به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 678
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 2,187
بازدید ماه: 2,303
بازدید کل: 28,370,344
افراد آنلاین: 28
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۸۰۰ - دفــتـر خــاطــرات شهید احمد کاظمی: علمدار شهدای عرفه ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
دفــتـر خــاطــرات شهید احمد کاظمی:
علمدار شهدای عرفه
۱۴۰۴/۱۰/۲۰ 

 

کامران پورعباس

سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی یکی از کم‌نظیرترین و مقتدرترین و اثرگذارترین فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و یکی از برجسته‌ترین و بزرگ‌ترین مجاهدان و فرماندهان 8 سال دفاع مقدس است. حاج احمد یکی از شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران است.
شهید کاظمی در کسوت فرمانده نیروی زمینی سپاه در پی مأموریتی کاری که در 19 دی 1384 و همزمان با روز عرفه به همراه تعدادی از فرماندهان و پرسنل نیروی زمینی سپاه به استان آذربایجان غربی داشت، بر اثر سقوط جت فالکن حامل آنها در حدود 10 کیلومتری فرودگاه ارومیه به فیض شهادت نایل گردیدند.
سردار سعید مهتدی جعفری، فرمانده‌ لشکر ‌27 محمد رسول‌الله(ص)، سردار سعید سلیمانی معاون عملیات نیروی زمینی سپاه، ‌سردار نبی‌الله شاه‌مرادی معاون اطلاعات نیروی زمینی سپاه، ‌سردار خلبان عباس کربندی مجرد فرمانده‌ پایگاه هوائی قدر نیروی هوائی سپاه، سردار سرتیپ پاسدار غلامرضا یزدانی فرمانده‌ توپخانه‌ نیروی زمینی سپاه، ‌سردار صفدر رشاد معاون طرح و برنامه‌ نیروی زمینی سپاه، سردار خلبان احمد الهامی‌نژاد فرمانده‌ دانشکده‌ پروازی نیروی هوائی سپاه، ‌سردار حمید آذین‌پور رئیس دفتر فرماندهی نیروی زمینی سپاه، سرهنگ مرتضی بصیری مهندس پرواز ‌و پاسدار محسن اسدی افسر همراه فرمانده‌ نیروی زمینی سپاه از شهدای این حادثه بودند که به شهدای عرفه معروف هستند.
هواپیما مدتی قبل از سقوط دچار نقص فنی شده و در شرایط سخت و خطرناک در آسمان در حال پرواز بوده است. در چنین شرایطی، شهید احمد کاظمی و همراهانش در آرامش و با یاد خداوند متعال به دعا و ذکر مشغول بودند. فیلم و صوت آخرین لحظات شهدای عرفه به یادگار مانده است.
  صدای شهید کاظمی، فضای روحی و معنویِ حاکم بر این شهدا را در لحظه سقوط نشان دهد: «حدود یک ساعت و سی دقیقه است رو آسمونیم. موتور نداریم و با سلام و صلوات ایشاالله میریم می‌شینیم ارومیه و ایشاالله که به خیر بگذره. اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول‌الله. یکی از حاضرین: صلوات بفرستین (صلوات دسته جمعی) اللهم صلی علی محمد و آل محمد.»
مجدداً صدای حاج احمد به گوش می‌رسد: «یا علی ابن ابی‌طالب، یا علی ابن ابی‌طالب، یا حسین.»
درواقع می‌توان چنین تعبیر کرد که فرمانده مقتدر لشکر ۸ نجف اشرف و شاگرد و سرباز سرافرازِ امام حسین(ع) با رمز «یا علی» و با رمز «یا حسین» به ملاقات خداوند و دیدار رفیقان شهیدش شتافت. پرچمدار و علمدار شهدای عرفه، حاج احمد کاظمی است. 
ما در دو گزارش، ادای احترام می‌کنیم به شهید احمد کاظمی و عظمت شخصیت و زندگی‌نامه این شهید والامقام را خاطرنشان می‌نماییم و در مورد عملکرد و خدمات جهادیِ کم‌نظیر و فوق‌العاده درخشان و شگفت‌انگیزِ سردار کاظمی که ناشناخته‌تر است، به تفصیل سخن خواهیم گفت.
زندگی‌نامه شهید احمد کاظمی
سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در اواخر دهه 30، در نجف‌آباد اصفهان دیده به جهان گشود. با پیدایش جرقه‌های انقلاب اسلامی، دوشادوش مردم به مبارزه علیه رژیم ستمشاهی پرداخت و در اسفندماه سال ۱۳۵۶ دستگیر و مدتی شکنجه و زندانی شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به اتفاق یک گروه از ایران جهت فراگیری آموزش‌های چریکی و مقابله با اشغالگران قدس به صف مبارزان جنوب لبنان پیوست و تا پایان سال ۱۳۵۸ در آن خطه ماند. پس از بازگشت به کشور، جزو نخستین اشخاصی بود که به عضویت نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. در بهار سال ۱۳۵۹ با تشدید بحران منافقین و ایادی استکبار، از نجف‌آباد عازم کرمانشاه و سپس سنندج شد و هفت ماه با جدیت در عملیات‌های پاکسازی تجزیه‌طلبان و فتنه‌انگیزان شرکت کرد و از ناحیه پا مجروح و به شهر خود منتقل شد.
هنوز زخم‌هایش التیام نیافته بود که در اواسط آذرماه همراه با یک گروه ۵۰ نفری در جبهه‌های آبادان حضور یافت و فرماندهی یکی از مناطق عملیاتی به عهده‌اش سپرده شد.
از جمله فعالیت‌های برجسته حاج احمد در دوران دفاع مقدس می‌توان به تثبیت تیپ ۸ نجف اشرف اشاره کرد. وی این تیپ را سازمان‌دهی کرد و در اثنای جنگ، استعداد آن را تا سطح لشکر ارتقا داد و آن را به یکی از مانوری‌ترین و پیروزمندترین یگان‌های دفاع مقدس مبدل ساخت.
حاج احمد کاظمی در جنگ تحمیلی تبدیل به فرمانده‌ای قوی و تاثیرگذار می‌شود تا جایی که در جریان آزادسازی خرمشهر لقب فاتح خرمشهر را به او می‌دهند و وی اولین فرماندهی بود که خبر آزادسازی خرمشهر را از طریق بیسیم اعلام کرد. ماجرای صحبت‌های آخر شهید کاظمی با شهید مهدی باکری، نیز بسیار معروف است.
شهید کاظمی تمام مدت 8 سال دفاع مقدس را در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل جهاد کرد. دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان و شش سال فرماندهی لشکر ۸ نجف اشرف، از مسئولیت‌هایش در دوران جنگ است.
در طول 8 سال دفاع مقدس، جبهه‌هاي بزرگ را اين فرمانده شجاع، خردمند، انقلابي، فكور، مؤمن، خاضع و خاكي فرماندهي كرد. حاج احمد از نظر توانمندی و مدیریت نظامی کم‌نظیر بود. وی یکی از تاکتیکی‌ترین و خلاق‌ترین فرماندهان سپاه بود.
حاج احمد در طول جنگ هشت ساله بارها تا مرز شهادت پیش رفت و ۴۵درصد جانبازی‌اش رهاورد دوران خون و حماسه است. حاج احمد پس از دوران دفاع مقدس، فرمانده لشکر 8 نجف اشرف بود و در سال‌های 1369 و 1370 با حفظ سمت، معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه را به عهده داشت. در 24 خرداد 1372 با حکم فرماندهی کل سپاه به عنوان فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا منصوب شد.
حاج احمد کاظمی پس از 16 سال فرماندهی لشکر هشت نجف اشرف، 27 آذرماه سال 1376 با حفظ سمت فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در شمال‌غرب کشور، به عنوان فرمانده لشکر 14 امام حسین منصوب شد و بعد از آن در 8 تیر 1379 توسط رهبر انقلاب به عنوان فرمانده نیروی هوائی سپاه منصوب شد.
آخرین مسئولیت سردار شهید حاج احمد کاظمی فرماندهی نیروی زمینی سپاه بود که در ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ و با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این سمت منصوب شد. سردار احمد کاظمی در 19 دی 1384 و همزمان با روز عرفه در اثر سانحه سقوط هواپیمای فالکن به همراه 10 نفر از یاران سپاهی‌اش به شهادت رسید. شهید کاظمی سه مدال فتح و شجاعت از دستان امام خامنه‌ای دریافت کرده است.
 ارادت ویژه به حضرت فاطمه زهرا(س)
سردار کاظمی، عمیقاً مخلص و متدین و ارادتمند و عاشق معصومین(ع) و اهل‌بیت(ع) بود و درخشندگی‌های معنوی‌اش کم‌نظیر و زبانزد همگان بود. 
راز موفقیت سرلشکر کاظمی، اخلاص، توکل به خدا، ولایت‌پذیری و عشق به اهل بیت(ع) بود. چندین نقل قول از جانب همرزمان شهید کاظمی مبنی بر مکاشفه حاج احمد محضر حضرت فاطمه زهرا(س) و شفا گرفتنِ مجروحیت شدیدش از بانوی دو عالم منتشر گردیده که بسیار معروف است و مکرراً بازنشر شده است.
حاج احمد، شهادتش را هم از خداوند به حق حضرت فاطمه زهرا(س) درخواست کرد. وی در جلسه معارفه‌اش به عنوان فرمانده نیروی زمینی سپاه خاطرنشان کرد: «از خدا می‌خواهم به حق حضرت فاطمه زهرا(س) و به حق این مکان مقدس که متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا(س) است، من دوست داشتم در نیروی هوائی شهید شوم، ولی در نیروی زمینی دوران شهادت ما فرا برسد.»
سردار مهدی کلیشادی خاطرنشان می‌کند: یکی از صفات برجسته سردار احمد کاظمی عشق به اهل‌بیت(ع) بود. زمزمه رزمندگان در مراسم زیارت عاشورا و دعاهای ندبه و کمیل و توسل در پایگاه‌های پشت جبهه و در آستانه عملیات‌ها معروف است. یکی از کارهای مهم احمد بعد از توقف جنگ هم برپایی مراسم عزاداری در ستاد لشکر 8 نجف اشرف در شهر نجف‌آباد بود که این مجلس تاکنون ادامه دارد. وقتی هم که به فرماندهی نیروی هوائی منصوب شد، حسینیه حضرت فاطمه زهرا(س) را در کنار پادگان ولی عصر(عج) مقر ستاد نیروی هوائی احداث کرد.
حاجی ارادت ویژه‌ای به بی‌بی داشت و بسیار سوزناک و با شور خاصی «یا زهرا، یا زهرا» می‌گفت. شهید کاظمی دائماً در صحبت‌های خود از حضرت فاطمه(س) نام می‌برد. حسینیه حضرت فاطمه زهرا(س) یادگاری است از آن مرد بزرگ که در کنار 5 شهید گمنام بنا کرد.
 پاسدار افتخارآفرینِ ولایت
ولایت‌مداریِ اعلا، گوش به فرمان ولی‌فقیه بودن و مورد اعتماد و اطمینان و اتکای رهبر بودنِ حاج احمد زبانزد است. شهید کاظمی یک آدم معنوی به تمام معنا بود و مانند حاج قاسم ذوب در ولایت بود.
یکی از پسران شهید کاظمی، ارتباطات شهید کاظمی با رهبر انقلاب را چنین تبیین می‌کند: «چهار سال پیش خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. برادر من از حضرت آقا سؤالی کردند. پرسید: چه رابطه‌ای میان شما و پدر ما بود؟ 
حضرت آقا جواب دادند: «کارهایی که خیلی نسبت به آن حساس بودم و برایم اهمیت داشت را با خیال راحت می‌سپردم دست احمد.»
در ادامه فرزند شهید کاظمی می‌گوید: «به نظر من این بالا‌ترین افتخار است که ولی‌فقیه و ولی امر مسلمین خیالش از یک فرد آن قدر راحت باشد و مأموریت‌های سخت و مهم نظام را به او بسپارد.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از همان دوران قبل از شهادت سردار کاظمی و در زمان شهادت و پس از آن، همواره با عظیم‌ترین تعابیر از شخصیت و خدمات عظیم و استثناییِ وی تجلیل کرده‌اند. 
حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ فرمانده‌ معظم‌ کل‌ قوا در حکم انتصاب سردار سرتیپ‌ پاسدار احمد کاظمی به‌ سمت‌ فرماندهی‌ نیروی‌ هوایی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی از وی با عنوان «از سرداران‌ کارامد و پرتوان‌ و شجاع‌ و برخوردار از سوابق‌ درخشان‌ در دوران‌ دفاع‌ مقدس‌ و پس‌ از آن‌» و در حکم انتصاب به فرماندهی نیروی زمینی سپاه از وی با عنوان «سردار شجاع و کارآمد و با سوابق روشن به‌ویژه در دوران دفاع مقدس» یاد کرده‌اند.
در پیام رهبر انقلاب به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام حاج احمد کاظمی آمده است: «فقدان شهادت‌گونه سردار رشید اسلام سرلشکر احمد کاظمی و تعدادی از سرداران و افسران سپاه در حادثه هواپیما، اینجانب را داغدار کرد. 
این فرمانده شجاع و متدین و غیور از یادگارهای ارزشمند دوران دفاع مقدس و درشمار برجستگان آن حماسه بی‌نظیر بود. تدبیر و قدرت فرماندهی او در طول جنگ هشت ساله کارهای بزرگی انجام داده و او بارها تا مرز شهادت پیش رفته بود. آرزوی جان باختن در راه خدا در دل او شعله می‌کشید و او با این شوق و تمنا در کارهای بزرگ پیشقدم می‌گشت. اکنون او به آرزوی خود رسیده و خدا را در حین انجام دادن خدمت ملاقات کرده است.»
در این پیام از شهید کاظمی با عنوان «سردار رشید و نامدار» نیز یاد گردیده است. رهبر انقلاب در مراسم تشییع پیکر پاک شهید احمد کاظمی و همراهانش در مسجد دانشگاه تهران فرمودند: «جمع دیگری از بهترین‌ها هم رفتند و ما هنوز هستیم. دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت: از شما دو درخواست دارم، یکی این که دعا کنید من رو سفید بشوم، دوم اینکه دعا کنید من شهید بشوم. گفتم: شماها واقعا حیف است بمیرید. شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید. شماها همه‌تان باید شهید شوید و لیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم: آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود... حقش بود... حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشم‌های شهید کاظمی پراشک شد، گفت: ان‌شاءالله خبر من را هم بهتان بدهند. فاصله بین مرگ و زندگی، فاصله بسیار کوتاهی است. یک لحظه است. ما سرگرم زندگی هستیم و غافلیم از حرکتی که همه به سمت لقاء‌الله دارند. همه خدا را ملاقات می‌کنند، هرکسی یک طور. بعضی‌ها واقعاً روسفید خدا را ملاقات می‌کنند که احمد کاظمی و این برادران حتماً از این قبیل بودند. اینها زحمت کشیده بودند.» 24/10/1384
رهبر انقلاب سال‌ها بعد در در دیدار دست‌اندرکاران کنگره ملی شهدای نجف‌آباد فرمودند: «این لشگر 8 نجف که آقایان اسم آوردند، یکی از لشکرهای قَدَر در میدان‌های دفاع هشت‌‌ساله بود و خود مرحوم شهید کاظمی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) واقعاً یکی از آن فرماندهان برجسته بود. بنده در همان دوران جنگ رفتم خوزستان به مرکز لشکر نجف، [از] آنجا بازدید کردم. چیزهایی در آنجا دیدم که در کمتر لشکری آدم می‌توانست آنها را مشاهده کند: آمادگی‌‌ها از یک‌سو، روحیۀ خیلی بالا از یک‌سو و نظم و ترتیب؛ نظم و ترتیبی که من در آن لشکر دیدم، در کمتر جایی انسان آن را مشاهده می‌کرد.»1392/04/10.
 رازهای موفقیت شهید کاظمی 
از دیدگاه شهید تهرانی‌مقدم
بدون شک یکی از بهترین شخصیت‌ها برای بازگو کردن درخشندگی‌های معنوی و مدیریتیِ شهید کاظمی، کسی نیست جز شهید حسن تهرانی‌مقدم پدر موشکی ایران که یار و همراه حاج احمد و جانشینش در دوران فرماندهی نیروی هوائی سپاه بوده است.گزیده‌ای از صحبت‌های شهید تهرانی‌مقدم در مورد عظمت شخصیت و شاه‌کلید موفقیت مدیریت شهید کاظمی و در مورد خدمات شهید کاظمی و برکات و دستاوردهای آن در دوران قبل و بعد از شهادت حاج احمد چنین است:
- حاجی یک نقطه نبود، بلکه یک جریان بود؛ یعنی در غیابش توانستم کارهایم را به ثمر برسانم. حتی بعد از شهادتش، درست مثل وقتی که بود، هر روز کار را با ابلاغ او شروع می‌کنم، اگر اشتباه کنم، حاجی گوشزد می‌کند، انگار که همیشه هست.
- سردار کاظمی در هر مجموعه‌ای که وارد می‌شد به تحول فکر می‌کرد.
- سردار کاظمی به من می‌گفت: حتی شده پادگان ولی‌عصر را می‌فروشم، پول برایت می‌آورم. فقط تو برو سلاحی که جنگ ما با دشمن را نامتقارن می‌کند، بساز. نتیجه آن طرز تفکر هم اینکه امروز نیروی هوائی سپاه اولین هلی‌کوپتر تک سرنشین را کاملاً موفق ساخته است، آن هم از طراحی تا تولید. در بخش هواپیمای بدون سرنشین سه مدل هواپیما ساخته است که هر کدامش در محیط رزم خود نوآوری جدیدی است. در پخش پدافند موشک زمین به هوا، ساماندهی پدافند موشکی، سیستم‌های هوشمندی طراحی و ساخته شده است و همه اینها ثمره مدیریت شهید کاظمی است؛ ثمره روح آزادگی‌خواه و تسلیم نشدنی‌اش. این‌گونه فکر کردن، خلاقیت می‌خواهد و البته جرأت؛ آن هم جرأتی که از یک اعتقاد مقدس سرچشمه بگیرد و در وجودت یقینی شده باشد.
- نکته بعدی، سیستمی فکر کردن سردار کاظمی بود. البته نه در بُعد انسانی که در بُعد روشی. احمد کاظمی با ورودش به نیروی هوایی، سازمان‌های عریض و طویل را جمع کرد و سیستم، شاخه‌ای شد. شاخه‌های پویای علمی و عملیاتی. شاخه‌ای کار کردن، علاوه‌بر نظم و زمین نماندن کارها، باعث پرداختن جزئی‌تری به مسائل و ایجاد خلاقیت در کار می‌شود. البته به شرط آنکه آدم‌های مجموعه، خودشان را هم شاخه‌ای نکنند؛ یعنی در عین حفظ کلیت وجودشان و فراموش نکردن ابعاد مختلف روح‌شان، کارهای‌شان را منظم انجام دهند؛ درست مثل خود شهید کاظمی که کارها را از کل به‌جزء طبقه‌بندی می‌کرد و افراد را در حیرت کارهای تلمبارشده نمی‌گذاشت. پس مدیر باید علاوه‌بر کلی‌نگری، با ذهنی منظم بتواند جزئیات را ترسیم کند.
- در مورد تخصصی فکر کردن هم بسیار تأکید داشت. من با هفت فرمانده کار کرده‌ام اما حاج‌ احمد چیز دیگری بود. بر مسائل فنی تسلط داشت. به تحقیقات معتقد بود و خودش سعی می‌کرد پا به پای مجموعه تکنیکی و فنی فکر کند. با آنکه خلبان نبود، همه از او می‌پرسیدند کجا خلبانی را یاد گرفته. فکر نکنید غلو می‌کنم؛ چون خودم روی مسائل فنی و علمی احاطه دارم، به شما می‌گویم که برایم این همه تسلط عجیب است. برای من که هیچ، برای بچه‌های فنی و تخصصی هم مبهوت‌کننده بود. هم استراتژیک بود، هم تاکتیکی؛ هم نظریه‌پرداز، هم مرد عمل و نتیجه اینها می‌شد فکر جامع و مدیریت جامع. 
- سردار کاظمی مثل بقیه نبود. فکر نمی‌کرد این چپی است، این راستی. از پتانسیل همه استفاده می‌کرد، توانمندی همه را وارد کار می‌کرد. در برخورد با آدم‌ها سعه صدر داشت؛ درست مثل آنچه یک شیعه باید باشد. مدیر شیعه که دیگر جای خود دارد. پس مدیر باید بتواند پتانسیل نیروهایش را ببیند، با نگاه کریمانه نگاه‌شان کند و از آنها بهترین استفاده را بکند.
- سردار کاظمی جوان‌گرا بود. به نیروهای جوان اعتقاد داشت و به خلاقیت و انرژی بالای‌شان برای ایجاد تحول میدان می‌داد. همیشه تأکید داشت که فرماندهان باید جوان باشند. می‌گفت: ما می‌رویم، ولی باید سیستمی به جا بگذاریم که توانش برای ایجاد تحول بالا باشد و این از عهده جوان‌ترها برمی‌آید. به تحرک، حرکت به جلو و توسعه هدف‌گیری شده اعتقاد داشت و می‌گفت: مدیر باید به نیروی جوانش میدان بدهد.
- چیزی که نباید از قلم بیفتد، این است که سردار کاظمی همیشه با اطلاعات خودش تصمیم می‌گرفت، نه به حرف‌های به دست آمده از این و آن. او اعتقاد داشت آدمی که مسئولیت دارد، برود خودش شرایط را لمس کند، خطرات و سختی‌های کار را ببیند و بعد با توجه به گزارش‌های و اطلاعات دیگران تصمیم بگیرد. می‌گفت: این بچه‌های مردم دست ما امانت‌اند. می‌رفت تحقیق می‌کرد، سیستم‌ها را چک می‌کرد، جزء به جزء طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی می‌کرد و نتیجه اینها می‌شد یک مدیریت صحیح و مدبری که اهل بازی خوردن نیست.
- همه این خصوصیات را که گفتیم شاید کم و بیش با شرح و تفصیل بشود توی کتاب‌های مدیریتی پیدا کرد. هرچند که در بررسی‌ رفتارهای مدیرانی چون شهید کاظمی این صفات را به صورت بومی برای ما ترسیم می‌کند و فکر می‌کنم بعضی از این دکترین‌ها با ظرافت‌های خاص عملیاتی کردن‌شان را باید در نوع ایدئولوژی و رفتارهای چنین مدیران موفقی پیدا کرد؛ اما هیچ کجا نمی‌نویسند مدیر باید برای رضای خدا کار کند. نمی‌نویسند مدیر باید گروه را طوری رهبری کند که سر خط باشد و آخرش هم طوری رهبری کند که همه یادشان باشد که بنده خدا هستند. اما فکر می‌کنم شاه کلید موفقیت مدیریت شهید کاظمی درست همین نقطه باشد: رنگ خدایی‌اش.
 رفاقت مثال‌زدنی با شهید قاسم سلیمانی
رفاقت شهید حاج احمد کاظمی و شهید حاج قاسم سلیمانی یکی از نمونه‌های بارز و مثال‌زدنی از همدلی و برادری در دوران دفاع مقدس و پس از آن است. رفاقت شهیدان کاظمی و سلیمانی زبانزد بود و پس از شهادت حاج قاسم، معروف‌تر و بلندآوازه‌تر گردید. در ایام شهادت حاج قاسم، مکرراً کلیپ صحبت‌های عاشقانۀ سردار دل‌ها در مورد رفاقتش با حاج احمد در رسانه ‌ملی پخش گردید که می‌گفت: «ما با احمد خیلی رفیق بودیم و البته من نمی‌دانم احمد بیشتر من را دوست داشت یا من بیشتر او را دوست داشتم... وقتی احمد در جمع ما بود، تداعی همه زندگی‌مان را می‌کرد، هر چیزی که در زندگی به آن خوش بودیم. چهره باکری را در احمد می‌دیدیم، خرازی را در احمد می‌دیدیم، زین‌الدین را در احمد می‌دیدیم، همت را در احمد می‌دیدیم؛ خیلی از شهدا را ما در احمد خلاصه می‌دیدیم...»
به فاصله کوتاهی از شهادت سردار دل‌ها، دست‌نوشته شهید سپهبد سلیمانی برای شهید سرلشکر کاظمی منتشر گردید که پرده دیگری از ارادت کم‌نظیرِ حاج قاسم به حاج احمد را به نمایش گذاشت. 
در این دست‌نوشته آمده است: «وقتی نام لشکر نجف را می‌شنوم، قامت بسیار زیبا، رعنا و عرشی که بوی بهشت از آن همیشه استشمام می‌شد و حالت مردانه‌اش همچون کوهی، پناهگاه سختی‌ها و دشواری‌ها بود. مردی که نجف‌آباد با همه بزرگانش مفتخر به نام و یاد اوست...»
بدون شک بهترین و دقیق‌ترین و ارزشمندترین توضیحات و توصیفات در مورد عملکرد شهید کاظمی در جنگ تحمیلی و بعد از آن را از زبان چنین یار و رفیق نزدیک و وفاداری می‌توان شنید. گزیده‌ای از سخنان شهید سلیمانی در مورد شهید کاظمی در چند مصاحبه و سخنرانی را مرور می‌کنیم:
- واقعاً بايد بگوييم شهيد كاظمي، مالك اشتر براي نظام جمهوري اسلامي بوده.
- در هر كجا قرار مي‌گرفت، تأثيرات معنوي‌اش، تأثيرات رفتاري و اخلاقي‌اش بي‌نظير بود. ما در تاريخ انسان‌ها، كمتر داريم آدم به اين خوبي جامع باشد. آدم‌هاي جامع نادرند. 
- ما وقتي به لشكر نجف نگاه مي‌كنيم، هيچ چيز در ذهن ما غير از احمد نمي‌آيد. شما وقتي مثلاً مي‌گوييد فلان لشكر، يك عقبه‌اي هم در ذهن‌تان مي‌آيد؛ ولي به لشكر نجف كه نگاه مي‌كنيد، غير از احمد هيچ چيز در ذهن‌تان نمي‌آيد. اين خيلي هنر بود كه يك فرد بيايد از درون يك شهرستان يك لشكر درست كند كه آن لشكر با لشكرهايي كه عقبه‌هاي طولاني داشتند با امكانات وسيع خصوصاً در كادر، نه‌تنها برابري مي‌كند، بلكه شاه‌كليد جنگ بشود. اينجا درواقع اين را مي‌رساند كه نقش احمد محوري بوده، لذا همه چيز در او خلاصه شده بود.
- يكي از مشخصه‌هاي بارز احمد، زيركي بود. حالا به معناي درست آن، تدبير بود. منتظر نبود كه در قرارگاه بگويند خط حد لشكرت چه مي‌شود. هميشه وقتي درباه منطقه عملياتي بحث مي‌شد، او به خيلي از زواياي پشت اين هم نگاه مي‌كرد.
- دوم اينكه وقتي مي‌خواست خط حدي انتخاب كند، مخالف يا موافقت او در كل عمليات براي نحوه عمل لشكر 8 نجف تأثير داشت. مثلاً شما به همه خط حدهايي كه لشكر نجف گرفته نگاه كنيد، احمد خط حدي را برايش اصرار مي‌كرد كه پيروزي و شكستش كمتر به گردن كسي بيفتد.
- احمد در طراحي و در فرماندهي، زيركي و تدبير فوق‌العاده‌اي داشت. مثلاً در عمليات رمضان، شما نگاه كنيد احمد رو به كجا حمله مي‌كند، همين طور مستقيم حركت مي‌كند به سمت نوك شمالي كانال ماهيگیري. اين حركت، يعني هرچه تا شلمچه هست بي‌خاصيت مي‌شود؛ لذا تا شلمچه هر چه بود بي‌خاصيت شد. لشكر 6 
از بالا آمد، كمر اين را شكست، احمد زير مثلثي‌ها عمل كرد. در آبادان نيز جايي را انتخاب كرد كه بتواند بقيه جاها را بي‌خاصيت كند.
- نكته ديگر، دورانديشي احمد بود. اين دورانديشي، در اواخر جنگ و بعد از جنگ بيشتر آشكار شد. شما ببينيد مديريت الان احمد هم دقيقاً مثل زمان جنگ بود. وقتي كه در نيروي هوايي بود، احساس مي‌كرد كه ما حتماً روزي درگير چنين وضعيتي مي‌شويم، با يك جايي درگير يك جنگي مي‌شويم فراتر از جنگ ايران و عراق. شما وقتي نيروي هوايي مي‌رويد، مي‌بينيد كه احمد نوع توجهش به سيستم موشكي سپاه است. كسي كه سيستم قدرت دفاعي را تكان داد، احمد بود. براي موشك شهاب3 با بردهاي گوناگون شبانه‌روز وقت گذاشت.
- يكي ديگر از خصوصيات احمد، استفاده از فرصت در بُعد تاكتيكي و در بُعد استراتژي بود. در بُعد تاكتيكي، وقتي كه به دشمن مي‌زد، متوقف نمي‌شد تا نقطه‌اي كه بايد نتيجه مي‌گرفت. همه‌ عمليات‌هايش را نگاه كنيد، همين را مي‌بينيد، مگر جايي بالاجبار متوقف شده، هر جا راه باز بوده، فشار آورده تا نقطه‌اي كه نقطه‌ اتكای عمل بوده برسد. تمام عمليات‌هايش همين است. شما سراغ نداريد كه مثلاً زير ارتفاعات لري متوقف بشود، مرحله‌ دوم برود وسطش، يكسره رفته دور زده و لري را گرفته و كار را در يك مرحله تمام كرده است. يعني ما كمتر عملياتي داريم كه احمد مرحله‌اي رفته باشد، به جز عمليات‌هاي بزرگ كه احمد آن مرحله‌اي را كه برايش پيش‌بيني شده و با يك حركت گرفته است، تمام عمليات‌ها بدين‌گونه بود.
- حتي عمليات بدر همين طور كه مي‌رود، مستقيم حركت مي‌كند تا مي‌رسد به رودخانه دجله، از دجله عبور مي‌كند، مي‌رود كنار جاده عماره بصره، آنجا مي‌ايستد، تمام منطقه روطه را دور مي‌زند تا كانال سوئيب. استفاده از فرصتش در تاكتيك و استراتژي همين بود. 
- من هميشه مي‌گفتم: احمد تو چقدر كار مي‌كني؟ وقتي نيروي هوايي بود، شما مقطع عمر احمد را نيروي هوايي جمع بزنيد،‌ نمي‌خواهم خداي نكرده ديگران را تضعيف كنم، ولي تمام دوره‌هاي ديگر منهاي دوره‌ آقاي قاليباف را جمع بزنيد مي‌بينيد يك جهش داده است. در نيروي زميني در همان مقطع مي‌دويد مثل كسي كه فرصت ندارد و بايد آن را به يك نقطه برساند و نتيجه استراتژيك بگيرد. احمد در اين موارد واقعاً منحصر‌به‌فرد بود. اين نكته را هم بگويم كه احمد فرصت‌ها را محدود مي‌دانست از نظر زماني، چه در تاكتيك و چه در استراتژي، هميشه محدود مي‌دانست، مثل كسي كه وقت ندارد، اين طوري به موضوع نگاه مي‌كرد.
- خصوصيت ديگر، انضباط احمد بود. اين انضباط را در كلان كه مقررات بود، شما نگاه كنيد به زماني كه احمد در نيروي هوايي بود، مي‌بينيد براي همه چيز انضباط را تعريف كرده است. هر جا كه مي‌روي آرايش دارد. شما در نيروي هوايي يك جاي مخروبه پيدا نمي‌كنيد. در پادگاني كه حضور مي‌يافت به آن انضباط مي‌داد ولو اينكه يك ساختمان قديمي و تخريبي بود اما به آن ساختار و سازمان مي‌داد و اين كار را مي‌كرد. ميدان صبحگاهش بهترين ميدان صبحگاه است، مقبره‌اي كه براي شهدا درست كرده، زيباترين مقبره است. هر كاري كه انجام مي‌دهد و به هر پايگاهش كه مي‌رويد همين‌طور است. در زمان جنگ، خط احمد كاظمي تميزترين خط بود، خاكريز آن بيشترين ارتفاع را داشت، غذاي آن بهترين غذا بود، انضباط در همه جا به چشم مي‌خورد، در آرايش سنگرها، در چيدن سلاح‌ها و...
- براي همه كس و همه چيز برنامه داشت و يك انضباط خاصي در تمام كارهايش حاكم بود، نه اينكه انضباط خشك داشت، نه، همه چيز دقيق سر جاي خودش بود و هزينه‌اي كه انجام مي‌داد، هزينه درستي بود.
- خصوصيت بعدي احمد شجاعت و جسارت او بود كه هر چند در جنگ عموميت داشت، لكن احمد در حد اعلاي آن قرار داشت. اما بعد از جنگ دو تا مشخصه احمد كه به نظر من اينها خيلي از مشخصه‌هاي معنوي احمد را رشد، دادند، يكي ادب احمد بود و ديگري راز نگهداري او بود. 
- احمد خيلي خصلت‌ها داشت، هميشه از بريدگي از دنيا مي‌گفت، واقعاً انسان عجيبي بود؛ يعني هرچه آدم از او فاصله مي‌گيرد، احساس مي‌كند كه احمد يك قله‌اي بود، واقعاً يك قله‌اي بود، متفاوت بود،‌ خيلي فضيلت داشت؛ براي همين مي‌گويم احمد واقعاً خلاصه‌اي از شخصيت امام خميني(ره) بود در ابعاد مختلفي.
 فرمانده کامل و فداکار و تمام‌عیار 
سرلشکر غلامعلی رشید، فرمانده شهیدِ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)، توصیف گویایی از شهید احمد کاظمی دارد که در کتاب شهید احمد کاظمی که در مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه پاسداران منتشر شده، نقل گردیده که بخش‌هایی از آن چنین است:
- اکنون ملت ایران با شهادت شهید کاظمی یک فرمانده کامل و فداکار و تمام‌عیار را از دست داده است. از مبتکرترین، خلاق‌ترین و محبوب‌ترین فرماندهان لشکرهای سپاه در جنگ بود. شهید کاظمی یکی از فرماندهان برجسته و بزرگ سپاه بود که سی سال تجربه تدبیر و اقتدار در اندیشه و عمل را پشت سر نهاده بود.
- معمولاً فرمانده لشکرهای ما در جنگ علاوه‌بر قدرت فرماندهی و کنترل و هدایت و تلاش برای غلبه و پیروزی بر دشمن، هر کدام به دلیل تخصصی که دارند و رشدی که کرده‌اند در یکی از ابعاد نظامی و در یک رشته به‌خصوصی بیشتر مسلط و متخصص هستند. مثلاً یک فرمانده لشکر در رسته پیاده خیلی ورزیده است. فرمانده لشکر دیگری در امر زرهی بسیار مسلط است و دیگری بر توپخانه. ولی احمد کاظمی در خیلی از تخصص‌های مورد نیاز جبهه و رسته‌ها مهارت داشت مانند لجستیک، پیاده زرهی و مکانیزه آبی - خاکی، اطلاعات، شناسایی و ادوات. 
- احمد بهترین طراح عملیات بود و با طرحی که می‌داد زمینه در هم شکستن دشمن را برپایه اطلاعات صحیح از دشمن فراهم می‌ساخت.
- احمد کاظمی دور بچه‌های لشکر، بسیجی‌ها، سپاهی‌ها و جهادیان می‌چرخید. در تعمیر و نگهداری تجهیزات، ابزارها، سلاح‌ها و توزیع عادلانه امکانات و تدارکات بموقع، بی‌نظیر بود. روی همه این موضوعات و نحوه به‌کارگیری نیروی انسانی و ابزار، محاسبه‌های دقیق می‌کرد و به‌خوبی از امکانات و ابزار در خدمت نیروها علیه دشمن استفاده می‌کرد.
- سادگی، خلوص، تواضع و فروتنی او باعث شده بود که در قلب رزمندگان و بسیجی‌ها جا داشته باشد. 
- احمد با صداقت، خلوص، شجاعت و تدبیری بی‌مانند، خویشتن را در خدمت به ولایت و ایران اسلامی مستحیل و ذوب کرد و 28 سال خستگی‌ناپذیر و بی‌وقفه در قالب یک فرمانده مجاهد و عارف کوشید. عشق و خدمت به ولایت و نظام اسلامی بر روح او مسلط 
بود.

Image result for ‫گل لاله‬‎