با نخستوزیر اسحاق شامیر، دیداری داشته و با هم تدبیری اتخاذ کردیم که این امکان را برای من فراهم کند تا پول و داراییهایم را به اسرائیل منتقل کنم.
در تاریخ ۲۱ فوریه ۱۹۸۸ نخستوزیر در نامهای به من نوشت: از شنیدن اینکه تصمیم گرفتی مرکز فعالیتهای تجاریات را به اسرائیل منتقل کنی بسیار خوشحال شدم و مطمئنم سهم قابلتوجهی در توسعه و سازندگی کشور خواهی داشت.
من کلاه خود را به نشانه احترام مقابل واکنشی که شامیر از خود بروز داد برمیدارم، واکنشی که بهخاطر آن به اسرائیل بازگشتم و به دنبال من تجار اسرائیلی دیگری هم برگشتند. با تمام فروتنی، به نظرم میرسد که اسرائیل از نتیجه این تصمیم سرمست است.
در ابتدای ماه نوامبر ۱۹۸۷ مذاکراتی با آژانس آغاز شد که در این بین رئیس عوض شد. به جای دولتصین، سیمخا دینیتص از اعضای حزب عوودا منصوب شد. اولین پیشنهاد ما دو میلیون دلار بود، آژانس از جانب خود تا هفت میلیون دلار پایین آمد. اختلاف موجود زیاد بود و برای من روشن بود که باید صبر داشته باشم. میترسیدم که هیئتمدیره «توسعه زمین» در مورد معاملات مهم تصمیماتی بگیرد که با خواسته من مطابق نباشد.
اوایل ماه دسامبر ۱۹۸۷ متوجه شدم که «توسعه زمین» میخواهد بخشی از داراییهایش را برای بهبود وضعیت موجودش هزینه کند. از جمله این که مدیریت شرکت قصد دارد زمینهایی در هرتصلیا نزدیک به هتل شارون که قبلاً به برنارد شرایر فروخته بود و چند تا از داراییهای دیگر در ایلات را به فروش برساند.
از طریق وکیلم اولمرت نامهای برای شرکت ارسال کردم و در آن به وسیله اختیارات خریدار شرکت خواستم مانع از فعالیتهای مهم تجاری بدون موافقت من شود. درخواست کردم که هیئتمدیره شرکت تشکیل جلسه داده و درخواست من را بررسی کند.
«توسعه زمین» از پذیرش آن خودداری کرد و اعلام کرد که تشکیل جلسه لزومی ندارد، اما زمانی که حکم قضائی به دستشان رسید نظرشان تغییر کرد و همانطور که خواسته شده بود تشکیل جلسه دادند و برای من نامهای فرستادند که در آن گفته شده بود که شرکت به تلاش در جهت منافع تجاری خود و صاحبان سهام خواهد افزود. به عبارت دیگر هیئتمدیره به درخواست من پاسخ داد. در نتیجه تا امروز زمین تنیس هتل شارون در هرتصلیا به «توسعه زمین» تعلق گرفته و به هتل اجاره داده شده است.
معاملات در «توسعه زمین» دچار رکود شده بود و جلسات هیئتمدیره منجر به بهبود وضعیت شرکت نمیشد. اقدام شگفتانگیزی که انجام داده و اخطاری که در مورد عدم انجام معاملات بدون موافقت من به هیئتمدیره دادم آژانس را از فروختن سهام کنترلی ترسانده بود.
در پایان ماه دسامبر با آژانس به توافق اساسی رسیدیم که سهام کنترلی را به مبلغ شش و نیم میلیون دلار به من بفروشد، که در طول دو سال با سه قسط به آژانس داده شود.
ارزش معامله نهائی پنج میلیون و ششصد هزار دلار به صورت نقدی بود، مبلغی که سرمایه برای اولین برنامه را فراهم کرد.
بعد از این که شرکت را خریدم به کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاریخ این شرکت پرداختم. میخواستم بدانم جای پای چه کسی قدم برمیدارم. خود را در خانه حبس و از ابتدا شروع به مطالعه کردم، از آغاز اولین نشست مدیران، که در ۱۴ مارس ۱۹۰۹ ساعت ده و نیم صبح در هتل «کیزر فریدریش» شهر کُلن آلمان با حضور پروفسور اوطو وَربورگ که طرح تأسیس این شرکت را ارائه کرد، دکتر هیمن، مدیران اجرائی: نیومن به عنوان دبیر و الف عوبدوویچ، کارمند دفتر برلیانی برگزار شده بود. در آن نشست دکتر آرتور روفین به جمع مدیران پیوسته و به عنوان مدیرکل منصوب شده بود (پیوست ۴۲ و ۴۳ را مشاهده کنید).1
تاریخ شرکت «توسعه زمین» عملاً تاریخ سکونت یهودیان در اسرائیل در قرن بیستم بود. تمام فعالیتهای آن از آغاز تا امروز، از طرق مختلف متأثر از شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر اسرائیل بوده است. فعالیتهای آن برای افزایش خرید اراضی یهودی حتی در سالهایی که این امر دچار مشکلات بزرگی شده بود نیز ادامه داشت. باور بیقید و شرط بنیانگذاران و پیشگامان آن این بود که بازخرید زمین بهترین راه تضمین سرزمین اسرائیل برای ملت اسرائیل2 است.
در ابتدای این قرن خرید زمینهایی که در اختیار یهودیها بود فقط بالغ بر چهارصد هزار هکتار میشد.
از زمان تأسیس تا زمان تشکیل دولت، این شرکت موفق شد با کمک سرمایه ملی و سرمایه شخصی یهودیان خارج از کشور بیش از ششصد هزار هکتار زمین بخرد. بیشتر زمینهایی که خریداری شدند، زمینهای کشاورزی در دره عزارئیل، دره حفر، دره بیتشان، دره هکیشون، دره حولا، هشارون و نقب بودند.
این زمینها برای ایجاد مناطق مسکونی کشاورزی به صندوق ملی اسرائیل واگذار شدند. شرکت بخشی از زمینهای شهری را که خرید، به خریداران شخصی و شرکتها فروخت و باقی زمینها برای توسعه و ساخت و ساز در اختیارش باقی ماند. در طول این سالها روی این زمینها محلههای شهری زیادی در اورشلیم، تلآویو، حیفا و هرتصلیا بنا شدند.
بعد از تشکیل دولت این شرکت سر تقاطع قرارگرفت. بسیاری از زمینهای کشور در اختیار سازمانهای دولتی قرار گرفتند و دیگر نیاز به شرکتی که به موضوع بازخرید این زمینها رسیدگی کند وجود نداشت.
با این حال در طول سالهای تأسیس آن، این شرکت تلاشهای زیادی در هر آنچه که مربوط به بازخرید این زمینها میشد انجام داد: اندازه گیری، نقشهکشی، برنامهریزی، ثبت، تقسیم و غیره.
این شرکت این دانش را در اختیار مقامات دولتی قرار داد که رسیدگی به زمینهای کشور به آنها واگذار شده بود و همزمان به خرید زمینهای دیگر و توسعه زمینهایی که در اختیارش بودند ادامه داد. سال ۱۹۵۳ این شرکت به عنوان یک شرکت اسرائیلی ثبت شد و سهام آن در بورس تلآویو آغاز به انجام معامله کرد.
این شرکت به هفت هتلی که در اختیارش بود بسیار افتخار میکرد: هتلهای «نفتون» و «گالی ایلات» در شهر ایلات، «گالی کینرت» در طبریا که نخستوزیر وقت بنگوریون به آنجا بسیار رفت و آمد میکرد، «ریمونیم» (امروزه روت ریمونیم گفته میشود) در زِفَت، «همعیان» در الناصره، «اوپتیما» در رمت گان و روستای تفریحی نوه آتیو در آرمون.
از این نوشته تحت تأثیر قرار گرفتم و از این که من و خانوادهام به بخشی از صاحبان مشهور «توسعه زمین» تبدیل شدیم افتخار میکردم. وقتی که اسناد زیادی را بررسی کردم دریافتم بسیاری از مواردی که مربوط به شرکت میشوند در گنجینههاییاند که کاملاً فراموش شدهاند.
پانوشتها:
1. م: طبق این سند برنامهریزی برای غصب سرزمین فلسطین در پوشش خرید زمین از فلسطینیان به ابتدای قرن بیستم میلادی در سال 1909 بازمیگردد. این تاریخ پیشتر از زمان وقوع جنگ جهانی اول(1914-1918) و صدور اعلامیه بالفور(1917) و همچنین جنگ جهانی دوم (1939-1945) است. بر این اساس ادعای صهیونیستها برای تشکیل دولت جعلی اسرائیل در 1948 مبنی بر یهودیستیزی و داستان واهی هلوکاست بهانهای بیش نبوده و آنها از مدتها پیش به دنبال توطئه برای غصب سرزمین فلسطین بودهاند.
2. م: عبارت جعلی «ملت اسرائیل» توسط نیمرودی در متن خاطراتش بهکار رفته است. با توجه به توضیحاتی که پیشتر نیز داده شده چیزی به نام «ملت اسرائیل» وجود ندارد چون جمعیت یهودیان ساکن در اراضی اشغالی شامل ملیتهای مختلفی میشوند که در اقدامی برنامهریزی شده از اقصینقاط جهان به سرزمین فلسطین مهاجرت کردهاند. این اشغالگران ملت واحدی را شکل نمیدهند و همچنان بخش قابلتوجهی از آنها چند تابعیتی و دارای اوراق هویتی مرتبط با کشورهای مختلف هستند.