به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 2,105
بازدید دیروز: 10,693
بازدید هفته: 2,105
بازدید ماه: 136,734
بازدید کل: 25,747,296
افراد آنلاین: 12
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
سال افتخار ۱۴۰۳/۱۲/۲۷ ۰۳/۱۲/۲۸
(47 بازدید)


۲۱ - آیت‌الله مکارم شیرازی: شکوه حـلم و مدارا با مـردم در سيره امام حسـن‌(ع) ۱۴۰۳/۱۲/۲۵
شکوه حـلم و مدارا با مـردم در سيره امام حسـن‌(ع)
۱۴۰۳/۱۲/۲۵
اس ام اس مخصوص تبریک ولادت امام حسن مجتبی (اصلی)
‫توضیح دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی در مورد شایعه اخیر‬‎
آیت‌الله مکارم شیرازی
مردى از شام به مدينه مى آيد، تبليغات سوءِ معاويه عليه على‌(ع) و خاندانش در شام غوغا مى‌كند، از مكتب‌خانه و كودكستان، تا مساجد و منابر و نمازهاى جمعه، همه‌جا از على به بدى ياد مى شود و عموم مردم بر اثر اين تبليغات، تنفّر عجيبى از على پيدا كرده اند؛ مرد شامى در مدينه شخصى را مشاهده كرد كه به همراه جمعى از مردم در حال عبور بودند، از كسى پرسيد: اين شخص كيست؟ پاسخ داد: او حسن‌بن علىّ‌بن أبي طالب‌(ع) است. مرد شامى همين كه فهميد او فرزند على است، به قول معروف دهان را باز كرد و چشم‌ها را بست و در نهايت خشم و بغض هر چه از دهانش در آمد به آن حضرت توهين كرد. حضرت ايستاده و به توهين‌هاى او گوش مى داد! وقتى كه سخنان مرد شامى به پايان رسيد، امام(با اينكه مى توانست با اشاره اى به اصحاب و ياران، او را سخت ادب كند؛ ولى در اوج قدرت چنين نكرد، بلكه به او) فرمود: از قيافه‌ات پيدا است كه اهل مدينه نيستى و مسافر مى‌باشى و جا و مكانى در اين شهر ندارى، به منزل ما بيا و ميهمان ما باش. درِ خانه ما به روى غريبان باز است، از تو پذيرايى مى‌كنيم، اگر قرض دارى، بدهي‌هاى تو را اداء مى‌كنيم، اگر دشمنى در تعقيب توست از تو دفاع مى‌كنيم، اگر هم طلب عفو و بخشش كنى از خطاهاى تو در مى‌گذريم!
مرد شامى كه بر اثر خشم و غضب بسان كوره‌اى داغ و سوزان بود، با اين برخورد الهى و خدايى امام، تمام خشم و غضبش فروكش كرد، گوئى ظرفى از آب خنك بر روى او ريخته‌اند! او با اين برخورد منقلب شد(شايد با خود گفته باشد: خدايا آنچه را مى‌بينم در خواب است يا بيدارى؟ شخص قدرتمندى كه مى‌تواند در مقابل اين همه توهين و ناسزا مرا مجازات كند، اين چه برخوردى است كه مى‌كند؟!)(1)
مرد شامى گفت: يا بن رسول اللَّه! لحظه‌اى كه شما را ديدم(بر اثر تبليغات سوئى كه در شام شده بود) بدترين مردم در نزد من بوديد! ولى اكنون(كه اين برخورد خوش و غير منتظره را فرموديد) بهترين مردم روى زمين در نزد من هستيد!(2 و3)
فاصله بين بهترين مردم روى زمين، با بدترين مردم روى زمين، فاصله بسيار زيادى است، ولى امام مجتبى(ع) با يك برخورد صحيح و امر به معروف بجا و روئى گشاده، اين فاصله بلند را از بين برد.(4)
ما هم بايد از اين برخورد درس بگيريم و توجّه داشته باشيم كه مخالفان ما دو دسته اند:
1- خطاكاران و كسانى كه بر اثر تبليغات مسموم و سوء، برخوردهاى ناشايست و غير‌مناسبى دارند، اين دسته را بايد با ملايمت و نرمى هدايت و راهنمايى كرد همانند آن مرد شامى كه تبليغات سوء او را دشمن اهل بيت كرده بود و از خطاكاران شده بود و با برخورد مناسب امام، هدايت شد.(5)
2- خرابكاران، يعنى كسانى كه دانسته و از روى علم و آگاهى مخالفت و دشمنى مى‌كنند. تساهل و تسامح و مدارا در اينجا بى‌معنى است، اينجا جاى برخورد قاطعانه و قدرتمندانه است.شناخت و جداسازى اين دو گروه و سپس برخورد مناسب با هر كدام، كار دقيق و ظريف و لازمى است.(6)
حقیقت حلم و بردبارى در کلام امام مجتبی(ع)
از امام حسن(ع) نقل شده كه وقتى از حضرتش درباره تفسير حلم سؤال كردند فرمود: «كَظْمُ الْغَيْظِ وَ مِلكُ النَّفْس؛ حلم فرو بردن غضب و تسلّط بر نفس است.» (7) به گونه‌اى كه عكس‌العملى نشان ندهد و نشانه آن حسن‌برخورد با افراد و معاشرت بالمعروف است.(8)
بدیهی است سلطه بر نفس و مالكيت خويشتن، سبب مى‌شود كه انسان در برابر ناملائمات از كوره در نرود و گرفتار خشم و آشفتگى‌ها نشود.(9)
همچنین علوّ طبع و بلندى همت و شخصيت بالا از امورى است كه به انسان اجازه نمى‌دهد خشم خويش را آشكار كند و دست به كارهاى غيرمنطقى افراد خشمگين كم ظرفيت بزند.(10)
ايمان به خدا و توجه به ذات پاك و صفات او و از جمله حلم خداوند در برابر عاصيان و طاغيان نيز مى‌تواند سرچشمه ديگرى براى اين فضيلت اخلاقى باشد.(11)
علم و عقل و آگاهى بر نتايج مثبت حلم و پيامدهاى منفى خشم و غضب نيز عامل ديگرى براى پيدايش اين فضيلت اخلاقى در وجود انسان‌ها است.(12)
با اينكه حلم از فضائل بسيار برجسته و از خوهاى شايسته انسانى است، ولى مواردى پيش مى‌آيد كه حلم در آنجا پسنديده نيست و اين گونه استثنائات در ساير فضائل اخلاقى نيز ممكن است پيدا شود مثلًا در مواردى كه حلم و بردبارى سبب جرأت و جسارت جاهلان متعصب مىشود و بر فشار و فساد و عصيان خود مىافزايند، در اينجا حلم، پسنديده نيست و بايد عكس‌العمل مناسبى نشان داده شود تا آنها سكوت كنند. (13)
در مواردى كه حلم و بردبارى به زيان جامعه و يا مكتب و عقيده انسان تمام مىشود در آنجا نيز حلم و سكوت غلط است و نيز در مواردى كه حلم نشانه ضعف و ذلت محسوب مىشود حلم كار خوبى نيست.(14)
نور دیده پیامبر(ص)؛ الگوی حسن خلق مسلمانان
عالي‌ترين دستور معاشرت و برخورد با مردم این‌گونه است که انسان بايد در دل دو عقيده داشته باشد: (15) يكى آنكه در معاشرت به هم‌نوع محتاج است زيرا طبعاً اجتماعى آفريده شده و در بقاء خود به آنها احتياج دارد پس لازم است نرم‌گفتار و خوش‌برخورد باشد، ديگر آنكه نيازمند آنها نيست و بايد به خود اعتماد كند و خدا را روزى دهنده بندگان داند. پس نبايد تملق و چاپلوسى كند و خود را پيش مردم خوار و زبون نمايد؛ بلكه در عين خوش‌ر‌وئى و شيرين سخنى عزت نفس و مناعت طبع خويش را بايد حفظ كند.(16) حسن خلق به معنى خاص، آن است كه انسان با گشاده‌رويى و چهره شاد و زبان نرم و ملايم با مردم رو‌به‌رو شود و در هر جا و با هركس با خوش‌روئى برخورد كند و لب‌هايى پر از تبسّم، و كلماتى پر از محبت و لطف داشته باشد. اين يكى از فضايل اخلاقى است كه در روابط اجتماعى فوق‌العاده مؤثر است. (17) در آيات قرآن و روايات اسلامى و سيره پيشوايان، مطالب فراوانى در زمينه آن فضيلت و اين رذيلت ديده مى شود كه حاكى از اهمّيت فوق‌العاده آن در سرنوشت فرد و جامعه است.(18)
قسمت مهمى از موفقيت پيامبر(صلىالله عليه و آله) در پيشبرد اهداف خود و همچنين ساير معصومين‌(ع) و بزرگان علما و پيشوايان، مرهون همين فضيلت بوده است؛ تاريخ انبياء و اولياء و معصومين و به طور كلّى تاريخ رهبران جهان پر است از شواهد زنده اين موضوع.(19)
داستان برخورد مرد شامی با امام حسن مجتبی که بعد از آن همه دشنام به حضرت با دیدن محبت حضرت به راه راست هدایت شد.(20) نشان می‌دهد در بسیاری از موارد  انسان نباید به قول معروف مته لای خشخاش بگذارد و باید گذشت کند و به ایثار روی آورد. لذا الگوی همۀ مسلمانان امام مجتبی‌(ع) است که در مقابل همۀ دشنام‌های آن مرد شامی، در عوض به او مهربانی کرد و سعی نمود حوائج او را برآورده کند و از او بگذرد.(21)
ایثار پیرزن و عکس‌العمل پیشوای نیکی و کرامت؟
در يكى از سفرها امام حسن‌(ع) و امام حسين‌(ع) و عبداللَّه بن جعفر از قافله عقب ماندند و در بيابان تشنه شدند، از دور خيمه چادرنشينى جلب توجه آنها را کرد، به سراغ آن آمدند، پيرزن تك و تنهايى در آن ديدند كه آنها را سيراب كرد و گوسفندى را كه داشت براى تغذيه آنها آماده ساخت و آنها به پيرزن فرمودند اگر به مدينه آمدى به سراغ ما بيا شايد بتوانيم اين همه محبّت را تا اندازه‌اى جبران كنيم، مدتی بعد خشكسالى شديدى در بيابان‌هاى اطراف مدينه شد به‌گونه‌اى كه چادرنشينان به شهرها هجوم آوردند و از مردم درخواست كمك مىكردند، روزى چشم امام حسن‌(ع) به همان پيرزن افتاد(22) كه در كوچه‌هاى مدينه تقاضاى كمك مىكند. حضرت او را صدا زد و از او پرسيد به خاطر دارى كه من و برادر و پسر عمويم در بيابان نزد تو آمديم و تو بهترين كمك را به ما كردى، پيرزن نيكوكار چيزى به خاطر نداشت، ولى امام فرمود: اگر تو به خاطر ندارى، من به خاطر دارم. سپس پول زياد و گوسفندان فراوانى به او بخشيد و او را نزد برادرش امام حسين‌(ع) فرستاد، آن حضرت نيز عطاياى بيشترى به پيرزن داد و سپس او را به سراغ عبداللَّه بن جعفر فرستادند، او نيز نعمت زيادى به آن پيرزن بخشيد و در پايان حديث آمده است: «صارَتْ مِنْ اغْنَى النَّاسِ؛ او يكى از ثروتمندترين مردم شد.»(23)
بزرگداشت و اکرام مؤمن 
بدیهی است اسلام اکرام مؤمن را لازم می‌داند، این اکرام گاه با کلام است و گاه با دعوت و یا کمک مالی و یا رفع اختلاف میان مؤمنین و مانند آن. با این حال خداوند متعال فقط به اصل اکرام قناعت نمی‌کند بلکه شاخ و برگ آن را نیز بیان می‌کند. مثلا در قرآن‌مجید آمده است: اگر به نیازمندی کمک می‌کنی(و با این طریق به او اکرام می‌کنی) نباید آن را با منت گذاشتن و اذیت کردن باطل کنی.(24)
در سیرۀ اجتماعی امام حسن مجتبی‌(ع) می‌توان اوج اکرام و بزرگداشت مؤمن را مشاهده کرد، لذا در فرازی می‌خوانیم، فقیری خدمت ایشان رسید و دو بیت شعر خواند که مضمون آن این است که در تمام خانه من چیزی که بتوانم آن را حتی به یک درهم بفروشم باقی نمانده است و حتی در چهره من اثر فقر روشن است. فقط یک سرمایه برای من مانده است که آمده‌ام آن را به شما بفروشم و آن آبروی من است. آن را هم نمی‌خواستم بفروشم ولی دیدم که شما مشتری خوبی هستی.
 امام به مسئول اموال خود فرمود: ما مجموعا چقدر داریم؟ او عرض کرد: دوازده هزار درهم. فرمود: همه را بیاور. او عرض کرد: این مخارج سال ماست و چیزی باقی نمی‌ماند. امام فرمود: توکلت به خدا زیاد باشد. او تمام آن اموال را آورد و حضرت همه را به فقیر داد و فرمود: این مال کم را قبول کن و گویا تو چیزی به ما نفروختی و ما هم چیزی از تو نخریدیم.(آبروی تو کاملا محفوظ است و این هم مال اندکی بود که ما در بساط داشتیم.(25)
بر این اساس گاه اکرام مؤمن موجب به مشقت افتادن او می‌شود مثلا مجلس مهمی ترتیب می‌دهند و اصرار می‌کنند که باید در مجلس حضور یابد. یا اینکه در مجلسی در حضور او از او تعریف می‌کنند و او از این کار خوشش نمی‌آید.(26)
از: سایت makarem.ir (با تلخیص)
_______________________
1. آيات ولايت در قرآن، ص: 129.
2. منتهى‌الآمال، ج 1، ص 417.
3. آيات ولايت در قرآن، ص 129.
4تا 6. همان؛ ص 130.
7.بحارالانوار، ج 75، ص 102.
8.اخلاق در قرآن؛ ج 3؛ ص403.
9 تا 11.همان؛ ص407.
 12تا 14.همان؛ ص408.
 15.اخلاق اسلامى در نهج‌البلاغه (خطبه متقين)؛ ج 2؛ ص476.
16.همان؛ ص 477.
17تا 19.اخلاق در قرآن؛ ج 3؛ ص135.
 20 و21. بیانات در درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛13/9/1387.
22. اخلاق در قرآن؛ ج 3؛ ص94.
23.بحارالانوار، ج 43، ص 348؛ اخلاق در قرآن، ج 3، ص: 95.
24.بقره؛آیۀ264؛ بیانات دردرس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛8/7/1394.
25. بیانات در درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛2/5/1392.
 26. بیانات در درس خارج فقه؛‌‌ مسجد اعظم قم؛8/7/1394.