حزبالله تجسم عینی دیدگاههای
سیاسی علامه مصباح در سطح منطقه است
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
ایشان روش ویژهای در ارائه بحثهای اخلاقی داشتند؛ یعنی بعضی از درسهای اخلاق صرفاً توصیه و موعظه است. ایشان خیلی وقتها بحثها را به سبک دیگری مطرح میفرمودند؛ این تفاوت را حضرتعالی احساس میکردید؟ فکر میکنید چه سبکی برای جوانهای امروز مناسبتر است و پاسخگوی نیازهایشان است؟
مهمترین چیزی که در شیوه بیان جناب شیخ رضواناللهعلیه چه در کتب و چه در سخنرانیها دیدهام، اولاً بیان روشن است. این چیزی است که ما طلاب و جوانان به آن نیاز داریم؛ بیان روشن. گاه برخی اساتید به زبانی پر از اصطلاحات و بیانی پیچیده سخن میگویند که در نتیجه منظور را متوجه نمیشوید یا ممکن است آن را اشتباه بفهمید و این برخلاف هدف است. از مهمترین مشکلاتی است که در تبیین مفاهیم دقیق اسلامی با آن مواجهیم؛ زیرا «تبیین» در اینجا در وهله نخست به فهم درست و دقیق نیاز دارد که ایشان در بالاترین سطح از آن بهرهمند بودند و همچنین به قدرت بیان نیاز دارد. چهبسا مطلبی در ذهن من بسیار روشن باشد، اما نتوانم آن را توضیح دهم و تبیین کنم. یکی عمق اندیشه ایشان و دیگری قدرت بیان زیبا. پس اولاً همانطور که گفتم، از بیان روشن شروع میکنم و مثلاً به عقیده من برخی کتب، نه کتابهای تخصصی، حتی برای جوانان عادی هم قابل فهم است. روشن است که آیتالله مصباح میان مخاطبان تفاوت میگذارد. این هم نکته مهمی است.
مخاطبان ایشان گاه متخصصان و گاه عموم طلاب یا عموم جوانان هستند. هنگامی که برای عموم سخنرانی میکند، متناسب سخن میگوید. این هم ویژگی مهمی است. برخی از اساتید توانایی اینچنینی ندارند؛ چون معمولاً با متخصصان سخن میگویند.
شیوه بیان او نیز جذاب است و خستهکننده نیست؛ مثلاً گاهی که بعضی درسها را به مدت چهلوپنج دقیقه- یک ساعت یا گاهی هم بیشتر، مشاهده میکردم، گویا پنج یا ده دقیقه گذشته است؛ یعنی احساس میکنی که زمان به سرعت میگذرد و این نتیجه جذابیت است.
نکته دیگری که در سخنرانیها و درسهای آیتالله مصباح (رضواناللهتعالیعلیه) ملاحظه کردم، استناد بسیار ایشان به آیات و شواهد قرآنی است. ایشان بسیاری از آیات قرآن را حفظ بودند. در همه موارد به آیات قرآن استناد کرده، آنها را تفسیر میکند و بسیار زیبا شرح میدهد. من برخی از درسهای ایشان را گوش میدادم و مثلاً بهعنوان فردی که عرب هستم فهمی از یک آیه قرآن دارم؛ اما او آیه را به گونه جدیدی توضیح میدهد؛ بهطوریکه من بهعنوان یک عرب احساس میکنم که او فهم جدیدی از همان کلمات و زبان عربیِ آیه شریفه دارد. این نیز از ویژگیهای مهم است.
طبیعتاً یکی از مهمترین چیزها شخصیت سخنران یا نویسنده است. زمانی که بدانید سخنران به آنچه میگوید باور دارد و طبق آنچه میگوید عمل میکند، سخن او بسیار تأثیرگذار میشود. خواندن حتماً تأثیر دارد، اما به نظر من گوشدادن به سخنرانی که تصویرش روبهروی شما در تلویزیون است، تأثیر بیشتری دارد. هنگامی که با آیتالله مصباح همراه هستی، سخنش بر دل مینشیند، زیرا از دل بر آمده است و با نهایت اخلاص، رغبت و محبت با دیگران سخن میگوید.
در مجموع، طبیعتاً همیشه به برادرانم خصوصاً در لبنان که چهبسا استاد اخلاق در این سطح نداریم و این فرصت فراهم نیست که جمع بسیاری از برادران فرمانده، نیروها و مسئولان حزبالله در درسها حاضر شوند، سفارش میکنم که در درسهای تلویزیونی شرکت کنند یا سیدی تهیه کنند و خود و خانوادهشان در منازل، جلسات یا مراکز در این درسها شرکت کنند؛ زیرا این دروس از بهترین چیزهایی است که یک فرد میتواند گوش دهد و در این مرحله از آن استفاده کند.
اشاره فرمودید که ایشان بعضی از بحثهای تخصصی را به شکل دیگری ارائه میکردند؛ چه نوع بحثهایی را حضرتعالی اشاره میفرمایید؟
هر چیزی در زمینه فلسفه، حقوق یا برخی مباحث دقیق اعتقادی نوشته است. طبیعی است که این مباحث را به زبان علمی نوشته باشد، یعنی فهمش برای جوانان عادی یا حتی برخی سطوح طلاب نیازمند تخصص است. بهویژه آنکه آیتالله مصباح در واقع بسیار کوشیده است که در بسیاری از اندیشههای اسلامی نظریهپردازی کند؛ بهویژه در ده-بیست سال اخیر و بعد از شهادت شهید صدر(رحمتاللهعلیه) و شهید مطهری(رحمتاللهعلیه). براساس شناخت محدود من، نه آنکه ادعا داشته باشم که اطلاع گسترده دارم، آیتالله مصباح در نظریهپردازی در حوزه مفاهیم، نظریات و قوانین اسلامی تقریباً بینظیر و بیبدیل بود.
درباره بینش سیاسی ایشان چه اطلاعی دارید؟ سطح بینش سیاسیشان را چه میدیدید؟ بینش سیاسی ایشان را تأیید میکنید؟
درباره مسائل اساسی در سطح امت، میتوان بحث را به دو بخش تقسیم کرد: دیدگاههای سیاسی در سطح امت و دیدگاههای سیاسی در سطح داخل ایران. درباره موضوع دوم، به صورت دقیق دنبال نمیکردم؛ یعنی از آن اطلاع کامل ندارم؛ اما در بخش اول از اینرو که من بخشی از آن هستم و بخشی از پیگیری و مسئولیت من بهشمار میآید، در این باره با هم گفتوگو میکردیم. همچنین به برخی سخنرانیهای ایشان گوش میدادم و در واقع این یکی از دلایل بههمپیوستگی و ارتباط با ایشان بود. ما همواره احساس کردهایم که آیتالله مصباح(رضواناللهتعالیعلیه) به این خط و به این راه ایمان دارد، آن را تأیید میکند، برایش نظریهپردازی میکند و با قوت از آن پشتیبانی میکند؛ یعنی اولاً موضع در برابر ایالات متحده آمریکا، شیطان بزرگ، دشمنی با ایالات متحده آمریکا، مقابله با پروژه آمریکایی در منطقه، فهم سیاستهای آمریکایی که میدانید محل مناقشه است، حتی داخل ایران بین گروهها، نخبگان، جناحها و خطهای سیاسی، و موضوعات مربوط به اسرائیل، پروژه صهیونیستی در منطقه، مسئله فلسطین، مسئله مقاومت، مسئله محور مقاومت، چشمانداز مقاومت و ستیز با دشمن اسرائیلی، مسئله وحدت اسلامی، همکاری، تقریب و همگرایی بین سنی و شیعه و در سالهای اخیر مسئله جنگ با گروههای تکفیری و در رأس آنها داعش که آمریکا در منطقه از آن سود میبرد. اینها همه در جهان اسلام حتی در حوزه شیعی و حتی در حوزههای خاص شیعی مورد مناقشه بود. در این بخش آیتالله مصباح(رضواناللهتعالیعلیه) را صددرصد مطابق با اندیشه، خط و مکتب امام خمینی (قدسسرهالشریف) و نیز مطابق با رویکرد، خط و اندیشههای حضرت امام خامنهای(دامظلهالشریف) میدیدیم؛ آنها را تأیید میکردند، برای آنها استدلال میآوردند، نظریهپردازی میکردند، آنها را تبیین میکردند و مقدمات و اصول آن را ارائه میکردند. این مهم است. ما به این نیاز داشتیم. ما به اين پایهگذاری نياز داشتیم. گاهی فقط انديشهای را ارائه میکنید و گاه مبانی، اصول و استدلالهایش را مطرح میکنید که این اندیشه را در سطح اعتقادی، فکری، فقهی، شرعی و... تأیید میکنید. بنابراین آنچه مربوط به سطح منطقه و امت میشد و درگیری فعلی که ما نیز جزئی از آن هستیم، ما هماهنگی و حمایت کامل را احساس میکردیم و از او یاد میگرفتیم و استفاده میکردیم. در واقع یکی از نتایج سفرهای مکرر ایشان به لبنان این بود که آیتالله مصباح(رضواناللهتعالیعلیه) این مفاهیم و اندیشهها را تثبیت کرد. درست است که حزبالله از همان روز اول به اینها اعتقاد داشت و پیرو حضرت امام(رضواناللهعلیه) یا مقام معظم رهبری(حفظهالله) است؛ اما هنگامی که سراغ خود این اندیشهها، خطوط و دیدگاهها میرویم و برایشان بهصورت علمی، متین، محکم و متقن استدلال میآوری، باعث میشود ایمان به آن عمیق شود. این کار انجام شد. پس در باب دیدگاه سیاسی آیتالله مصباح درباره هر آنچه مربوط به منطقه و درگیریهای منطقه میشود، میگوییم که آن را تصدیق، تأیید و حمایت میکنیم، بلکه میتوانم بگویم که حزبالله با جهاد و جانفشانی، تجسم عینی دیدگاههای سیاسی علامه آیتالله مصباح یزدی در سطح منطقه است. طبیعی است که ایشان با ایدهها، اندیشهها، استدلال و تثبیت آنها به این کار کمک میکردند؛ البته نه فقط از طریق سفر ایشان به لبنان. برادران حزبالله در همه هیئتهایی که دستکم در سی سال گذشته به ایران میرفتند، مشتاق بودند به دیدار آیتالله مصباح مشرف شوند. هنگامی که ایشان قم بودند، به آنان وقت میدادند، سخنانشان را میشنیدند، برایشان توضیح میدادند و به سؤالات آنها پاسخ میگفتند. همه برادرانی که به ایران میرفتند و مدتی در ایران میماندند، در قالب دورههای فرهنگی، فکری، نظامی یا غیره، مدیران این برنامهها همیشه مشتاق بودند که دیدار آیتالله مصباح جزو برنامه ثابتشان باشد.
آیتالله مصباح بهگونهای سخن میگفتند که برادران حزبالله با عزم، ایمان و یقینی شدیدتر به لبنان بازمیگشتند. این چیزی بود که دیدیم؛ یعنی ایمان و یقینشان به این مسیر و درستی راهی که حزبالله لبنان در پیش گرفته، بیشتر میشد. به همین دلیل در طول سی سال، حتی در سطح داخلی و به دور از رسانههای ارتباط جمعی و تلویزیون، در دیدارهای داخلی مسئولان بزرگی را میشناسم، هنگامی که به لحاظ روحی خسته میشدند برای دیدار با آیتالله مصباح به قم میرفتند. میدانید که اینجا سخت در تلاشیم و گاهی بعضی از برادران به مرحلهای از خستگی میرسیدند که باید ساعتی با ایشان مینشستند. هنگامی که برمیگشتند، گویا دوباره متولد شدهاند. افراد کمی هستند که از اینگونه پشتیبانیهای معنوی، روحی و فرهنگی از سوی آیتالله مصباح اطلاع دارند. ما این نکته را میدانیم، چون از مسائل داخلی ماست. بعد از رحلت حضرت آیتاللهالعظمی بهجت(رضواناللهتعالیعلیه) بر این موضوع برای برادران ما بیشتر تأکید شد. بسیار نزد آیتالله بهجت و آیتالله مصباح میرفتند، اما پس از رحلت آیتالله بهجت (رضواناللهتعالیعلیه و قدسسرهالشریف)، علامه آیتالله مصباح(رضواناللهتعالیعلیه) محور دیدارها و پناهگاه روحی و معنوی برادران حزبالله در قم شد.