۱۳۳۴ - داستانهای شگفت شهید دستغیب : دیدن آثار اعمال ۱۴۰۳/۰۸/۲۶
دیدن آثار اعمال
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
پیش از سی سال قبل روضه خوانی بود به نام (شیخ حسن) که چند سال آخر عمرش به شغل حرامی سرگرم بود؛ پس از مردنش یکی از خوبان، او را در خواب میبیند که برهنه است و چهره اش سیاه و شعلههای آتش از دهان و زبان آویزانش بالا میرود، به طوری وحشتناک بود که آن شخص فرار میکند.
پس از گذشتن ساعاتی و طی عوالمی باز او را می بیند لکن در فضای فرحبخش، در حالی که آن شیخ، چهره سفید و با لباس و روی منبر و خوشحال است؛ نزدیکش میرود و میپرسد شما (شیخ حسن) هستید، میگوید بلی .
میپرسد شما همان هستید که در آن حالت عذاب و شکنجه بودید؟ میگوید بلی.
آنگاه سبب دگرگون شدن حالش را می پرسد، میگوید آن حالت اولی در برابر ساعاتی است که در دنیا به کار حرام سرگرم بودم و این حالت خوب در برابر ساعاتی است که از روی اخلاص یاد حضرت سیدالشهداء (ع) می کردم و مردم را میگریاندم و تا اینجا هستم در کمال خوشی و راحتی می باشم و چون آنجا می روم همان است که دیدی. به او گفت : حال که چنین است از منبر پایین نیا و آنجا نرو! گفت: نمیتوانم و مرا میبرند.
شاهد صدق این رؤیا آیه شریفه: ( فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ ) میباشد ؛ یعنی هرکَس هموزن ذره، کار نیکی بجای آورد آن را میبیند و هرکه هموزن ذره، شرّی انجام دهد آن را خواهد دید. ناگفته نماند که این حالت برزخی اوست تا وقتی که استحقاق عذابِ ساعات گنهکاری اش تمام شود یا اینکه به شفاعت اهل بیت (ع) نجات یابد و چون ایمان داشته و دلش از محبّت خالی نبوده سرانجام اهل نجات و خوشی پیوسته خواهد بود.
* داستانهای شگفت شهید دستغیب، داستان 129