1123 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۳/۰۶/۲۳
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۳/۰۶/۲۳
نتانیاهو در نقشه بزرگ ایران برای نابودی اسرائیل بازی میکند
وزیر خارجه اسبق اسرائیل تاکید کرد نابودی اسرائیل فقط شعار ایران نیست بلکه یک برنامه است و ایران به نقشه فرسایش اسرائیل عمل میکند.
وبسایت پروجکت سندیکیت، وابسته به اندیشکده آمریکایی کوئینسی، یادداشتی را به قلم شلومو بن عامی منتشر کرد که درآن به برنامه فرسایش اسرائیل توسط ایران پرداخته شده است. بن عامی مینویسد: شاید کسانی تصور کنند شعار ایران برای نابودی اسرائیل فقط یک شعار برای بسیج افکار عمومی داخلی و جهان اسلام است. اما با طولانی شدن جنگ غزه و احتمال گستردهتر شدن آن، بسیاری در اسرائیل از جمله ایهود باراک، نخستوزیر پیشین، به وجود یک برنامه عملی از سوی ایران اشاره میکنند. افراد زیادی در ایران میگویند امروز زمان مناسب برای تحقق هدف مقدس نابودی اسرائیل است. آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، سال ۲۰۲۰، اسرائیل را غده سرطانی خواند که قطعاً ریشهکن و نابود خواهد شد. حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اواخر سال گذشته بعد از حمله اسرائیل به دمشق که باعث کشتهشدن یک ژنرال ارشد ایرانی شد، وعده داد که اسرائیل را از عرصه وجود حذف کند.
جمهوری اسلامی بارها محتاط بودن خود را نشان داده و ثابت کرده که ایدئولوژیک بودن به معنای غیرمنطقی و انتحاری بودن نیست. ایران به دنبال یک مواجهه تاریخی، چه هستهای و چه متعارف نیست، بلکه به نظر میرسد دنبال یک جنگ فرسایشی بلندمدت با اسرائیل است. جنگ غزه، استراتژی ایران را در محاصره اسرائیل با شبکهای از نیروهای نیابتی، شامل حزبالله در لبنان، حماس در غزه، جهاد اسلامی در کرانه باختری، حوثیها در یمن و شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه به تصویر کشید. هدف اصلی، تضعیف و استهلاک اسرائیل، بدون نیاز به مواجهه مستقیم است.
تصمیم اخیر ایران برای افزایش فشار به اسرائیل از طریق گروههای نیابتی، نتیجه ظرفیت غافلگیرکننده حماس برای منزوی کردن اسرائیل و نمایان کردن ضعفهایش بود. ایران نمیتوانست نادیده بگیرد که حمله ۷ اکتبر حماس باعث بایگانی شدن پرونده پیوستن عربستان سعودی به توافقهای ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل شد.
این جنگ موجب شد تا چشمانداز جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا برای ایجاد یک ائتلاف سُنی- عربی با اسرائیل که ایران آن را یک تهدید موجودیتی تصور میکرد، به محاق برود. علاوهبر این بر اساس برآورد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، ایران بهتازگی پیشرفت نگرانکننده و بیسابقهای به سمت یک برنامه نظامی هستهای به دست آورده است. این بدان معنا نیست که ایران نخستین بمب هستهای را روی تلآویو میاندازد، بلکه ایران زیر چتر اتمی به تلاشهایش برای تضعیف اسرائیل از طریق ابزارهای متعارف ادامه خواهد داد تا زمان سقوط اسرائیل فرا برسد.
در این میان، کلیدیترین عامل پیشرفت برنامه جنگ فرسایشی ایران، خود دولت اسرائیل است. هدف غیرعاقلانه نتانیاهو برای رسیدن به پیروزی قطعی در غزه، در واقع به نفع برنامه ایران برای کشیدن پای اسرائیل به منازعههای بدون پایان همزمان با برنامهریزی بلندمدت برای نابودی کشور یهودی [صهیونیستی] است. دولت نتانیاهو با طولانیتر کردن غیرضروری جنگ و عدم پذیرش نقش تشکیلات خودگردان در اداره غزه، اسرائیل را منزوی کرده، روابطش را با آمریکا تضعیف نموده و بازدارندگی استراتژیک خودش را از بین برده است.
معلوم شده که تنها نتانیاهو و متحدان فاشیستی او هستند که همچنان قاطعانه بر مداخله در جنگ آخرالزمانی در غزه و لبنان مُصر هستند. درحالیکه شمال اسرائیل از طولانیترین دوران بارش راکتهای حزبالله میسوزد و جمعیت آن تخلیه شدهاند، اوریت استروک، وزیر شهرکها و عملیاتهای ملی از حزب صهیونیست مذهبی میگوید «زمان معجزهها» برای شهرکهای کرانه باختری فرا رسیده است. اشاره استروک به باورش به اراده خدا برای نابودی دشمنان اسرائیل و تصرف زمینهای آنان است. این توهمات با همکاری کامل نتانیاهو بیان میشوند. اینها حتی بیش از توانایی ایران، به پروژه نابودی پروژه ملی یهود کمک میکنند.
برجام مرده اما مکانیسم تهدید آن برقرار است(!)
در حالی که حامیان برجام میگویند این توافق مرده است، یک روزنامه زنجیرهای عنوان کرد که سازوکار ضدایرانی برجام سر جای خود باقی است و سایه آن بالای سر ایران قرار دارد.
هممیهن بیآنکه به ابطال برجام از سوی طرف آمریکایی اشاره کند، به مکانیسم ماشه (یکی از موارد خسارتبار تعبیهشده در برجام) اشاره میکند و مینویسد: «روابط ایران و اتحادیه اروپا بهویژه سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان در سالهای پس از انقلاب در ایران فراز و نشیبهای فراوانی را طی کرده است؛ با این حال در همه این سالها، بهصورت معمول سیاست این کشورها در قبال جمهوری اسلامی ایران، همواره تابعی از سیاست ایالاتمتحده در قبال ایران بوده است. هر زمان تنش در روابط تهران و واشنگتن به اوج خود رسیده، اروپا نیز نهتنها تمایلی برای توسعه روابط از خود نشان نداده بلکه به کاخسفید در خصومت خود علیه تهران پیوسته است.
دور جدید تنش میان ایران و اروپا که از سال ۱۴۰۱ رقم خورده، اما نقطه عطفی در تاریخ این روابط است چراکه اینبار در حالی که پس از بنبست رخداده در مذاکرات احیای برجام، آمریکا در تلاشهایی چندباره، اراده خود را برای مدیریت تنش با ایران نشان داده است، سه کشور اروپایی برای افزایش ابعاد تنش، مصمم بودهاند. در نمونه اخیر این تفاوت دیدگاه میتوان به آخرین نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی اشاره کرد که این تروئیکای اروپایی بود که قطعنامه ضدایرانی را روی میز اعضا گذاشت و تلاش کرد ایالاتمتحده را نیز با خود همراه کند.
در طول رقابتهای انتخاباتی، مسعود پزشکیان در جریان میزگرد سیاسی که با همراهی محمدجواد ظریف و مهدی سنایی در آن شرکت کرده بود، در تشریح برنامههای دولتش در حوزه سیاست خارجی از مدیریت و کاهش تنش با غرب سخن گفت و پس از آن در مناظرههای تلویزیونی نیز از این سیاست دفاع کرد.
با انتخاب عراقچی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزرای خارجه تروئیکای اروپایی در تماسهای تلفنی جداگانه درخصوص دغدغههای روابط دوجانبه با وزیر امور خارجه گفتوگو کردند.
امروز دولت چهاردهم در روابط خود با سه کشور اروپایی عضو برجام در نقطهای قرار دارد که اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، مهرماه سال آینده به پایان میرسد و عدم توافق میان تهران و تروئیکای اروپایی در غیاب ایالاتمتحده که براساس فرمان دونالد ترامپ، از برجام خارج شد، به منزله استفاده یک یا هر سه این کشور از مکانیسم ماشه علیه جمهوری اسلامی ایران تا پیش از موعد پایان قطعنامه خواهد بود که در نتیجه آن تمامی تحریمهای شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد را بازمیگرداند. حالا دستگاه دیپلماسی آماده میشود تا در شرایطی که ایالاتمتحده آماده برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در ماه نوامبر است، ابتدا روند تعامل مثبت را با اروپا کلید بزند، هرچند در این مسیر با چالشهای عدیدهای روبهرو خواهد بود.»
روزنامه هممیهن توضیح نداده است که با وجود پایمال شدن حقوق ایران در برجام و بیعملی و همراهی تروئیکای اروپایی با آمریکا در دو برابر کردن تحریمها، چرا کشور ما باید مجددا با طرف بیاراده اروپایی مذاکره کند و درباره چه چیزی توافق کند؟! در عین حال گزارش هممیهن نشان میدهد برجام چگونه شاهکار افتضاحی بوده که حقوق ایران به سادگی میتواند پایمال شود و حتی طرف آمریکایی توافق را لغو کند اما در عین حال سایه تهدید برجامی بالای سر ایران باشد! حقا باید به آقای ظریف و روحانی درباره چنین شاهکاری تبریک گفت! هرچند که خروج آمریکا، حربه مکانیسم ماشه را از دست طرف غربی گرفته و ضمنا تحریمی هم نمانده است که علیه کشورمان در شش سال گذشته اعمال نشده باشد.
خود اوکراین هم ارسال موشک از ایران به روسیه را تأیید نکرد
نخستوزیر اوکراین گفت، کییف هیچ اطلاعاتی در مورد انتقال موشک از ایران به روسیه و استفاده از آنها توسط نیروهای مسلح روسیه در اختیار ندارد.
درحالیکه اتحادیه اروپا مدعی اطلاعات موثق مبنی بر ارسال موشک بالستیک از ایران به روسیه شده، نخستوزیر اوکراین «دنیس شمیگال» روز گذشته گفت که کییف هیچ اطلاعاتی در مورد انتقال این موشکها و استفاده از آنها توسط نیروهای مسلح روسیه در اختیار ندارد.
او در ادامه مدعی شد که «درعینحال، اطلاعات مبنی بر این که دشمن (روسیه) همچنان ممکن است که آنها را دریافت کند، نگرانکننده است».
پیشتر، کاخ سفید هم گفته بود که نمیتواند گزارشها را تأیید کند؛ بااینحال، وزیر خارجه آمریکا «آنتونی بلینکن» ضمن تکرار این ادعای بیاساس، گفت که تحریمهای جدیدی بهعنوان پاسخی علیه تهران به دلیل همکاری با روسیه معرفی خواهد شد.
موج جدید علیه ایران در حالی است که سخنگوی ریاستجمهوری روسیه «دیمیتری پسکوف» در نشست خبری گفت که چنین اطلاعاتی با واقعیت مطابقت ندارد و سخنگوی وزارت خارجه ناصر کنعانی هم در نشست خبری تأکید کرد ایران بخشی از جنگ و بحران اوکراین نیست و راهکار سیاسی را بهترین راهکار برای حل این موضوع میداند. وی تأکید کرد «این اتهامات را قویاً رد میکنیم، بهویژه اینکه اتهام زنندگان به ایران از کسانی هستند که جزو بزرگترین صادرکنندگان جنگ به یک طرف (اوکراین) هستند و نقش بسزایی در تشدید بحران و جنگ داشتهاند».
جان کربی، سخنگو و هماهنگکننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید نیز روز دوشنبه به وقت محلی در پاسخ به پرسش خبرنگاران گفت که گزارشهای اخیر درباره تحویل موشکهای بالستیک از سوی ایران به روسیه را تأیید نمیکند.
به گزارش ایرنا، سخنگوی دولت جو بایدن اضافه کرد که واشنگتن نمیتواند گزارشها را مبنی بر اینکه ایران موشکهای بالستیک به روسیه داده است، تأیید کند.
پیش از این، ودانت پاتل معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه به وقت محلی در پاسخ به سؤالی درباره گزارشهای ادعایی مبنی بر ارسال موشک بالستیک از ایران به روسیه در جنگ با اوکراین، گفت: ما بسیار نگران این گزارشها هستیم. هرگونه ارسال موشک از ایران به روسیه، یک تشدید تنش جدی و همچنین تشدید قابل توجه حمایت ایران از تهاجم روسیه به اوکراین خواهد بود.
این مقام وزارت خارجه آمریکا افزود: ما و شرکایمان در گروه ۷ و ناتو به صراحت بیان کردهایم که آماده اعمال عواقب قابل توجه این اقدامات هستیم.
او گفت: ما از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین از افزایش همکاری دفاعی ایران و روسیه ابراز نگرانی کرده بودیم و به این روابط از نزدیک توجه خواهیم کرد.
پاتل تصریح کرد: مسعود پزشکیان رئیسجمهور ایران بارها به گسترش روابط خود با جهان و همچنین بهبود اقتصاد ایران اشاره کرده است. ایران نمیتواند چنین انتظاری داشته باشد و در همین حال اقداماتی انجام دهد که صلح و نظم بینالمللی را تهدید میکند. بنابراین ما ایران را بر اساس اعمال آن قضاوت خواهیم کرد.
فارن افرز: ایران در حال ترسیم نقشه خاورمیانه جدید است
نشریه تخصصی سیاست خارجی در آمریکا تاکید کرد که ایران با تدابیر ویژه خود در حال ترسیم نقشه خاورمیانه جدید است.
فارن پالیسی در تحلیلی که از سوی سوزان مالونی (مدیر پروژه سیاست خارجی در بنیاد بروکینگز) به نگارش درآمده، نوشت: جو بایدن پس از حمله ۷ اکتبر از اسرائیل، متحد مهم واشنگتن حمایت کرد. اما اکنون، این جنگ به یک بن بست جهنمی تبدیل شده ماهها عملیات گسترده تلآویو در نوار غزه هنوز نتوانسته موجب نابودی حماس شود. دخالت مجدد در امور خاورمیانه ریسکهایی را برای بایدن به همراه دارد، به ویژه در شرایطی که وی درگیر رقابتهای انتخاباتی با ترامپ است که از منتقدان سرسخت هزینههای انسانی و اقتصادی آمریکا در عراق و افغانستان به شمار میرود و از جمله همین انتقادات سبب شد تا در انتخابات سال ۲۰۱۶ وی بر هیلاری کلینتون پیروز شود. در نظرسنجی مؤسسه کوئینی پیاک که سه هفته پس از حمله ۷ اکتبر انجام گرفت، ۸۴ درصد شهروندان آمریکایی نسبت به کشیده شدن پای ایالات متحده به یک مداخله نظامی مستقیم در جنگ خاورمیانه ابراز نگرانی کرده بودند. اما ریسکهای ناشی از ترس و بیعملی بیشتر است. مشخصا یک بازیگر منطقهای از تعلل و عدم مداخله واشنگتن منتفع میشود و آن ایران است. در حقیقت باتلاق کنونی خاورمیانه فرصتی برای پیشبرد استراتژی ۴ دههای تهران و تضعیف یکی از قویترین دشمنانش یعنی اسرائیل را فراهم میکند تا از این طریق ضمن تحقیر ایالات متحده نفوذ خود را در منطقه به نحو چشمگیری افزایش دهد.
هدف ایران، الهامبخشی به جنبشهای مذهبی مشابهی است که پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران رخ داد. عقل متعارف در واشنگتن اغلب بر این عقیده بوده که ایران، مهار و حتی منزوی شده. اما این گزاره هرگز حقیقت نداشته است. ایران یک استراتژی حساب شده را برای تقویت نیروهای نیابتی ایجاد کرده وعملیات نفوذ در منطقه را سامان داده است، طرحی که تاثیرگذاری آن با دامنه ویرانگر حمله حماس و حملات بعدی نیروهای نیابتی ایران در عراق، لبنان و یمن به اثبات رسید.
چشم انداز استراتژیک در خاورمیانه پس از حمله ۷ اکتبر، چشم اندازی است که تا حدود زیادی توسط ایران ایجاد شده و به نفع این کشور عمل میکند. تهران در وضعیت آشفته و پر آشوب فرصتهای بسیاری میبیند. سران ایران در حال بهرهبرداری از این شرایط هستند تا اسرائیل را تضعیف و از آن مشروعیت زدایی کنند، منافع آمریکا را تضعیف نماید و به نظم منطقهای جدید شکل ببخشند. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران اکنون در جایگاهی بهتر از هر زمان دیگر برای تسلط بر خاورمیانه قرار دارد.
گسترش قابل توجه نفوذ ایران، تاثیر مخربی بر اسرائیل و منطقه خواهد داشت. برای ایجاد اختلال در روند تقویت نفوذ و قدرت ایران، بایدن باید به صورت فوری یک استراتژی روشن را برای حفاظت از شهروندان فلسطینی در برابر اقدامات اسرائیل اتخاذ و به اجرا بگذارد، جلوی استراتژی جنگ نیابتی تحلیل برنده ایران را بگیرد و تواناییهای همدستان تهران را تضعیف نماید. دستیابی به این اهداف نیازمند اقداماتی دشوار از سوی واشنگتن است و این در حالی است که شهروندان آمریکایی از پذیرش هزینههای نظامی، اقتصادی و انسانی تعهدات کشورشان در خاورمیانه بر حذر هستند. اما هیچ قدرت جهانی جز ایالات متحده از توانایی لازم برای ناکام گذاشتن جاهطلبیهای ایران از طریق مهار تبعات ویرانبار بلندمدت درگیری اسرائیل و حماس برخوردار نیست.
دولت بایدن باید با اسرائیل و متحدان منطقهایاش جهت تضعیف توانمندی حماس برای انجام یک حمله شوکهکننده دیگر علیه اسرائیل و در عین حال تضمین دسترسیهای بشردوستانه شهروندان فلسطینی و طراحی نقشه راهی برای آینده پس از جنگ همکاری نماید. تا اواخر مارس ۲۰۲۴، واشنگتن همچنان در تلاش برای دستیابی به توافقی بوده که حزبالله را ملزم به خروج نیروهایش از مرز لبنان و اسرائیل کند و بازگشت هزاران اسرائیلی که خانههایشان از 7 اکتبر تحت بمباران حزبالله قرار داشته را تسهیل نماید. ایران در حال حاضر دارای یک مزیت پیشفرض بر ایالات متحده است، زیرا نیازی نمیبیند که در کوتاه مدت به هدف مهمی دست پیدا کند. صرف شرایط فعلی منطقه خود برای ایران یک پیروزی است. در عوض، انتظار از آمریکا برای دستیابی به یک موفقیت بالاست.
از تسلیح رژیم کودککش اسرائیل تا نگرانی درباره موشکهای ایران!
طی چند هفته گذشته، برخی رسانهها و محافل سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان مدعی ارسال موشکهای بالستیک ایران به روسیه شدند.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، در نشست خبری با دیوید لمی، همتای انگلیسی، گزارشها در اینباره که ایران به روسیه موشک بالستیک داده را نگرانکننده خواند و دیوید لمی هم فرستاده شدن موشکها به روسیه را تشدید قابل توجه بحران و نگرانکننده توصیف کرد. همچنین وزارت خارجه انگلیس و فرانسه کارداران ایران در لندن و پاریس را بر اساس همین ادعا احضار کردند.
این در حالی است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان قاطعانه، ادعای مذکور را رد کرد. او اعلام کرد: «یک بار دیگر آمریکا و اروپا بر اساس اطلاعات غلط و منطق معیوب عمل کردند ایران به روسیه موشکهای بالستیک ارسال نکرده است. تمام. معتادین تحریم باید از خود بپرسند: چگونه ایران قادر است تسلیحات پیچیده بسازد و به ادعای شما بفروشد؟ تحریمها راهحل نیستند بلکه بخشی از مشکل هستند.»
اما در دروغپردازی اخیر، آنچه واقعیت دارد وقاحت چند لایه طرف غربی است. آمریکاییها اولا برخلاف تعهدشان با روسیه، سازمان نظامی ناتو و پایگاههای خود را تا عمق اوکراین در همسایگی روسیه گسترش دادند و چند هزار کیلومتر دورتر از مرزهای خود، امنیت روسیه را تهدید کردند. آنها در واقع اوکراین را قربانی مطامع تجاوزطلبانه خود کردند.
از سوی دیگر، همین آمریکا به ظاهر نگران از جنگ اوکراین، (در کنار انگلیس و فرانسه) تامینکنندگان چند ده هزار تن بمب و موشکی هستند که رژیم اشغالگر و جنایتکار صهیونیست ظرف یازده ماه گذشته بر سر مردم بیدفاع غزه ریخته، بیش از 50 هزار نفر از آنها را به شهادت رسانده و خانه و کاشانه دو میلیون نفر را نابود کرده و به آوارگی کشانده است.
اسرائیل از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بیش از هر کشور دیگری از کمک نظامی ایالات متحده بهرهمند بوده و بسیاری از تسلیحات مورد استفاده اسرائیل برای نسلکشی و جنایت جنگی در غزه، آمریکایی هستند. به گزارش اندیشکده شورای روابط خارجی و بر اساس دادههای «آژانس توسعه بینالمللی» آمریکا، رژیم صهیونیستی در فاصله سالهای ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۳، بالغ بر ۲۹۷ میلیارد دلار حمایت مالی و نظامی از ایالات متحده آمریکا دریافت کرده است.
بنابر برخی گزارشها، اسرائیل از 7 اکتبر 11 میلیارد دلار تسلیحات نظامی از آمریکا دریافت کرده است. آمریکا همچنین ماه گذشته با فروش ۲۰ میلیارد دلار تسلیحات نظامی به اسرائیل موافقت کرد. آمریکا همچنین ۲۶ میلیارد دلار برای حمایت از اسرائيل در نظر گرفته است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، دولت آمریکا از ابتدای جنگ در غزه ۲۷ هزار فروند انواع بمب و موشک در اختیار ارتش اسرائیل قرار داده است.
شبکه دولتی بیبیسی هم هفته گذشته در گزارشی نوشت: «ایالات متحده بزرگترین تامینکننده تسلیحات برای اسرائیل است. براساس گزارش مؤسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، ایالات متحده 69 درصد از واردات تسلیحات متعارف عمده اسرائیل را بین سالهای 2019 تا 2023 به خود اختصاص داده است. SIPRI گفت که ایالات متحده به سرعت هزاران بمب هدایت شونده و موشک را در پایان سال 2023 به اسرائیل تحویل داد. در دسامبر گذشته، دولت بایدن پس از استفاده از اختیارات اضطراری برای نادیده گرفتن بررسی کنگره، دو فروش فوری به اسرائیل را علنی کرد. یکی از فروشها برای 14000 گلوله مهمات تانک به ارزش 106 میلیون دلار بود، در حالی که دیگری برای قطعات 147 میلیون دلاری برای ساخت گلولههای توپخانه 155 میلیمتری بود دولت بایدن از زمان آغاز جنگ تاکنون بیش از 100 فروند نظامی دیگر به اسرائیل انجام داده است که بیشتر آنها کمتر از مقدار دلار بوده که مستلزم اطلاع رسمی کنگره است. گفته میشود که آنها شامل هزاران مهمات هدایتشونده دقیق، بمبهای با قطر کوچک، سنگرشکن و سلاحهای سبک بودند. دولت بایدن به کنگره اطلاع داد که با فروش 20 میلیارد دلاری تسلیحات به اسرائیل موافقت کرده است.»
فارغ از دروغپردازی اخیر محافل غربی درباره صادرات موشک بالستیک ایران به روسیه، نکته قابل تامل و عبرتآموز برای آمریکا و متحدان اروپاییاش این است که آنها در طول چند دهه اخیر، صادرات سلاح به ایران را تحریم کرده بودند، اما طی سالهای اخیر درباره صادرات تسلیحات پیشرفته ایران به دیگر کشورها و تغییر معادلات مهم سیاسی و نظامی در جهان اظهار نگرانی میکنند.
این نکته هم گفتنی است که آمریکا و برخی دولتهای غربی، متهمان اول و آخر جنگافروزی و جنایت و نسلکشی در منطقه غرب آسیا (از افغانستان تا عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن) هستند و با این همه، دست پیش را درباره صلح و امنیت و ثبات و پرهیز از جنگ و تنش میگیرند!!
درخواست نامتعارف تروئیکای اروپا در شورای حکام
تروئیکای اروپا در بیانیهای که یک نسخه آن در تارنمای وزارت خارجه انگلیس منتشر شد، اعلام کرد: ما از مدیرکل آژانس میخواهیم که به طور مستمر شورای حکام را در جریان وضعیت برنامه هستهای ایران قرار دهد. همچنین خواهشمندیم که این گزارش به اطلاع عموم برسد.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هر سه ماه یکبار، یعنی در آستانه برگزاری جلسات فصلی شورای حکام، آخرین وضعیت فعالیتهای هستهای ایران را در قالب دو گزارش تحت عناوین «موافقتنامه پادمانی NPT جمهوری اسلامی ایران» و «نظارت و راستیآزمایی در جمهوری اسلامی ایران در پرتو قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) شورای امنیت سازمان ملل متحد» به اعضای شورا ارسال میکند.
به گزارش ایرنا، به رغم ماهیت محرمانه این اسناد، هر دوره فرازهایی از آن به رسانههای غربی درز و زمینه جوسازی علیه ایران را در آستانه نشست شورای حکام فراهم میکند. جمهوری اسلامی ایران بارها به این مسئله اعتراض کرده و خواستار توجه جدی آژانس، به مسئولیت اساسی خود در حفاظت از اطلاعات محرمانه شده است.
رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دو سال پیش در نشست اندیشکده چتمهاوس لندن گفت که درز گزارشهای آژانس مایه تاسف است اما سازمان تحت امر او، ابزاری برای کنترل و جلوگیری از تکرار این مسئله ندارد.
وی در پاسخ به ایرنا، «کنترل جریان اطلاعات» توسط آژانس را امری «چالشبرانگیز» و «غیرممکن» توصیف اما تصریح کرد: ما نگران هستیم، این گزارشها را برای اعضای شورا تنظیم میکنیم، آنچه بعد از آن رخ میدهد میتواند تاسفانگیز باشد.
به هر روی جمهوری اسلامی ایران تاکید دارد که اطلاعات مندرج در گزارشهای آژانس محرمانه است و انتشار آن منحصراً در اختیار جمهوری اسلامی ایران، به عنوان دارنده و مالک این اطلاعات میباشد.
اولیانوف: غرب از اقدامات عجولانه پرهیز کند
خبر دیگر اینکه، میخائیل اولیانوف طی سخنانی در نشست فصلی شورای حکام در وین ابراز امیدواری کرد که روند مذاکرات میان آژانس و دولت جدید ایران سریعتر ازسرگرفته شود.
او گفت: ما (روسیه) از کشورهای غربی میخواهیم که در این زمینه خویشتنداری کنند، هیچ حرکت ناگهانی و عجولانه انجام ندهند و به مدیرکل آژانس و طرف ایرانی اجازه دهند که بدون فشار خارجی یک روندی را ایجاد کنند.
سفیر روسیه ادامه داد: همه کشورهای عضو شورای حکام باید به مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مسئولان ایران این فرصت را بدهند تا یک گفتوگوی سازنده و معنادار، بدون مداخلههای مضر داشته باشند. از نظر ما این بهترین کار برای نشان دادن اعتماد به مدیرکل آژانس و تلاشهای وی خواهد بود.
اولیانوف همچنین در بخشی از صحبتهای خود به مدیرکل آژانس توصیه کرد که به «شخمزدن» در تاریخ فعالیتهای هستهای ایران پایان دهد. او گفت: ما با یک موضوع سی ساله سروکار داریم و آژانس باید رویه معیوب کاوش در تاریخ برنامه هستهای ایران و احیای داستانهای قدیمی را متوقف کند. این روند نتیجه معکوس دارد.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی ماه پیش طی نامهای، پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک گفت و برای سفر به ایران و گفتوگو درباره ازسرگیری مذاکرات پیرامون حلوفصل مسائل پادمانی اعلام آمادگی کرد.
وی هفته پیش در یک گفتوگوی تلویزیونی بیان داشت که از طرف رئیسجمهوری ایران نامهای را درباره تداوم مذاکرات پیرامون آنچه «رسیدن به ضمانتهای معتبر درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران» نامید، دریافت کرده است. مدیرکل آژانس امیدوار است که سفر وی به تهران، پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شود.
ادعای آمریکا: سطح همکاری ایران و آژانس اتمی کمتر از انتظارات شورای حکام است
لورا هولگیت طی سخنانی که یک نسخه آن در تارنمای نمایندگی ایالات متحده آمریکا نزد سازمانهای بینالمللی مستقر در وین منتشر شد ادعا کرد: «فعالیتهای هستهای ایران عمیقاً نگرانکننده است. همانطور که گزارش مدیرکل آژانس به وضوح نشان میدهد، ایران به جای پرداختن به نگرانیهای جامعه بینالمللی، به حرکت بیشتر در مسیر اشتباه ادامه میدهد. این کشور به گسترش برنامه هستهای خود، نصب آبشارهای سانتریفیوژ پیشرفته اضافی و تولید اورانیوم بسیار غنی شده که هیچ هدف صلحآمیز معتبری برای آن ندارد، ادامه میدهد.»
وی سطح همکاری ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را «نگرانکننده و بسیار کمتر از انتظارات مطرح شده از سوی مدیرکل آژانس و شورای حکام» توصیف کرد و مدعی شد: ما بار دیگر از ایران میخواهیم که به جای تضعیف توانایی آژانس در ارائه تضمینهای لازم درباره صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود، گامهایی را برای ایجاد اعتماد بینالمللی بردارد.