع كرديم يا روز ۱۳ بود.
* مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى
دفاع از 13 (پانزده گفتار)، ج25، صص: 404-403- با ویرایش