خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۰/۱۷

سقوط جایگاه جهانی مؤسسه وایزمن پس از حملات موشکی ایران
دادههای جدید از شاخص معتبر علمی «Nature Index» حکایت از آن دارد که مؤسسه علوم وایزمن اسزائیل، ضربه سختی را متحمل و افتی بیسابقه مواجه شده است. این مؤسسه در جریان انتقامگیری ایران از رژیم صهیونیستی در جنگ 12روزه، با موشکهایی مانند فتاح و خیبرشکن منهدم شد.
روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» گزارش داد: مؤسسه وایزمن برای اولینبار در تاریخ خود، از فهرست ۱۰۰ مؤسسه برتر آکادمیک در جهان خارج شده است. براساس دادههای جدید از شاخص معتبر علمی «Nature Index»، این سقوط شدید در چارچوب پیامدهای عملیات «طوفانالاقصی» و به دنبال آن تشدید تنش گسترده نظامی، حملات موشکی ایران و همچنین افزایش تحریمهای آکادمیک بینالمللی علیه اسرائیل به دلیل جنگ نسلکشی مداوم در غزه رخ داده است.
رسانههای اسرائیل این سقوط را به آسیب مستقیم زیرساختهای تحقیقاتی نسبت میدهند، چراکه اصابت موشکهای ایران به محوطه این مؤسسه در شهر رحووت در سال گذشته، دهها آزمایشگاه و ساختمان تحقیقاتی را از کار انداخت و منجر به فلج شدن حدود یکچهارم فعالیتهای تحقیقاتی این مؤسسه شد.
ششماه پس از آنکه اصابت موشکهای ایران باعث شد مجموعهای از آزمایشگاهها و ساختمانهای تحقیقاتی در «مؤسسه وایزمن برای علوم» از چرخه فعالیت خارج شود، این مرکز به پایینترین جایگاه تاریخی خود سقوط کرده است: شاخص معتبر Nature برای سال ۲۰۲۵، برای نخستینبار نام این مؤسسه را هم در جدول کلی مؤسسات و هم در جدول مؤسسات پژوهشی خارج از فهرست ۱۰۰ مرکز برتر جهان قرار داده است.
براساس دادههای بهروزشده جدول «رهبران پژوهش»(Research Leaders)، در ردهبندی مؤسسات دانشگاهی، مؤسسه وایزمن به رتبه ۱۱۱ سقوط کرده است؛ افتی شدید نسبت به رتبه ۷۵ سال گذشته. در جدول کلی جهانی که علاوهبر دانشگاهها، نهادهای پژوهشی دولتی غیردانشگاهی را نیز دربر میگیرد، این مؤسسه اکنون در رتبه ۱۲۲ قرار دارد، در حالی که در رتبهبندی قبلی در جایگاه ۸۲ بود؛ یعنی سقوطی بیش از ۲۵٪. این بدترین جایگاه این مؤسسه از زمان آغاز انتشار این شاخص در سال ۲۰۱۴ است. در سال ۲۰۱۷، وایزمن در جدول کلی رتبه ۵۴ و در میان مؤسسات دانشگاهی رتبه ۴۷ را داشت.
در جلسه کمیته دارایی کنست در ژوئن گذشته، ابعاد ویرانی اینگونه گزارش شد: دو ساختمان پژوهشی به طور کامل ویران شدند و ۱۱۲ ساختمان در مجموعه آسیب دیدند.
پروفسور آلون خن رئیس مؤسسه گزارش داد که حدود ۵۲ آزمایشگاه پژوهشی و ۶ آزمایشگاه خدماتی به طور کامل از چرخه استفاده خارج شدهاند و این امر منجر به توقف حدود ۲۰٪ تا ۲۵٪ کل فعالیت پژوهشی مؤسسه شده است. خسارت مستقیم به ساختمانها و تجهیزات بین 1/5 تا ۲ میلیارد شِکِل (حدود ۴۱۲ تا ۵۴۹ میلیون دلار) برآورد شد.
او توضیح داد: «اگر برای یک دانشمند پنج سال پیش میکروسکوپی به قیمت یک میلیون دلار خریده باشیم، ارزش واقعی آن طبق محاسبه غرامت فقط
۲۰۰ هزار دلار در نظر گرفته میشود، در حالی که هزینه خرید نمونه جدید آن امروز به حدود 1/5 میلیون دلار رسیده است.»
در همین حال، رسانههای صهیونیستی خبر دادند که یکسوم اسرائیلیها در برابر شلیک موشکها به طور مناسب محافظت نمیشوند. بخشی از گزارش فاش شده متانیاهو انگلمان، بازرس دولتی نشان میدهد تا ابتدای سال ۲۰۲۵، حدود 3/2 میلیون نفر از ساکنان اسرائیل (بیش از 33درصد) فاقد پناهگاه استاندارد هستند. همچنین امکان استفاده از 12درصد پناهگاهها، اساساً وجود ندارد.
مشاوران سایهنشین چرا با مردم و کارشناسان حرف نمیزنند؟
کارگروه مشاوران در سایهای که به دولت و رئیسجمهور، مشورتهای مهم اقتصادی میدهند، چه کسانی هستند؟
این پرسش از آن جهت مهم است که ایشان بارها اذعان کرده کارشناس اقتصاد نیست و از کارشناسان برای تصمیمگیری استفاده میکند.
آقای پزشکیان، سه روز قبل در جریان بازدید از وزارت جهاد کشاورزی گفت: «هیچ وزیری را به تنهائی انتخاب نکردم، بلکه یک گروه کاری انتخاب کرد. درخصوص انتصاب آقای همتی، ۱۸ استاد برجسته به ۲۲ کاندید پست رئیس بانک مرکزی رای دادند که ایشان با اختلاف زیادی نفر اول شد و ما حکم دادیم».
رئیسجمهور همچنین یک هفته قبل، در شهرکرد گفته بود: «آقای همتی با اختلاف بالا از ۱۸ نفر از اساتید و خبرگان، نمره قبولی گرفت. ۲۲ نفر بهعنوان گزینههای مدیریت بانک مرکزی مورد ارزیابی قرار گرفتند. کارشناسان و اساتید برجسته از جمله طیبنیا و دانشجعفری در این ارزیابی حضور داشتند».
این ۱۸ نفر دقیقاً چه کسانی هستند که در میان انبوه افراد، کسی بهتر از آقای همتی را برای ریاست بانک مرکزی نیافتند؟ آنها چقدر خود را در قبال هزینههای ناشی از مشورتهای منتهی به تصمیمات دولت پاسخگو میدانند؟ آیا کارشناسان لیبرال و مدعی تعدیلهای اقتصادی (تورمساز) هم در میانشان هست؟
چرا در حالی که ادعا میشد تکنرخی کردن ارز، موجب ثبات در بازار و فراوانی کالا میشود، پدیده احتکار برخی اقلام اتفاق افتاد و حال آن که قبلاً نبود؟ چرا تمهیداتی در اینباره اندیشیده نشده بود؟ چرا مشاوران مؤثر در تصمیمات اصلی دولت، برای آرامش بخشی و اقناع، از سایه بیرون نمیآیند و با مردم و صاحبنظران حرف نمیزنند؟
سؤال بعدی این است که آیا برخی مشورتهای نادرست، صرفاً از سر کمدانشی است یا میتواند تعمدی هم باشد و دولت را از اتخاذ تصمیمات صحیح، گمراه کند؟!
شفافیت درباره کمیته مشاوران از این جهت مهم است که «شورای راهبری کابینه» و برخی کمیتههای فرعی آن، سابقه خوبی در اینباره نداشتند و شامل برخی محکومان امنیتی و عناصر اقتصادی بدسابقه هم شدند.
خبرگزاری خبرآنلاین (نزدیک به دولت) همان زمان اعضای شورای راهبری را اینگونه معرفی کرد: «عبده تبریزی، مرعشی، عباس عبدی، حضرتی، ربیعی، ظریف، رنّانی، مهاجرانی، آذریجهرمی، عبدالعلیزاده، قائمپناه، مولاوردی، تاجرنیا، فیاض زاهد، شکوریراد، خانیکی، جلاییپور و طیبنیا».
همان ایام، تصاویر رأیگیری در کارگروه معرفی «وزیر راه و شهرسازی» نشان میداد که عباس آخوندی با ۲۷ رای به عنوان نفر اول معرفی شده؛ وزیر ناکارآمد دولت روحانی که افتخارش به مدت پنج سال، نساختن مسکن بود! او در حالی مسکن مهر را مزخرف نامید که ده میلیون نفر از این طریق صاحبخانه شدند. البته هیچ مدل جایگزینی هم ارائه نکرد. در اثر این سوءمدیریت مزمن، مسکن در دولت روحانی ۷۰۰درصد گران شد که از عوامل مهم ثبت رکورد تورمی بود.
به عنوان نکتهای راهبردی و کلیدی یادآور میشود که رهبر انقلاب سال گذشته در اولین دیدار اعضای دولت فرمودند:
«- رجوع به کارشناس، حکمرانی را خردمندانه، و ملت را راضی میکند، اما مراقب تحمیل نظرات غلط با لباس کارشناسی باشید. کارشناسی را انتخاب کنید که به دنبال نسخههای نسخ شده خارجی نباشد.
- رعایت اولویتها ضروری است. حل مسئله گرانی و تورم جزو اولویتهای فوری است.
- من چند سال قبل از این پیوست عدالت را مطرح کردم، گفتم شما هر قانونی، هر تصمیمی میخواهید بگیرید تصمیم مهم، قانون مهم یک پیوست عدالت برایش تهیه کنید. پیوست عدالت یک کار تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است.
- به اینکه به شما بگویند پوپولیست یا عوامگرا اعتنا نکنید. با حضور بین مردم از خود آنها واقعیت را بشنوید و براساس آن تصمیم بگیرید».
فارن افرز: ونزوئلا میتواند باتلاقی خطرناک برای آمریکا باشد
نشریه آمریکایی هشدار داد که ونزوئلا میتواند به باتلاقی خطرناک برای واشنگتن تبدیل شود و به سرنوشت شکست بوش در عراق ختم شود.
فارن افرز در تحلیل تحولات اخیر ونزوئلا نوشت: استفاده از نیروی نظامی برای برکناری رئیسجمهور ونزوئلا،، نقطه عطفی برای ونزوئلا و سیاست ایالات متحده در نیمکره غربی است. اما اشتباه است که درام را با پایانبندی اشتباه بگیریم. تصاویر مادورو در بازداشت آمریکا حس نهائی بودن را ایجاد میکند. با این حال، این آغاز پایان مبارزه طولانی واشنگتن با ونزوئلا نیست. این پایان، آغاز مرحلهای بسیار دشوارتر و خطرناکتر را نشان میدهد.
دولت ترامپ برکناری مادورو را به عنوان یک موفقیت تاکتیکی تلقی میکند که خود گویای همه چیز است. دونالد ترامپ میگوید که برای مدتی ونزوئلا را اداره خواهد کرد.
تاریخ هشدار میدهد. در ماه می۲۰۰۳، رئیسجمهور جورج دبلیو بوش زیر پرچم «ماموریت انجام شد» ایستاد و پیروزی خود را در عراق اعلام کرد. آنچه پس از آن آمد، تثبیت نبود، بلکه تکه تکه شدن بود؛ یک شورش، بحران مشروعیت و سالها درهم تنیدگی پرهزینه. ونزوئلا اکنون در نقطه عطفی مشابه قرار دارد. حذف مادورو میتواند راه را برای یک گذار پایدار باز کند و به همان اندازه میتواند ایالات متحده را به باتلاقی خطرناک بکشاند.
اقدام اخیر، مشکلات را در ونزوئلا حل میکند، نه در مرز آمریکا. همچنین دشمنان آمریکا از جمله (چین، ایران و روسیه) را از داشتن جای پای استراتژیک محروم میکند.
اما رسیدن به چنین نتیجهای نیازمند درجهای از سیاست ماهرانه و شرایط خوش شانسی است که در هیچ دولتی تضمین شده نیست. مسیرهای محتمل شکست شامل گذار جزئی است که شبکههای خطرناک را دست نخورده باقی میگذارد، دوره طولانی بلاتکلیفی سیاسی که مهاجرت و بیثباتی را حفظ میکند، یا تعهد امنیتی خزندهای که ایالات متحده هرگز قصد نداشت اما باز کردن آن را دشوار میداند. آنچه بعداً رخ میدهد تعیین خواهد کرد که آیا این لحظه به یک محور در تاریخ نیمکره تبدیل میشود یا یک مدخل دیگر در فهرست طولانی افراطگرایی آمریکا. این یک قمار است.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست.برای روبیو، اهمیت موضوع متفاوت است اما به همان اندازه مهم است. او سالهاست استدلال میکند که فشارهای تدریجی فقط رژیم را تثبیت کرده و نفوذ چین، ایران و روسیه را گسترش داده است. این لحظه فرصتی است برای اثبات اینکه قدرت سخت میتواند نتایجی به همراه داشته باشد که دیپلماسی و تحریمها شکست خوردهاند و شرایط بحث درباره رهبری آمریکا در نیمکره را بازتعریف کنیم.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست. نظام ترکیبی ایدئولوژیک، سیاسی که حول پروژه بولیواری هوگو چاوز (پیشینی مادورو که در سال ۱۹۹۹ به قدرت رسید و در سال ۲۰۱۳ درگذشت) و با حمایت مالی، سرکوب و تأمین مالی غیرقانونی حفظ شده است. رژیم هرگز یک ساختار واحد نبود. این یک ائتلاف بود که با دسترسی به اجارهها و ترس مشترک از انتقام متحد شده بود. با رفتن مادورو، آن ائتلاف از هم خواهد پاشید. اما تکه تکه شدن با گذار سیاسی یکسان نیست.
شکست هزینهبر خواهد بود، هم برای ایالات متحده و هم برای ونزوئلا. کنارهگیری سریع ایالات متحده خطر آن را در بلاتکلیفی قرار میدهد- بدون حکومت، بیثبات و همچنان در حال از دست دادن مردم و سرمایه. ماندن بیش از حد خطر متفاوتی دارد: درگیر شدن در یک درگیری سطح پایین که توجه، مشروعیت و اراده سیاسی آمریکا را میگیرد. این پارادوکس مداخله است. حاشیه خطا کم است و هزینههای اشتباه محاسباتی فراتر از مرزهای ونزوئلا احساس خواهد شد.
یک بحران طولانی مدت فضای بیشتری برای مداخله خارجی ایجاد خواهد کرد. ایران و روسیه بر روابط امنیتی تکیه کردهاند. چین بازی طولانیتری را آغاز کرده است-تمرکز بر زیرساختها، مالی و دسترسی به بازار. حضور نظامی سنگین آمریکا میتواند به طور ناخواسته موقعیت پکن را تقویت کند، زیرا این تصور را تقویت میکند که واشنگتن اجبار را ارائه میدهد.
رژیم کودککش حامی اغتشاش از پشت صحنه بیرون آمد
«وزارت خارجه اسرائیل از معترضان ایران پشتیبانی میکند». روزنامه تایمز اسرائیل با انتشار این خبر نوشت: گرچه بنیامین نتانیاهو همچنان از اظهارنظر علنی پرهیز میکند، یک حساب کاربری شبکه اجتماعی که در اختیار وزارت خارجه اسرائيل است، از اعتراضات در ایران حمایت کرده است.
این روزنامه میافزاید: گیلا گملیل و آمیخای خیکلی، وزیران کابینه اسرائیل، در حمایت از تظاهرات در ایران در شبکه اجتماعی متن منتشر کردهاند. حساب فارسیزبان وزارت خارجه اسرائيل، تصویر شیر و خورشید، نمادهای پرچم ایران تا انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را منتشر کرد. در متن فارسی این پشت عبارت «خیزش شیرمردان و شیرزنان ایرانی برای نبرد با تاریکی.» دیده میشود.
گملیل هم به انگلیسی نوشت: «اعتراضات شما زنان و مردان، جوانان و دانشجویان، مادران و پدران، بحق است. رژیم روزبهروز ضعیفتر میشود و این دقایق آخر است. گملیل هفته گذشته یک سلفی از خود با کلاهی که روی آن عبارت «ایران را به عظمت گذشته بازگردانیم» دیده میشد، منتشر کرد؛ و رضا پهلوی، پسر شاه سرنگونشده ایران، که از منتقدان برجسته رژیم است را نیز تگ کرد.
آمیخای خیکلی وزیر امور جوامع خارج از اسرائیل نیز در حمایت از اعتراضات متنی منتشر کرد. پست او شامل تصویر هوش مصنوعی از تظاهرات بود. روی تصویر عبارت «من در کنار مردم ایران میایستم» به چشم میخورد.
حمایت صهیونیستها از فسیلهای پهلوی در فضای مجازی و اصطلاحاً وایرالکردن آنها در حالی است که روزنامههای هاآرتص و دمارکر به علاوه مؤسسه Citizen Lab دانشگاه تورنتو، دو ماه قبل فاش کردند اسرائیل از شگردهای دیپفیک برای ضریبدادن دروغین به رضا پهلوی در فضای مجازی استفاده کرده است: «بخشی از حمایتهای آنلاین از رضا پهلوی، در جریان جنگ ساختگی بوده و از سوی شبکهای از حسابهای جعلی فارسیزبان مستقر در اسرائیل و با بودجه نهادهای وابسته به دولت نتانیاهو هدایت میشد. این کمپین، شامل هزاران حساب و ربات فارسیزبان، اندیشکدهها و مؤسساتی بود که مستقیماً توسط اسرائیل تأمین مالی میشدند، اما خود را ایرانی جا میزدند. این عملیات گسترده، شامل نفوذ دیجیتال و ایجاد هزاران حساب جعلی و بهکارگیری تکنیکهای دیپفیک و ارتش سایبری در شبکههای اجتماعی میشد و در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تلگرام و X فعال بود».
یادآور میشود روزنامه تایمز اسرائیل در خبر دیگری نوشت: آهارون باراک رئیس پیشین دیوان عالی، در راهپیمایی معترضان ضد دولتی در تلآویو گفت اسرائیل دیگر یک دموکراسی لیبرال نیست.
این راهپیمایی به مناسبت سومین سال آغاز تلاش عظیم دولت نتانیاهو به تضعیف نظام قضائی کشور در میدان حابیمای تلآویو، و همچنین در اورشلیم و حیفا برگزار شد.
باراک ۸۹ ساله، که از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶، رئیس دیوان عالی اسرائیل بود، گفت: «آیا کشور ما دموکراسی لیبرال است؟ پاسخ من: دیگر نیست. در سیستم حکومتی اسرائیل، نخستوزیر هر دو قوه مجریه و مقننه را عملاً در کنترل دارد. باراک گفت: «دادگاه، به تنهائی قادر نیست مدت طولانی از این پسرفت جلوگیری کند.
مدیر بخش ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل گفت: داریم خودمان را لو میدهیم و این روایت که شورشها در ایران کار موساد و سیا است را تأیید کردیم!
در پی آشوبهای اخیر هستههای معاند در برخی شهرهای ایران در پوشش اعتراضات به حق مردم ایران، رسانههای عبری زبان و مقامات رژیم صهیونیستی تلاش گستردهای را برای بزرگنمایی و دامن زدن به بیثباتی در کشور آغاز کردهاند. مقامات ایرانی این اقدامات را بخشی از برنامهریزی دشمن برای تفرقهانگیزی و هدف قرار دادن انسجام ملی دانستهاند.
مقامات رژیم صهیونیستی بهصورت علنی از عناصر آشوبگر حمایت کردهاند. برای مثال، «ایتامار بنگویل»، وزیر امنیت داخلی این رژیم، در شبکههای اجتماعی در پیامی به زبان فارسی نوشت: «ما در کنار شما هستیم». همزمان، «گیلا گاملیل»، وزیر سابق اطلاعات و وزیر فعلی نوآوری اسرائیل، با انتشار پیامی خطاب به آشوبگران نوشت: «اعتراضهای شما کاملاً بهحق است... اسرائیل به هر شکل ممکن از شما حمایت میکند». این اظهارات در حالی مطرح میشود که شبکههای اطلاعاتی صهیونیستی سالها است از گروههای تجزیهطلب و ضد انقلاب در ایران حمایت میکنند.
رسانههای عبریزبان با انعکاس اغراقآمیز رویدادها سعی در القای تصویر یک آشوب گسترده و فرسایشی دارند. آنها اغتشاشات محدود را که توسط «هستههای مرتبط با جریانات تروریستی و خشونتطلب» سازماندهی شده، به عنوان «قیام مردمی» جلوه میدهند. این در حالی است که به اعتراف برخی تحلیلگران صهیونیستی، مقیاس اعتراضات در مقایسه با سالهای گذشته محدود است و جامعه ایران از آشوبگران استقبال نکرده است.
برخی از این رسانهها و تحلیلگرانشان گامی فراتر نهاده و به صراحت از استراتژی تجزیه ایران سخن میگویند. برای نمونه، «مردخای کیدار»، افسر بازنشسته موساد، در مقالهای در روزنامه «جروزالم پست» مدعی شد که «ملتهای غیر فارس، راز سرنگونی نظام ایران» هستند و طرحی برای تجزیه ایران به ۶ کشور ارائه داد. یک مقام سابق اطلاعات رژیم صهیونیستی نیز در گفتوگو با نیوزویک، از حمایت از گروههای تجزیهطلب به عنوان «سلاح مخفی» اسرائیل علیه ایران نام برد.
در حال حاضر، اصلیترین پروژه رسانههای عبری زبان که به شکلی گسترده اقدام به پوشش آشوبهای ناچیز در داخل ایران میکنند، بزرگنمایی از آشوبگران شکست خورده داخلی و سناریوسازیهای متعدد از تحولات داخلی در ایران است تا اینگونه شاید کشورهای غربی، خصوصا آمریکا را وادار به واکنشهای سیاسی و در نهایت اقدامات عملیاتی بر علیه ایران کنند.
در ابتدا باید به این مسئله اشاره کرد که آشوبهای فعلی، هرچند اندک، بلافاصله با پوشش و بازتاب رسانههای در سرزمینهای اشغالی روبهرو شد و کلیدواژه اصلی که رسانههای صهیونیستی با استفاده از آن اقدام به پوشش تحولات داخلی ایران کردند، کلید واژه «انقلاب ایران» است که به عقیده دستگاههای امنیتی کشور این مسئله حاکی از آمادگی از پیش تعیین شده صهیونیستها برای آغاز تحرکات عناصر وابسته به موساد و شروع پروژ رسانهای حمایت و بازتاب آشوب و اغتشاشات در داخل ایران است.
همانطور که مشخص است، با سرچ کلید واژه «انقلاب ایران» به زبان عبری، مجموعه گستردهای از اخبار و گزارشهای رسانهای ظاهر میشود که نشان از تمرکز بالای صهیونیستها بر روی تحولات ایران است.
به عنوان مثال، وبسایت یدیعوت آحارانوت با گزارشی در رابطه با آشوبهای ایران تحت عنوان انقلاب ایران، مدعی حضور گسترده نسل z
و نوجوانان در میادین عمومی شهرها شده و اینگونه تلقین میکند که بدنه جمعیت آشوبگران، اکثرا نوجوانان و جوانان هستند که خواهان انقلاب و تغییر حکومت و بازگشت پهلوی میباشند، در حالی که در روزهای گذشته همانطور که در تصاویر و فیلمهای مربوط به هستههای خشونتطلب و آشوبگران دیده میشود، هیچ تصویری از آنچه که این رسانه صهیونیست حضور گسترده نوجوانان و جوانان عنوان میکند، به چشم نمیخورد.
وب سایت شبکه ۱۴ اسرائیل که وبسایت نزدیک به نخستوزیر رژیم صهیونیستی محسوب میشود، علیرغم هستههای محدود آشوب در ایران، مدعی میشود که جمعیت گستردهای در ایران به خیابانها آمده و تظاهرات در حال گسترش است. این ادعای شبکه ۱۴ رژیم صهیونیستی درحالی است که تمامی امور به اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در تمامی نقاط کشور به روال عادی خود ادامه میدهند و فعالیت برخی از هستههای اوباش وابسته به رژیم صهیونیستی هیچ خللی در امور جاری ایجاد نکرده است.
شبکه ۱۲ اسرائیل نیز در گزارشهای روزنامه خود از آشوبهای اوباش وابسته به موساد، با بزرگنماییهای دروغین از جریان اغتشاشات، به این مسئله اذعان میکند که سران رژیم صهیونیستی حوادث اخیر را فرصت دیده و از نزدیک در حال دنبال کردن تحولات در ایران هستند.
مسئله دیگری که باید مورد اشاره قرار بگیرد، توسل این رسانهها به تصاویر و فیلمهای مربوط به اغتشاشات سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ است. این رسانهها که انتظار عدم همراهی مردم با پروژه رژیم صهیونیستی برای به آشوبکشاندن داخل ایران را نداشتند، با استفاده از تصاویر قدیمی تلاش میکنند که تا سطح و گسترده اعتراضات را بزرگتر از آنچه که واقعیت آن است، نشان دهند.
در همین رابطه، شبکه آی ۲۴ رژیم صهیونیستی با انتشار تصویری مربوط به سال ۱۴۰۱ در تیتر خود نوشت: تظاهرات عظیمی در تهران رخ داده است! دولت و دستگاههای امنیتی ایران آگاهانه این پروژه را زیر نظر دارند و هشدار دادهاند که این بار با آشوبگران با قاطعیت برخورد خواهد شد. همچنین، هماهنگی بین رسانههای عبری و عناصر ضد انقلاب داخلی به حدی واضح است که حتی برخی صداها در درون رژیم صهیونیستی نسبت به آن هشدار دادهاند.
به گزارش مشرق، «سیما شاین»، مدیر بخش ایران در مؤسسه مطالعات امنیتی اسرائیل، در این باره گفته است: «داریم خودمان را لو میدهیم و این روایت که شورشها در ایران کار موساد و سیا است را تأیید کردیم!». یک خبرنگار صهیونیست نیز با اشاره به مطالب منتشرشده از سوی آشوبگران ایرانی، گفته است: «این یعنی احتمالاً راهنمایی (از موساد) دریافت کردهاند. هیچ راهی نیست که همه اینها طبیعی باشد».
همانطور که در بالا عنوان شد، در حال حاضر رسانههای عبریزبان در راستای سیاستهای خصمانه رژیم صهیونیستی علیه ایران، نقش یک میداندار رسانهای را ایفا میکنند. هدف این رسانهها، نه انعکاس واقعیت، بلکه تشویق به خشونت، ترویج یأس و تضعیف وحدت ملی ایران است. با این حال، شکست پروژههای قبلی مانند جنگ ۱۲ روزه و عدم همراهی مردم ایران با آشوبگران نشان میدهد که ملت ایران هوشیارانه در برابر این توطئهها ایستادهاند و فضاسازیهای رسانهای دشمن توان گمراه کردن آنان را ندارد. این رسانهها و حامیانشان باید بدانند که ملت ایران بارها ثابت کردهاند که انسجام ملی خود را در سختترین شرایط حفظ میکنند و اجازه نخواهند داد بیگانگان بر آینده آنان تأثیر بگذارند.
تصاویری که امروز پیش روی ماست، نه ویترین یک اعتراض، بلکه برشی از یک «جنگ ترکیبی» تمامعیار علیه آرامش روانی و امنیت جانی ملت شریف ایران است. آنچه در این قابها ثبت شده- از شعلهور کردن پیکر مأمور حافظ امنیت تا قمهکشی در ملاءعام و به آتش کشیدن اموال عمومی و فروشگاهها- با هیچ متر و معیاری، «اعتراض» نامیده نمیشود. اینها دقیقاً کپیبرداری ناشیانهای از متدولوژی وحشتآفرینی داعش و اربابان آنها در خیابانهای تهران و سایر شهرهاست.
مسئولان نظام بارها بر حق قانونی اعتراض تأکید کردهاند، اما آنچه در این صحنهها رخ میدهد، «مطالبه» نیست؛ «مقابله» با موجودیت و آرامش یک جامعه است. فردی که با قمه به جان کاسب و راننده میافتد و خودروی شخصی مردم را که با هزاران زحمت تهیه شده، طعمه حریق میکند، معترض نیست؛ او مزدورِ میدانی پروژهای است که اتاق فکر آن فرسنگها دورتر از مرزهای ایران، در استودیوهای لندن و تلآویو و واشنگتن بنا شده است.
هدف اصلی این اقدامات، فروریختن دیوار امنیت ملی است. پیادهنظام اجیر شده که با دلارهای کثیف به خیابان گسیل شدهاند، مأموریت دارند تا با ایجاد «نقاط داغ آشوب»، زندگی روزمره مردم را فلج کنند. تماشای صحنه آتش زدن مأموری که تنها جرمش ایستادن در برابر هرجومرج برای حفظ جان شهروندان است، سندی است بر اینکه این جریان، بویی از انسانیت نبرده و تنها زبان زور را میفهمد.
تکلیف هم روشن است؛ رهبر معظم انقلاب با نگاهی دقیق و حکیمانه، مسیر برخورد با این فتنه را ترسیم کردهاند. ایشان با تفکیک دقیق میان هیجانات و مطالبات، تکلیف هستههای سختِ آشوب را روشن کردند: «باید اغتشاشگر را سر جایش نشاند.» این «نشاندن بر سر جای خود»، مطالبه به حقِ تودههای مردمی است که از ناامنی و وقاحت تروریستهای خیابانی بیزارند. دستگاههای امنیتی و قضائی قطعاً برخورد سختی با پدیده آشوب و عوامل آن خواهند داشت.
تصاویر فوق، نه «فریاد» که «خنجری» بر پشت امنیت ملی است؛ و پاسخ به خنجر، هرگز لبخند نخواهد بود. ایران مقتدر، جای قمهکشی به سبک تکفیریها نیست.
محقق ارشد مؤسسه استراتژی و امنیت اورشلیم با اشاره به اغتشاشات در جریان گفت: توقعات مقامات اسرائیلی از تغییر حکومت در ایران احمقانه است.
در حالی که رسانههای غربی بارها جمهوری اسلامی را در آستانه فروپاشی نشان دادهاند، کارشناسان و مؤسسات امنیتی اسرائیل با اذعان به انسجام نهادی میان حاکمیت، دولت و مردم ایران، سناریوی براندازی را غیرواقعبینانه میدانند.
رسانههای غربی در هر اعتراض یا اغتشاشاتی در ایران همیشه سعی کردند که تصویری غیرواقعی از «ناپایداری ساختار سیاسی ایران» ارائه دهند و جمهوری اسلامی را در آستانه سقوط نشان دهند.
برخلاف جوسازی رسانههای ضد انقلاب و غربی، مؤسسه امنیت ملی و استراتژی صهیونیستی میسگاو معتقد است که مدل حکمرانی جمهوری اسلامی به دلیل پیوند نهادی میان دولت، حاکمیت و مردم، از ظرفیت پایدارسازی قدرت برخوردار است و سناریوهای فروپاشی، واقعبینانه نیستند.
موشه پوزیلوف، افسر ارشد سابق شاباک که به گفته خود طی سالهای گذشته تحولات ایران را رصد کرده، در ارزیابی تحلیلی خود میگوید: «ساختار قدرت در ایران بر پایه همکاری دو سطح حاکمیت انقلابی و دولت اجرائی شکل گرفته است. این همافزایی نهادی، در بحرانها نقش ضربهگیر را ایفا میکند و مانع از آن میشود که فشارها به نقطه گسست ساختاری برسد».
وی با اشاره به تجربه تحریمها، تنشهای اقتصادی و تحولات سیاسی داخلی تأکید میکند: «اعتراضها یا شوکهای اقتصادی، معمولاً بخش اجرائی را تحت تأثیر قرار میدهد، اما نهادهای حاکمیتی- که از انسجام سازمانی و حمایت مردمی مستقل برخوردار است- توان حفظ ثبات را دارد. همین هماهنگی میان دو بخش، امکان فروپاشی را از بین میبرد».
پوزیلوف تصریح میکند که تحلیلهای مبتنی بر «انقلاب ناگهانی یا فروپاشی سریع» درباره ایران، مبتنی بر واقعیتهای میدانی نیست. او مینویسد: «تا زمانی که دولت و حاکمیت در ایران به عنوان دو جزء مکمل عمل میکنند و سازوکارهای هماهنگی میان آنها فعال است، هیچ شکاف تعیینکنندهای شکل نخواهد گرفت. از نگاه امنیتی، این مدل یکی از دلایل اصلی تداوم بقا و تابآوری سیستم است».
طرح شکستخورده موساد برای براندازی
از طرفی دیگر، رئيس سابق بخش اطلاعات موساد و کارشناس «اسرائیلهیوم» نیز درخصوص اغتشاشات اخیر نوشت: همه از شکست اعتصابات ۱۴۰۱ میپرسند. آیا اعتراضات اخیر به جایی خواهد رسید؟ به نظر من غرب باید اینبار به شدت محتاطتر عمل کند. حمایت غرب، آمریکا و موساد میتواند همرایی مردم با معترضان را به طور جدی تحت تاثیر قرار دهد. اسرائیل و آمریکا باید برای موفقیت در پروژه براندازی حکومت ایران چند دستورالعمل را اجرائی کنند. راز موفقیت در پنهانکاری است.
او معتقد است که «اولین کار ایجاد اختلاف در درون حاکمیت است. باید به مسئولان ارشد ایران وعده داد تا با ما همکاری کنند. دومین اقدام، حمایت گسترده از اغتشاشگران است. باید ویپیانها و اینترنت ماهوارهای در اختیار آنها قرار گیرد. از طرفی دیگر تامین مالی اغتشاشگران و اعتصابکنندگان امری ضروری است. باید از ارزهای دیجیتال و شبکههای تامین مالی توسط سازمانها و بخش خصوصی استفاده کرد».
این مقام امنیتی سابق نوشت: «سومین موضوع مهمی که حتما باید لحاظ شود، انهدام موشکهای ایران است. برنامه موشکی ایران تهدید وجودی برای اسرائیل است. ایران با تولید 50 موشک در ماه همچنان میتواند اسرائیل را تحت فشار قرار دهد. برای حل این مشکل نیازمند یک برنامهریزی مناسب و زمانبندی دقیق هستیم. ما باید صبر کنیم تا موج اغتشاشات در ایران گسترش یابد و سپس در زمان مناسب با یک حمله دقیق این اهرم فشار را خنثی کنیم. یک ضربالمثل فارسی میگوید: «سنگ بموقع بهتر از طلاست».
الکسگرینبرگ، محقق ارشد مؤسسه استراتژی و امنیت اورشلیم نیز با موشه پوزیلوف موافق است. او میگوید که «توقعات مقامات اسرائیلی از تغییر رژیم در ایران احمقانه است». وی در مصاحبهای با رادیو کولبراما گفت: «ایران اکنون با یک اعتراضات اقتصادی و معیشتی روبهروست. این نوع جنبشها در جهان به ندرت منجر به فروپاشی حاکمیتها میشود.»گرینبرگ با این وجود معتقد است: «رژیم ایران را نمیشود به این راحتی سرنگون کرد اما میتوان ضربان سنگینی به آن وارد کرد که هزینه قابل تحمل برای آن داشته باشد».
در راستای همین سیاست، رئیس پیشین اطلاعات نظامی آمان، سرلشکر ذخیره تامیر هیمن، در واکنش به توئیتهای موساد درباره اغتشاشات ایران نوشت: «این یک اشتباه بود. هر اشارهای به اینکه نیرویی خارجی در تلاش است حکومت را سرنگون کند، در عمل به تقویت حکومت منجر میشود».
حزبالله لبنان برای نبرد با صهیونیستها آماده میشود
رسانههای رژیم آپارتاید اسرائیل با انتشار گزارشهایی، از استقرار نیروهای حزبالله لبنان در مرزهای این کشور و آمادهسازی صدها موشک برای شلیک و آغاز جنگی قریبالوقوع خبر میدهند.
به گزارش «ایسنا»، رسانههای عبری میگویند: «حزبالله چند روز قبل به صورت مخفیانه کار استقرار یگانهای رزمی و برخی تسلیحات استراتژیک خود را آغاز کرد. این استقرار برگرفته از این فرضیه است که درگیری با اسرائیل تنها مسئله زمان است و شرایط بعد از نشست احتمالی کمیته نظارت بر آتشبس با گذشته متفاوت خواهد بود.» طبق این گزارش جنبش حزبالله لبنان بعد از دریافت دادهها و گزارشهای دقیق، این تصمیم را گرفته است. خبر دیگر آنکه ارتش رژیم صهیونیستی مدعی شده است که 2 عضو حزبالله را در حمله خود به منطقه خربه سلم در جنوب لبنان به شهادت رسانده است. گفتنی است صهیونیستها با حزبالله لبنان توافق آتشبس امضاء کردهاند اما بنابر گزارشهای رسمی، هزاران بار این توافق را نقض کردهاند.