(پاسخ به شبهات ):
نقدی بر تشکیک درباره حکم شـرعی دست دادن با زن نامحرم
۱۴۰۳/۱۱/۲۶
به دنبال دست دادن یک بازیگر زن با یک بازیگر مرد در جریان جشنواره فیلم فجر 1403 و برخورد قوه قضائیه و تذکر برخی از بزرگان قم به آن جریان، پایگاه اطلاعرسانی فرا رو در مورخه 17 / 11 / 1403 نظر فردی در قم را منتشر کرده که در آن از اقدام به دست دادن زن و مرد نامحرم دفاع کرده و مطالبی بیپایه و اساس به فقه نسبت داده است.
از آنجا که دفاع از احکام شریعت و تبیین حکم شرعی، بر عالمان دینی شرعاً واجب است، لذا این یادداشت تقدیم میشود.
ادعاهای شخص مذکور از این قرار است:
1ـ در بیان فقیهان نسبت به دست دادن مرد با زن نامحرم اختلاف نظر وجود دارد.
2ـ در سنّ بالا که قصد ریبه و شهوت در کار نیست دست دادن با نامحرم اشکالی ندارد. اگر به قصد احترام دست دهید اشکال ندارد اما به قصد لذت اشکال دارد.
3ـ خیلی از فقهاء از جمله آیتالله بروجردی به نماینده خود در مصر اجازه داده بود که اگر خانم خارجی دست دراز کرده شما نیز دست بدهید.
ارزیابی ادعای اول
الف) بر خلاف آن ادّعا، در میان فقهای شیعه در مورد حرام بودن دست دادن مرد با زن نامحرم چه برای احترام و بدون شهوت، چه با لذت و ریبه، هیچگونه اختلاف نظری وجود ندارد. زیرا مطلق لمس مرد نامحرم نسبت به بدن زن، حرام است مگر آنجاهائی که استثنا شده، مثل نجات دادن غریق یا حریق و معالجه بیمار و نیز دست دادن از روی لباس بدون شهوت جائز شمرده شده است.
دلیل بر بیپایه بودن این ادعا، اولاً: اجماعی است که فقهای گرانسنگی همچون صاحب جواهر و شیخ اعظم انصاری صریحاً به آن قائل شدهاند و فقهای دیگری مثل سید کاظم یزدی در عروه و مراجعی که بر آن حاشیه زدهاند، آن را مفروغ عنه و مسلّم دانستهاند.
نظر شیخ محمد حسن نجفی (م 1266هـ ق)
عبارت شیخ الفقهاء شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهرالکلام از این قرار است: «ثم لا یخفی علیک أن کلّ موضع حکمنا فیه بتحریم النظر فتحریم اللمس فیه أولی کما صرح به بعضهم، بل لا أجد فیه خلافاً، بل کأنه ضروری علی وجه یکون محرماً بنفسه... و لو توقف العلاج علی مسّ الأجنبیة دون نظرها فتحریم النظر بحاله، و کذا العکس، فانه لا تلازم بینهما فی جانب العدم، و حینئذٍ فجواز النظر الی وجه الاجنبیة و کفیها لو قلنا به لا یبیح مسّها.»(1)
خلاصه نظریه صاحب جواهر این است که در هر جا نگاه حرام باشد لمس هم حرام است و در این زمینه اختلافی بین فقهاء نیست، بلکه آن را از ضروریات دین میتوان شمرد. حتی در جایی که نظر به آن مباح باشد مثل نگاه به صورت و کفّین زن نامحرم، لمس آن حرام است.
نظریه شیخ اعظم انصاری (1214ـ1281)
شیخ اعظم انصاری در کتاب النکاح (شرح ارشاد الاذهان علامه حلی) درباره حرمت لمس بدن اجنبیة مینویسد: «ثم اعلم أن المصنف (قدّس سره) لم یتعرض لحکم اللمس، لکنه اکتفی عن حکمه بالحکم بحرمة النظر، حیث انه اذا حرم النظر حرم اللمس قطعاً، بل لا اشکال فی حرمة اللمس و ان جاز النظر، للاخبار الکثیرة، و الظاهر انه مما لا خلاف فیه.»(2) خلاصه نظریه شیخ اعظم انصاری مثل همان نظریه صاحب جواهر الکلام است.
ب) همان گونه که شیخ اعظم فرموده اخبار زیادی از پیامبر(ص) و ائمه(ع) دربارۀ حرمت دست دادن مرد با زن نامحرم رسیده است. روایات مزبور مستفیض میباشد، بعضی از آنها دارای سند معتبر و وجود اشکال سندی بعضی دیگر ضرری به حجیت آنها نمیزند.
برخی از این احادیث عبارتند از:
1ـ شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه در حدیث مناهی از امام صادق(ع) نقل کرده است: «.. من صافح امرأة تحرم علیه فقد باء بسخطٍ من الله عزوجل...»(3)؛ « کسی که با زن نامحرمی دست دهد، گرفتار خشم خداوند عزوجل میشود.»
2ـ شیخ صدوق در کتاب ثواب الاعمال از پیامبر(ص) نقل کرده است: «و من صافح امرأة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یؤمر به الی النار...»(4)؛ «کسی که با زن نامحرمی دست(مصافحه) بدهد در روز قیامت به غُل و زنجیر بسته میشود، آنگاه دستور میرسد که به جهنم برود».
3ـ شیخ کلینی به سند صحیح از ابی بصیر نقل کرده که از امام صادق(ع) پرسیدم:«هل یصافح الرجلُ المرأة لیست بذات محرم؟ فقال: لا إلّا من وراء الثوب»(5)؛ «آیا جایز است که مرد با زن نامحرم دست دهد؟ فرمودند: خیر مگر اینکه از روی لباس باشد.»
4ـ شیخ کلینی به سند موثق از سماعة بن مهران روایت کرده که از امام صادق(ع) دربارۀ دست دادن (مصافحه) مرد با زن سؤال کردم، ایشان فرمودند: «لا یحلّ للرجل ان یصافح المرأة الّا امرأة یحرم علیه ان یتزوجها أخت أو بنت أو خالة أو عمة أو بنت أخت او نحوها، و اما المرأة التی تحلّ له أن یتزوجها فلا یصافحها الّا من وراء الثوب و لا یغمز کفها»(6)؛ «... برای مرد جایز نیست با زنی دست بدهد مگر آنکه آن زن برای او مَحرَم باشد. مثل خواهر، دختر، عمه، خاله، دختر خواهر و امثال اینها که ازدواج کردن با آنها حرام باشد. امّا زنی که جایز است برای مرد با او ازدواج کند حق ندارد با او دست بدهد، مگر از روی لباس و در آن صورت کف دست او را فشار ندهد.»
5ـ شیخ صدوق به طریق صحیح از ربعی بن عبدالله روایت میکند: «لما بایع رسولالله(ص) النساء و أخذ علیهن، دعا باناء فملأه ثمّ غمس یده فی الأناء ثمّ أخرجها ثمّ أمرهن أن یدخلن ایدیهن فیغمسن فیه»(7)؛ «وقتی که زنان (در جریان فتح مکه) برای بیعت با پیامبر(ص) آمدند، پیامبر(ص) دستور داد ظرفی را از آب پر کردند و دست مبارکشان را در آب گذاشتند و بیرون آوردند و به زنان دستور دادند دستان خود را در ظرف آب به عنوان بیعت فرو برند و بیرون آورند».
6- در حدیث دیگری که شیخ کلینی نقل کرده است امام صادق(ع) فرمودند: «فکانت ید رسولالله(ص) الطاهرة أطیب من أن یمس بها کفّ انثی لیست له بمحرم»(8)؛ «دست طاهر پیامبر(ص) پاکتر از آن بود که با آن دست زن نامحرمی را لمس کنند.» همۀ احادیث فوق و امثال آن به صورت مطلق و عام، از دست دادن به همۀ زنان نامحرم اعم از مسلمان، کافر، مسنّ یا جوان نهی میکند و از آن حرمت مطلق دست دادن با زنان نامحرم استفاده میشود.
ج) سیرۀ متشرعه، دست دادن مرد نامحرم با زن را از منکرات و خلاف عرف شرعی میدانند، بلکه میتوان گفت: امتناع مردان مسلمان از دست دادن با زنان نامحرم در عرف دنیا به عنوان شعار اسلامی شناخته شده است.
مرحوم آیتالله فاضل لنکرانی در کتاب تفصیل الشریعة در شرح تحریر الوسیله امام خمینی(ره) ذیل فتوای امام(ره)پیرامون حرمت دست دادن مرد با زن نامحرم مینویسد: «سزاوار است که مسلمانان با دقت احکام اسلامی را رعایت کنند تا مسلمانها از غیرمسلمانها متمایز باشند و جهان بداند که مسلمانان مرد هرگز با زنان نامحرم دست نمیدهند و آن فرهنگی که در غرب به عنوان احترام زن رایج شده، به هیج وجه مورد تأیید اسلام نیست.»(9)
بنابراین دست دادن یک زن با مرد نامحرم در ملأ عام را باید به عنوان هتک حرمت احکام اسلامی تلقی کرد، و هتک حرمت اسلام گناهی کبیره و جرم قطعی قانونی است.
ارزیابی ادّعای دوّم
مدعی مزبور دست دادن مرد با زن مسنّ را اگر بدون شهوت باشد، بلکه به عنوان احترام،بدون اشکال دانسته است.
با توجه به ادلّه مزبور و اطلاق و عمومیّت احادیث نهیکننده از دست دادن مرد با زن نامحرم و عدم وجود مخصّص یا مقیّد، نمیتوان دست دادن مرد با زن نامحرم سالخورده(مسنّ) را از آن حکم قطعی عام مستثنی دانست.
البته گویا ایشان برای اثبات مدعای خود به استثناء نمودن زنان سالخورده(مسنّ) از لزوم حجاب کامل در قرآن استناد کرده است. در حالی که این استناد نوعی قیاس ناروا است. «و لیس من مذهبنا القیاس» مخصوصاً که بعضی از احادیث ناهی از مصافحه، در مقام بیان کردن جزئیات است. لذا دست دادن از روی لباس را جایز شمرده و استثنا کرده است، قطعاً اگر دست دادن با زن سالخورده(مسنّ) جایز بود، امام(ع) آن را استثنا میکرد. اما در هیچ حدیثی، یا فتوای هیچ فقیهی این استثناء بیان نشده است. بنابراین ادعائی که گفته شده، فاقد هر گونه مبنای فقهی، و نوعی بدعت است.
ارزیابی ادّعای سوم
نسبت دادن فتوای تساهل در امر دست دادن مردان با زنان نامحرم به فقیه بزرگ شیعه، مرحوم آیتالله بروجردی، با موازین فقهی ناسازگار است.
صرف نظر از تشکیک در صحّت آن انتساب، و بر فرض صحّت آن نقل، آن فتوا را میتوان بر شرایط اضطراریِ مستلزمِ حکم ثانوی حمل کرد. همان گونه که محرّمات قطعی مثل خوردن گوشت مردار در صورت شرایط اضطراری حلال میشود. بنابراین توجیه یک کار غلط در داخل کشور با حکم ثانوی مربوط به شرایط اضطراری در خارج از کشور بر هیچ پایه علمی متکی نیست.
* محسن حیدری، نماینده خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و مسئول حوزه علمیه الغدیر اهواز
____________
۱. جواهر الکلام، ج29، 100. 2. تراث الشیخ الاعظم، کتاب النکاح، ج20، ص68، چاپ مجمع الفکرالاسلامی، قم، 1441هـ ق. 3. وسائل الشیعة، ج14، کتاب النکاح، باب 105 از ابواب مقدماته و آدابه حدیث1. 4. همان، باب 106، حدیث 4. 5. همان، باب 115، حدیث 1. 6. همان، حدیث2. 7. همان، حدیث5. 8. همان، حدیث1. 9. تفصیل الشریعة، کتاب النکاح، ص40.