برکات علامه مصباح همچنان ادامه دارد
۱۴۰۴/۱۰/۱۴
در اولین ساعت سخنرانیای که در آن سفر داشتند، گفتند من مدتی است عربی صحبت نکردم و فراموش کردم. مترجم لازم است. قطعهای فارسی صحبت کردند و مترجم ترجمه میکرد. به ترجمه او اشکال داشتند. گفتند من خودم صحبت میکنم. از آن به بعد عربی صحبت میکردند.
به نظر حضرتعالی ما توانستهایم از افکار، دیدگاهها، آثار و برکات وجودی آیتالله مصباح به درستی استفاده کنیم؟ اگر در این زمینه خلأیی وجود دارد، از این به بعد چه کار باید کنیم؟ وظیفه امثال ما در قبال مسئولیتی که از این پس داریم، چیست؟
هیچکس نمیتواند ادعا کند که از نعمت وجود آیتالله مصباح در زندگی خود بهره کامل برده است؛ خواه بهخاطر کوتاهی کردن باشد یا ناتوانی خودش. لکن وجود ایشان و برکات ایشان پس از رحلتشان همچنان ادامه دارد. در کتابها، آثار، افکار و شاگردانشان که از اندیشههای ایشان بهره بردهاند.
من معتقدم این مسئولیت برعهده فرزندان، شاگردان و همة کسانی است که با ایشان آشنا هستند و هرکس که از فکر ایشان استفاده کرده و به افکار ایشان نزدیک شده است؛ مانند حزبالله. امروز ما هنوز نمیدانیم که چگونه از بزرگانی که از دنیا رفتهاند، مانند حضرت امام خمینی(رضواناللهتعالیعلیه)، فارغ از موضوع وجود جمهوری اسلامی، استفاده کنیم. منظورم در حوزههای فکری، روحی، معنوی، اعتقادی و فرهنگی است.
اینها ثروتهای بزرگی هستند که ما همچنان نمیدانیم چطور از آنها بهره کامل ببریم.
شهیدان بزرگ دیگری در این سطح مانند شهید صدر و شهید مطهری هستند که نمیدانیم چگونه از آنها بهره ببریم.
جناب آیتالله مصباح(رحمتاللهعلیه) نیز در این زمرهاند. لذا معتقدم لازم است آثار ایشان دوباره مطالعه شود، بازنشر و چاپ مجدد شود، بهگونه جدیدی بازتولید شود.
بهعنوان مثال برادران ما در اینجا تجربه گرانقدری در بازتولید اندیشه امام با زبانی سادهتر برای جوانان دارند.
برخی کتابهای حضرت امام متناسب با سطح عموم مردم و عموم جوانان نیست. چگونه میتوان کتابهای امام را به شکل جدید بازتولید کرد؟
البته مهم آن است که محتوا حفظ شود. مهم محتواست، نه ابزار بیان آن. لازم است سعی کنیم آنچه آیتالله مصباح تولید کردهاند به بیشترین اقشار ممکن برسد. البته نکتهای هست که ما از آن غافلیم و باید به دنبال آن باشیم.
به عنوان مثال، میزان تأثیرِ آیتالله مصباح در جهان اسلام و حتی جهان اهلسنت که اطلاعات دقیقی از آن نداریم. تقریباً ده سال پیش با یکی از علمای بزرگ مصر دیداری داشتم.
درباره مسائلی صحبت کردیم و از من خواست نام او را نبرم و برای همین نام او را نمیبرم؛ ولی از بزرگان علماست.
او در توصیف واقعیت موجود و بیان خلأهای آن روز جهان اسلام و امت اسلامی سخن میگفت.
مثلاً برای من جالب توجه بود که گفت آیا مثلاً در حال حاضر، در جهان اسلام فیلسوف داریم؟ متفکر داریم؟ بله! یک نفر هست که اسمش شیخ مصباح یزدی است.
من جا خوردم چون او در مصر زندگی میکرد. این نشان میدهد که او از کتابها و اندیشههای ایشان اطلاع داشت.
این برای من جدید بود.
او گفت: آیا فیلسوفی مانند شیخ مصباح یزدی داریم؟ یا اندیشمندی اسلامی در این سطح وجود دارد؟ بله در دورهای سید محمدباقر صدر را داشتیم و در زمانی، شیخ غزالی را داشتیم؛ نه غزالی قدیم، بلکه شیخ غزالی معاصر که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فوت کرد.
شیخ محمد به ایران سفر میکرد و البته امام خمینی و انقلاب اسلامی را تأیید میکرد.
او در جهان اسلامی نزد برادران اهلسنت، از اندیشمندان بهشمار میرود.
او میگفت ما مشکل داریم و با کاستی بزرگی روبهرو هستیم.
این یک مورد است که به ذهنم رسید، اما کسی اینگونه موارد را رصد نکرده است. مورد مشابه دیگری هم هست.
وقتی شهید سید محمدباقر صدر را مثال میزنم، به این جهت است که شباهتهای زیادی دارند.
بهعنوان مثال بعد از سالیانی حوزه علمیه نجف یا طلاب علوم دینی متوجه میشوند که کتابهای شهید صدر مانند «بانکداری بدون ربا» یا «اقتصادنا» یا «الأسس المنطقیة للاستقراء» در فلان دانشگاه در کشورهای اسلامی یا اروپایی تدریس میشود.
کسی این را نمیدانست، حتی خود شهید صدر هم نمیدانست.
این هم جهتی است که باید به آن توجه شود که آیتالله مصباح و اندیشه ایشان تا کجا رسیده است و آن را از آنجا به بعد تکمیل کنیم.
من معتقدم ثروت هنگفتی در اختیار ماست؛ ثروتی کمنظیر. زیرا ایشان موضوعات، مسائل و بحثهایی را بررسی کردهاند که دیگران کمتر به آنها پرداختهاند.
باید این را مبنا گرفت و آن را ادامه داد و پیش برد؛ با چاپ و بازتولید، به شکلهای جدید و راههای جدید؛ تا اینکه زمانی برسد که سؤالات بسیاری مطرح شود و کسانی به آنها پاسخ دهند.
درباره کسالت آیتالله مصباح در این اواخر حضرتعالی چطور مطلع بودید چه احساسی داشتید؟ چطور پیگیری میکردید حال ایشان را؟
ما در اینجا برادری داریم که بسیار به شما علاقهمند است: جناب شیخ نبیل قاووق.
ارتباط ایشان با قم برقرار است و راههای ارتباطی متعددی با قم دارد. من با ایشان در ارتباط بودم و بهصورت روزانه با قم تماس میگرفت و مرتب من را از وضعیت سلامت آیتالله مصباح باخبر میکرد.
ما هم مثل شما بودیم و غیر از دعا برای سلامت ایشان و تضرع به درگاه الهی کاری از دستمان نمیآمد. لکن بالاخره، این خواستِ الهی بود.
او نعمت بزرگی بود و ما هم از دستش دادیم.