صراحت لهجه امام(ره) در مقابل هجمه صریح
۱۴۰۴/۱۰/۰۵
سهراب مقدمی شهیدانی
درنگی روش شناختی در الگوی پاسخگویی به شبهات در کتاب کشف اسرار
مطالعه متن کتاب کشف اسرار تا حد بسیار زیادی روش پاسخگویی امام به شبهات اسرار هزارساله را روشن می کند اما درنگ روش شناختی پیرامون این اثر همچنان بایسته و بجاست. از اینرو به صورت اجمالی این روش را در عناوین ذیل بررسی می کنیم: تناسب ادبیات پاسخگویی با ادبیات شبهه پراکنی یکی از اصول عقلائی و بدیهی است.
طبیعتاً وقتی طرف مقابل با هیاهو و جنجال سازی و توهین تلاش می کند جریان مقابل را به انفعال بکشاند، استفاده از ادبیات ابهام آمیز یا سخن گفتن با لکنت نهتنها کمکی به رفع شبهه نمی کند بلکه در ذهن مخاطب عام، همان شبهات را تثبیت می کند.
روش امام در کشف اسرار به طور کامل الهام گرفته از ادبیات قرآنی در مواجهه با مرجفون و منافقان و دشمنان است. چنان که در ادبیات امیرالمؤمنین(ع) علیه معاویه و در بیانات حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه و ادبیات حضرت زینب(س) علیه ابنزیاد و یزید نیز چنین رویه ای طی شده است.
کتاب کشف اسرار در اتصال معنادار عقائد شیعی به مقولات سیاسی روز و روشی نو را در پیش گرفته است. روشی که توانسته از ابتر بودن کتب کلامی مرسوم فاصله بگیرد و از سکولاریزهشدن کتب عقائدی به دور باشد. در این کتاب از پاسخهای تدافعی و انفعالی برخی کتب کلامی به حالت هجومی تغییر سبک اتفاق افتاده است. گرچه بعضی کتب کلامی پیش از کشف اسرار مثل المراجعات یا شبهای پیشاور نیز حالت تهاجمی دارند اما در مقایسه با کشف اسرار شیوه تهاجمی کمرنگتری دارند و خواننده در این کتاب علاوه بر اقناع، تعصب مذهبی بالاتری پیدا کرده و وجه افتخارآمیز مذهب خود را بیشتر درک میکند. کشف اسرار از مسائل روز پیرامون مذهب و مسائل سیاسی کشور، منطقه و جهان برای اقناع مخاطب به خوبی بهره میبرد. در کشف اسرار ضمن تهاجم استدلالی به محتوای شبهات و منطق سست شبههانگیزان، کممایگی و دونپایگی شخصیتی آنان نیز مورد تذکار و توجه قرار میگیرد تا مخاطب فراتر از ماهیت کلام، با شخصیت شبههپراکنان نیز آشنا شود.به علت توهین های مکرر و صریح و سیستماتیک (روشمند) جریان موسوم به روشنفکری و به جهت پیشگیری از انفعال جریان اسلامی، امام خمینی(ره) در کشف اسرار با صریح ترین ادبیات ممکن به شبهات حکمی زاده پاسخ دادند.
مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی به نقل از امام در مورد انحرافات حکمی زاده و دلیل صراحت لهجه ایشان در کتاب کشف اسرار می گوید: «مرحوم حاج شیخ مهدى حکمی یکى از علماى قم بود.
پسرى داشت که منحرف و معوج از کار درآمد و اسرار هزارساله را نوشت که تقریباً به اسلام توهین کرده بود... ولى من ردّ آن کتاب را نوشتم و نام آن را کشف اسرار گذاشتم که کشف اسرار هزارساله آن مرد بود... من درس می دادم، ولى وقتى کتاب اسرار هزارساله را دیدم تصمیم گرفتم بر آن رد بنویسم و جواب بدهم. درسم را یکى دو ماه تعطیل کردم و این کتاب را نوشتم. خدمت ایشان عرض کردم در این کتاب عصبانى هستید؟ فرمودند: در آن موقع نبودى که چه توهین هایی به اسلام می شد.»1
تمرکز بر قرآنکریم
امام خمینی(ره) در هنگام نقد اسرار هزارساله در مواجهه با وهابی ها و سلفی های شیعه بود و طبیعتاً باید منبع محوری خود را «قرآنکریم» قرار می داد و دلیل استنادات فراوان امام به قرآنکریم در کشف اسرار نیز همین بود.2
تنوع منابع در پاسخگویی به شبهات
امام خمینی(ره) در بخش های مختلف کشف اسرار با هدف احیای حافظه تاریخی مخاطب نسبت به مجد و عظمتی که دولت اسلامی داشت یا برای پاسخ به شبهات مربوط به تشیع3 از ظرفیت تاریخ اسلام استفاده کردند.4
ایشان همچنین در مقام جدل احسن از کلام و فلسفه غیراسلامی5 و طب سنتی6 نیز بهره بردند.
تبیین پشتوانه ها و نیات سیاسی از شبهه پراکنی ها
امام خمینی(ره) در پاسخ به شبهات صرفاً بر محتوای شبهه تمرکز نکردند بلکه پشتوانه ها و نیات سیاسی شبهه پراکنان را، که ریشه اصلی تمام شبهه پراکنی ها بوده است، تبیین کردند. به عنوان نمونه ایشان در بخشی از کشف اسرار در تبیین چرایی تولید شبهه علیه روحانیت می نویسند:«اینان و هریک از صاحبان آراء باطله و گفتارهای ناهنجار چون می دانند که تنها کسی که می تواند مشت آن ها را در جامعه باز کند و دروغ پردازی آنان را روی دایره بریزد ملاها هستند و دیگر مردم یا تخصص در این میدان ندارند یا اگر هم اطلاعی کم و بیش داشته باشند وظیفه خود را جلوگیری از افسارگسیختگی ها نمی دانند تنها چیزی را که برای پیشرفت مقاصد مسموم خود مقدم بر هر چیز بر خود لازم می دانند آن است که با هر وسیله ای شده است به یاوهسرایی و دروغ پردازی و تهمت و افترا به ملاها دست توده را از آن ها کوتاه کنند و آن ها را پیش مردم خوار و کوچک کنند و از نفوذ روحانی آن ها با هر جانفشانی هست بکاهند تا میدان تاختوتاز برای آن ها باز شود و با کمال آزادی و دلگرمی بتوانند با جان و ناموس و مال یک مشت بیچاره ستمدیده بازی کنند.»7
ایشان همچنین نیت حکمی زاده و امثال وی از تولید برخی شبهات را «جلب نظر بیگانگان» معرفی کردند.8
همچنین در بخش قبل نیز به تفصیل بیان شد که امام خمینی(ره) در کشف اسرار «شبهات وهابیت و بهائیت» را پشتوانه محتوایی امثال حکمی زاده معرفی کردند.
استفاده از روش اجتهادی
امام خمینی(ره) علی رغم تکیه بر قرآنکریم و استفاده از منابع غیروحیانی (همچون آراء فلاسفه و...) از چارچوب روش اجتهادی خارج نشدند و به واقع می توان کتاب «کشف اسرار» را الگویی ممتاز در ساحت «تبلیغ اجتهادی» دانست.
الگویی که در دهه های بعد و خصوصاً در دوران مبارزه توسط برخی شاگردان امام- خصوصاً حضرات آیات مطهری، بهشتی، خامنه ای و مصباح یزدی- در سطح گسترده مورد استفاده قرار گرفت و در هدایت فکری جامعه انقلابی ایران در دهه چهل و پنجاه، تأثیرات فوق العاده ای برجای گذاشت.
در حقیقت یکی از اصلیترین عواملی که جریان انحرافی را در مقابل کتاب کشف اسرار امام خمینی ناتوان و زمینگیر کرد، همین مسئله اجتهادی بودن کتاب بود.
بعد از افشاگری عالمانه و اجتهادی امام، مخاطبان با مقایسه سطح و عمق پاسخ با شبهات، به آسانی توانستند از بیسوادی شبههکنندگان در امر معارف دینی اطلاع و اطمینان یابند و از اینرو، دست جریان وهابیمآب در هر نوع پاسخ و واکنش، بسته بود!
لازم به ذکر است که کاربست روش اجتهادی در تولید اندیشه سیاسی امام خمینی نقش محوری داشته و دقیقا به همین دلیل، کارآمدترین و کاملترین روش برای تحلیل و فهم و تفسیر اندیشه و سیره سیاسی امام خمینی نیز، همین روش اجتهادی است.
شاخصههای روش اجتهادی و ضرورت کاربست آن در فهم اندیشه سیاسی امام خمینی به تفصیل به قلم نگارنده در کتاب «روششناسی فهم اندیشه سیاسی امام خمینی» بحث و بررسی شده است.
پرسشگری مستقیم از مخاطب
پرسشگری مستقیم از مخاطب بهویژه مخاطبان جوان از ویژگی های کشف اسرار است9 و این امر حاکی از اعتماد ایشان به ذهن مخاطب جوان بود.
تلاش برای ایجاد قیام اجتماعی و سیاسی علیه جریانات انحرافی
امام خمینی(ره) در دوران تألیف کشف اسرار با جریانی انحرافی که پشتوانه سیاسی داخلی و خارجی داشت روبهرو بودند و صرفاً با یک فرد یا یک اثر انحرافی روبهرو نبودند و طبیعتاً مقابله مؤثر با این جریان به صرف نوشتن یک کتاب محقق نمی شد و نیاز به ایجاد یک جنبش اجتماعی وجود داشت. براساس همین نگاه امام در همین کتاب مردم را به مبارزه علیه این طیف دعوت می کنند: «همکیشان دیندار ما، برادران پاک ما، دوستان پارسی زبان ما، جوانان غیرتمند ما، هموطنان آبرومند ما، این اوراق ننگین، این مظاهر جنایت، این شالوده های نفاق، این جرثومه های فساد، این دعوت های به زردشتی گری، این برگرداندن به مجوسیت، این ناسزاهای به مقدسات مذهبی را بخوانید و درصدد چاره جویی برآیید.
با یک جوشش ملی، با یک جنبش دینی، با یک غیرت ناموسی، با یک عصبیت وطنی، با یک اراده قوی، با یک مشت آهنین، باید تخم این ناپاکان بی آبرو را از زمین براندازید.
این ها یادگارهای باستانی شما را به باد فنا می دهند. این ها ودیعه های خدایی را دستخوش هوی و هوس خود می کنند. این ها کتاب های دینی شما را که با خون های پاک شهدای فضیلت به دست شما رسیده است آتش می زنند. این ها عید آتشزدن کتاب دارند. کدام کتاب ها همان ها که از فداکاری حسین بن علی(ع) و رنج های فراوان پیغمبر و پیغمبرزاده ها به دست شما افتاده است. آری ما و شما رنج دین را نکشیدیم، جوانه های رشید را به راه آن ندادیم، خون های گران بها در قدم آن نریختیم از این جهت قدر آن را نمی دانیم ما در پیشگاه داوری خدا جواب نداریم، ما در پای میز محکمه دین محکومیم، ما در حضور پیغمبر اسلام بی آبروییم، هان آبرومندانه از جای برخیزید تا ددان بر شما چیره نشوند.»10
امام در کشف اسرار به صراحت از لزوم اعدام منکرین دین و فتنه جویان مفسد نوشتند: «ما انتظار داریم که دولت اسلام با مقررات دینی و مذهبی همیشه همراه و این نشریات را که برخلاف قانون و دین است جلوگیری کند و اشخاصی که این یاوه سرایی ها را می کنند در حضور هواخواهان دین اعدام کنند و این فتنه جویان را که مفسد فی الارض هستند از زمین براندازد تا فتنه انگیزان هوسران دیگر دامن به آتش فتنه گری و تفرق کلمه نزنند و دست خیانت به مقدسات دینی دراز نکنند والسلام.»11
دیدگاه برخی اندیشهپژوهان معاصر درباره کتاب کشف اسرار
دکتر رضا داوری اردکانی- از اندیشه پژوهان مشهور معاصر- از جمله کسانی است که به جایگاه ممتاز «کشف اسرار» التفات یافته و به نکات جالبی اشاره می کند: «کتاب کشف اسرار پاسخی است به نوشته یکی از پیروان کسروی. این پاسخ علاوه بر اتقان و استحکام تاریخی و کلامی وجه حکایی دیگری نیز دارد که کمتر به نظر ناظران و خوانندگان رسیده است. امام كشف اسرار را در ردّ مطالب کتابی موسوم به اسرار هزارساله نوشته اند.
شاید کم نبودند کسانی که می توانستند با تتبع در تاریخ اسلام و توسل به استدلال های کلامی، سستی مطالب کتاب اسرار هزارساله را نشان دهند اما در کتاب کشف اسرار جوهری هست که در کتاب های رسمی کلامی نیست؛ امام خمینی(ره) صرفاً مطالب کتاب اسرار هزارساله را رد نکرده بلکه چنان به تاریخ تشیع نگریسته است که گویی به زودی با این تاریخ تجدید عهد می کنیم!
همچنین توجه کرده است که کتاب اسرار هزارساله نظر یک شخص نیست بلکه اثر بادی است که از غرب وزیده و جان گروههایی را تصرف کرده و به صورت آرای آنان به زبان آمده است.
در همان زمان که امام کتاب کشف اسرار را می نوشت بسیاری از علما و فضلای اسلام بیشتر نگران خطر شیوع ماتریالیسم و کمونیسم بودند. به این جهت آثاری هم در ردّ مارکسیسم ماتریالیسم و کمونیسم نوشته شد، اما امام گویی در جوانی نیز واقعه ای که در پیری وقوع آن را پیش بینی کرد به چشم جانبین خود دیده بود.
امام خمینی(ره) چند سال قبل از انقراض شوروی پیش بینی کرد که کمونیسم شوروی به زودی از هم می پاشد شاید در جوانی هم دریافته بود که کمونیسم و نظام شوروی در تاریخ غربی عارضی است و خطر جای دیگر است.
در حقیقت امام خمینی(ره) دریافته بود که دین تنها از سوی کمونیست ها در معرض خطر قرار نگرفته است و با ردّ کمونیسم و ماتریالیسم این خطر رفع نمی شود؛ کمونیست ها با سیاست و ایدئولوژی به دین تعرض می کردند اما تعرض فرهنگی پوشیده ای هم وجود داشت که گهگاه به صورت های مختلف پدیدار می شد.
کتاب کشف اسرار را نباید پاسخی به نوشته ای که حاصل سلیقه و رأی یک شخص معمولی است، دانست. این کتاب فرهنگی که جوانه های احیا و تجدید عهد دینی به صورت گفتارها و بیانیه های مهم تاریخی از تنه استوار آن روییده است در مقابل بعضی آثار فرهنگ مستولی و جهانگیر غرب قرار می گیرد، بنابراین باید در این کتاب به جستوجوی سابقه انقلاب پرداخت.»12
پانوشتها:
1. پا به پای آفتاب، ج1، ص60.
2. به عنوان نمونه ر.ک: کشف اسرار، صفحات: 18 تا 26، 28 تا 30، 39-38، 41، 43 تا 51، 58، 62، 70 و....
3. کشف اسرار، ص120-114.
4. به عنوان نمونه: ر.ک: کشف اسرار، ص7-6 و ص 262
5. به عنوان نمونه: ر.ک: کشف اسرار، ص17-11، ص37، ص53.
6. همان، ص281-279.
7. همان، ص9.
8. همان، ص101.
9. به عنوان نمونه ر.ک: کشف اسرار صفحات: 26، 40، 56-55 و ص100.
10. همان، ص74.
11. همان، ص105.
12. «سیاست، تاریخ، تفکر»، رضا داوری اردکانی، ص256 و 257.