به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 2,770
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 4,279
بازدید ماه: 4,395
بازدید کل: 28,372,432
افراد آنلاین: 8
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
1580 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۴/۱۰/۱۹

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

۱۴۰۴/۱۰/۱۹

اکونومیست: وقاحت و ساده‌لوحی ترامپ نقاب را از چهره رذل آمریکا برداشت

نشریه اروپایی اکونومیست می‌گوید؛ دونالد ترامپ با کنار گذاشتن نقاب دموکراسی و حقوق بشر، رذیلت همیشگی آمریکا را به جای فضیلت، آشکار کرده است.
اکونومیست نوشت: اگرچه دونالد ترامپ (حتی با معیارهای رؤسای‌جمهور آمریکا) زیاد دروغ می‌گوید اما نوعی سادگی تیره و هنجارشکن دارد. بعد از حمله آمریکا به ونزوئلا و انتقال مادورو به ایالات‌متحده، دونالد ترامپ قصد دارد نقشه نفتی خود را در این کشور پیاده کند. او قصد گسترش دموکراسی را ندارد. در واقع، به نظر می‌رسد به تثبیت رژیم رضایت می‌دهد، به شرط آن‌که رژیم بپذیرد آمریکا «دست برتر» را داشته باشد؛ زیرا آنچه بیش از همه می‌خواهد نفت است. ترامپ پس از آن‌که نیکلاس مادورو را ربودند گفت: «ما مقدار عظیمی ثروت را از دل زمین بیرون می‌کشیم.»
دموکرات‌ها شاید همچنان شکایت کنند که او با تصاحب اختیار کنگره برای اعلام جنگ، قانون اساسی را نقض کرده است؛ اما چه اهمیتی دارد؟ رؤسای‌جمهور بیش از یک قرن است که چنین می‌کنند. کنگره‌ای که نتوانست خود را به زحمت بیندازد تا ترامپ را از اعدام مظنونان ناشناسِ قاچاق مواد مخدر- بی‌آن‌ که مدرکی ارائه شود- بازدارد، بعید است او را به‌خاطر چنین اقداماتی در ونزوئلا تحت تعقیب استیضاح کند (هرچند این تاکتیک‌ها محل مناقشه‌اند. ترامپ پیش‌تر یک قاچاقچی مواد مخدرِ محکوم، رئیس‌جمهور سابق هندوراس، را به‌خاطر قاچاق کوکائین از ونزوئلا عفو کرده بود).
توسل به حقوق بین‌الملل حتی رقت‌انگیزتر به نظر می‌رسد. بله، منشور سازمان ملل نقض حاکمیت یک کشور دیگر از طریق زور را مگر با تصویب شورای امنیت ممنوع می‌کند. اما چه کسی می‌تواند امیدوار باشد چنین قانونی را علیه آمریکا اجرا کند؟
در داخل و خارج، منتقدان دیرینه سیاست‌خارجی آمریکا شاید حتی از صراحت ترامپ قدری رضایت‌خاطر بگیرند. آمریکا در ده‌ها مداخله در آمریکای‌لاتین طی جنگ سرد، چندان معصوم نبوده است؛ زمانی که منافع تجاری و کنترل آمریکا در میان بود، نگرانی درباره حقوق بشر یا دموکراسی کنار گذاشته می‌شد. دولت ترامپ دکترین مونرو را احیا کرد بلکه در «راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵» خود، یک «تبصره ترامپ» نیز به آن افزوده است که بعدها- به شکلی ناشیانه- به «دکترین دونرو» تغییر نام یافت. فراتر از ممنوعیت قدیمی استعمار اروپایی در نیم‌کره، این تبصره بر ضرورت برتری تجاری آمریکا تأکید می‌کند. ترویج دموکراسی یا حقوق بشر حتی ذکری هم به خود نمی‌بیند. ترامپ در کنفرانس خبری گفت: «دیگر هرگز برتری آمریکا در نیم‌کره غربی زیر سؤال نخواهد رفت.»
حقوق بین‌الملل به‌ندرت از طریق اجرا و اجبار عمل کرده، بلکه بیشتر از راه پایبندی داوطلبانه؛ و آمریکا، با همه کاستی‌هایش، پرچمدار آن بوده است. وقتی رذیلت دیگر خود را ملزم به ادای احترام به فضیلت نداند، چه رخ می‌دهد؟ اندیشیدن به این‌که نه‌فقط روسیه و چین، بلکه کشورهای کوچک‌تر چگونه رفتار خواهند کرد، به‌راستی نگران‌کننده است، آن‌گاه که آمریکا صریحا نقش شکارچی رأس هرم را می‌پذیرد.
این روزها، دفاع از اصول حقوق بین‌الملل آن‌قدر بی‌ثمر به نظر می‌رسد که حتی با حال هم نیست. ترامپ هر روز نشان می‌دهد که آنچه در دنیای واقعی اهمیت دارد، قدرت است. با این حال، ادعای این‌که چنین رویکردی در درازمدت آمریکا را امن‌تر و مرفه‌تر می‌کند، بزرگ‌ترین توهم اوست. آمریکایی‌هایی که پس از جنگ جهانی دوم جهان را به وضع آن قواعد رهبری کردند، رمانتیک‌های خیال‌باف نبودند. آنان واقع‌گرایان سخت‌جانى چون آرتور وندنبرگ بودند؛ سناتور جمهوری‌خواه میشیگان و انزواطلب سابقی که دریافت در عصر جهانی‌شدن «اقیانوس‌های ما دیگر خندق نیستند» و تنها «خودمنافعِ روشنگرانه» جدیدی می‌تواند از آشوب جلوگیری کند. این رهبران، درس‌های برخاسته از وحشت‌هایی را عصاره‌گیری می‌کردند که نسل‌های بعدی آمریکایی‌ها- و بخش بزرگی از جهان- از آن‌ها در امان مانده‌اند؛ و احتمالاً نه از سر تصادف.


هاآرتص: حافظه ملت ایران خیانت‌های آمریکا را از یاد نمی‌برد
روزنامه صهیونیستی هاآرتص خطاب به مقامات متوهم اسرائیل تأکید کرد هسته سخت اقتدار ایران قابل نفوذ نیست.
این روزنامه نوشت: تاریخ ثابت کرده که مداخلات آمریکا تنها به بازتولید خشونت منجر می‌شود. این گزارش تأکید می‌کند که برخلاف ونزوئلا، ایران کشوری با عمق راهبردی و ساختار درونی مستحکم است که می‌تواند هرگونه فشار خارجی را به فرصتی برای تثبیت قدرت خود تبدیل کند.
راهبرد دونالد ترامپ برای شبیه‌سازی مدل فروپاشی ونزوئلا در ایران، خیلی خام و محکوم به شکست است. برخلاف تصور واشنگتن، ایران نه تنها با بحران خلأ قدرت روبرو نیست، بلکه ساختار دفاعی و سیاسی آن چنان درهم تنیده است که حتی حذف فیزیکی مقامات نیز خللی در بقای نظام ایجاد نمی‌کند. قدرت بلامنازع سپاه پاسداران و ارتش ایران، سدی نفوذناپذیر در برابر سناریوهای براندازی خارجی ساخته است که هرگونه مداخله را به یک انتحار راهبردی برای غرب تبدیل می‌کند.
هاآرتص با نقد استانداردهای دوگانه ترامپ نوشت: ابراز نگرانی وی برای حقوق بشر در ایران، در حالی که چشم خود را بر کارنامه سیاه متحدان منطقه‌ای‌اش در ریاض و ابوظبی بسته، تنها باعث تقویت روایت نظام ایران مبنی بر «دخالت بیگانگان» شده است. حافظه تاریخی ملت ایران، به‌ویژه تجربه تلخ خیانت آمریکا به کردها و شیعیان عراق در سال 1991، مانعی بزرگ در برابر اعتماد به وعده‌های واشنگتن است.
برخلاف آشوب‌های سال 2009، اکنون هیچ رهبری منسجمی در میان معارضان وجود ندارد و حتی منتقدان داخلی نیز از بیم تبدیل شدن ایران به سوریه‌ای دیگر، از همراهی با نقشه‌های آمریکا سر باز می‌زنند.


خوش‌خیالی نسبت به مذاکره راه را بر تدابیر ارزی درست بست
روزنامه حامی دولت با انتقاد از بی‌تدبیری درباره ذخایر تصریح کرد که سیاستگذاری درباره واگذاری منابع باید براساس بدترین احتمالات انجام می‌گرفت، نه خوش‌بینانه‌ترین احتمالات.
اشاره روزنامه شرق از جمله به مواردی مانند خوش‌بینی درباره مذاکرات با ترامپ است.
برخی حامیان و همراهان دولت (مانند حضرتی، مرعشی و فیاض‌زاهد) اواخر سال گذشته و ابتدای امسال وانمود می‌کردند که سرمایه خارجی 2هزار میلیارد دلاری (به‌دنبال توافق با ترامپ) در راه ایران است!
روزنامه شرق با اشاه به اظهارات برخی مقامات دولتی مبنی بر کمبود منابع ارزی نوشت: با اعلام کمبود ارز توسط دولت، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این بحران، نتیجه یک پیش‌بینی اشتباه بود یا یک انتخاب عمدی برای هدردادن منابع در آستانه تشدید محدودیت‌ها؟
در اقتصادهای وابسته به نفت و تحت تحریم، آینده‌پژوهی نه‌تنها یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقاست. چگونه نادیده‌گرفتن پیش‌بینی‌های محتمل سیاسی جهانی، به‌ویژه احتمال تغییرات در سیاست‌های سختگیرانه آمریکا در چند سال اخیر، منجر به هدررفت منابع ارزی حیاتی در این سال‌ها شد و اکنون اقتصاد آن را در تنگنای تامین ارز قرار داده است.
در عرصه اقتصاد کلان ایران که همواره تحت تاثیر متغیرهای ژئوپلیتیکی، به ویژه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا قرار دارد، تیم‌های تصمیم‌گیرنده باید همواره حداقل دو سناریوی متضاد (تداوم وضعیت فعلی و تشدید محدودیت‌ها) را برای تخصیص منابع خود در نظر بگیرند. هنگامی که احتمال بازگشت رئیس‌جمهور پیشین آمریکا و تشدید تحریم‌ها بر سر زبان‌ها بود. آینده‌پژوهی حکم می‌کرد که در این برهه حساس، سیاست «صرفه‌جویی حداکثری» و «حفظ ذخایر استراتژیک» اولویت اصلی باشد تا ذخایر ارزی برای دوره‌های فشار فزاینده حفظ شود. متاسفانه شواهد حاکی از آن است که این اصل اساسی در سیاست‌گذاری ارزی کشور به فراموشی سپرده شد.
اختلاف فاحش میان نرخ ارز دولتی و نرخ بازار آزاد عملاً منجر به یارانه‌ای تشویقی برای توسعه واردات اعم از کالاهای مصرفی غیرضروری برای کشور شده بود. این یارانه‌های پنهان که به طور مستقیم از منابع ارزی تامین می‌شد، در شرایطی که پیش‌بینی‌ها از تشدید تحریم‌ها حکایت داشت، نوعی «حراج منابع ملی» محسوب می‌شد. به جای اولویت‌دهی به تامین مواد اولیه (با ضریب تکاثری بالا در تولید)، تجهیزات سرمایه‌ای یا کالاهای اساسی موردنیاز برای حفظ ثبات اقتصادی در برابر شوک‌های آتی، منابع ارزی صرف اقداماتی می‌شد که ضرورت چندانی برای اقتصاد کشور نداشت.
در سال‌های گذشته، بخش قابل‌توجهی از همین منابع برای اموری تخصیص یافت که ضرورتی استراتژیک نداشتند؛ مصداق بارز آن تخصیص ارز مسافرتی برای مسافران سفرهای خارجی بود که گاهی منجر به رایگان ‌شدن سفر آنها با استفاده از تفاوت نرخ ارز آزاد و نرخ ارز دولتی می‌شد.
این تناقض، سوالی اساسی را به ذهن متبادر می‌کند: آیا تیم اقتصادی نتوانست احتمال بازگشت سیاست‌های سختگیرانه در صورت تغییر دولت در آمریکا را پیش‌بینی کند یا اینکه علی‌رغم پیش‌بینی، ترجیح داد منابع را برای اهداف کوتاه‌مدت از دست بدهد؟
اظهارات رئیس بانک مرکزی مبنی بر اینکه «تخصیص ارز با من است نه تامین ارز»، هرچند تلاش برای تفکیک وظایف است، اما در یک ساختار مدیریتی منسجم، این دو مقوله کاملاً به هم وابسته هستند. مسئول اصلی سیاست‌گذاری ارزی، چه در تخصیص و چه در تامین، باید پاسخگوی تعادل بین این دو حوزه باشد. عدم موفقیت در تامین به نحوی بیانگر شکست در مدیریت تخصیص‌های انجام‌شده در گذشته است. اگر ذخایر به درستی برای دوره‌های کمبود (ناشی از تغییرات جهانی) ذخیره می‌شد، امروز فشار کمتری بر منابع موجود وارد می‌آمد.
در مورد سیاست ارزی، در صورت افزایش شدید احتمال تحریم‌ها، باید یک برنامه جامع برای مدیریت تقاضای ارز از پیش آماده و اجرا می‌شد تا در لحظه وقوع شوک، با کمترین تاخیر و تخریب، روند اقتصاد ادامه می‌یافت. هدررفت منابع ارزی در سال‌های اخیر، نشان داد که این لایه حفاظتی در ساختار اقتصادی کشور وجود نداشته یا فعال نشده است.
عدم رعایت این اصل نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری ارزی از منظر استراتژیک، به یک بازی کوتاه‌مدت و سیاسی تبدیل شده است که نمود بارز آن را در سیاست‌های تثبیت نرخ ارز می‌توان دید. به طوری که طی سالیان اخیر به جای استراتژی مدیریت تقاضای ارز، همواره به دنبال افزایش عرضه ارز بوده‌ایم.
درس این ماجرا برای مدیران آینده روشن است: در اقتصادی که تحت فشار است، سیاست‌گذاری باید مبتنی بر «بدترین سناریوی محتمل» باشد، نه «بهترین سناریوی مطلوب».


ری تکیه: ایران حق دارد اغتشاشگران را  ادامه جنگ ترامپ و نتانیاهو ببیند
اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیل اغتشاشات در ایران تاکید کرد: نظام جمهوری اسلامی، بر اوضاع مسلط است و انعطاف‌پذیری سیستم به علاوه سرویس‌های امنیتی قابل اعتماد و سازمان‌های اطلاعاتی هم‌پوشان موجب شده که اپوزیسیون کاریس از پیش نبرد. 
ری تاکیه عضو شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی این شورا می‌نویسد: با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، اعتراضات در تهران و برخی شهرهای دیگر رخ داد. با توجه به رکود اقتصادی، بسیاری از ایرانیان از نظر مالی تحت فشار هستند و از واکنش دولت ناراضی هستند.
دونالد ترامپ، اخیرا گفت که ایالات متحده می‌تواند نوعی مداخله را در نظر بگیرد. با این موضع احتمالاً نظام ایران هوشیارتر و مخالفان بیشتر درگیر خواهند شد. در ماه ژوئن، ایران در جنگ با اسرائیل درگیر شد و خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های هسته‌ای آن وارد شد. اعتراضات بر سر نارضایتی‌ اقتصادی آغاز شد و سپس به سرعت به شعارهای دیگر منتقل شد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران و متحدانش امیدوارند که پیشنهادهای گفت‌وگو و برخورد نرم‌تر بتواند معترضان را آرام کند. هزینه‌های زندگی برای ایرانیان افزایش یافته است. رئیس بانک مرکزی تغییر کرده و امید است که بتواند به نحوی با مشکل نوسانات ارزی کنار بیاید. اما تا زمانی که ایران تحت تحریم‌ها باقی بماند و نتواند نفت خود را به طیف وسیعی از مشتریان بفروشد، احتمالاً چنین مشکلاتی را تجربه خواهد کرد.
با این حال، نباید از انعطاف‌پذیری اساسی سیستم غافل شد. نظام همچنان سرویس‌های امنیتی قابل اعتماد و سازمان‌های اطلاعاتی هم‌پوشان را کنترل می‌کند. و مخالفان نتوانسته‌اند یک ساختار منسجم یا یک رهبری قابل تشخیص ایجاد کنند. جمهوری اسلامی ایران از مزایای زیادی برخوردار است. پزشکیان در مصاحبه اخیر خود گفت که کشورش در «جنگ تمام عیار با آمریکا، اسرائیل و اروپا» است. این گفته اغراق‌آمیز نیست. 
ایران همواره مذاکره با ایالات متحده به عنوان وسیله‌ای برای حل مناقشه هسته‌ای را خواستار بوده است. موضع دولت ایران این است که غنی‌سازی را رها نخواهد کرد، در حالی که ایالات متحده اصرار دارد که ایران نمی‌تواند هیچ توانایی غنی‌سازی داخلی داشته باشد. این یک تغییر نسبت به دوران توافق هسته‌ای ایران است که غنی‌سازی پذیرفته شد.
در ایران، این دغدغه وجود دارد که آمریکا یا اسرائیل دوباره از زور استفاده کنند. اظهارات پزشکیان نشان می‌دهد که ایران چگونه به نیروهایی که علیه آن صف‌آرایی کرده‌اند، نگاه می‌کند. ایران می‌تواند دلیلی برای این نگرانی داشته باشد.
نتانیاهو، و ترامپ گفته‌اند که در صورت از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران، آماده استفاده از زور هستند. ترامپ با پیشنهاد مداخله نظامی در صورت سرکوب اعتراضات توسط ایران، تنش‌ها را تشدید کرده است. در گذشته، دولت‌های آمریکا با معترضان ابراز همبستگی می‌کردند، اما چنین رویکرد مداخله‌جویانه‌ای را مطرح نمی‌کردند.
دشوار است که ببینیم وعده مداخله ترامپ چگونه محقق خواهد شد اما این تصور که بتوانند بدون مجازات از قدرت نظامی علیه ایران استفاده کنند، می‌تواند یک اشتباه محاسباتی خطرناک باشد.