راهکار توسعه و پیشرفت جامعه
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
قرآن روى مسئله اختلاف تكيه مىكند كه اختلاف بايد وجود داشته باشد، اگر اختلاف نباشد تضاد و برخورد و اصطكاك و زد و خورد عقايد نيست و تا زد و خورد عقايد نباشد عقايد پيشرفت نمىكند و حداقل سالم نمىماند.
وجود قطب مخالف در اجتماع ضرورى است، نه فقط به خاطر «حق فردى» كه او هم يك فردى است و حق دارد حرفش را بزند، بلكه حتى به خاطر مصالح بشريت هم وجود قطب مخالف در اجتماع ضرورى است.
حتى در محيطهايى كه هيچ مخالف وجود ندارد اگر بشود در يك شرايط كنترل شدهاى مخالف مصنوعى درست كرد باز وجودش براى تنقيح و اصلاح عقايد حق مفيد است.
من اين را بهطور قاطع عرض مىكنم: هر زمانى كه قطب مخالف از عقيده حق گرفته شود خود عقيده حق طبعاً به سوى فساد مىگرايد.يعنى عوامالناس مىآيند در اطراف اين عقيده حق آنچنان مىبافند و مخلوط مىكنند و آنقدر چرند به آن اضافه مىكنند كه عقيده حق به دست طرفدارها زيان مىبيند.
هميشه زيانهايى كه عقيده حق به دست طرفدارانش ديده به دست مخالفانش نديده است!
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج۳۰، صص585-584-
و ص577 با تلخیص و ویرایش
فهم علم و علم زمان
پيغمبر در موضوعات زيادي سخن گفته است، از جمله در اخلاق، فقه، عرفان، معارف و فلسفه. تاريخ علوم اسلامي نشان ميدهد که مفسريني که در دورههاي بعد آمدهاند، واقعا بهتر توانستهاند به عمق کلام پيغمبر برسند.
علماي قرن اول و دوم هرگز به اندازه علماي قرن سوم نتوانستهاند به عمق مطالب پيغمبر برسند و علماي قرن سوم به اندازه علماي قرن چهارم نتوانستهاند و.... اعجاز پيغمبر در همين است.
البته ميدانيد که مسلما اوصيای پيغمبر و ائمه اطهار حسابشان جداست. کلمات آنها مثل کلمات پيغمبر است.
راجع به افراد عادي دارم صحبت ميکنم. به عنوان مثال اگر تنها فقه خودمان را در نظر بگيريم، ميبينيم که شيخ مرتضي انصاري نهصدسال بعد از شيخ طوسي و شيخ مفيد و شيخ صدوق بهتر ميتواند سخن پيغمبر را تعبير و تفسير کند. آيا اين، از آن جهت است که شيخ مرتضي از شيخ طوسي نبوغ بيشتري داشته است؟ نه، علم زمان او وسعت بيشتري از علم زمان شيخ طوسي داشته است، علم که جلوتر رفته، بهتر توانستهاند به عمق سخن پيغمبر برسند تا در هزار سال پيش. در آينده هم همينطور خواهد بود.
صدسال و دويست سال ديگر افرادي پيدا خواهند شد که خيلي عميقتر از شيخ انصاري سخنان پيغمبر را درک مي کنند....
استاد شهید مطهری، سيره نبوي، صص 42- 41