شكستن حريم توحيد
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
برخى عقايد كه توده مردم ما در مسائل مذهبى پيدا مىكنند ريشه در جهالت مردم دارد.
فرض كنيد جانماز درست مىكند، فكر مىكند كه اين جانماز را قشنگتر كند، عكس يك گنبد و بارگاهى روى آن، همان جا كه مىخواهند سجده كنند مىكشد.
يا روى مُهرى كه مردم مىخواهند سجده كنند مىآيد عكس گنبد و بارگاه مىكشد يا «اللَّه، محمد، على، فاطمه، حسن و حسين» مىنويسد، يعنى حريمهايى را كه خود اسلام براى توحيد قائل شده براى اينكه مردم نلغزند حفظ نمىكنند. باید گفت: گرچه خود اين نوع کارها شرك نيست اما حريم توحيد را شكستن است.
چرا اسلام مىگويد كه وقتى مىخواهى به نماز بايستى اگر چراغ يا آتشى جلويت باشد اين امر مكروه است؟ چراغ يا آتش جلو من باشد يا نباشد [چه تأثيرى دارد؟]
مىگويد براى اينكه وقتى چراغ يا آتش جلويت است عمل تو اندكى شباهت پيدا مىكند به عمل كسى كه دارد آتش را تقديس مىكند.
براى اينكه آن حريم محفوظ بماند، همين صورت ظاهر- كه تو در مخيلهات هم تقديس آتش خطور نمىكند- مكروه است و بهتر است نباشد.
يا اگر انسانى در قبله تو نشسته است مكروه است كه آنطور نماز بخوانى. اگر عكسى مقابل روى تو هست، روى آن را بپوشان.
اينها مسائلى است كه خودش فى حد ذاته شرك نيست ولى حريم توحيد را مىشكند. توحيد يك مقدار حريم دارد.
وقتى كه حريم توحيد شكسته شود كمكم مردم ندانسته وارد خود شرك مىشوند. بتدريج [به آن شىء] اصالت مىدهند.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (فلسفه تاريخ(1- 4))
ج 15، صص: 945-944، با تلخیص و ویرایش
تفاوت مروت و شجاعت
مروت مفهوم خاصي دارد و غير از شجاعت است. گو اينکه معنايش مردانگي است، ولي مفهوم خاصي دارد. ملاي رومي از همه بهتر آن را مجسم کرده است. آنجا که داستان مبارزه علي(ع) با عمروبن عبدود را نقل مي کند، که علي(ع) روي سينه عبدود مينشيند و او روي صورت حضرت آب دهان مي اندازد، بعد حضرت از جا حرکت ميکند و ميرود و بعد ميآيد. اينجاست که ملای رومي شروع ميکند به مديحهسرايي و يک شعرش که راجع به علي(ع) است، چنين است:
در شجاعت شير ربّانيستي/ در مروت خود که داند کيستي
در شجاعت، تو شير خدا هستي، در مروت کسي نميتواند تو را توصيف بکند که چقدر جوانمرد و آقا هستي. مروت اين است که انسان به دشمنان خودش هم محبت بورزد.
حافظ ميگويد:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا
ولي فرمان اسلام از اين بالاتر است، اگر نزديکتر ميشد به اسلام، چنين ميگفت: با دوستان مروت؛ با دشمنان هم مروت و مردانگي. اينکه اباعبدالله در وقتي که دشمنش تشنه است، به او آب ميدهد، معنايش مروت است. اين بالاتر از شجاعت است.
استاد شهید مطهری، حماسه حسيني(جلد اول)، ص 363
چرا در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است؟
علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است كه:
* ميل به خودنمايى و خودآرايى مخصوص زنان است.
* از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچى، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى.
* ميل زن به خودآرايى از اين نوع حس شكارچيگرى او ناشى مىشود.
* در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاى بدننما و آرايشهاى تحريككننده به كار برند.
* اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود مىخواهد دلبرى كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد.
* لذا انحراف تبرّج و برهنگى از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (مسئله حجاب)، ج19، صص: 437- 436