میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی
(پرسش و پاسخ)
پرسش: اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی چه نقش و سهمی داشتند و در این میان نقش و سهم ایرانیان به چه میزان بوده است؟
پاسخ:نقش اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی
در پاسخ به این سؤال که تمدن اسلامی متعلق به چه قومی بوده و آیا اعراب بودند که این تمدن را به وجود آوردهاند؟ باید گفت که به طور قطع کسی چنین ادعائی نکرده حتی خود اعراب که تمدن اسلامی را فقط اعراب به وجود آوردهاند. در این تمدن اقوام زیادی اعم از آسیایی، اروپایی و آفریقایی که همه مسلمان بودند، در زیر پرچم اسلام گرد آمده بودند و همه آنها در ایجاد این تمدن سهیم بوده و شرکت داشتند. اگر بخواهیم با تقسیمبندیهای امروز دنیا حساب کنیم، در ایجاد این تمدن عناصر روسی(امروز جزو روسیه است، قدیم جزو ایران بود) هندی، پاکستانی، عراقی، سوری، مصری، ایرانی، حجازی، یمنی، الجزایری، مراکشی، تونسی، اسپانیایی و اندونزی و حتی شاید عناصر ترک شرکت داشتند.
میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی
موضوعی که در میان تمام مورخین مورد اجماع و اتفاق نظر است این است که در میان ملتهایی که در ایجاد تمدن اسلامی و تدوین علوم اسلامی بیشترین سهم و تاثیرگذاری را داشتهاند، مردم ایران بودهاند. نقش و سهم ایرانی از مصری، الجزایری، مراکشی، تونسی، حجازی و یمنی که عرب اصیل هستند، سوری، هندی، پاکستانی، ترک، اندلس اسپانیایی و... بیشتر است. زیرا کتابهای علمی در طبقات علمای مختلف ثبت و ضبط شده است. طبقات مفسرین، طبقات لغویین و ادبا، طبقات فلاسفه، طبقات اطباء و ... طبقات تمام علما، تاریخهای مشخص، مضبوط و مکتوبی دارند، در این میان سهم و نقش ایرانیان بر غیر ایرانیان غلبه دارد.
دلایل میزان سهم و تاثیرگذاری برتر ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی
در پاسخ به این سؤال که چرا ایرانیان تاثیرگذارترین قوم در ایجاد تمدن اسلامی بودند؟ باید گفت: که مورخین و صاحبنظران دو دلیل عمده را در این خصوص ذکر کردهاند:
1- ملت ایران، ملت باهوشی است. ملتی است که یک پیوند خاصی با علم دارد، اگر جلویش برای علماندوزی باز باشد، خودش با تمام توان به سوی علم میشتابد. اروپاییها در ترجیح ایرانیان بر سایر ملل آسیایی شکی ندارند. میگویند: ایرانی از نظر هوش، فهم، ذکاوت و درک بر یک آسیایی روسی، هندی، ترک و عرب برتری دارند. البته اروپاییها شاید اکراه داشته باشند که بگویند: نخیر بر اروپاییها هم برتری دارند.
2- فشار حاکمان و موبدان ساسانیان بر توده مردم و محرومیت آنان از تحصیل علم باعث شد که مردم ایران در عصرهای اول اسلام بهشدت به علمآموزی هجوم آورند، موبدهای ساسانی بر سر ملت باهوش و نجیب ایران، چه بدبختیها و نکبتهایی که نیاوردند؟! از جمله علم و علمآموزی را منحصر کرده بودند به طبقه اشراف، ملاکین و ثروتمندها و طبقه حاکم و موبدها، و دیگر به سایر طبقات مردم اجازه درس خواندن نمیدادند. بنابراین مردم ایران وقتی از فضا و رژیم موبدی آمدند به دنیای اسلام که پیامبرش میفرمود: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است. (کافی، ج 1، ص 30) و مواجه با چنین فرهنگ با عظمتی شدند، این مردم محرومیت کشیده از علم همانند گرسنهای که بر سر سفرهای بیاید و یا کسی که گمشده خود را مییابد، بیش از هر ملت دیگری به سوی علم گرایش پیدا کردند و مدارج علمی را درنوردیدند، همانگونه که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد و به قلههای علمی و معنوی دست پیدا کردند.» (کنزالعمال، متقی هندی، ح 34131)
پرسش:اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی چه نقش و سهمی داشتند، و در این میان نقش و سهم ایرانیان به چه میزان بوده است؟
پاسخ:در بخش نخست پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: نقش اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی، میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی و دلایل میزان سهم و تاثیرگذاری برتر ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم.
علم در ایران قبل از اسلام در نگاه مستشرقین
مستشرقین عمدتاً غربی ایران قبل از اسلام را فاقد جایگاه علمی و عقبمانده توصیف کردهاند و علت آن را به شخصیت ایرانیان نسبت دادهاند. راولینسون افسر ارشد کمپانی هند شرقی بریتانیا و سیاستمدار و خاورشناس بود و مدت یک سال هم وزیر مختار بریتانیا در ایران بود، کتابی دارد که درباره شخصیت ایرانیان اینگونه توصیف میکند: «ایرانیان قدیم ابداً کمکی به ترقی علم و دانش ننمودهاند. مردمی سبک و جلف و بازیگوش هستند. برای اینگونه کارها (کارهای علمی) ساخته نشدهاند. به صداقت طبع، این نو کارهای علمی را به بابلیهای پرحوصله و پرکار و به یونانیان صاحب فکر و فاضل واگذار میکردند.»(اسلام و ملیگرایی، شهید مرتضی مطهری(ره)، بینش مطهر، ج22، ص148) در پاسخ به این اتهامات که به ایرانیان زده، باید گفت: این گناهی که ایرانیان فاقد علم و دانش و کارهای علمی بوده و جلف و بازیگوش بودند، درواقع گناه شخصیت اصیل ایرانی نبوده، بلکه گناه آن رژیمی بوده که به زور و جبر بر سرنوشت ایرانیان حکومت میکردند، یعنی رژیم موبدان که تحصیل علم را طبقاتی کرده بودند و اجازه رشد و پیشرفت علمی را به تودههای مردم نمیدادند، لذا بطلان این سخن همینجا معلوم میشود که اگر ملت ایران واقعاً برای کارهای علمی بزرگ ساخته نشده بود، در دورههای بعد یعنی دوره اسلامی هم نمیبایست کارهای علمی افتخارآمیز انجام میداد؟!
«گوستاو لوبون» فرانسوی هم همین ادبیات تحقیرآمیز ایرانیان را تکرار میکند و میگوید: «اهمیت ایرانیان قدیم در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است، ولی برعکس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است؟! در مدت دو قرن که ایرانیان قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند، شاهنشاهی فوقالعاده باعظمتی به وجود آوردند، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابداً چیزی ایجاد نکردند و به گنجینه علوم و معرفتی که از طرف اقوام دیگری که ایرانیان جای آنها را گرفته بودند، چیزی نیفزودند؟
ایرانیان قدیم خالق نبودند، بلکه تنها رواجدهنده تمدن بودند و از این قرار از لحاظ ایجاد تمدن اهمیت آنها بسیار کم است» (همان) ایشان هم به جای انتقاد به رژیم طبقاتی و فاسد موبدها استعداد و شخصیت اصیل ایرانیان را تحقیر میکند، غافل از اینکه ملتی که دو قرن در بخش مهمی از دنیا به تعبیر خودش حکومت داشته و رواجدهنده تمدن بوده، به طور طبیعی نمیتواند ملتی بیاستعداد و ناتوان در عرصههای مختلفی چون علمی و تمدنی بوده باشد؟
بنابراین علت بدنامی ایرانیان در زمان ساسانیان همین رژیم موبدها بود که دشمن علم بودند و اجازه رشد علمی را به تودههای مردم در تمامی سطوح و طبقات نمیدادند؟ لذا همین قوم بدنام بالاترین نقش را در ایجاد تمدن اسلامی ایفا کردند و بیشترین سهم را در تاثیرگذاری ایجاد تمدن اسلامی در مقایسه با سایر اقوام و ملتها داشتند، بهگونهای که دشمنان هم به این امر شگفتیآفرین اذعان میکنند. در ایران ساسانی دو مرکز علمی خیلی بزرگ بوده است، یکی در خوزستان در همین جندیشاپور و دانشگاه معروف آن که تا دو سه قرن در دوره اسلامی هم ادامه پیدا کرد و دیگری در منطقه ماوراءالنهر در بلخ و مرو. اینجا دو مرکز علمی بزرگ بوده است. چه کسی اینها را اداره میکرد؟ همان ایرانیان با استعداد و هوش بالا، خلاق و دانشپژوه و تمدنساز و...
پرسش: اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی چه نقش و سهمی داشتند و در این میان نقش و سهم ایرانیان به چه میزان بوده است؟
پاسخ:در دو بخش قبلی پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: نقش اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی، میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی و دلایل میزان سهم و تأثیرگذاری برتر ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی و علم در ایران قبل از اسلام در نگاه مستشرقین پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم.
خدمات و ابتکارات ایرانیان به علوم اسلامی
علوم اسلامی علومی بوده است که اساسا در دنیای اسلام ابتکار و اختراع شده از جمله آنها علم عروض، قواعد زبان عربی، علم لغت، علم صرف و نحو، علم قرائت، علم تفسیر، علم حدیث، علم کلام، علم اخلاق، علم عرفان اسلامی و... که اینها یک سلسله علوم اسلامی است. یک سلسله علوم هم هست که در دنیا سابقه داشته است و مسلمین از دنیای خارج گرفتند و بعدها آن را در قالب اسلامی ریختند و بر او افزودند مثل فلسفه، طب، نجوم، ریاضیات، جغرافیا و... در تمام این علوم، چه علومی که مربوط به دنیای اسلام است، و چه در علومی که به اصطلاح علوم جهانی و فراگیر است سهم ایرانیان از سایر ملل دنیا بیشتر است، مخصوصا در علومی که مخصوص به دین اسلام است.
خدمات ایرانیان به علم حدیث
اول از علمالحدیث شروع میکنیم که مربوط به سخنان پیامبر اکرم(ص) میباشد. علم حدیث یعنی جمعآوری روایات پیامبر اکرم(ص) یا اگر شیعه باشند، روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع). بزرگترین محدثها چه در میان اهل تسنن و چه در میان شیعه ایرانیان هستند. اصلا احادیث شیعه و سنی را ایرانیان جمعآوری کردهاند و اساسا غیر ایرانی در این کار شریک نبودند. کتابهای درجه اول اهل تسنن صحاح سته یا شش کتاب است که بعد از قرآن مقدسترین کتابها نزد اهل سنت است. تمام اینها را ایرانیان تالیف و تصنیف کردهاند.
صحیح بخاری تالیف محمدابن اسماعیل بخاری ایرانی است. صحیح مسلم تالیف مسلم ابن حجاج نیشابوری، اهل نیشابور است. سنن ابی داود که تالیف ابوداود سیستانی ایرانی است. سجستانی و اهل همین زابل است.
سنن نسایی تالیف نسأ از توابع همین خراسان است. سنن ترمذی تالیف ترمذی اهل خراسان است و سنن بیهقی خسروجردی که تألیف بیهقی نزدیک سبزوار است. آری اینها کتابهای درجه اول حدیث اهل سنت است و کتابهای درجه دومشان را هم باز ایرانیان تألیف کردند مثل مستدرک حاکم مالابن بیع که نیشابوری است. چهار کتاب درجه اول شیعه را هم ایرانیان تالیف کردند.
1- کتاب کافی تالیف محمدابن یعقوب کلینی تهرانی ایرانی و اهل ری است. 2- کتاب من لا یحضره الفقیه تالیف محمدابن علی ابن بابویه قمی اهل قم ایران است 3 و 4- استبصار و تهذیب هر دو تالیف محمدابن محمدابن حسن طوسی که اهل خراسان است.
خدمات ایرانی به علم قرائت و تفسیر
ما در علم قرائت قراء سبعه داریم که معتبرترین فرد از میان آنها عاصم است که از موالی بوده و ایرانی است. در علم تفسیر طبری از مفسرین بزرگ ایرانی است.
همچنین زمخشری یک نابغه روزگار خود در تفسیر کشاف، ایرانی و اهل خوارزم بود. شیخ طوسی صاحب تفسیر تبیان، ایرانی است. تفسیر مقاتل ابن سلیمان معروف به تفسیر کبیر ایرانی است. بیضاوی و تفسیرش ایرانی است. فخر رازی و تفسیر مفاتیح الغیب یا تفسیر کبیرش ایرانی است. فراء اولین مفسری بود که درباره قرآن تفسیر نوشت به نام معانی القرآن ایرانی بود.
پرسش:اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی چه نقش و سهمی داشتند، و در این میان نقش و سهم ایرانیان به چه میزان بوده است؟
پاسخ:در سه بخش قبلی پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: نقش اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی، میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی و دلایل میزان سهم و تاثیرگذاری برتر ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی، علم در ایران قبل از اسلام در نگاه مستشرقین، خدمات و ابتکارات ایرانیان به علوم اسلامی، خدمات ایرانیان به علم حدیث و خدمات ایرانیان به علم قرائت و تفسیر پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
خدمات ایرانیان به لغت و ادبیات عرب
لغت و زبان عربی را ایرانیان از روی علاقهای که به قرآن کریم داشتند، احیا کردند. برایش کتاب لغت نوشتند. البته سایر ملل هم نوشتند ولی کتابهای درجه اول را ایرانیان نوشتند. صحاح جوهری تالیف محمد ابن اسماعیل نیشابوری یک ایرانی است. کتاب قاموس تالیف فیروزآبادی اهل فارس و ایرانی است.
ابوسعید سیرافی عالم نحوی اهل سیراف استان بوشهر و ایرانی است. سیبویه از نحویین بزرگ ایرانی است. زجاج ایرانی است. ابوعلی فارسی ایرانی است. کسایی ایرانی است. اینها شخصیتهای بزرگ و درجه اول در زمینه لغت و صرف و نحو ایرانی هستند.
خدمات ایرانیان به فلسفه و کلام
فلاسفه درجه اول دنیای اسلام ایرانیان هستند. فارابی ایرانی است. ابوعلی سینا ایرانی است. ابوریحان بیرونی که هنوز میگویند قدرتش ناشناخته است، ایرانی است.
شیخ شهابالدین سهروردی ایرانی است. خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی است. میرداماد ایرانی است. صدرالمتالهین شیرازی ایرانی است و... امّا متکلمین: شهرستانی که کتابش امروز برای اروپاییها مرجع است یک ایرانی است. ابوعبید معمر ابن مثنی ایرانی است. ابوالهذیل علاف ایرانی است. واصل ابن عطا ایرانی است. حسن بصری ایرانی است. عبدالرحمن ابن احمد ایجی صاحب مواقف ایرانی است و...
معرفی بعضی دیگر از دانشمندان ایرانی در علوم اسلامی
مورخین: قدیمیترین مورخی که ما داریم محمد ابن اسحاق است. همین که سیره ابن هشام به نام اوست. یعنی ابن هشام راوی است. محمد ابن اسحاق یکی از موالی ایرانی بوده است. بزرگترین تاریخ دوران اسلام تاریخ طبری است که ایرانی است. مسعودی هم ایرانی است و یعقوبی هم ظاهرا ایرانی است. کتابهای درجه اول عالم اسلام را ایرانیها نوشتند. طهارهالاعراق ابن مسکویه رازی اهل شهرری و ایرانی است. راغب اصفهانی صاحب کتاب مفردات هم ایرانی است. غزالی طوسی صاحب احیاءالعلوم هم ایرانی است.
در نویسندگان به زبان عربی دو نفر به نام عبدالحمید کاتب در دوره امویها و اوایل عباسیها و یکی هم اینالعمید در دوره آلبویه که هر دو ایرانی هستند.
درباره علم معانی و بیان و بدیع و علم بلاغت مبتکرش عبدالقاهر جرجانی اهل جرجان و گرگان ایران است. بزرگترین مؤلفین علم معانی و بیان و بدیع ایرانیها هستند. تفتازانی که کتاب مطول را نوشت ایرانی است. سکاکی که اسمش در علم بلاغت معروف است اهل خوارزم و ایرانی است.
شریف جرجانی اهل گرگان و ایرانی است. در میان فقها چه فقهای اهل تسنن و چه فقهای اهل تشیع باز هم اکثریت و رجال و شخصیتها را ایرانیها تشکیل میدهند.
نکته کلیدی در خدمات اقوام مختلف به ایجاد تمدن اسلامی و برتری ایرانیان این است که آنها در پی مطرح کردن قوم و قبیله خود نبودند و با انگیزه ملی این خدمات را انجام نمیدادند، بلکه آنها خودشان را در یک پیکره واحد اسلامی میدیدند و میخواستند فرهنگ و تمدن اسلامی را به پیش ببرند و اعتلا بخشند.