(پاسخ به شبهات ):
اندیشه رجعت در اسلام
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
میثم شادپور
شبهه: رجعت اولیای الهی به چه شکلی است؟ آنها دوباره متولد میشوند و آرام آرام رشد میکنند یا اینکه یکدفعه در همان سن و سالی که مردهاند، به شکل خارقالعاده از قبرها بهپا میخیزند و با همان بدن پوسیده شده بازمیگردند یا اینکه خداوند به آنها بدن جدیدی میدهد تا توانایی مبارزه و غلبه بر دشمنان را داشته باشند؟
پاسخ: رجعت از آموزههایی است که شیعیان آن را مستند به قرآن (1) و روایات (2) قبول دارند و آن را محدود به کسانی میدانند که ایمان محض یا شرک محض دارند.(3)
به تعبیر شیخ مفید، «رجعت، بازگشت برخی از اموات به دنیا به همان صورتی که در دنیا بودهاند، بهمنظور عزت بخشیدن به عدهای و ذلیل کردن عده دیگر و نصرت و غلبه اهل حق و ستمدیدگان بر اهل باطل و ستمگران، هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) است.»(4)
یکی از مسائلی که پیرامون رجعت مطرح شده است، نحوه بازگشت ارواح به دنیا است؛ یعنی اینکه آیا اموات با بدن مثالی رجعت میکنند یا با همان بدن مادی و عنصری سابق یا با بدنی مادی و عنصری جدید؟ در این زمینه دیدگاههای مختلفی مطرح شده است که به بررسی آنها میپردازیم:
ظهور ارواح با بدنهای برزخی
الف) گروهی از محققان معتقدند که آدمی دارای دو بدن مادی و برزخی است. بدن مادی همین بدنی است که از طریق نطفه پدید آمده و آرامآرام رشد میکند. بدن برزخی متمایز از بدن مادی است که در پی تغییراتی در اجزای بدن مادی ایجاد میشود.(توضیح و تفصیل آن در این مجال نمیگنجد)(5) از این منظر، وقتی بدن مادی و بدن برزخی تحقق یافت، روح ایجاد شده و به بدن ملحق میشود.
با آمدن روح و اشراف و تدبیرش نسبت به بدن، بدنی که ذاتاً مرده است، حیات مییابد و با مرگ نیز روح از بدن مادی منصرف میشود و بدن مادی به میرایی ذاتی خودش بازمیگردد و روح با بدن برزخی خود به سرای دیگر منتقل میشود: (6) «روح بر بدن برزخى خود قدرت دارد، به طوری که گاهى رقیق مىشود چنانکه جز با بصر مطلق دیده نمىشود؛ گاهى هم، چنان تراکم پیدا مىکند که با چشم مقید دیده مىشود. همچنین مىتواند گاهى بدن برزخى خود را عوض کند یا... بر آن بیفزاید... ملاک بدنیت این ماده براى روح نیز، خود روح است. از این رو او بدن خاصى ندارد؛ بلکه او یک بدنى دارد، هر بدنى که باشد. تشخص بدن وى نیز هم در عالم ملک و هم در عالم برزخ با خود وى است. به این صورت که او در برزخ بدنى از سنخ اثیر(هوا) دارد. همچنانکه در ملک بدنى از سنخ ماده دارد.»(7) به باور این گروه از محققان، بازگشت روح به بدن مادی محال است و ادله عقلی و قرآنی بر این امر گواهند؛ (8)
اما «ظهور ارواح در عالم ملک صرفاً از طریق بدنهای برزخى آنان است نه بدنهای ملکى؛ که البته به خاطر توانایى روح بر تراکم بدن متعلق به خود، گسترش دادن آن و افزودن بر آن از طریق هوا و اثیر است... همچنانکه على(ع) جسد برزخى خود را در هنگامیکه جلوى تابوت خود را گرفته بود، براى دو پسرش ظاهر ساخت، یا پیامبر (ص) در مسجد قبا خود را بر ابوبکر ظاهر ساخت؛ درحالىکه جسم ایشان در قبر مدینه بود یا صادق(ع) مولاى ما [حضرت] باقر(ع) را ظاهر کرد درحالىکه بدن مادى وى در قبرش بود.»(9)
بازگشت ارواح به بدنهای مادی
ب) گروهی از محققان نیز مستند به ظواهر متون دینی به این باور سوق یافتند که در رجعت، ارواح به همان ابدان مادی سابق بازمیگردند و مردگان مجدداً سر از قبر درآورده و دارای حیات میشوند. این گروه از محققان بر این باورند که بازگشت ارواح به بدنهای سابق ایرادی ندارد و نیازی به تأویل روایات در این زمینه نیست. به باور آنها، باید روح آدمی به همان بدنها بازگردد تا مجازات و انتقام و غیره، معنادار شود. همچنین، چون سخن از جنگ و ازدواج و قطع دست و غیره است، نمیتوان اینها را با بدن مثالی توضیح داد و باید آن را با بدن مادی توضیح داد: «اینکه صریح حدیثهای بسیارى است که عدهای از قبرها بیرون آیند و خاک از سر بیفشانند... و صرفنظر از ظاهر احادیث سبب ندارد... اگر روح به بدن دیگر تعلق گیرد، اگر این انسان همان انسان اوّل باشد همان مفاسدى که براى فرار از آن دست به تأویل زدند، لازم آید و اگر شخص دیگرى باشد انتقام از او- به زدن و کشتن و اهانت و دار کشیدن و سوزاندن- جایز نیست چون این بدن گناهى نکرده....» (10)
رجعت با بدنهای ایجاد شده به وسیله ارواح
ج) اما امام خمینی(ره) معتقدند که در رجعت، ارواح دارای بدنهای مادی و مُلکی هستند اما نه آن بدنهای سابق و در خاک فرورفته، بلکه بدنهایی که ارواحشان آنها را انشاء و ایجاد میکند: «درخصوص رجعت اگر بگوییم که نفس شریف و مبارک رجعت کنندگان بدن مُلکى انشا نموده و با آن بدن انشایى مُلکى رجوع مىنمایند هیچ استبعادى ندارد، بلکه حتماً قضیه چنین خواهد بود...
حضرت امیر(ع) در یک شب، در زمان واحد در چهل جا حاضر بود؛ در عرش با ملائکه، در خدمت رسول اکرم (صلیالله علیه و آله) و در همان شب مهمان حضرت سلمان بود و هم با فاطمه زهرا (س) در منزل خود بود.
البته نه این است که حضرت با احاطه روحى بود، بلکه با ابدان متعدد درجاهای متعدد حاضر بود و هر یک از ابدان حقیقتا بدون اَشکال بدن شریف حضرت بوده است. البته بعدازآنکه نفس قدرت کامله را دارا شد ممکن است بعون الملک الکریم هزاران بدن انشا کند و همه آنها بدن حقیقى نفس باشند و نفس با هر یک مشغول کارى باشد بدون اینکه اشتغال به کارى درجایی او را از اشتغال به کار دیگرى مشغول کند.»(11)
امام خمینی(ره) در پاسخ به اشکال کسانی که «رجعت را بازگشت ارواح به همان بدنهای سابق و تجزیهشده» میدانند تا از این طریق به «این همانی بدن رجعت شده با بدن سابق» حکم کنند، چنین پاسخ میدهند که ملاک این همانی بدن، حفظ اجزای سابق نیست؛ چنانکه در طول زندگی نیز کلیه اعضاء و اجزای ما در حال تغییر است بیآنکه کسی تردیدی کند بدنش همان بدن بیست سال پیش است: «این دست با وجود اینکه تغییر پیدا نموده و اجزائى که در اول طفلى داشت از بین رفته ولى باز حقیقتا همان دست است؛ چون ظهور آن نفس است و باطن اوست، این جسم به هیچ نحوى از خود خودیت ندارد و چون از خود حیثیت ندارد فانى در نفس است و ظهور نفس است و باطن اوست؛ لذا این جسم با همه تغییراتى که در آن واقع مىشود همان جسم است و چنانکه گفتیم کمکم اجزاء به تحلیل مىرود، ولى بدل ما یتحلّل بهجای آن مىآید و درعینحال با این عدم تدریجى و وجود تدریجى این بدن همان است که بود.
حالا که در تدریج گفتیم حقیقتا این جسم همان جسم است، تدریج با دفعیت فرقى در این معنى ندارد، اگر فرض شود نفسى قدرت داشته باشد این جسم و این بدن را دفعاً اعدام کند و باز دفعاً جسم و بدن را ایجاد و انشا کند، این جسم باز همان جسم است و عین اوست بدون شائبه مجاز... بنابراین در رجعت اگر نفس شریف حسینى(ع) جسمى را انشا کرد همان جسم حقیقه جسم آن حضرت است.» (12)
نتیجه:
بنابراین، اصل رجعت، از باورهای اختصاصی شیعیان است و در قرآن و روایات، دلایل زیادی برای اثبات آن وجود دارد. بااینحال، به سبب تفاوت در مبانی فلسفی و تفاوت در نحوه برداشت از آیات و روایات، درباره جزئیات رجعت و کیفیت بازگشت ارواح به دنیا، اختلافنظر است و محققان و متفکران شیعی، درباره اینکه ارواح به همان بدنهای سابق مادی بازمیگردند یا به بدنهای مادی جدید یا با بدن برزخی خود تمثل مییابند، اختلافنظر دارند. (13) در هر صورت، هیچیک از متفکران شیعه، بر این باور نیستند که رجعت کنندگان دوباره متولد میشوند و آرامآرام رشد میکنند.
پینوشتها:
1. چنانکه شیخ مفید آیه 83 سوره مبارکه نمل را گواه مناسبی به سود رجعت دانسته است چراکه در این آیه از حشر گروهی از هر امتی، سخن میگوید، نه حشر همگانی که مختص به قیامت است: «روزى را که ما از هر امّتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب میکردند محشور میکنیم.» (مفید، محمد بن نعمان، المسائل السرویه، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، 1413 ق، صص 32-33) 2. در روایات نیز بارها به رجعت اشارهشده است تا جایی که از امام صادق(ع) نقلشده:«کسی که به رجعت ایمان نداشته باشد، از ما نیست.» (مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق، ج 53، ص 92) 3. مجلسی، همان، ص 39. 4. مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، 1413 ق، ص 77-78. 5. شاهآبادی، محمدعلی، رشحات البحار، تهران، پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1386 ش، ص 301. 6. همان، صص 300-302. 7. همان، صص 304-305. 8. همان، ص 307. 9. همان، ص 308. 10. حر عاملی، محمد بن حسن، الإیقاظ من الهجعه بالبرهان على الرجعه، تهران، انتشارات نوید، 1362 ش، صص 427-428. 11. امام خمینی، سید روحالله، تقریرات فلسفه امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1381 ش، صص 197-198. 12. همان، صص 200-201.
13. برای مطالعه بیشتر، رک: - پای برجای رمضان و عبدالحسین خسرو پناه، تمایز رجعت و تناسخ از دیدگاه شیعه، مجله اندیشه نوین دینی، تابستان 1394 ش، شماره 41. - سروریان، حمیدرضا، معنا و عقلانیت رجعت در دیدگاه علامه طباطبائی و امام خمینی، مجله اندیشه نوین دینی، بهار 1395 ش، شماره 44.