به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 67
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 1,576
بازدید ماه: 1,692
بازدید کل: 28,369,733
افراد آنلاین: 21
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
چهارشنبه ، ۰۸ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۱۸ - بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) - ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) - ۱۸

 گزیده ای از دلالت‌های سیاسی- اجتماعی «کشف اسرار»

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

‫پی دی اف کتاب کشف الاسرار امام خمینی (ره) - موسسه تحقیقات و نشر معارف  اهل‌البیت علیهم‌السلام‬‎

سهراب مقدمی شهیدانی 

عصر سکولار را با هر تعریفی که از مفهوم «سکولاریسم» در نظر بگیریم، می توان عصر هجمه به دین و تولید شبهه علیه اعتقادات مذهبی نامید. 
جهان اسلام هدف اصلی این هجمه ها بود و سربرآوردن جریاناتی که اساس شان بر «شبهه » است، همچون «وهابیت» در حجاز و «بابیت و بهائیت» در ایران در همین نقشه سیاسی تعریف می شود.
در همین راستا جریان هویت ستیز ایرانی، که با تسامح می توان نام آن را «غرب زده» یا «شرق زده» نامید، با درهم آمیختن شبهات کمونیستی، لیبرالیستی، بهائی گری و وهابی گری، ملغمه ای فکری فراهم کرده و مترجم شبهات بیگانگان نسبت به دین مبین اسلام به‌ویژه مذهب تشیع شدند و نکته مهم آن که این ترجمه و تقلید را با رندی به عنوان «نوآوری» و «تجدد» به خورد ملت ایران دادند.
روحانیت هوشیار حداقل در سده اخیر پاسخ به شبهات را کارویژه خود قرار داد و به انحاء مختلف وظیفه پاسداری از عقیده ناب اسلامی را در دستورکار قرار داد و در این زمینه مرجعیت، چه در عرصه فراهم آوردن زمینه تولید علم و چه در عرصه پاسخ مستقیم به شبهات، کارنامه درخشانی داشت که در بخش های قبل بدان پرداختیم.
«کشف اسرار» را به جرأت می توان کتابی نو و بدیع در عرصه «پاسخ به شبهات» دانست. 
در این کتاب علی رغم ارائه پاسخ های متقن و اقناع کننده نسبت به شبهات حکمی زاده، دلالت های متنوع «جریانی»، «سیاسی-اجتماعی»، «تاریخی» و حتی «اقتصادی» نهفته است و با قاطعیت می توان گفت که امام در قالب کشف اسرار، اندیشه سیاسی- اجتماعی مشخصی را ارائه کرده اند. ایشان به درستی تشخیص دادند که شخصیت های درجه چندمی همچون حکمی زاده صرفاً یک بازیگر در صحنه سیاسی بین المللی و داخلی کشور هستند و مقابله مؤثر با این قبیل جریانات انحرافی جز با روشنگری سیاسی و اجتماعی محقق نمی شود و به همین دلیل می‌بایست کتاب کشف اسرار را پیش و بیش از آن که یک کتاب کلامی بدانیم، یک اثر هوشمندانه و زیرکانه سیاسی- اجتماعی 
بنامیم. 
اثری که به شبهات و انحرافات سیاسی روز از قبیل «سکولاریسم»، «لیبرالیسم»، «کمونیسم»، «امکان سنجی تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت»، «امکان سنجی ورود دین به عرصه تقنین»، «امکان سنجی ورود دین به عرصه اقتصاد» و... را پاسخ می دهد و در عین حال در برابر تحریفات تاریخی جریان رضاخانی سدی محکم ایجاد می کند.
در مورد کشف اسرار کم گفته و کم نوشته ایم و این کوتاه نوشته ها نیز حق این اثر گران‌سنگ را ادا نمی کند و همین مقدار کافی است که بگوییم «کشف اسرار» تجلیِ مکتوبِ جامعیت امام خمینی(ره) بود که در مقابله با هوچی گری های فردی به نام حکمی زاده که وابسته به جریان تشیع سلفی بود 
پدید آمد. 
بازخوانی دلالت های سیاسی- اجتماعی «کشف اسرار» بدون بازخوانی تمام فصول شش گانه کتاب امری ناقص و ناتمام خواهد بود؛ از این‌رو ناگزیر برخی مباحث که به طور مستقیم در ذیل دلالت های سیاسی- اجتماعی قرار نمی گیرد نیز مورد بازخوانی قرار گرفته و صدالبته نکته هایی ناب را شامل است.
لازم به ذکر است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اکنون برای نخستین بار گزیده ای از متن کتاب «کشف اسرار» به طور رسمی منتشر می گردد و از این جهت حتماً برای خوانندگان ارجمند بسیار قابل استفاده خواهد بود. 
افشای جریان تشیع سلفی
امام خمینی(ره) در بخش پیش گفتار تاریخچه مختصری از وهابیت ارائه کردند و اتصال سیاسی آن را با محمد بن سعود و حکومت وی و جنایاتی را که محصول این پیوند شوم بود تبیین کردند و پس از این تاریخچه به پیوند جریانی روشنفکران با وهابیت اشاره کرده نوشتند:
«اینک بعضی از نویسندگان برای خودنمایی و اظهار روشن فکری از افکار جاهلانه ابن تیمیه پیروی کردند این ها به ادعای خود منورالفکرند و می خواهند از زیر بار تقلید بیرون روند و چنین پنداشتند که از زیر بار تقلید بیرون رفتن از فرمان قرآن و اسلام سرپیچیدن و به بزرگان دین ناسزا گفتن است.»
امام خمینی(ره) در این پیش گفتار به صراحت جریان روشن فکری (امثال حکمی زاده و...) را مقلد جریان وهابی می نامند و می نویسند: «این ها چون به اشکالات وهابیه که دست به دست نزد چندتن بی خرد گردیده برخورده اند و خود قوه علم و تمیز نداشتند که به جواب آن بپردازند- چنانچه در آتیه نزدیکی پایه دانش و خرد آن ها را روی دائره ریخته تا آنان که از هویت این ها بی خبرند درست وزن آنان را به دست بیاورند و نیز نخواستند زیر بار عالمی دانشمند روند و جواب این اشکالات بی خردانه را دریافت کنند- ناچار شدند از تقلید کورکورانه وهابی ها که گروهی شترچران عاری از دانش و تمدنند و چون پیروی مشتی صحرانشین سیاه بی خرد را به خود نخریدند و نخواستند ننگ تقلید وحشی های نجد را به دوش خود بکشند و حس شهرت و خودخواهی نیز کمک کرده با زبردستی خاصی این نظریه را به خودشان نسبت داده و خود را در آن مبتکر و پیشقدم قلمداد کردند و مشتی حرف های عامیانه که از فتنه جویی برخاسته با یک مشت فحش و ناسزا تحویل توده 
دادند.» 
افشای جریان تشیع متأثر 
از اندیشه های بابی و بهائی
امام خمینی(ره)، ارتباطات و تعاملات فکری جریان به اصطلاح روشنفکر، که تفکراتش در قالب «اسرار هزارساله» منعکس شده بود، با جریانات انحرافی بابی و بهائی را نیز تبیین کرده نوشتند:
ریشه انکار معجزه و نکته اصلی آن
میرزا ابوالفضل گلپایگانی صاحب کتاب فرائد که آن را برای ترویج مذهب باب و بهاء نوشته منکر معجزه شده است و کلام این یاوه سرایان بی کم و کاست و استدلال‌شان از آن کتاب است. و نکته  انکار کردن ابوالفضل گلپایگانی1 کرامات و معجزات را این بود که چون دست باب و بهاء از آن کوتاه بود و آن ها مردمی بودند که از اشخاص عادی هم کمتر بودند، چنانچه کتاب آن ها و کلمات آن ها که در دست است و مباحثه باب با نظام العلماء تبریزی2 که در تواریخ محفوظ است مطلب را روشن کند، از این  جهت چاره ندیدند مگر آن که معجزات را یکسره انکار کنند تا کسی از آن ها مطالبه  معجزه 
نکند. این مقاله نگاران که خود را از زیر بار تقلید می خواهند خارج کنند، از این  جهت به بزرگان آیین و اولیاء دین هرچه به قلم‌شان می آید می نویسند گاهی از ابن‌تیمیه و وحشی های نجد تقلید می کنند و گاهی از بابی ها و ابوالفضل گلپایگانی بهائی پیروی می کنند. 
هرکس می خواهد به فرائد میرزا ابوالفضل بهائی و کتاب منهج الرشاد که در ردّ وهابیه نوشته شده یا کتاب های دیگر که کم وبیش یاوه های این ها را نوشتند رجوع کند تا مطلب را خوب دریابد و ریشه و پایه سخنان این ها را پیدا کند. آنگاه قدر و ارج این سخنان و نویسندگان آن در جامعه معلوم 
شود.»3
در بخش دیگری از کتاب نیز می نویسند:
«یک دزدی از بهائی ها»
میرزا ابوالفضل گلپایگانی بهائی پس  از آن که معجزه  انبیاء را به کلی منکر شده4 و این ها نیز چنان‌که ذکر کردیم از او تبعیت کردند، برای آن که بتواند برای باب و بهاء دست و پایی کند نفوذ کلمه را که عبارت از اثر کردن گفتار است در مردم دلیل پیامبری گرفته است. این یاوه گویان گویی سخنی در عالم از این بیهوده تر پیدا نمی شده، این‌جا نیز از میرزا ابوالفضل بهائی این سخن را دزدیدند و به رخ دینداران کشیدند.»5
افشای جریان اسلام منهای روحانیت
امام در بخش پیش گفتار در افشای توطئه «اسلام منهای روحانیت» می نویسند:« اینان و هر یک از صاحبان آراء باطله و گفتارهای ناهنجار چون می دانند که تنها کسی که می تواند مشت آن ها را در جامعه باز کند و دروغ پردازی آنان را روی دایره بریزد، ملّاها هستند و دیگر مردم یا تخصص در این میدان ندارند یا اگر هم اطلاعی کم وبیش داشته باشند، وظیفه  خود را جلوگیری از افسار گسیختگی ها نمی دانند، تنها چیزی را که برای پیشرفت مقاصد مسموم خود مقدم بر هر چیز بر خود لازم می دانند، آن است که با هر وسیله ای شده است به یاوه سرایی و دروغ پردازی و تهمت و افترا به ملّاها، دست توده را از آن ها کوتاه کنند و آن ها را پیش مردم خوار و کوچک کنند و از نفوذ روحانی آن ها با هر جان‌فشانی هست بکاهند؛ تا میدان تاخت و تاز برای آن ها باز شود و با کمال آزادی و دلگرمی بتوانند با جان و ناموس و مال یک مشت بیچاره  ستمدیده بازی کنند؛ وگرنه به شهادت تواریخ معتبره، از بعد از رحلت پیغمبر اسلام تا امروز، تنها کسی که دین مردم را نگاه داشته و جلوگیری از یاوه سرایی افسار گسیختگان کرده، علما و ملّاها بودند و دیگران یا وظیفه  این کارها را نداشتند یا خود را وظیفه دار 
نمی دانستند.»6
پانوشت‌ها:
1. «یکی از افراد ممتاز فرقه ضالّه بهائی «میرزا ابوالفضل گلپایگانی» است، به طوری که کتاب فرائد او را مفصّل‌ترین و بالاترین کتاب استدلالی و نظری بهائیه می‌دانند، وی در آن کتاب آیات قرآن و روایات اسلامی را تحریف و تأویل کرده، و با صدها توجیهات التقاطی و مضحک و بافندگی‌های خنده‌آور و خنک، آن‌ها را به مسلک بهائی تطبیق نموده است.کتاب فرائد گلپایگانی، دارای 731 صفحه، هر صفحه‌ای 19 سطر به اضافه 25 صفحه فهرست و جدول صواب و خطا است، که تألیف آن را در شب عید فطر سال 1315 هجری به پایان رسانده است.وی در سال 1260 هجری در گلپایگان متولد شد و در سال 1293 بر اثر ملاقات با فاضل قائینی (نبیل اکبر آقا محمد پسر ملااحمد وفات‌یافته سال 1309 هجری در بخارا) و دیگران در سن 33 سالگی بهائی شده است، و به تبلیغ این مرام پرداخته است، او نخست از طرف حسینعلی بهاء و سپس از طرف عباس افندی مأمور نوشتن کتاب‌های به اصطلاح استدلالی گشت، و با لفظ‌بازی و تلفیق کلمات، دین خود را به اربابش نیکو ادا کرد.و در این مسیر مسافرت‌هایی به اروپا، آمریکا، مصر، ترکستان و سوریه کرده و چندین کتاب به حمایت از مرام بهائی نوشت، که از جمله آن‌ها کشف الغطاء و درر بهیه، برهان لامع، رساله ایوبیه و رساله اسکندریه است.عباس افندی توجه خاصی به گلپایگانی داشت و او را لایق کارهای مهم می‌دانست از این‌رو وقتی که تصمیم گرفت در کشورهای غربی پایگاه تبلیغی ایجاد کند، دست نیاز به سوی ابوالفضل گلپایگانی دراز کرد، و او را برای این امر خطیر مأمور ساخت و به استمداد طلبید. سرانجام در سال 1332 ه.ق در 72 سالگی در مصر درگذشت.» (محمدی اشتهاردی محمد، بابی‌گری و بهائی‌گری، ص81 و82) 
2. حاج میرزا محمود تبریزی معروف به نظام‌العلماء (متوفی:1270 ق) از شاگردان و مدافعین آراء شیخ احمد احسائی است، ایشان کتب و رسائل متعددی در ردّ صوفیه و تأیید آراء استاد خویش تألیف نموده است. ملا محمود نظام‌العلماء در زمان سلطنت محمد شاه قاجار برای مدتی در عبدالعظیم ری اقامت گزید و در دوران ولیعهدی ناصرالدین شاه معلم وی بود. «التحفه المحقره»، «الراد علی الرادین علی الاحسائی»، «شرح رساله العلم» و «شفاء القلوب» از جمله آثار او می‌باشد. (ر.ک: حسینی اشکوری احمد، تراجم الرجال، ج2، ص811-810) مرحوم آقابزرگ تهرانی در «الذریعه» در وصف مرحوم نظام‌العلماء آورده‌اند: «کان جامعاٌ للمعقول و المنقول» و از جمله آثار ایشان «شهاب ثاقب در رد نواصب» و «الاخلاق» را نام می‌برند. (آقابزرگ تهرانی محمدحسن، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج14، ص253).
3. کشف اسرار، ص56.
4. در فرائد، میرزا ابوالفضل گلپایگانی «نفوذ کلمه» را دلیل گرفته و معجزه را منکر شده. به کتاب الهدایه المهدویه مجد العلماء اردکانی رجوع شود.  ر.ک: فرائد، گلپایگانی ابوالفضل، ص93-74 و ص293-250؛ یزدی اردکانی علی اصغر، الهدایه المهدویه، ص38-28 و ص217-214.
5. کشف اسرار، ص132.
6. همان، ص8.ش