به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 1,015
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 2,524
بازدید ماه: 2,640
بازدید کل: 28,370,680
افراد آنلاین: 27
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۴ /۸ - بازخوانی گفت‌وگوی تفصیلی حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی مصباح یزدی با شهید سید حسن نصرالله - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
بازخوانی گفت‌وگوی تفصیلی حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی مصباح یزدی با شهید سید حسن نصرالله  - ۴ 

حاج‌قاسم پیشنهاد داد که سراغ آیت‌الله مصباح بروید

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

‫گفت‌وگوی ویژه با سید حسن نصرالله درباره علامه مصباح یزدی + فیلم‬‎

یکی از دوستان بعد از اینکه از زیارت حضرت‌ عالی برگشته بودند، خدمت حاج‌آقا گزارش داده بودند و گفتند که آقا سید خودشان را هیچی نمی‌دانند؛ حاج‌آقا فرمودند که به‌خاطر همین است که من ایشان را این‌قدر بزرگ می‌دانم؛ چون ایشان خودشان را هیچ نمی‌دانند و این همه‌چیز است.
متشکرم. از این محبت سپاسگزارم. بله ایشان همیشه اظهار محبت می‌کردند و من همیشه به محبت ایشان به خود و برادرانم افتخار می‌کردم.
در دومین سفری که ایشان در سال ظاهراً 2000 میلادی به لبنان داشتند، فرمودید که ایشان برای دوره آموزشی آمدند؛ از آن دوره خاطره‌‌ای دارید که برای چه به لبنان آمدند و برنامه آموزشی‌شان چه بود و چه تأثیری در حزب‌الله گذاشت؟
اصل ایده این بود که ما در سطح فکری، فرهنگی و اعتقادی نیازمند توجه ویژه هستیم؛ به علمائی تراز اول نیاز داریم که هم قابل استفاده باشند، هم مورد پذیرش واقع شوند. وقتی مسئولان رده اول و دوم حزب‌الله را گردهم می‌آوریم که بسیاری از آن‌ها عالم، طلبه، استاد دانشگاه و مسئولان بلندپایه هستند، حاضر نمی‌شوند نزد هر کسی درس بگیرند. بنابراین ابتدا باید آن‌ها را درباره استاد قانع کرد. وقتی به آن‌ها گفته شود که می‌خواهیم دوره‌ای را مثلاً در مسائل اعتقادی و فکری به مدت یک هفته یا ده روز برگزار کنیم و از شما می‌خواهیم که در این درس‌ها شرکت کنید، اولاً باید قبول داشته باشند که استاد از آنان برتر، بالاتر و عالم‌تر است و ارزش دارد که کارشان را رها کنند و در محضر او بنشینند. به همین دلیل، با برادران در ایران این‌گونه برنامه‌ریزی کردیم که هر چندوقت یک‌بار، یکی از علمای بزرگ و مورد اعتماد و نیز کسانی که خود را وقف امام خمینی(ره) کرده‌اند و فانی در امام(ره) و خط ایشان هستند، تشریف بیاورند. ما کسانی را می‌خواهیم که در این مسیر، ما را تثبیت و تقویت کنند؛ نه کسانی که نزد ما بیایند و شک و شبهه ایجاد کنند؛ بلکه کسانی که اگر شک و تردیدی هم وجود داشته باشد، به سؤالات و شبهات ما پاسخ دهند. مثلاً در آن زمان برادران گفتند آیت‌الله مصباح.
چه کسی این پیشنهاد را داد که سراغ آیت‌الله مصباح بروید؟
در آن زمان شهید حاج قاسم سلیمانی ‌(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) این مسئله را مطرح کرد. او مسئول هماهنگی این مسئله بود. برادران سپاه قدس با علمای قم در ارتباط بودند. تلاش‌ها بر آیت‌الله مصباح متمرکز شد. بسیار مشتاق شدیم که ایشان به‌صورت مداوم تشریف بیاورند. طبیعتاً در ابتدا، هدف همان رده اول یعنی بزرگان مقاومت بود. اما پس از آن، وقتی متوجه شدیم که ممکن است آیت‌الله مصباح به ما وقت بدهند، بقیه کادر حزب‌الله اعم از برادر و خواهر که برنامه آمدنشان را می‌دانستند و از فیض ایشان محروم بودند، درخواست کردند تا از محضر ایشان بیشتر استفاده شود. به همین دلیل در دیدارهای بعدی زمینه استفاده بیشتر از محضر ایشان را فراهم کردیم؛ دیدارهایی با طلاب، دیدارهای بسیار گسترده با علما، دانشجویان اعم از خواهر و برادر، کادرهای مقاومت. همچنین در برخی مناسبت‌ها به جنوب رفتند و با نیروهای کادر، نظامیان و رزمندگان دیدار کردند. این در لبنان بود. اما مهم‌تر، چیزی بود که در ایران اتفاق می‌افتاد؛ یعنی کسانی که برای شرکت در دوره‌های فرهنگی، فکری و حتی نظامی به ایران می‌رفتند که در طول این سی سال برگزار می‌شد. مشتاق بودند که خدمت ایشان برسند و از ایشان استفاده کنند. رابطه از این‌جا شروع شد. در بیشتر موارد، رابطه فکری و معنوی و روحی بود. حتی وقتی که ایشان تشریف می‌آوردند و من تنها با ایشان می‌نشستم یا وقتی به شورای حزب‌الله می‌آمدند، برادران دو- سه ساعت می‌نشستند و از صحبت درباره مسائل سیاسی خودداری می‌کردند و می‌گفتند حضور چندساعته ایشان در جمع ما فرصتی مغتنم است؛ در طول سال درباره سیاست صحبت می‌کنیم، اما می‌خواهیم از محضر مبارکشان در بعد معنوی، در بعد اخلاقی و در بعد روحی بهره‌مند شویم و به همین دلیل سؤالات بر این جنبه‌ها متمرکز می‌شد و ایشان به همه پرسش‌ها پاسخ می‌دادند.
موردی از سؤال‌های خاص اخلاقی و معنوی که از ایشان می‌پرسیدند در خاطر دارید یا خود حضرت‌عالی از ایشان پرسیده باشید و جواب‌هایی که ایشان می‌دادند؟
به‌طور‌کلی وقتی برادران با ایشان می‌نشستند، سراغ برخی اصطلاحات می‌رفتند؛ مثلاً می‌گفتند در عالَم سیر و سلوک الی الله سبحانه و تعالی، چه توصیه‌ای به ما دارید؟ یا درباره برخی برنامه‌ها و کارها می‌پرسیدند؛ که بعضی از کارها را انجام بدهیم یا بعضی دیگر را انجام ندهیم. آنچه بنده در دیدارها از ایشان می‌شنیدم این بود که ایشان خیلی بر مسئله اخلاص تأکید داشتند و اینکه مقدار کار مهم نیست. 
به‌عنوان مثال برخی از برادرانی که به لبنان برگشتند، تحت‌تأثیر برخی آقایان در قم، تهران و جاهای دیگر قرار می‌گرفتند و برخی برنامه‌های طاقت‌فرسا و سنگین را نقل می‌کردند که به وقت، ذکر طولانی، عبادات و... نیاز داشت که گاه با انجام مسئولیت و ادای تکلیف آن‌ها منافات داشت.
پس از آیت‌الله مصباح در این‌باره سؤال می‌کردند. ایشان نخست بر مسئله اخلاص تأکید می‌کردند. به همان اندازه که در کارتان اخلاص دارید، کار شما ارزشمند است. همین کارهایی که شما انجام می‌دهید. به برادران می‌گفتند: شما در راه خدا مبارزه می‌کنید و خداوند جهاد در راه خود را دوست دارد. 
خداوند این را از شما می‌خواهد. اگر بتوانید جهاد شما در راه خدا صرفاً برای خدای متعال باشد، این بزرگ‌ترین چیزی است که شما را به خداوند نزدیک می‌کند. این سخن امیرمؤمنان‌(علیه‌السلام) است که «همانا جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی بندگان خاص خود باز کرده است». به یاد می‌آورم ایشان یک‌بار برای این سخن شاهد آوردند که وقتی خداوند متعال برای شما در رویارویی با صهیونیست‌ها باب جهاد را در لبنان گشود، به این دلیل بود که شما را در زمره اولیای ویژه خود به حساب آورده است. الان قضیه، فردی شده است. گروهی هستند که در میان آن‌ها اولیای خاص الهی وجود دارند. اکنون من، تو و او باید کاری کنیم که جزء آن خواص باشیم. این مشروط به اخلاص است. پس اولاً ایشان بر موضوع اخلاص بسیار تأکید داشتند. ثانیاً بر پرهیز از گناهان تأکید می‌کردند و می‌فرمودند اگر گناهی را ترک کنید، راهی طولانی و مرحله‌ای مهم را طی کرده‌اید. نکته سومی که بر آن تأکید داشتند و این از اموری است که در عالم سیر و سلوک از غیر او شنیده نمی‌شد، اطاعت از مقام معظم رهبری است. به آنان می‌فرمودند پیروی شما از ولی امر و ولایت فقیه شرطی از شروط سیر و سلوک الی‌الله سبحانه و تعالی است و این معنای ولایت است. بدون ولایت، انسان به خداوند متعال نمی‌رسد. 
مثلاً این یک نوع سؤال بود. طبیعی است که درباره امام خمینی(ره) می‌پرسیدند و ایشان درباره امام بسیار زیبا صحبت می‌کردند؛ اما مهم‌تر از آن، سخن ایشان درباره مقام معظم رهبری حفظه‌الله بود. برادران در لبنان و شخص بنده به شما عرض می‌کنم که عالمی در سطح علامه آیت‌الله مصباح ندیده‌ام.
ایشان فقیه بزرگ و فیلسوف بزرگ، عالمی جلیل‌القدر، متفکری بزرگ و از برجسته‌ترین اساتید حوزه بودند. به رهبر معظم انقلاب، امام خامنه‌ای، اعتقاد داشت. به ایشان عشق می‌ورزید و ایشان را دوست می‌داشت و به فنا و ذوب‌شدن در ایشان و اخلاص و پیروی کامل از ایشان دعوت می‌کرد. در این امور کسی مانند آیت‌الله مصباح نبود. صادقانه به شما عرض می‌کنم که مهم‌ترین ویژگی و تأثیر آیت‌الله مصباح بر علما، نیروها، برادران و خواهران حزب‌الله، تقویت و تحکیم رابطه ایمانی، عاطفی و ولایی با حضرت امام خامنه‌ای بود.
ایشان در همه امور تأثیرگذار بود، اما تأثیرشان در این مسئله بسیار بیشتر بود. او در این زمینه از دیگران بسیار برتر بود. ایشان درباره مقام معظم رهبری با آنان سخن می‌گفتند. مثلاً یک‌بار برادران از ارزیابی ایشان شگفت‌زده شدند. این سخن ایشان سابقه دارد و منحصر در این مورد خاص نیست. من بعداً در بعضی از ضبط‌ها آن را ملاحظه کردم. من در جلسه حاضر بودم که ایشان به برادران می‌فرمودند: من تاریخ خوانده‌ام، من تاریخ را می‌شناسم، شخصیت‌ها را می‌شناسم، تاریخ امت اسلامی و تاریخ اسلامی را می‌شناسم. با قطع نظر از ائمه و برخی افراد خاص، به‌سختی و به‌ندرت می‌توان فردی را با این جامعیت، اخلاص، قدرت، رهبری و این میزان از صبر، تحمل و سعه‌صدر یافت. او درباره حلم حضرت آقا به‌صورتی شگفت‌انگیز سخن می‌گفت. من حلم حضرت آقا را می‌شناسم، اما توصیفی مانند توصیف آیت‌الله مصباح از حلم و صبر حضرت آقا را نشنیده‌ام.
گاهی از ایشان درباره برخی شخصیت‌های ایران می‌پرسیدند، اما ایشان احتیاط می‌کردند. ایشان نمی‌خواست از کسی به بدی یاد کند. هنگامی که به لبنان می‌آمد، اگر کسی شایسته تعریف بود، از او تعریف می‌کرد و اگر این‌طور نبود، بلکه ممکن بود نقطه‌ضعفی داشته باشد، از اینکه اشکالی را درباره کسی مطرح کند، اجتناب می‌کرد. این یکی از نکات قابل‌توجه بود.