فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
جوسلسون در ۸ آوریل نوشت: «آیزایا مندلویچ عزیز، آنچه میخواستم با شما در میان بگذارم، از طریق تلفن به خوبی قابل بیان نیست. من به جد نگرانم که استیون و اینکاونتر قربانیان واقعی این آشفتگی فعلی شوند، اگر استیون هم (مانند ناتاشا در لندن) به ریختن روغن بر آتش ادامه دهد. من به هر دوی آنها علاقهمندم، از اینرو نگرانم و همچنین میدانم که اگر کسی بتواند بر استیون تأثیر بگذارد، آن کس شمایید. وضعیت واقعاً جدی است، اما قطعاً آینده اینکاونتر با تصمیمات نسنجیده تحت فشار حل نخواهد شد.»1
برلین در پاسخ، فوری نوشت: «واقعاً استیون با اینکاونتر به مشکل برخورده است، آرتور [شلزینگر] که همین حالا به لاسکی اطلاع داده موضوع در اینجا منتفی شده و نیازی به برگزاری جلسهای درباره این مسائل در لندن نیست، به گمانم کمی خوشبینانه عمل میکند.»2 «واکنشها اینجا هرچه که باشد... به احتمال زیاد موضوع در لندن همچنان به جوش و خروش خود ادامه خواهد داد، چرا که گفته میشود هم استیون و هم کرمود از این ماجرا [افشای وابستگی مالی به سازمان سیا] ناراحت و نگران هستند [و ممکن است اوضاع را در لندن پیچیده کنند]. به نظر من، آینده اینکاونتر هرچه که باشد... انتشار بیانیهای برای خوانندگان مبنی بر اینکه سردبیران اینکاونتر از منبع تأمین بودجه کنگره آزادی فرهنگی بیخبر بودهاند، اقدامی معقول خواهد بود؛ که [این بیخبری] دستکم در مورد اکثر آنان صادق است3- البته اینکه چقدر لاسکی از این مسئله باخبر بوده یا نه من هیچ راهی برای دانستن این موضوع ندارم4... به هر حال فکر میکنم شاید بهتر باشد توصیه کنید که جلسهای با حضور طرفهای مربوطه در لندن به منظور حل این مسئله برگزار شود.
تماسهای تلفنی فراآتلانتیکی با استیون در شیکاگو، با دیگران در لندن، آرتور در نیویورک و خود شما در ژنو و غیره کافی نخواهد بود. شما هرگز نخواهید توانست وضعیت را به طور کلی درک کنید مگر اینکه یک جلسه برای تعیین سرنوشت اخلاقی، فکری و سازمانی اینکاونتر برگزار شود.»
در همین حین در لندن، دفاعیات کرمود در پرونده افترا مفتضحانه شکست خورد. افزون بر این، او متقاعد شده بود که باوجود اینکه حمایت جدید از اینکاونتر تحت نظر سِسیل کینگ «کاملاً قانونی بود»، اما این مجله «هنوز هم به شیوههایی نسبتاً غیرمستقیم تحت کنترل (هرچند با کانالهای بسیار ظریف) سیآیاِی باقی مانده بود.»
کرمود به لاسکی نامه نوشت تا شکایتهایش را به تفصیل بیان کند و به او بگوید «که در نبود توضیحات بسیار قانعکننده، نمیتوانم به همکاری با او ادامه دهم. لاسکی به نامه پاسخی نداد، اما به گلاسترشایر آمد تا موضوع را رودررو بررسی کند.
ما ساعتها در باغ و علفزار قدم زدیم، او کاملترین توضیحی را که میشد انتظار داشت درباره رابطهاش با کنگره [آزادی فرهنگی] و تاریخچه اینکاونتر به من داد.»
این همان لحظه به اصطلاح اعتراف لاسکی بود: او به کرمود اقرار کرد که «چند سال است که از پشتیبانی سازمان سیا مطلع بوده، اما به هیچ وجه نمیتوانسته این موضوع را علنی کند.
اندکی بعد- و به درخواست آیزایا برلین- جلسه اضطراری هیئت امنای مجله اینکاونتر تشکیل شد که لاسکی، کرمود، اسپندر (که از آمریکا پرواز کرده بود)، ادوارد شیلز، اندرو شونفیلد و ویلیام هِیتر در آن حضور داشتند. آنها در اتاقی خصوصی در رستوران «اسکاتز» درهای مارکت، تنها چند متر دورتر از دفتر مجله اینکاونتر، گرد هم آمدند. شیلز و شونفیلد از اقدامات سازمان سیا دفاع کردند، اما کرمود و اسپندر قصد خود را برای استعفا اعلام کردند.
لاسکی از استعفا خودداری کرد و بهشدت به اسپندر حمله کرد و او را ریاکار5 خواند. سپس حرف تکاندهندهای زد. اسپندر باید از موضع برتر خود درباره بودجه سازمان سیا پایین بیاید و این را در نظر بگیرد که: حقوق او سالها از طریق کمک مالی وزارت خارجه بریتانیا تأمین میشده است.
کرمود به یاد میآورد: «اسپندر بسیار آشفته شد و اعلام کرد که برای آرام کردن خود، میرود تا در نگارخانه ملی [لندن] به تماشای نقاشیها بپردازد.»
پانوشتها:
1- نباید اجازه دهیم اسپندر با تصمیات هیجانی تحت فشار مثلا استعفا از مجله آینده اینکاونتر را به مخاطره بیندازد.
2- به نظر من مشکل استیون با اینکاونتر جدی است و به این سادگیها قابل حل نیست.
3- اکثر سردبیران از منبع تأمین بودجه بیخبرند.
4- منظور آیزایا برلین این است که او نمیداند ملوین لاسکی (یکی از سردبیران ارشد و از بنیانگذاران مجله اینکاونتر) تا چه حد از ارتباط مالی سازمان سیا با کنگره آزادی فرهنگی و تأمین بودجه مجله اطلاع داشته است.
5- ریاکار از این جهت که هم پول سازمان سیا را میخورد و هم از در انتقاد وارد میشود که سازمان سیا در تغذیه مالی مجله دست داشته است. البته این لقب را لاسکی به او داد و او از قضیه مطلع نبود. یعنی رفتار دوگانهای داشته است.