مخالفین حجاب اسلامی میگویند:
«حجاب، موجب سلب حق آزادى زنان- كه يك حق طبيعى بشرى است- گردیده و نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مىرود».
پاسخ:
دقت در نکات ذیل میتواند ایراد مذکور به حجاب اسلامی را بر طرف کند:
1. حجاب در اسلام يك وظيفهاى است برعهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد كيفيت خاصى را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود.
2. اگر رعايت پاره اى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت، روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را برهم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند، چنين مطلبى را «زندانى كردن» يا «بردگى» نمىتوان ناميد و آن را منافى حيثيت انسانى و اصل «آزادى» فرد نمىتوان دانست.
3. در كشورهاى متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهايى براى مرد وجود دارد.
اگر مردى برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود پليس ممانعت كرده بهعنوان اينكه اين عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مىكند. هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلًا با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مىرود.
4. پوشيده بودن زن- در همان حدودى كه اسلام تعيين كرده است- برعكس، موجب كرامت و احترام بيشتر اوست، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مىدارد.
5. شرافت زن اقتضا مىكند هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و باوقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچگونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد، عملاً مرد را به سوى خود دعوت نكند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنىدار به سخن خود آهنگ ندهد،... آيا اگر زن ساده و آرام بيايد و برود،.. و نگاههاى شهوتآلود مردان را به سوى خود جلب نكند، برخلاف حيثيت زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع يا برخلاف اصل آزادى فرد است؟
6. اگر كسى بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد، البته اين با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. چنين چيزى در حجابهاى غيراسلام بوده است ولى در اسلام نبوده و نيست.
7. اگر از فقها بپرسيد آيا صرفِ بيرون رفتن زن از خانه حرام است، جواب مىدهند نه.
اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن ولو اينكه فروشنده مرد باشد حرام است، يعنى نفس عمل بيع و شِراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است، پاسخ مىدهند حرام نيست.
آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است؟ باز هم جواب منفى است.... آيا تحصيل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تكميل استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفى است.
8. فقط دو مسئله وجود دارد:
يكى اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد. ديگر اينكه مصلحت خانوادگى ايجاب كند كه خارج شدن زن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحتانديشى او باشد.
البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفتن زن به خانه اقوام و فاميل خودش هم مصلحت نباشد.در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرتهاى زيانبخش- كه زيانش نهتنها متوجه مرد است، متوجه خود زن و فرزندان ايشان نيز مىباشد- جلوگيرى كند ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست دخالت مرد مورد ندارد.
آیا حجاب، مانع پیشرفت زن است؟
پاسخ کسانی که معتقدند: «حجاب زنان، سبب ركود و تعطيل شدن فعاليتهايى است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است و این نه تنها ستم به زن بلکه خيانت به اجتماع نيز مىباشد.» چیست؟
در پاسخ به سؤال مطرح شده باید گفت:
1. ايراد مذكور بر آن شكلى از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است.ولى حجاب اسلام نمىگويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوى بروز استعدادهاى او را گرفت.
2. مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد.
به همين جهت به زن اجازه نمىدهد كه وقتى از خانه بيرون مىرود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمىدهد كه چشم چرانى كند. چنين حجابى نهتنها نيروى كار زن را فلج نمىكند، موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مىباشد.
3. اگر مرد تمتعات جنسى را منحصر به همسر قانونى خود كند و تصميم بگيرد همين كه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، ديگر درباره اين مسائل نينديشد، قطعاً در اين صورت بهتر مىتواند فعال باشد تا اينكه همه فكرش متوجه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنّازى و آن عشوهگرى باشد و دائماً نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود.
4. آنچه اسلام نمىخواهد اين است كه زن به صورت موجود مهملى درآيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد. اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى هرگز مخالف نيست.متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است.
5. يك نوع فعاليت اقتصادى رايج شده است كه بايد آن را ثمره بىحجابى دانست و آن اين است كه فروشنده به جاى اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر براى مشتريان خود تهيه كند، يك مانكن را بهعنوان فروشنده مىآورد، نيروى زنانگى و سرمايه عصمت و عفاف او را استخدام مىكند و وسيله پول درآوردن و خالى كردن جيبها قرار مىدهد.
يك فروشنده بايد كالا را همانطورى كه هست به مشترى ارائه دهد ولى يك دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهاى زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسى خود، مشترى را جلب مىكند.
بسيارى از افراد كه اصلًا مشترى نيستند براى اينكه چند دقيقه با او حرف بزنند يك چيزى هم مىخرند.
آيا اين فعاليت اجتماعى است؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبردارى و رذالت؟
6. مىگويند: «زن را توى كيسه سياه نپيچيد» ما نمىگوييم زن خود را در كيسه سياه بپيچيد ولى آيا بايد طورى لباس بپوشد و در اجتماع عمومى ظاهر شود كه برجستگى سینهاش را هم به مردان شهوتران و چشمچران نشان بدهد و از آنطور كه هست بهتر و جاذبتر براى آنها جلوه دهد؟
... اين مدها و لباسهاى تحريكآميز براى چه به وجود آمده است؟
آيا براى اين است كه بانوان آن لباسها را براى همسرانشان بپوشند؟! اين كفشهاى پاشنهبلند براى چيست؟... آيا لباسهايى كه نازككارىها و برجستگيهاى بدن را نشان مىدهد جز براى تهييج مردان و براى صيادى است؟
عملًا غالب خانمهايى كه از اين نوع كفشها و لباسها و آرايشها استفاده مىكنند تنها مردى را كه در نظر نمىگيرند شوهران خودشان است.
* مجموعهآثاراستاد شهيد مطهرى
(مسئله حجاب)، ج19، صص: 450 - 454
با تلخیص و ویرایش جزئی