جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر - 199
یک تصمیم نکبتبار
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
با حضور ویکتور روچیلد، سر ویلیام هایتر، و تا سال ۱۹۶۶ اندرو شونفیلد در هیئت امنا- که به قول موگریج یک «سهگانه مخوف1» بودند- مجله اینکاونتر خود را به اندازه گذشته به سازمان اطلاعات بریتانیا گره خورده یافت. هایتر، قبل از آن که به مقام ریاست نیوکالج در آکسفورد منصوب شود، سفیر بریتانیا در مسکو و سپس معاون دبیرکل وزارت امورخارجه بود. پیش از این، او رئیس بخش ارتباط با سازمانهای اطلاعاتی و رئیس کمیته مشترک اطلاعات بریتانیا بود.
او در این مقام، در جلسات برنامهریزان مشترک زیرنظر رؤسای ستاد حضور مییافت، بر تمامی مسائل اطلاعاتی نظارت داشت و از پایگاههای اطلاعاتی مختلف بریتانیا در خارج از کشور بازدید میکرد. نکته حائز اهمیت این که، طرح پیشنویس هایتر در دسامبر ۱۹۴۸ بود که با درخواست برای ایجاد «یک واحد جنگ روانی برای پیشبرد جنگ سرد»، کابینه اَتلی را ترغیب کرد تا «واحد اطلاعات و تحقیقات» را تأسیس کند؛ تشکیلاتی که هایتر بعدها به طور نزدیک با آن همکاری میکرد. او در مدرسه وینچستر همدوره ریچارد کراسمن و در نیوکالج همدوره هیو گِیتسکِل بود.
همچون آنان، او یک سوسیالدموکرات بود و به طور کلی با جناحی از حزب کارگر که اینکاونتر تحت مدیریت لاسکی به سختی برایش لابی کرده بود، همسو و همدل بود. اندرو شونفیلد، رئیس مؤسسه سلطنتی امور بینالملل، نیز در جامعه اطلاعاتی به خوبی شناخته شده بود.
و البته ویکتور روچیلد هم به عنوان پوششی برای وزارت امور در آنجا حضور داشت (در کنار هایتر و شونفیلد عضو هیئت امنا بود). تمامی اعضای این شبکه با سسیل کینگ، که به گفته پیتر رایت در کتاب «اسپایکَچِر» (شناسایی و شکار جاسوس)، خود یک «مأمور ارتباطی بلندمدت» MI5 بود، احساس راحتی میکردند. همین پیشینه، او (سِسیل کینگ) را به سوی همدلی و همکاری با عملیات فرهنگی پنهانی سازمان سیا سوق داده بود. اما تلاشهای جوسلسون برای دور نگهداشتن داراییهای کنگره (نشریات و مجلهها) از اتهامات آسیبزننده محکوم به شکست بود. دیگر حفرهها از خود کشتی بیشتر شده بودند (اوضاع بسیار بحرانی بود). اگرچه سالها شایعات در محافل لندن، پاریس و نیویورک دستبهدست میگشت، اما اکنون داشتند به واقعیت میپیوستند.
مَری مککارتی بعدها به زندگینامهنویسش، کارول برایتمن، گفت که حدود سال ۱۹۶۴ جوسلسون نامهای که او به نیویورکتایمز در مورد استقلال مجلات کنگره نوشته بود، را توقیف کرد، «چون میدانست که حقیقت ندارد. به من گفت: «رهایش کن عزیزم2. فراموشش کن». اما چرا سازمان بساط خود را جمع نکرد و کنگره را که به خوبی از عهده کارهایش برمیآمد، رها نکرد و به حال خود وانگذاشت؟
چه غرور و خودبینیای موجب آن «تصمیم نکبتبار» چسبیدن به کنگره شد، در حالی که خود جوسلسون برای استقلال آن التماس میکرد؟ دایانا جوسلسون میگوید: «حدس میزنم چون این یکی از معدود موفقیتهایشان بود، همچنان به آن چسبیده بودند. اما اگر واقعاً به اصالت کنگره اهمیت میدادند، باید آن را رها میکردند».
اما توقف کارهای مخفی و اطلاعاتی به خاطر داشتن ساختار اداری دشوار است [به خاطر جذب نیروی انسانی، سرمایه، ساختارهای جدید، صرف انرژی زیاد و... به راحتی قابل توقف نیستند]3.
به مدت دو دهه، مأموران سازمان سیا در یک نظام پروژهمحوری بار آمده بودند که بهجای کوچکی و چابکی، بر رشد تأکید داشت. آژانس با اهمیت دادن بیش از حد به «ساختار عظیم و مخفی جهانی» خود، غافل از این بود که همین مسئله خطر افشا را به طور تصاعدی افزایش داده است. تام بریدن بعدها گفت: «این تنها کشوری در جهان است که به این واقعیت واقف نیست که بعضی چیزها اگر کوچک باشند، بهتر عمل میکنند».
«البته قرار نبود کسی بداند چه کسی حامی مالی کنگره آزادی فرهنگی است،» جیسون اپستاین گفت. «اما تا اواسط دهه شصت، هرکس که این را نمیدانست، احمق بود. همه میدانستند. مدیر وقت بنیاد فارفیلد، جک تامپسون دوست بسیار صمیمی من بود و من مرتب با او در این مورد بحث میکردم و میگفتم: «بیخیال، جک! چه فایده دارد که تظاهر میکنی؟» و او هم همیشه پاسخ میداد: «اوه، نه، نه، نه. این درست نیست، اصلاً درست نیست. ما یک بنیاد مستقل هستیم و هیچ ارتباطی با سازمان سیا نداریم.»»
یک روز، اپستاین در حین ناهار با استیون اسپندر به او گفت: «استیون، به نظرم تمام این تشکیلات را سازمان مرکزی اطلاعات (سازمان سیا) تأمین مالی میکند، و به تو چیزی نگفتهاند. باید فوراً بررسی کنی و بفهمی چه خبر است.» اسپندر هم در پاسخ گفت: «حتما... همین حالا با جک تامپسون صحبت میکنم و مطمئن میشوم که حرفت درست است یا نه.»
پانوشتها:
1- هر سه این افراد امنیتی بودند.
2- بیخیال شو.
3- همچون قطاری که به راه افتاده و توقف ناگهانی آن بسیار دشوار و پرهزینه است، (حتی اگر همه بدانند که مسیر آن به پرتگاه ختم میشود). از اینرو اقدامات پنهانی میل به تداوم دارند نه توقف.