به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 673
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 2,182
بازدید ماه: 2,298
بازدید کل: 28,370,339
افراد آنلاین: 23
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۵ - سهراب مقدمی شهیدانی : بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) - ۵

«کشف اسرار» پاسخی به «اسرار هزارساله»

۱۴۰۴/۰۹/۰۹

‫پی دی اف کتاب کشف الاسرار امام خمینی (ره) - موسسه تحقیقات و نشر معارف  اهل‌البیت علیهم‌السلام‬‎

سهراب مقدمی شهیدانی 

1. اسرار هزارساله 
کتاب «اسرار هزارساله» نوشته علی‌اکبر حکمی زاده در شهریور1322 با ادبیاتی بسیار تند در نقد آموزه‌های شیعی منتشر شد. وی فرزند آقا شیخ مهدی پایین‌شهری قمی از شاگردان آیات ‌عظام سید محمد فشارکی، میرزا محمدتقی شیرازی و آخوند خراسانی بود. 
گفته می‌شود میرزای نوری، نویسنده کتاب مستدرک الوسائل نیز عنایت ویژه‌ای به آقا شیخ مهدی پایین‌شهری داشت و کراماتی نیز برای او نقل‌شده است. همچنین پدربزرگش، آخوند ملاعلی اکبر حکمی یزدی از علمای خوش‌نام قم بود. مرحوم آیت‌الله‌العظمی اراکی درخصوص جایگاه خانوادگی و استعداد علی اکبر حکمی زاده چنین می‌گوید:
«آن کتابی هم که نوشته بودند(کتاب اسرار هزارساله) با اینکه پدر نویسنده، آقای حاج شیخ مهدی پایین‌شهری مرد بزرگواری بود؛ وقتی‌که حاج شیخ وارد قم شد، به منزل او در مدرسه رضویه وارد شدند. منبر این پسر را هم دیده بودم، یک منبر عالی داشت. پدرش که در مدرسه رضویه دهه عاشورا روضه‌خوانی می‌کرد، همین پسر منبر می‌رفت، چه منبرهای عالی تحویل می‌داد. 
پناه ببریم به خدا از عاقبت کار! آخرش این‌طور شد و این کتاب اسرار هزارساله را نوشت. آن‌وقت به آقای خمینی اثر کرد و نشست و رد نوشت. همین کتاب کشف اسرار را نوشت. این از عرق دیانتیش بود.»
مرحوم خسروشاهی درباره علت انحراف فکری حکمی‌‌زاده و امثال او خاطره‌ای را از امام خمینی(ره) نقل می‌کند:
«می‌دانیم که یکی از آثار معروف امام خمینی(ره) کتاب «کشف اسرار» است که در پاسخ به شبهات بدخواهان و عناصر انحرافی، تألیف و تنظیم‌شده است... روزی من از معظم‌له پرسیدم که سبب تألیف این کتاب چه بود؟ گفتند: «من در مقدمه کتاب سبب آن را نوشته‌ام» بنده روی همان روحیه طلبگی، اصرار کردم که از زبان خودشان مسئله را بشنوم. 
امام فرمودند: یکی از طلاب قم که اگر درس می‌خواند، می‌توانست عنصر مطلوب و فاضلی بشود، ولی متأسفانه درس را تعطیل کرد و به علت نقص معلومات، دچار انحراف شد و جزوه‌ای نوشت و منتشر ساخت تحت عنوان: «اسرار هزارساله» که در آن به بسیاری از عقاید و باورهای اسلام و تشیع اعتراض داشت.
پرسیدم: او که درس می‌خواند چرا ادامه نداد چرا و به چه دلیل به انحراف کشیده شد و به فرقه‌گرایی پرداخت؟
امام فرمودند: من نمی‌دانم چرا درس و بحث را تعطیل کرد، ولی اصولاً اغلب کسانی که در مذهب دچار اعوجاج شده و به فرقه‌سازی پرداخته‌اند، عناصر «نیمچه ملا» بوده‌اند. 
یعنی یک روایتی را دیده‌اند و دومی را ندیده‌اند و دچار شبهه شده‌اند. و به‌قول‌ معروف «لا اله» را خوانده‌اند ولی به «إلاّ الله» توجه نکرده‌اند. در عصر ما کسانی مانند «سید علی‌محمد باب» تحصیل‌کرده نجف بود، یا «سید احمد کسروی» در حوزه تبریز درس خوانده بود و «حکمی زاده» هم در قم ولی این‌ها به‌جای تعمق در مسائل و به‌جای اینکه تحقیق کنند و شبهات ناشی از عدم احاطه بر اصول را برطرف سازند، شبهات را با برداشت‌های خود بزرگ کرده و «بسط» داده و منتشر ساختند. البته از این افراد یکی مدعی «بابیت» شد و دیگری ادعای «پیامبری» نمود و «پاک‌دینی» درست کرد، اما سومی به این مراحل نرسید ولی رساله‌اش را که بسیار مضرّ و مضلّ بود منتشر ساخت، به این دلیل بود که من در مدت کوتاهی آن کتاب را نوشتم تا جوانان ناآگاه دچار لغزش نشوند.»
موج تبلیغات دگراندیشان وهابی‌مآب تا بدان پایه نیرومند بود که برخی حوزویان خوش استعداد و بعضاً فاضل را به خود جذب  کرده بود.  جریان  دگراندیش وهابی‌مآب‌، که کتاب اسرار هزارساله جزئی از کارنامه مکتوب این جریان محسوب می‌شود، از دوران پهلوی یکی از محل‌های اصلی شبهه پراکنی علیه روحانیت شیعه گردید و ذهن جوانان را هدف قرار داد. این تفکرات در ایران در دوره رضاشاه به اوج خودش رسید و توسط افرادی چون اسدالله خرقانی، شریعت سنگلجی، احمد کسروی و بعدها، سید ابوالفضل برقعی، حیدرعلی قلمداران... ترویج می‌شد. 
علی‌اکبر حکمی زاده ازجمله افرادی بود که به‌مرور جذب کسروی شد و از انکار عقاید بنیادین شیعی سردرآورد. 
احمد کسروی به‌عنوان یک روشنفکر و مورخ، نقد آموزه‌های شیعی را با استفاده از چاشنی شبهات وهابیت آغاز کرده بود و آن  شبهات را با بیانی دیگر بازتولید می‌کرد. کسروی تلاش زیادی برای جذب افراد مستعد مانند حکمی زاده داشت و آن‌ها را به تفکرات انحرافی خویش آلوده می‌ساخت. حکمی زاده نیز رفاقت عمیقی با کسروی برقرار کرده بود. 
آیت‌الله سید حسین بدلا در مورد شروع انحرافات حکمی زاده چنین می‌گوید:
«آقا سید ابوالحسن طالقانی (پدربزرگ حکمی زاده) روزهای جمعه جلسات مذهبی داشت که در خانه همسایه‌اش حاج عباسقلی بازرگان (پدر مهدی بازرگان) برگزار می‌شد و بحث‌های آزادی در آنجا برقرار بود که جوان‌ها شرکت می‌کردند و سؤالاتشان را می‌پرسیدند. اما در حاشیه مجلس، عده‌ای هم به مطامع دیگر حضور می یافتند و جوانان را جذب جریان‌های انحرافی کرده و آن‌ها را به مجالس خودشان دعوت می‌کردند. در همین جلسات حکمی زاده کم‌کم به سمت انحراف از عقاید شیعه گام برداشت و در تهران، گاهی به کلیسا و گاهی به کالج آمریکایی دعوت می‌شد و به احمد کسروی گرایش پیدا کرد و با کسروی ارتباطی وثیق یافت.»
کسروی از مجلات و کتاب‌های مختلف برای نشر افکار انحرافی خود استفاده می‌کرد. مجله پیمان در سال 1312 توسط کسروی منتشر شد. 
با فاصله یک‌ساله، حکمی زاده نیز مجله همایون را در سال‌های 1313 و 1314 با هدف  ترویج افکار دگراندیشی وهابی‌مآب کسروی در قم منتشر کرد. این مسئله باعث شد که این مجله خیلی زود تعطیل شود. 
حکمی زاده متن کتاب اسرار هزارساله را در ضمیمه شماره 12 روزنامه پرچم در نیمه دوم شهریور 1322، در 38 صفحه و با قطع وزیری منتشر کرد. ضمیمه مذکور در چاپخانه پیمان که به «باهماد آزادگان» تعلق داشت، چاپ شد و کسروی در پشت جلد کتاب اسرار هزارساله نوشته بود: 
«چون آقای حکمی زاده به پیمان و راه آن، نزدیک بوده‌اند و این کتاب شان از آن راه، دور نیست، با پرچم به چاپ رسید.»
کسروی نیز در کمتر از شش‌ماه بعد از چاپ کتاب اسرار هزارساله، کتاب «شیعی گری» را در بهمن‌ماه 1322 منتشر کرد. این کتاب به‌مراتب از کتاب حکمی زاده تندتر و کمی مفصل‌تر بود. کتاب فوق در قطع رقعی در 
78 صفحه تدوین‌شده بود و در چاپ های بعدی توسط کسروی تکمیل گشت. 

مرحوم حجت‌الاسلام ‌والمسلمین علی دوانی درخصوص تأثیر آثار کسروی در آبادان چنین می‌نویسد:
«آبادان مهم‌ترین جایی بود که افکار و آثار کسروی رواج داشت. مردم آبادان بومی نبودند و از نقاط مختلف کشور برای کار در شرکت نفت آمده بودند و بیشتر هم مردم عادی و سطح پایین بودند و کمتر بینش عمیق مذهبی داشتند. به همین جهت، به‌زودی در معرض انحراف قرار می‌گرفتند. 
کتاب‌های دیگر کسروی: شیعی گری، صوفی گری، بهائی گری و شیخی گری بود... 
کاملاً محسوس بود که سلطه اجانب هم میدان را برای شیوع افکار او در بین مردم باز می‌گذاشت و پنهانی او را تقویت می‌کرد؛ به‌خصوص که بعدها طبق اسناد به‌دست‌آمده، معلوم شد عضو افتخاری انجمن سلطنتی انگلستان بوده است! 
در آبادان معروف شده بود که از بسیاریِ طرفداران کسروی می‌گفتند سگ و گربه آبادان هم کسروی شده است!»
به دنبال آن، فعالان جریان دگراندیش وهابی‌مآب‌، حملات دیگری به کیان اعتقادی تشیع انجام دادند. 
ازجمله می‌توان به انتشار آثار شریعت سنگلجی مانند کتاب «توحید در عبادت» اشاره کرد. 
سه کتاب فوق، مجموعاً منجر به موج‌آفرینی نسبتاً شدیدی علیه دین و روحانیت در فضای نخبگانی شدند. 
می‌توان گفت که در ایام انتشار اسرار هزارساله، طرح پرسش‌های چالشی از حوزه علمیه و تهاجم به آموزه‌های اصیل شیعی، به یک فرهنگ و رویه در جهت دین زدایی از جامعه دینی و نفی مرجعیت روحانیت در فهم و ترویج دین تبدیل ‌شده بود؛ به‌گونه‌ای که برخی نشریات اسلامی نظیر نشریه «ایمان» به  مدیریت محمود شهابی نیز چنین رویه‌ای را اتخاذ کردند. 
به‌طور مثال این نشریه در شماره دوم خود، در بخش پرسش و پاسخ چنین می‌نویسد:
«برای این‌که در این مجله از نتایج فکر و آثار قلم فضلا و دانشمندان استفاده حاصل شود به ‌علاوه درباره هر موضوعی که در خور سؤال و جواب است بحث و فحصی بیشتر به عمل آید، پرسش‌هایی از طرف اداره مجله و هم پرسش‌هایی که از دیگران برسد زیر عنوان بالا [یعنی «پرسش و پاسخ»] خواهد شد تا دانشمندانی که به تهذیب افراد، تنویر افکار و تحقیق مسائل علمی و دینی و اجتماعی علاقه دارند از راه فرستادن نظر خویش به دین و دانش و اجتماع خدمت کنند.
برای پرسش‌های خودِ مجله همیشه انتظار پاسخ را خواهیم داشت لیکن نسبت به پرسش‌هایی که از طرف دیگران باشد چون باید زودتر به آن‌ها پاسخ داده شود، هرگاه تا یک شماره بعد از شماره‌ای که پرسش در آن آورده شده پاسخی از کسی نرسید اداره مجله پاسخ خواهد داد و آن رشته قطع خواهد شد. 
اینک از همین شماره، اداره مجله نظر فضلاء و دانشمندان را نسبت به پرسش‌های زیر متوجه و از افکار آنان راه‌حل آن را انتظار می‌دارد:
1. با این‌که اوضاع کنونی به ‌طوری است که بیشتر یا همه ممالک مهم جهان، دین را از طرز حکومت و تشکیل دولت جدا ساخته از طرفی هم هیچ کشوری ممکن نیست بی‌ارتباط به کشورهای دیگر حیات اجتماعی خود را حفظ کند بلکه ناگزیر همه کشورها به هم مربوط و تمام آن‌ها به پیروی از قوانین بین‌المللی محکوم است به‌ علاوه دین مقدس اسلام دینی است که در تمام شئون زندگی: فردی و اجتماعی مداخله دارد آیا با همه این خصوصیات ممکن است یک کشوری به تمام معنی به احکام اسلامی عمل کند و نسبت به داخل و خارج آن‌ها را اجرا نماید؟
2. اگر ممکن است نزدیک‌ترین و سریع‌ترین راه عملی ساختن آن چیست؟
پرسش نخست از موضوعاتی است که شاید در ذهن بیشتر از جوانان تحصیل‌کرده و علاقه‌مند به دین که به اوضاع جهان و قوانین جاریه آشنایی دارند خلجان کرده و هرچه علاقه آنان به دین بیشتر بوده این اندیشه ایشان را بیش‌تر نگران و مضطرب ساخته است.
پاسخ این پرسش، از وظایف حتمی علم و از فرائض مسلم دین است پس بر دانشمندان، به‌ویژه پیشوایان و نگهبانان دین لازم است که با مطالعاتی دقیق و اطلاعاتی وافی و بیاناتی رسا و کافی درباره این موضوع نظر بدهند تا وظیفه علمی و فریضه دینی را انجام داده باشند.»