سهراب مقدمی شهیدانی
مرور اجمالی بر محتوای کتاب کشف اسرار؛ «گفتار چهارم: حکومت»
آنگونه که پیشتر ذکر شد، کتاب کشف اسرار در شش گفتار تنظیم شده است که در یادداشتهای پیشین گزارشی اجمالی از محتوای چهار فصل از کتاب ارائه شد. به جهت اهمیت مباحث فصل چهارم- که به بحث حکومت در اسلام اختصاص دارد- در یادداشت پیشرو بخش دیگری از محتوای گفتار چهارم کتاب تقدیم میشود:
ب- دعوت به قیام
امام خمینی(ره) به صراحت سخن از تغییر زمامداران فاسد وقت به میان آورده و نوشته است: «این زمامداران خائن یا بی خرد، این اجزای بزرگ و کوچک شهوت پرست قاچاق، باید عوض شود وگرنه خواهید از این روزگارهای بدتری دید، این که اکنون دارید پیش آن بهشت است.»1
ایشان در جای دیگری از همین کتاب می نویسد: «ما و همه دانشمندان جهان می گوییم که باید حکومت های ظالمانه دیکتاتوری از جهان برداشته شود و بهجای آن حکومت عادلانه خردمندانه نهاده شود.» 2
امام خمینی(ره) در نامه سرگشاده ای که در روز 15 اردیبهشت 1323 خطاب به بزرگان حوزه های علمیه و ملت ایران نوشت، آن ها را به قیام دعوت کرد و گفت که الان بهترین فرصت برای قیام و پایاندادن به توهین های کسروی و سایر وابستگان این رژیم، به اسلام است: «خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده. قیام براى نفس است که بیش از ده میلیون جمعیت شیعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوتپرست پشت میزنشین شدند. قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بی سواد3 را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مىکند که حَرْث و نسل آن ها را دستخوش شهوات خود کند... قیام براى نفس است که چادر عفت را از سر زن هاى عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جارى است و کسى بر علیه آن سخنى نمى گوید... هان اى روحانیین اسلامى! اى علماى ربانى! اى دانشمندان دیندار! اى گویندگان آیین دوست! اى دینداران خداخواه! اى خداخواهان حق پرست! اى حق پرستان شرافتمند! اى شرافتمندان وطن خواه! اى وطن خواهان با ناموس! موعظت خداى جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحى را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع هاى شخصى کرده تا به همه سعادت هاى دو جهان نایل شوید و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید... امروز روزى است که نسیم روحانى الهى وزیدن گرفته و براى قیام اصلاحى بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟! همه دیدید کتاب هاى یک نفر تبریزى بى سر و پا4 را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب- روحى له الفداء- آن همه جسارت ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟! این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فرا گرفته؟!»5
امام خمینی(ره) به شبهاتی هم که حکمی زاده پیرامون قیام مطرح کرده است پاسخ می دهد؛ یکی از این شبهات آن است که جنگ به همراهی غیر امام معصوم، مانند خوردن گوشت خوک و خون است.6 امام خمینی(ره) در جواب می گویند که در اسلام دو نوع جهاد داریم: جهاد ابتدائی و جهاد دفاعی. در جهاد ابتدائی که برای کشورگشایی و فتح ممالک دیگر است، شیعیان نباید آلت دست حکومت ها برای کشورگشایی و شهوت طلبی حاکمان فاسدشان شوند و جهاد ابتدائی تنها در صورتی که امام معصوم حاکمیت داشته باشد و این جهاد به امر امام بر تمام مردان واجب است. اما نوع دوم جهاد که برای دفاع از کشور، استقلال و دفع اجانب صورت می گیرد به هیچ وجه مشروط به امر امام نیست و حتی به وجود امام یا نایب امام نیز بستگی ندارد بلکه بر تمام افراد شیعه از مرد و زن و پیرمرد و کودک واجب است که برای استقلال کشور اسلامی قیام کنند.7 همچنین حضرت امام نسبت به شبههای که حکمیزاده براساس فهم غلط از روایاتی همچون«کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت» مطرح نموده است واکنش نشان داده و ضمن بیان احتمالات گوناگونی که در معنای این روایات مطرح است، میفرماید: «این احادیث هیچ مربوط به تشکیل حکومت خدایی عادلانه که هر خردمند لازم می داند نیست.» یکی از شبهات دیگری که حکمیزاده در این زمینه مطرح نموده، این است که معاونت کردن حاکم و همراهی کردن با سلطان، عدیل کفر است. 8 امام خمینی(ره) در جواب بیان کرد که از نظر عقلای عالَم، اعانت به ظلم و کمک به ستمکار ممنوع است و منظور از معاونت کردن، معاونت در حاکمیت ظلم و کمک به اوست نه کمک به حاکم عادل و نایب امام. البته در حاکمیت ظالم هم اگر کسی بتواند برای اصلاح کشور و جلوگیری از فساد، ورود کند و مفید واقع شود گاهی واجب می شود که افرادی مانند علی بن یقطین ورود کنند و امام هم از آن ها حمایت می کرده است. 9
ج- درباره حکومت اسلامی
امام خمینی(ره) در سراسر کتاب کشف اسرار، به بیان مجموعه ای از قواعد عقلی و عقلائی در اثبات حکومت اسلامی و ولایت فقیه پرداختهاند که بررسی تفصیلی آن مجال خاص خود را می طلبد اما به صورت فهرست وار می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. هفت دلیل عقلی در ضرورت امامت و ولایت و پاسخ به مغلطه تقابل انتصاب امامت با عقل 10
2. نفی نظام سلطانی و اثبات ضرورت تأسیس حکومت اسلامی؛ پاسخ به مغلطه پیوند اسلام و سلطنت 11
3. ضرورت عقلی امامت و ولایت و پاسخ به مغلطه شریعت صامت 12
4. ستایش امامت و ولایت و پاسخ به مغلطه تشیع علوی و صفوی و مکتب ایرانی تشیع 13
5. ستایش حکومت عدل و نکوهش حکومت جور و پاسخ به مغلطه لزوم اطاعت از حکومت غالب 14
6. ضرورت عقلانی بودن تشکیل حکومت از نظر اسلام و پاسخ به مغلطه تضاد دین و حکومت 15
7. نفی حکومت مبتنی بر زور و تغلب؛ در پاسخ به مغلطه «الحق لمن غلب»16
8. اثبات پیوند ناگسستنی اسلام و سیاست؛ پاسخ به مغلطه تضاد دین و سیاست 17
9. اثبات ضرورت عقلانی حکومت فقیه؛ پاسخ به مغلطه مقدس مآبان 18
10. دفاع از استقلال و آزادی کشور؛ پاسخ به مغلطه «دخالت دین در سیاست موجب هرجومرج است» 19
11. دفاع از عقلی بودن سیاست اسلامی؛ پاسخ به مغلطه «دخالت علما در سیاست موجب پراکندگی قدرت است»20
12. دوازده تقریب، دلیل یا قاعده در اثبات حکومت اسلامی21
بنابراین کتاب کشف اسرار را می توان «کتاب اثبات حکومت اسلامی» دانست چنانکه مباحث ولایت فقیه امام در نجف را می توان «کتاب صورت بندی حکومت اسلامی» نامید.
با توجه به نکته پیش گفته، کشف اسرار در مقام اثبات اصل حکومت اسلامی است و نه اعلان روش اجرائی آن. امام خمینی(قدسسره) بیست و پنج سال بعد، در سلسله درسهای «حکومت اسلامی» نیز به جزئیات روش تحقق حکومت اسلامی و ایده «جمهوری اسلامی»، به عنوان شکلی از اشکال حکومت اسلامی، نپرداختند و اندیشه در این باب را از اندیشمندان حوزه و دانشگاه طلب کردند. در ظاهر اگرچه به قرار گرفتن فقیه در رأس حکومت تصریح نمیکند، اما شرط حقانیت حکومت را نظارت فقیه واجد شرایط میشمارد و ناگفته پیداست که اگر بناست در حکومتی احکام الهی پیاده شود، نظارت فقیه باید با ضمانت اجرائی باشد و نه صوری و تصنعی. اینچنین نظارتی جز با دخالت و تصدی فقیه ممکن نیست. امام در این کتاب به تبیین محور اساسی حکمرانی الهی و نفی حکومت طاغوت و نقش حاکمیتی فقیهان به نحو فی الجمله اشاره می کند.22
آیت الله سبحانی در نگاهی کلی به محتوای کشف اسرار، این اثر را نمایانگر اندیشه و ماهیت انقلابی امام خمینی(ره) برمی شمارد که نشانگر آن است که امام از ابتدا در فکر تشکیل حکومت اسلامی بوده است:«...کسی اگر کتاب کشف اسرار را مطالعه کند، از همان زمان فکر امام را می خواند که یک مرد انقلابی و در فکر تشکیل و تهیه حکومت اسلامی است... ایشان از روز اول به مسائل سیاسی عنایت داشتند. میفرمود که من در دوران پهلوی یقین داشتم که این فشار باقی نمی ماند. تعبیری که ایشان کرده اند، مقرون به این بود که بیخ گلوی مردم را گرفته اند و این همیشه باقی نخواهد ماند. روزی این گلوها آزاد می شود و می فرمود: من یقین داشتم به این مسئله. تشکیل حکومت اسلامی برای ایشان یک فکر و اندیشه قدیمی بود و کسی هم اگر کشف اسرار را مطالعه کند، جسته وگریخته این فکر در آنجا جوانه زده است...»23
مرحوم حجتالاسلام سیداحمد خمینی در سال 1361 طی مقاله ای به این نکته اشاره می کند که امام خمینی(ره) در ابتدای امر با حضور روحانیون در مناصب حکومتی موافق نبود اما بعد از تجربه تلخی که در عملکرد دولت موقت مشاهده شد، امام از نظرش عدول کرد. مرحوم سیداحمد خمینی از قول امام خمینی چنین نقل کرده است:«به دولت موقت نگاه کنید. یک روحانی نیست حتی وزیر ارشاد را به غیرروحانی داده بودیم. این کار ادامه همان تفکر پاریس بود ولی بعداً برخورد کردیم به اینکه آنگونه که مردم و ما می خواستیم مسائل اسلام صددرصد رعایت شود، نشد. ما گفته بودیم که روحانی را در رأس قرار نمی دهیم اما نه به صورتی مطلق. حتی اگر غیرروحانی ای باشد که به اسلام معتقد نباشد، نه. ما در زمانی که یک روحانی با غیرروحانی در تمام زمینه ها مثل هم باشند غیرروحانی را در مشاغل اجرائی بر روحانی ترجیح می دهیم. ولی دیدیم که نه!! آنان به آن صورت به اسلام عمل نمی کنند. در این صورت نه اسلام اجازه چنین کاری را می دهد و نه مردم مسلمان ایران. تازه این موضوع را در[باره حضور روحانیون در] دولت می گفتم و الا موضوع قضا که باید مجتهد عادل باشد و مجلس را هم که مردم انتخاب می کنند.»
امام در کشف اسرار برای انتخاب حاکم، راهی را پیشنهاد می دهد که شباهت بسیاری به «مجلس خبرگان رهبری» دارد و می گوید که یک مجلس مؤسسان متشکل از فقها باید تشکیل شود و آن ها سلطان را انتخاب کنند.24 درباره شرایط حاکمی که می خواهد انتخاب شود تکیه و تأکید امام بر «عدم تخطی از قوانین اسلامی» است. طبعا مدخلیّت حداکثری فقه و فقاهت، جز با دخالت مستقیم و حداکثری فقیهان در حکومت ممکن نخواهد بود و در حقیقت امام به شکل حکیمانه ای به نقش ویژه فقیه اشاره کرده است.25
پینوشتها:
1. کشف اسرار، ص 225. 2. همان، ص231. 3. رضا شاه پهلوی. 4. احمد کسروی تبریزی. 5. «سیری در کشف اسرار و حکومت اسلامی»، سیداحمد خمینی، مجله پاسدار اسلام، تیر 1361، ش7، ص27-26؛ صحیفه امام، ج1، ص23-22. 6. اسرار هزارساله، ص20-19. 7. کشف اسرار، ص230-229. 8. اسرار هزارساله، ص20-19. 9. کشف اسرار، ص228-227. 10. همان، ص109-105. 11. همان، ص110-109. 12. همان، ص135-133. 13. همان، ص154-153 و 157. 14. همان، ص181-179. 15. همان، ص182-181. 16. حق با کسی است که غلبه پیدا کند. کشف اسرار، ص185-184. 17. همان، ص184. 18. همان، ص185. 19. همان، ص186. 20. همان، ص187-186. 21. همان، ص190-189، 192-191، 222-221، 223-222، 224-223، 227-225، 228-227، 230، 233-232، 236، 238-237 و 239. 22. همان، ص222 و 232. 23. رئیس قلم و بیان «سخنان حضرت آیتالله جعفر سبحانی درباره امام خمینی(ره)»، مجله حضور، بهار 1376، شماره 19، ص56-42. 24. کشف اسرار، ص233. 25. همان، ص233.