(پاسخ به شبهات ):
موقعیّت ازدواج برای دختران بیحجاب یا با حجاب؟
۱۴۰۴/۱۰/۰۸
شبهه: در کمحجابی و بیحجابی جذّابیّتهای خانمها آشکار میشود و در پی آن، موقعیّت خواستگاری و ازدواج بیشتری برایشان فراهم میگردد، ولی وقتی دختری حجاب داشته باشد و خودش را بپوشاند و محجّبه و محجوب باشد، نمیتواند با هیچ پسری ارتباط برقرار کند و در نتیجه خواستگار نخواهد داشت. چه بسیار دختران با حجاب که به همین جهت ازدواج نکردهاند.
پاسخ: در پاسخ به این شبهه باید به سه نکته توجّه کنیم.
لزوم خواستگاری با مشارکت خانواده
نکتۀ اوّل این است که الگوی پایه و اصلی برای خواستگاری در اسلام این است که خواستگاری با مشارکت و همکاری خانوادهها انجام بگیرد؛ نه بر اساس رفاقت و آشنایی زوجین در دوران نوجوانی و جوانی؛ یعنی خانواده نقش بسیار مهمی در انتخاب همسر و گزینش او دارد.
زنان خویشاوندان و اقوام، همیشه دخترها را با حجاب و بدون حجاب میبینند و میپسندند و معرفی میکنند و به این ترتیب پیوندها شکل میگیرند. به همین دلیل در جامعۀ سنّتی ما در گذشته، با اینکه حجاب وجود داشت، مشکل خواستگاری دیده نمیشد. در گذشته اینطور نبود که جرقۀ ازدواج از ابتدا بر اساس ملاقاتهای شخصی زده شود. دختران در مهمانیها و رفتوآمدهای خانوادگی دیده یا معرفی میشدند و سپس جلسهای تنظیم میشد تا آقای خواستگار و دخترخانم همدیگر را ببینند و دربارۀ تشکیل خانواده به توافق برسند که البته این شیوه در حال حاضر نیز در میان اکثر خانوادهها جریان دارد.
این الگوی خواستگاری و ازدواج خیلی موفّقتر از روشهای دیگر است چون در دوران نوجوانی و جوانی، پسر و دختر در زمینۀ انتخاب شریک زندگی خود، تجربیّات کافی ندارند و ممکن است از روی هوا و هوس و تمایلات ابتدائی دست به انتخاب بزنند. به همین دلیل است که ازدواجهای خیابانی دچار شکستهای بسیاری میشوند ولی وقتی پای خانواده وسط باشد، اگر خانواده اهل تعصب نبوده و فهمیده باشند، همکاری بزرگترها و پیشنهادها و مشاورههای آنان میتواند به انتخاب موفّق انسان خیلی کمک کند.
استثناهای حجاب
نکتۀ دوّم این است که اسلام در موضوع حجاب دستور نداده است که زنان تمام بدن خود را بپوشانند و علیرغم اینکه زیبایی صورت از موی سر و برخی از اندامهای بدن بیشتر است، گِردی صورت را استثناء کرده است. این استثناء فلسفههایی دارد؛ از جمله اینکه زنها به سختی دچار نشوند و در انجام کارها راحت باشند. یکی دیگر از فلسفههای بازبودن گِردی صورت، این است که افراد شناخته شوند و امکان تعاملات اجتماعی برای آنها شکل بگیرد. یکی از فلسفههایی که در کنار این موارد قرار دارد، این است که زنانی که میخواهند ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند باید شناخته شوند و دیگران بر اساس چهره، آنها را بپسندند؛ زیرا مهمترین مسئلۀ ظاهری که در انتخاب همسر دخالت دارد چهره است.
درخصوص مسئلۀ خواستگاری، دستورات اسلام راهگشاتر است. بعد از اینکه دو نفر همدیگر را دیدند و انتخاب کردند، به فتوای خیلی از مراجع، شریعت اجازه داده است که خانمها موهای سرشان را هم آشکار کنند، تا خواستگار ببیند و حتّی اجازه دادهاند که دخترخانم، چادر یا لباس نازکی بپوشد تا حجم بدن او هم دیده شود. پس در قانون پوشش اسلامی، گِردی صورت زنان، باز است و مانعی برای دیدهشدن و پسندیدهشدن وجود ندارد و افراد میتوانند همدیگر را بشناسند و ارتباط کلامی داشته باشند. اگر دستور دین این بود که هیچ قسمت از بدن هیچ زنی نباید دیده شود، در آن صورت، فرآیند خواستگاری، دشواریهای خاصّ خودش را پیدا میکرد امّا دستور دین چنین نیست.
مردان، طرفدار زنان محجوب
نکتۀ سوّم این است که هرچند حجاب از طرفی جذابیّتهای بصری زن را کم میکند امّا از جهت دیگری برای زنان جذابیّت ایجاد میکند. مردها معمولاً زنی را میپسندند که محجوب و محجّبه باشد و با افراد مختلف ارتباط نداشته باشد و دیگران در او چشم طمع نداشته باشند. بین دو خانم که هر دو زیبا رو هستند ولی یکی از آن دو محجبه است و با مردان هیچ ارتباطی ندارد و دیگری که با مردان ارتباط و رفتوآمد دارد؛ بهطور طبیعی مردها آن خانمی را بیشتر میپسندند و جذب او میشوند که با کسی ارتباط نداشته است. پس حجاب بهخاطر اینکه ارتباطات زن را با دیگران کنترل میکند و به زن، وقار و متانت بیشتری میبخشد، جذابیّت هم ایجاد میکند. در اینجا لازم است به این نکته بپردازیم که این شبهه و اِشکال، در محیطهای خاصّی بحقّ است و آن هم اینکه بعضی از خانوادههای مذهبی دخترانشان را بهخاطر رضای خدا و محافظت از آفتها و حفظ پاکدامنی و عفت، با حجاب حدّاکثری تربیت میکنند و بهطورطبیعی چنین دختری با هیچ پسری در ارتباط نیست. از طرف دیگر خانوادۀ او نیز تلاشی برای ازدواج این دختر انجام نمیدهند و در اینباره کوتاهی میکنند. این خانوادهها دختر خود را به محیطهای مختلف نمیبرند و با افراد دیگر موضوع ازدواج او را مطرح نمیکنند تا در صورت لزوم این دختر، به دیگران معرفی شود. وقتی خود دختر بهخاطر عفّت و پاکدامنیاش وارد رابطه با پسران نمیشود و خانوادۀ او نیز زمینۀ ازدواجش را فراهم نمیکند، سنّ دختر بالا میرود و فرصت ازدواج برای او به وجود نمیآید. در چنین مواردی راهحلّ این نیست که ما حجاب حدّاکثری را کنار بگذاریم بلکه راهحلّ این است که پیوندهای خانوادگی و ارتباطات تقویت شود تا فرصت ازدواج برای دختران فراهم گردد. مضاف بر آن، درست است که بر اساس فطرت، خواستگاری معمولاً از طرف آقایان انجام میگیرد و شریعت و دین هم این موضوع را تأیید کردهاند که اصل اوّلی آن است که آقایان به خواستگاری خانمها بروند؛ امّا در عین حال دین، اجازه داده است که خانمها هم از آقایان خواستگاری بکنند. در زمان رسول خدا(صلّیالله علیه وآله) گاهی خانمها خواستۀ خود را پیش رسول خدا مطرح میکردند و از ایشان میخواستند که برای آنها همسر مناسبی معرفی کنند و حضرت نیز کسی را معرفی میکردند.(الکافی، ج5، ص380) خانمی که خودش تمایل به ازدواج دارد باید از ارتباطات خانوادگی و اجتماعی برای پیوند ازدواج استفاده کرده و به این وسیله زمینۀ ازدواج را فراهم کند. البته این سخن بهمعنای آن نیست که زن، پردۀ عفّت و حجابش را کنار بزند و خودش را در معرض دید مردان مختلف قرار بدهد و به انواع روابط ناصحیح کشیده شود تا در موقعیّت خواستگاری و ازدواج قرار بگیرد. بیحجابی به جای اینکه زمینهساز خواستگاری باشد، زمینهساز ارتباطات پراکنده و گستردهای است که معمولاً منجر به تشکیل خانوادۀ موفّق نمیشود؛ در حالی که خواستگاری مقدّمهای برای تشکیل خانوادۀ موفّق است.
محمد حسن وکیلی