جـهاد فرهنگـی امـام(ره) از کشـف اسـرار تـا بیـانیه قیـام لله
۱۴۰۴/۰۹/۲۳
سهراب مقدمی شهیدانی
امام خمینی(قدسسره) جهاد فرهنگی خود علیه دشمنان دین را با دعوت عموم جامعه و روحانیون به قیام و پایاندادن به حکومت پهلوی تکمیل کردند. ایشان حدود یک ماه پس از انتشار کتاب کشف اسرار، در 15/02/1323 نامهای سرگشاده و بسیار مهم با عنوان «بیانیه قیام لله»، خطاب به بزرگان حوزههای علمیه و ملت ایران نوشت و آنها را به قیام برای خدا دعوت کرد.
امام خمینی(قدسسره) در این پیام که قدیمیترین سند مبارزاتی امام خمینی(قدسسره) بهشمار میرود، چکیدهای از مطالب مندرج در کتاب کشف اسرار را آورده و تصریح کرده که الان بهترین فرصت برای قیام و پایاندادن به توهینهای کسروی و سایر هتاکان، به اسلام است. ایشان در این بیانیه تصریح دارند که خودخواهى و ترک قیام براى خدا باعث شده است که جامعه اسلامی به چنین روزگار سیاهی بیفتد:
«خودخواهى و ترک قیام براى خدا، ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده... امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.»
متن بیانیه قیام لله امام خمینی(قدسسره) چنین است:
«بسماللهالرحمنالرحیم. قال الله تعالی: قُلْ اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لله مَثنی وَ فُرادی.
خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظههایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیلالرحمن را به منزل خلّت رسانده و از جلوههای گوناگون عالم طبیعت رهانده.
خلیل آسا درِ علم الیقین زن
ندای «لااُحبّ الآفلین» زن
قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صَعْق و صَحْو کشاند. قیام برای خداست که خاتمالنبیین(ص) را یکتنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و بهجای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قابَ قوسیْن أو أدنی رساند.
خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده. قیام برای نفس است که بیش از ده میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتی شهوتپرست پشتمیزنشین شدند. قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونی چیره میکند که حَرْث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام برای نفع شخصی است که الآن هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام برای نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزهگرد بیشرف کرده و نَفَس از هیچکس در نمیآید. قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زن های عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی علیه آن سخنی نمیگوید. قیام برای نفعهای شخصی است که روزنامهها که کالای پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشهها را که از مغز خشک رضاخان بیشرف تراوش کرده، تعقیب میکنند و در میان توده پخش میکنند. قیام برای خود است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان علیه دین و روحانیت هرچه میخواهد بگوید و کسی نفس نکشد.
هان ای روحانیون اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آییندوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حقپرست! ای حقپرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطن خواهان با ناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهای شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. اِنّ الله فی ایّام دهرکم نفحاتٍ ألا فتعرّضوا لها؛ امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید؟ همه دیدید کتابهای یک نفر تبریزی بیسروپا را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب- روحی له الفداء- آن همه جسارتها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذری در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگی است که شماها را فرا گرفته؟ ای آقای محترم که این صفحات را جمعآوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید! خوب است یک کتابی هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضا میگرفتید که اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتی میشد، همه یکدل و جهت از تمام کشور قیام میکردند. خوب است دینداری را دستکم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه زندگی کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود برای او قیام کنند. شماها که بهحق مشروع خود قیام نکردید، خیرهسران بیدین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمه بیدینی را آغاز کردند و به همین زودی بر شما تفرقهزدهها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سختتر شود. وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً اِلَی الله وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدرِکْهُ الْمَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی الله.
شهر جمادیالاولی 1363. سیدروح الله خمینی» گلایه تاریخی امام از کمتوجهی عالمان دینی به مواجهه با اباطیل کسروی، نشانگر آن است که انتظار ایشان از حوزه بسیار فراتر از واکنشهای موجود بوده است. امام بهخوبی دریافته بود که وضعیت نابسامان کشور از یکسو، اقدامات ضددینی رژیم پهلوی از سوی دیگر و استمرار موجودیت رژیم پهلوی پس از شهریور 1320 باعث شده بود که محمدرضا پهلوی نیز در بین مردم و روحانیت منفور باشد. نشانه تاریخی این مدعا را میتوان در جریان سفر شیراز و قم محمدرضا پهلوی دید. وی در کوران التهابات قم پیرامون ردیه ها و جوابیهها علیه کتاب اسرار هزارساله در تاریخ 16/02/1323 به فاصله یکماه بعد از انتشار کتاب کشف اسرار، به همراه وزیر دربار، رئیس دفتر مخصوص، وزیر کشور و... وارد شهر مقدس قم میشود؛ اما با استقبال کاملاً سرد قمیها مواجه شد و عملاً استقبالی از وی به عمل نیامد. به همین دلیل برخی نشریات که جزئیات سفر شاه به شیراز را ذکر کردهاند، بهصرف انتشار خبر کوتاهی از سفر وی به قم اکتفا کردند: «ورود به قم: تلگراف رسیده از قم، حاکی است که موکب اعلیحضرت شاه و علیاحضرت ملکه و ملتزمین رکاب ساعت یازده و پانزده دقیقه بامداد امروز به قم ورود نمودند بعد از زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه ناهار را صرف و به سوی اصفهان عزیمت نمودند.»
محمدرضا پهلوی در شرایطی از جانب متفقین به عنوان شاه ایران تحمیل شد که در نهایت ضعف قرار داشت. از اینرو چهرههای شاخص سیاسی میتوانستند بهراحتی او را کنار زده و انقراض سلسله منحوس پهلوی را اعلام کنند. امری که در آن دوران مورد غفلت قرار گرفت یا در اثر ضعف بدنه فعالان سیاسی آن دوران، ضرورت و امکان تحقق آن بهدرستی درک نشد. امام خمینی(ره) شرایط آن زمان در جهت اسقاط پهلوی را چنین بیان میکند: «وقتیکه یک شخصی، یک سلطانی، یک قدرتمندی، پشتوانه ملت را ندارد، این است که وقتیکه میبرند او را، وقتیکه ازآنجا بخواهد خارج بشود، عوض اینکه یک ملتی- مثلاً- یک انقلابی بکند که چرا، این ملت شادی میکند که خوب شد رفت؛ و واقعاً هم خوب شد رفت. اما آنچه تأسف دارد این است که اگر در آنوقت که متفقین آمدند و رضاشاه رفت، یکصدا بلند شده بود که ما پسرش را نمیخواهیم، نمیگذاشتند. این را آنها نصب کردند، خود شاه گفت، خود شاه نوشت این را- منتها بعدش شنیدم که آن را حکش کردند، این جمله را که «متفقین صلاح دیدند من باشم» این را حکش کردند. اگر آنوقت یک نفر، مثلاً از رجال، یک نفر از علما، یک جمعی از مردم، صدا کرده بودند که ما نمیخواهیم این سلسله را، اینها چه کردند با ما؟! پدرش چه کرد که این چه بکند! این یکی از غفلت هایی بود در تاریخ ایران که مسیر تاریخ ایران را اگر این غفلت نشده بود، برگردانده بود و ما حالا ابتلای به این صحبت ها اینجا نداشتیم؛ و نه من اینجا بودم و نه آقایان؛ همه سرِ کارِ خودشان در مملکت خودشان بودند. این غفلت بزرگ از رجال سیاسی و علما و- عرض می کنم که- سایر اقشار مملکت ما واقع شد، و این آدم را تحمیل کردند بر ما و دنباله اش را هم گرفتند که قدرتمندش کنند. از آنوقت تا حالا هم غفلت ها شده است. «قوامالسلطنه» می توانست این کارها را بکند لکن با غفلت ها، با ضعف نفس ها نکرد. از او بالاتر «دکتر مصدق» بود. قدرت دست دکتر مصدق آمد لکن اشتباهات هم داشت. او برای مملکت می خواست خدمت بکند لکن اشتباه هم داشت. یکی از اشتباهات این بود که آنوقتی که قدرت دستش آمد، این را خفه اش نکرد که تمام کند قضیه را. این کاری برای او نداشت آنوقت، هیچکاری برای او نداشت، برای این که ارتش دست او بود، همه قدرت ها دست او بود، و این هم این ارزش نداشت آنوقت. آنوقت اینطور نبود که این یک آدم قدرتمندی باشد... مثل بعد که شد. آنوقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لکن غفلتی شد.»