به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 7,181
بازدید دیروز: 8,571
بازدید هفته: 25,952
بازدید ماه: 154,403
بازدید کل: 28,329,065
افراد آنلاین: 22
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۱۵ دی ۱٤۰٤
Monday , 5 January 2026
الاثنين ، ۱۶ رجب ۱٤٤۷
دی 1404
جپچسدیش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
30292827
آخرین اخبار
۱۷۱۹ - (پاسخ به شبهات ):نحوه ارتباط برزخیان با اهل دنیا ۱۴۰۴/۱۰/۰۳

 (پاسخ به شبهات ):

نحوه ارتباط برزخیان با اهل دنیا

 ۱۴۰۴/۱۰/۰۳

به شبهات حوادث اخیر پاسخ داده شد + دانلود - خبرگزاری حوزه

شبهه: با توجه به اینکه روح مرده به برزخ رفته است، چطور آنها از زیارت قبور، آگاه و خوشحال می‌شوند؟ آیا آنها هنگام زیارت قبور، به بدنشان در قبر وارد می‌شوند و ما را می‌بینند و خوشحال می‌شوند و از گفت‌وگوی ما با آنها باخبر می‌شوند؟ یا اینکه خبر زیارت قبور بعداً به آنها در برزخ می‌رسد؟ در صورت اخیر، آیا آنها از صحبت‌های ما بالای سر قبور آگاه می‌شوند یا اینکه فقط از خیراتی که برایشان فرستاده‌ایم، باخبر می‌شوند؟
پاسخ: عالَم برزخ، حدفاصل میان دنیا و آخرت است،(1) محلی که روح انسان پس از مرگ به آنجا وارد شده و با داشتن بدن مثالی که ماده و جرم نداشته و از نظر شکل ظاهری با بدن دنیوی همانند بوده تا قیامت به حیات مخصوص خود ادامه می‌دهد.(2)
 یکی از مهم‌ترین مسائلی که از دیرباز درباره این موضوع وجود داشته، مسئله ارتباط بین اهل عالم دنیا و اهل عالم برزخ است. در ادامه نحوه ارتباط اهل برزخ با اهل دنیا تبیین می‌شود.
ارتباط و اطلاع اهل برزخ از زیارت کنندگان قبور
از برخی قرائن روایی و فلسفی، چنین به نظر می‌رسد که ارتباط خاصی میان قبر برزخی و قبر خاکی و وجود برزخی و وجود مادّی انسان برقرار است. این ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادی که در طول زندگی دنیوی با یکدیگر نوعی اتحاد داشته‏اند(3) سرچشمه می‏گیرد.
این ارتباط با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ، به‌کلی از بین نمی‌رود؛ بلکه یک نوع ارتباط، در حدّ پایین‏تری میان وجود برزخی انسان و بدن مادی و خاکی او باقی می‌ماند؛ این ارتباط، نه در حدّ و اندازه‏ای است که در زندگی دنیوی و در دوران تعلق روح به بدن وجود داشت و نه با آن کیفیت و کمیت؛ بلکه در میزانی ضعیفتر و با کم و کیفی دیگر است. به همین جهت، روح به‌رغم حضورش در برزخ، توجّه خاصی به بدن مادی و قبری که بدن مادّی در آن است، دارد و بر اساس همین ارتباط میان قبر برزخی و قبر خاکی است که دستورات و احکام خاصی در باب قبر، تشییع‌جنازه، کفن، دفن، حرمت قبر، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آنها در شریعت اسلامی وجود دارد. در حقیقت ارواح بر اساس این ارتباط با بدن مادی و قبر خود، از حضور مؤمنان مسرور و مبتهج می‌شوند.(4) در روایات آمده که اهل برزخ، باکسانی که به زیارت قبر می‌آیند، انس دارند تا جایی که از رفتن زائر، اندوهگین می‌شوند:اسحاق بن عمار می‌گوید از امام کاظم‌(ع) سؤال کردم: آیا مؤمن آگاه است از کسی که قبر او را زیارت می‌کند؟ آن حضرت فرمود: «بلی، پیوسته تا مادامی‌که زائر بر سر قبرش هست با او مأنوس است و وقتی زائر بلند شد تا از سر قبر او برگردد از برگشتن وی وحشتی در مؤمن مرده پیدا می‌شود.»(5) در روایات متعددی واردشده که «والله انهم لیعلمون بکم و یفرحون بکم و یستأنسون الیکم؛ وقتی مؤمنان به زیارت اهل قبور می‌روند، آنها علم به حضورشان پیدا می‌کنند. از حضور مؤمنان بر سر قبور خود خوشحال می‌شوند و...»(6)
اطلاع اهل برزخ از حوادث و رویدادهای دنیا
 اهل برزخ متناسب با مرتبه آنها در برزخ، نه‌فقط از زائران قبر خود باخبر می‌شوند،بلکه می‌توانند از حوادث دنیا به‌ویژه امور مربوط به خانواده و بستگان خود، اطلاعاتی کسب کنند و صدای اهل دنیا را بشنوند.
روایت ‌شده است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) با کشته‌های بدر سخن گفت و فرمود: « و الذی نفسی بیده ما انتم بأسمع لما اقول منهم؛ به خدا سوگند، اینها به گفته‌های من شنواترند»؛(7) و نیز گفت‌وگوی امام علی‌(ع)با مردگان قبرستان پشت دروازه کوفه به‌وقت مراجعت از جنگ صفین(8) گواه است بر اینکه اموات حاضر در برزخ از ساکنان دنیا بی‌خبر نیستند.
گاهی در روایات به این مطلب نیز اشاره ‌شده که «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَزُورُ أَهْلَهُ فَیَرَى مَا یُحِب...»؛ مؤمن خویشانِ خود را زیارت می‌کند و خداوند در این ملاقات اعمال نیک آنان را به او نشان می‌دهد و اعمال ناپسند آنها را از وی پوشیده می‌دارد.  
روح کافر هم به زیارت فرزندان و خویشان خود می‌رود، ولی خداوند در این ملاقات آنچه موجب شادی و خوشحالی کافر است را از او پوشیده می‌دارد و اعمالی که موجب نگرانی است را به او نشان می‌دهد.»(9)
روایات در این باب، اشاره به زمان خاصی داشته که دیدار خارج از آن ممکن نیست. برای مثال در روایات آمده است: « مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لَا کَافِرٍ إِلَّا وَ هُوَ یَأْتِی أَهْلَهُ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْس...»؛ هر مؤمن و کافری که از دنیا می‌روند خویشان خود را هنگام ظهر ملاقات می‌کنند.»(10) در روایت دیگر اینچنین آمده است: «سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَیِّتِ یَزُورُ أَهْلَهُ قَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ فِی کَمْ یَزُورُ قَالَ فِی الْجُمْعَه...»؛ برخی از آنان هر جمعه به دیدن خانواده خود می‌روند.»(11)
نتیجه
با توجه به اینکه میان روح و بدن، نوعی اتحاد وجود داشته و وجود برزخی، یک نحوه تعلق به وجود و بدن دنیایی دارد و نیز از طریق دلایل عقلی و نقلی، ارتباط برزخیان با اهل دنیا ممکن و محقق است، پس برزخیان برحسب منزلت و ایمان، در ساعات و زمان‌هایی می‌توانند به دیدار خویشان و نزدیکان خود در دنیا بروند و آنها را زیارت کنند یا از زائران قبر خود باخبر شوند و سخنان آنها را بشنوند. میزان آگاهی اهل برزخ از احوال و گفتار و رفتار اهل دنیا، دارای محدودیت‌هایی است؛ هم از جهت زمانی و هم از جهت گستره آگاهی. این تلقی که آنها هیچ محدودیتی ندارند، اشتباه است. چنان‌که این تلقی که آنها هیچ ارتباطی با اهل دنیا ندارند، اشتباه است.
گستره آگاهی یا زمان ارتباط آنها با اهل دنیا، یا تابع جایگاه و منزلت آنها است، یا تابع مصالح و مقاصدی است که خداوند از این ارتباط و ملاقات و آگاهی، در نظر دارد و درنتیجه، نمی‌توان به شکل قطعی درباره ارتباط همه افراد حاضر در برزخ با اهل دنیا سخن گفت و همه را دارای یک‌میزان آگاهی دانست. همین‌قدر می‌دانیم که این ارتباط قطع نشده و اهل برزخ، گاهی از زائران خود باخبر می‌شوند و حتی گاهی خودشان به ملاقات و زیارت خانواده رفته و از حقایقی در دنیا مطلع می‌شوند.
پی‌نوشت‌ها:
1. علم الهدی، سید مرتضی، الامالی، تحقیق سید محمد بدر الدین نعسانی حلبی، قم، منشورات مرعشی، 1325 ق، ج 2، ص 419.   2. صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، بیروت، داراحیا التراث العربی، 1981 م، ج ۹، ص ۱۹۷-۱۹۸.   3. همان، ج 8، ص 347.   4. شجاعی، محمد، عروج روح، تحقیق محمدرضا کاشفی، قم، مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان، 1387 ش، ص 27.   5. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 3، ص 228.   6. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، نشر دارالاحیاء التراث العربی، 1412 ق، ج ۲، ص ۸۷۸.   7. بخاری، محمد اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دارالفکر، 1401 ق، ج 5، ص 9.   8. نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، تهران، نشر اسوه، ۱۴۱۵ ق، حکمت 130.   9 و 10 و 11. کلینی، الکافی، ج 3، ص 230.
حسین زارعی